زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

شرکت در مراسم چهلم والده حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی

تُعِزُمن تشاء



روز پنجشنبه 24 اردیبهشت، روز چهلم مادر حجت الاسلام آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران بود، منهم در شهر اردکان بر سر مزار آن مرحومه شرکت کردم ؛ چه بسیار که از یزد و اصفهان و تهران و دیگر شهرها، آمده بودند، برادران گرامی ایشان و خانواده های محترم تابش و دیگر وابستگان همه بودند، استقبال بی نظیری از آفای سید محمد خاتمی به عمل آمد، شعارها همه برای سلامتی او بود، شب نیز در مسجد بزرگ شهر اردکان مراسمی با سخنرانی حجت الاسلام مجید انصاری انجام گردید که مورد توجه مردم قرار گرفت و جمعیت بسیاری حضور داشتند، در نشست دوستانه ای که با ایشان و نزدیکانشان داشتم ، جناب خاتمی را یکی از محبوبترین چهره های روحانی کشور گفتم و اینکه اگر انتخابات مجلس از هر لیستی حمایت داشته باشند ، قطعا کاندیداهای آن لیست برنده خواهند شد و اکثریت مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و واقعا مشاهده می شود که هر چه معاندان و مخالفان ،فشار را بیشتر کنند بر محبوبیت جناب خاتمی افزوده می گردد.
گر هنرمند از اوباش جفایی بیند                                     تا دل خویش نیازارد و درهم نشود 
سنگ بد گوهر اگر کاسه ی زرین بشکست                         قیمت سنگ بیفزاید و زر کم نشود     (سعدی)

خدایش موفق دارد.
فضل الله صلواتی

رسالت روزنامه نگاری

رسالت روزنامه نگاری


خبرنگاران و روزنامه نگاران چشم و گوش جوامع آزاد و حکومت‌های مردم سالار هستند، حقایق آشکار و پنهان را بشناسند و در معرض دید عموم قرار دهند.

بدی‌ها، بدخلقی ها، ناتوانی ها را گوشزد کنند، اشتباهات را بنویسند، راهنما و راه‌گشا باشند، یار مسئولان و دست توانای حکومت در میان مردم و فریاد مردم در برابر حاکمان به حساب آیند.

حق را باید گفت اگر چه تلخ باشد، اگر قرار است حقیقت‌ها گفته نشود و همیشه مسئولان و مدیران نورچشمی و خلدآشیان و جنت‌مکان! باشند، پس دیگر نشریات و خبرنگاران به چه دردی می‌خورند؟

مقداری خبر دست چندم و چند نکته‌ی علمی، ادبی و هنری از کامپیوتر، تعدادی شعر از شاعران و مطالبی از ادیبان، اینها که به گاو گوسفند کسی زیان نمی‌رساند و فریادی نیست که به جایی برسد و قلمی نیست که آگاهی بیافریند، کاسبی می‌شود که هر چه مشتری می‌خواهد برایش فراهم می‌کند و یا برای مشتری سفارش می‌دهد، حق با مشتری است، اوست که تعیین کننده‌ی بازار و عرضه و تقاضاست.

پس رسالت روزنامه نگاری و ایمان و تعهد در کجا جای دارد؟ این که رکن چهارم دموکراسی نمی‌شود، ارگان و بلندگوی یک حزب یا یک اداره است، اخبار همان اداره را مثل بولتن‌ها می‌نویسد، اگر مثلا با پول شهرداری یا استانداری و یا نهاد نظامی اداره می‌شود سعی می‌کند انتقادی به آن نهاد نداشته باشد و همه‌اش تعریف و تمجید و ژاژخواهی، و اگر آن اداره یا نهاد مخالفی پیدا کرد شمشیر را از رو می‌بندند و با دروغ و تهمت و آشکار کردن نقطه ضعف‌ها فریادها بر میآورد که چه کرده‌اید و چه می‌کنید و چرا به رئیس ما انتقاد کرده‌اید؟ آیا نباید دکانداران مقتدر، مسلح و پولدار را مورد انتقاد قرار داد؟ کسی که برای خودی‌ها پارس می‌کند، و برای خوش خدمتی و گرفتن پول بیشتر، به اهانت به مخالف‌ها می‌پردازد و تملق و تعریف را را به اوج می‌رساند دکان‌دار مفلوکی است، هر کاسب دکان‌داری، باید کالای خود را معرفی کند، ویترین مغازه‌اش را بیاراید، به مشتری‌های هر روزه احترام فوق‌العاده بگذارد و برای هر کدام خط قرمزی در نظر گیرد، با لبخند جذب مشتری کند و پول بیشتری به جیب بزند، روزنامه نگار با این روش و از این سنخ همانند کارگران روزمزد است که در سر چهارراهها بسیارند و هر روز هم بیشتر می‌شوند، آن‌ها پولی می‌گیرند و برای شما کار می‌کنند، هر کاری که شما داشته باشید، این یکی آجرها و شن‌ها و سیمان‌ها را جابجا می‌کند و اگر به جای بیل، قلم در دستش بگذارید، همان املایی را که شما دیکته کنید او می‌نویسد، از خودش ایده و تفکری ندارد، متنی وجود ندارد که اظهار نظری کند، اینها که حقایق را نادیده می‌گیرند و یا زیر پا می‌گذارند، خدایشان پول است و شهرت و رسیدن به مقام‌های باندی و حکومتی، با سیل می‌آیند و با سیل می‌روند، جنس و خاشاکی در مسیر بادهای طوفانی هستند، نه مسئولیتی و نه تعهدی، و نه انسانیتی! کاسب‌ها نهایت سعی را دارند که با زیبا کردن دکوراسیون و نظافت مغازه، فروشنده زیبا و آراسته، خوش برخورد و خوشاخلاق و جنس خوب به مشتری دادن، او را نگهدارند، تا جای دیگری نرود، آیا متملّقان و فرومایگان هم جنس خوب به مردم می‌دهند؟  و یا آتش جهنم را به اربابان خود هدیه می‌دهند؟ به آن‌ها می‌باورانانند که کارهایشان خوب است و اقداماتشان مشعشع!

این گروه‌های متملق و بدون شخصیت، آیا خود را در برابر خدا و مردم و آینده و تاریخ مسئول نمی‌دانند؟ که افتخارشان آن بوده که از کسی تمجید کرده‌اند که پائین‌تر از خودشان بوده، فقط پول بیت‌المال را به عنوان هزینه‌های فرهنگی در جیب آن‌ها چپانده؟ کدام مجتهد مستقلی این درآمدها را حلال می‌داند؟ درتاریخ روزنامه‌نگاری ایران، آیا: صوراسرافیل، دکتر حسین فاطمی، کریم‌پور شیرازی، امیرقلی امینی و آیا ... آن‌ها هم چنین بوده‌اند؟ یا آنکه جان بر سر عقیده و مرام خود گذاشته‌اند؟ و روی حق ایستادگی کرده‌اند و به خلق ایران آگاهی دادند تا پایانی نیک پیدا کردند.

تا وقتی امکان قدرت گفتار است باید حق را گفت،  تا هنگامی که امکان نوشتن هست، باید نوشت، تا هنگامی که نشریات فله‌ای تعطیل نشده‌اند توسط افراد معلوم‌الحال که پرونده‌هایشان به جرم دزدی و اختلاس در دادگستری مطرح است، باید منتشر کرد.

آنها یک روز 18 مجله و روزنامه را فله‌ایی تعطیل کردند که مبادا دزدی‌هایشان بر ملا شود. آنقدر غرور و تکبر داشتند و خود را حاکم علی‌الاطلاق می‌دانستند، که هر ظلمی از دستشان ساخته بود انجام می‌دادند، و امروز می‌بینیم که با چه بدبختی و دریوزگی، به پای این و آن می‌افتند که آبرویشان بیش از پیش نرود، و به عنوان دزد درس خوانده و لباس شیک پوشیده در جامعه مطرح نشوند، بدا به حالشان اگر دزدی در شب یک آفتابه‌ای! یا قطعه طلائی را می‌دزدد، اینها روز روشن بیت‌المال همه ملت را دزدیده‌اند، در این دنیا سرنوشت  امثال آریالای کردن در انتظار آن‌هاست.

باش تا صبح دولتش بدمد                        کاین هنوز از نتایج سحر است

اینها با این همه پول حرام چه می‌کنند؟ جواب زن و فرزندان خود را چه می‌دهند؟ آیا فرزندانشان در مدرسه و در دانشگاه و در اجتماع سر به زیر نیستند؟ که به ناحق می‌خورند و می‌آشامند و به عشرت می‌گذرانند و بورس تحصیلی می‌گیرند و شغل‌های نان و آبدار دارند!؟ و برای اجرای کارهای حرام هدیه! (رشوه) می‌گیرند، خدایمان هدایت فرماید.

باید نویسنده و روزنامه‌نگاری باشیم که به خاطر مردم و برای مردم، برای نهادینه کردن عدالت و آزادی بنویسیم، حق را رها نکنیم حتی اگر به اسارت و یا به فیض شهادت رسیدیم، فرزندان ما افتخار کنند که پدرانشان دزد و دروغگو و دغل‌کار و خورنده اموال بیت‌المال نبوده‌اند، به حق گفته و به حق نوشته‌اند.

امید که بتوانیم رسالت مطبوعاتی خود را آنسان که شایسته است انجام دهیم و عمر را با سربلندی و افتخار به پایان بریم .

و من الله توفیق

فضل الله صلواتی صاحب امتیاز نشریه «نوید اصفهان»


و از بنیانگذاران انجمن صنفی روزنامه نگاران استان اصفهان- نوروز 1394

 

 

پیام تسلیت به حجت الاسلام کروبی

حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی کروبی سلمه الله تعالی
     درگذشت گرامی برادرتان مرحوم مغفور حجت الاسلام حاج شیخ حسن کروبی را به حضور آن جناب و دیگر بازماندگان تسلیت گفته و برای همگان آرزوی صبر و اجر دارد ، امید است در سال جدید سوء تفاهم ها بر طرف گردد و آزادی یاران مخلص امام رضوان الله علیه را ناظز باشیم .
فضل الله صلواتی / اصفهان 93/12/21

تبریک برای انتصاب سردار اشتری به عنوان فرمانده نیروی انتظامی کشور

پیام تبریک به سردار اشتری فرمانده نیروی انتظامی
ادامه مطلب 
ادامه مطلب ...

هفته نامه- نشریه نوید اصفهان


نشریه نوید اصفهان


از انتشار تا توقیف


( اسامی و تصاویر همکاران، کارکنان و نویسندگان )





گوشه ای از فرایند انتشار، به همراه خاطرات تلخ و شیرین و سراسر تجربه 10 سال انتشار «هفته نامه نوید اصفهان»



وحید صلواتی - تابستان 1398


برای خرید کل مجلدات نشریه نوید اصفهان با شماره: 09133141838 تماس حاصل فرمایید


بی شک انتشار هفته نامه نوید اصفهان، طی ده سال (در دهه پر فراز و نشیب70) بخشی از گذشته تاثیر گذار و مهم حوزه رسانه و عرصه اطلاع رسانی در شهر اصفهان بوده است، کافی است مجلّدات و عناوین منتشر شده در این هفته نامه را مروری داشته باشیم، که خود تاریخی گویا از وقایع کشوری و استانی در آن سالها بود که شوربختانه در سال 1377 توقیف شد در همان زمان «روزنامه سلام» از بهمن ماه سال 1369 تا تیرماه 1378 به مدیرمسئولی سیدمحمد موسوی خوئینی ها و سردبیری عباس عبدی در تهران منتشر می شد که می توان به جرأت گفت که هر دو نشریه با استقبال گسترده مخاطبان در دوران انتشار خود مواجه شدند.

 

اما ایده انتشار نشریه نوید اصفهان از جلسات سیاسی – مذهبی جناب آقای دکتر فضل الله صلواتی کلید خورد، و امتیاز هفته نامه را ایشان در اواخر دوره نمایندگی مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی در سال 1363 با هدف اطلاع رسانی و ارائه مقالات و اشعار: سیاسی،‌ اجتماعی، انتقادی و ارتقاء جایگاه فرهنگ مکتوب  در شهر اصفهان اخذ کرده بودند (که همگان شاهد بودند که تا پایان انتشار، انجام این رسالت را صادقانه و دلسوزانه، به خوبی ایفا شد)، اما امکانات برای راه اندازی و انتشار فراهم نمی شد.

در یکی از جلسات دوره‌ای، دوستان و علاقمندان ایشان تحریریه ای بنا نهادند و هر کدام به نسبت تخصص و نوع فعالیت، انجام گوشه ای از کار را متقبل شدند و به صورت پاره وقت همکاری را آغاز کردند و با توجه به اینکه در آن سالها تفکر جهادی، اعتقادی بیشتر حاکم بود، کار انتشار نشریه بدون چشمداشت مالی آغاز شد.

پیش شماره نمونه در دیماه 1366 منتشر شد، شماره نمونه بهمن 1366 و شماره 1، اسفند 1366 یعنی در سال 1366 سه شماره منتشر شد که رایگان از طریق پست، به اکثر ارگانها، آموزش‌گاهها و مقامهای محلی و کشوری و اشخاص ارسال شد و بازخوردهای خوب آن باعث شد که کار جدی‌تر دنبال شود.

بدین ترتیب واحدی در قسمت اداری بازار افتخار واقع در خیابان چهارباغ،‌ ‌طبقه چهارم،‌ شماره 111 اجاره شد که انجام فرایند انتشار از خردادماه سال 1367 تا  بهمن ماه 1369 در این مکان انجام می شد.

کار تهیه و تنظیم، تماما به صورت دستی و با ماشین تحریرهای قدیمی آغاز و به زودی یک دستگاه تایپ برقی با مارک «فاسیت» خریداری گردید که مجهز به (پاک کن حروف) نیز بود.

از آبان ماه سال 1367، با حضور آقای همایون مجلسی (متولد1318) که از مدیران اولیه رادیو اصفهان به هنگام تشکیل آن سازمان و بازنشسته در اداره جهانگردی، سازمان فرهنگ و ارشاد اسلامی، کار نظم بهتری گرفت، با توجه به اینکه همسرشان سرکار خانم شهلا نوربخش در اداره ارشاد مشغول کار بودند، تحولی در صفحه آرایی، نظم در انتشار، اختصاص آگهی های دولتی به نشریه به وجود آوردند و تدریجا و بیشتر به واسطه جایگاه شخص آقای دکتر صلواتی نویسندگان خوبی برای همکاری با هفته نامه اعلام آمادگی کردند.

به خاطر کمبود امکانات، سعی می شد برخی اشعار را با خط خوب و  سخنان مقامات کشوری و تیترهای مقالات را از طریق حروف برگردان (لتراست)، یا کپی و بزرگ و کوچک کردن با دستگاه زیراکس یا دست خط های فانتزی در صفحات لی‌آت، مونتاژ کنند، مطالب پس از انتخاب توسط گروه تحریریه، چند مرحله ویراستاری، تیتر، سوتیتر و لیدگذاری می شد و پس از ماشین نویسی و نمونه خوانی، روی میزهای نقشه کشی روی کاغذ بزرگی با چسب ماتیکی تنظیم و مونتاژ می شد و نهایتا جناب مدیر مسئول با حضور و مطالعه، اصلاحی نهایی را یادآور می شدند و پس از ویرایش، کار جهت تهیه فیلم و زینک به لیتوگرافی ارسال و پس از آماده شدن زینک‌ها برای انتشار به چاپخانه ارسال می گردید، در مقاطعی هم به خاطر کمبودها یا فشارهای برخی گروهای مخالف و معاند، صفحات را در استوانه های فلزی برای انتشار به تهران ارسال و روزبعد از ترمینال یا فرودگاه تحویل و توزیع می شد.

در آن سالها و با توجه به شرایط کشور کمبود یک نشریه مردمی به شدت احساس می شد، بدین تریب از همان آغاز «نوید اصفهان) جایگاه خود را در میان مخاطبان باز کرد و تیراژ آن روز به روز بیشتر می شد.

بنده نیز در اوقات فراغت به همراه تعدادی از هم کلاسی ها،‌ در روزهای «طرح کاد» (درسی بود برای انجام کارهای عملی مورد علاقه دانش آموزان) با هفته نامه همکاری را آغاز کردیم و هنگام تابستان به اتفاق همان دوستان همکلاسی، در دفتر هفته نامه حضور پیدا می کردیم، که بعدها کادر اصلی تحریریه را همین دوستان که تعدادی از دبیرستان شهید مفتح (ناحیه 2- اصفهان) بودند تشکیل دادند.

از بهمن ماه 1369 دفتر نشریه به خیابان چهارباغ پائین، روبروی ورزشگاه تختی ساختمان بدر،‌طبقه اول منتقل شد، ‌که چون مصادف با رهایی اسرا جنگ تحمیلی بود،  دفتر ستاد رسیدگی به امور آزادگان به مدیریت حاج اصغر کلانی هم در کنار آن تشکیل شد که در طول فعالیت تعامل خوبی در میان شکل گرفت.

با ورود کامپیوتر در عرصه نشر، تحول خوبی در همه رشته ها و به خصوص مطبوعات و انتشارات پیدا شد، بنده نیز با سفر به تهران ضمن آموزش سریع کامپیوتر، با نرم افزارDOS و واژه پردازMLS  آشنا شدم، که البته کارکردن با آن مشکل بود، دیر نپایید که نرم افزار دیگری که منوهای فارسی داشت «زرنگار» کار را در حوزه نشر آسان تر کرد، ‌اما ما همچنان با نرم افزار اولیه کارمی کردیم، بدین ترتیب یک سیستم 286 و پرینتر خریداری و کار به شیوه نوین ادامه پیدا کرد.

بدین ترتیب در 26 تیرماه 1370، نخستین تیترگذاری را به جای استفاده از حروف برگردان، لتراست، به وسیله کامپیوترانجام دادیم با تنوع فراوان که آن هنگام برای همه کارکنان و نویسندگان اقدامی جالب بود، طبیعتا به خاطر ناآشنایی، و تازگی، ابتدا مقاومت هایی در استفاده از آن به عمل آمد، اما به زودی همکاران ماشین نویس و تحریریه به تنوع و آسانی و سرعت فوق العاده در ویرایش پی بردند. و تنوع حروفها(فونت) نویسندگان را متحیر کرده بود و هر کس سفارش انتخاب حروف خاصی را برای مقاله‌اش داشت!

به خاطرمشکلات مالی، کمبود و گرانی کاغذ و فیلم و زینک، شرایط خیلی سخت شد و دیگر قادر به پرداخت اجاره بها دفتر نبودیم، حتی جناب دکتر صلواتی از حقوق شخصی برخی مخارج را پرداخت می کردند،‌ لذا اجبارا دفتر را به خانه ای متروکه در خیابان احمدآباد، کوچه شهید توانا (پاقلعه - تاج) انتقال دادیم و مجددا به مکانی روبروی ورزشگاه تختی! و سال پایانی دردفتری واقع در میدان احمدآباد ابتدای خیابان جی منتقل (در این دفتر هفته نامه در سال 1377پلمپ وتعطیل شد!) و کار ادامه پیدا می‌کرد،‌ به طور قطع شهامت و سخت کوشی تحسین برانگیز صاحب امتیاز و مدیرمسئول به همگان انرژی فوق العاده ای برای ادامه کار می داد.

همزمان با انتشار هفته نامه، به جهت فقدان نیروهای کارآزموده، کارکنان دوره های فشرده خبرنگاری و روزنامه نگاری را گذراندند، (در آن سالها کلاسهای آموزشی زیادی در این زمینه وجود نداشت) و از اساتید خوبی چون: مرحوم محمدرضا سقفیان، استاد عبدالحسین جعفری و نویسندگان و شعرا بهره می گرفتیم.

پس از استعفای آیت الله عظمی منتظری از قائم مقامی رهبری و پیش آمدن مباحث سیاسی، آهنگ حرکت نشریه با مشی عدالت طلبی پیش رفت، البته پیش از آن برخی افراطی، نسبت به انتشار برخی آثار مرحوم دکتر شریعتی هم واکنش‌هایی نشان می‌دادند!

 

اواخر سال 1371 با ارائه مقالات دلسوزانه انتقادی و ابراز نگرانی ها از انواع برخوردها با آیت الله عظمی منتظری و دیگر مصلحین و انقلابیون منتقد، برخی به خاطر خطرهای احتمالی ترک همکاری کردند.

بعد از تعطیلات نوروز 72 و همزمان با شرایط سیاسی روز، انتشار با ممانعت ها و دشواریهایی همراه شد،  و با کمترین امکانات چراغ را روشن نگاه داشتیم، بنده چون به تایپ، ویراستاری و صفحه آرایی مسلط بودم، از ساعت 16 که اخبار استان پخش می شد، خبرها را ضبط و تنظیم می کردم، اخباری را که خبرنگاران خودمان ارسال کرده بودند را هم تایپ کرده و در کنار تصاویر و مقالات روی صفحات به صورت دستی مونتاژ می کردم و تا نزدیک صبح دیگر برایم رمقی نمانده بود، پدرم آقای فضل الله صلواتی اول وقت برای ویرایش و اصلاحات، نظرات نهایی را اعلام می کردند، پس از اعمال نقطه نظرات ایشان، نشریه را به مرحله چاپ آماده می کردم، چون در اصفهان در یک مقطع زمانی لیتوگرافی ها و چاپخانه ها به بهانه های مختلف و تهدید گروههای فشار، از انتشار نشریه خودداری ورزیدند، شبانه صفحات را بسته بندی کرده و به تهران می بردم، (هنوز سطر سطر و تصاویر آن نشریه در خاطرم هست)، هفته نامه را جهت چاپ به انتشارات روزنامه اطلاعات سپرده و فردای آن روز بسته های چاپ شده را از ترمینال تحویل می گرفتیم و ظرف همان یکی دو روز تمام نشریات به فروش می رفت و فصل جدیدی در کار ما پیش آمده بود.

در اواسط سال 1373 با کمترین امکانات و بیشترین فشارها، کادر تحریریه را با جوانان و دوستان علاقمند، تکمیل و تقسیم وظیفه کردیم و البته تهدیدها و فشارها توسط گروه های خودسر و وابسته، به موازات فعالیت فرهنگیمان ادامه داشت، چند بار چماقداران به دفتر نشریه و به خانه مسکونیمان حمله کردند، سنگ می پراندند، شعار می‌نوشتند، شرایط رعب وحشت می‌آفریدند، شعار می دادند، شیشه های دفتر را می شکستند، فحاشی می کردند، در دانشگاه مزاحم بچه ها می شدند، تهمت و بهتان می زدند، تلفنی تهدید می کردند، اما دیگر کار دست به دست می چرخید و منحصر به شخص نبود و هر کس که نبود دیگری ادامه کار انتشار را دنبال می کرد.

خبرنگاران، شعرا، عکاسان و  نویسندگان نه تنها انتظار مالی نداشتند، گاهی با پاکت میوه یا جعبه شیرینی به دفتر می آمدند، بعضی شعرا برایمان در حین کار شعر طنز می خواندند،  یا با خودرویشان با همراهی بچه ها در فرایند تولید و توزیع همکاری می کردند، یا برخی امور دفتری را به انجام می رساندند، علاقمندان و دلسوزان به کشور می‌خواستند این چراغ در اصفهان روشن بماند، تمام آن روزها پرخاطره و فراموش نشدنی بودند، بعدها بسیاری از همکاران و همراهان در این هفته نامه که کار روزنامه نگاری را با این هفته نام آغاز کردند، در اصفهان یا شهرهای دیگر خود مسئولیت یا دبیری روزنامه ای را بر عهده گرفتند و با نشریات مختلف همکاری کردند و یا جزو مدرسین حوزه ارتباطات و روزنامه نگاری شهرمان شدند.

«نویداصفهان» به نشریه ای متفاوت و خواندنی بدل شده بود، از همان ابتدا مقالات مذهبی، تحلیل های سیاسی، انتقادهای سازنده و طنز، جلوگیری از نشر شایعه، حمایت ازعدالت خواهی وآزادی و اسلام و وطن دوستی و دیندای و مردم داری، پرهیز از ظلم ستیزی، تورم و گرانی، عدم اتخاذ مواضع یک سویه، برخورد با رانت خواری و ثروت اندوزی ناصواب، از مشی آن بود و بدین ترتیب جایگاه ویژه ای در بین نشریات کشور به دست آورد.

حضرت پدر از اینکه چاپ آگهی های انحصاروراثت و تأسیس شرکت و... بیشتر می شد و صفحاتی از نشریه را اشغال می کرد، ابراز ناراحتی کردند، چاره ای نبود، باید مخارج را به نوعی در می آوردیم، تیراژ نشریه به سرعت بالا می رفت هر چند از فروش درآمد زیادی عایدمان نمی شد، سازمان آگهی های تجاری را هم تشکیل دادیم، به خاطر مشی سیاسی روزنامه، برخی با احتیاط آگهی می دادند! برخی هم از سر رغبت و خلاصه به نقطه ای رسیدیم که فقط می توانستیم هزینه های جاری و حقوق مختصر و بیمه کارکنان را تامین کنیم و چند ماه یک بار مبلغی به نویسندگان پرداخت می شد که معروف بود به «هزینه قلم و کاغذ و کرایه تاکسی»!

 

در سالگرد انتشار نشریه، کارکنان و نویسندگان و عوامل فنی گرد هم می آمدند و ضمن تقدیر و تشکر از زحمات همه، مسائل شهر و کشور و استراتژی انتشار شماره های بعدی به بحث و مذاکره گذاشته می شد.

در سال 1377، نشریه از سوی دادگاه ویژه روحانیت! تا تعیین تکلیف نهایی توقیف موقت شد و پیگیری هامان بی نتیجه ماند و علی رغم پیگیری خوانندگان و دوستداران، با شرایط به وجود آمده دیگر توان ادامه کار را در خود احساس نمی کردیم.

با گذشت بیش از 20 سال، گاهی که به مجلدات صحافی شده هفته نامه نیم نگاهی می اندازم، یاد و خاطره بزرگ زنان و مردانی برایم زنده می شود که بدون چشم داشت مالی برای شهر و کشورشان قلم می زدند و این مهم را بزرگترین رسالت خود می دانستند، بسیاری از آنها امروز در میان ما نیستند اما آثار، یاد و خاطره ها باقی مانده است. بودند از مسئولین و علما که با این که انتقاداتی متوجه شان بود، در برخی محافل سپاسگزاری از کارکنان شرکت می کردند و تشویق می کردند.

نویسندگان مطرح استان اصفهان و کشور مطالب خود را از سر شوق ارسال می کردند، تعدادی ستون مخصوص خودشان را داشتند که درخشش خاصی داشت، از این میان، سرمقالات سیاسی استاد فضل الله صلواتی بعضا دردسرساز می شد، نوشته های استاد عباس نصر پرمخاطب بود، ستونهای ثابت: "گذری به چین"، "آخه چرا؟"،  "از این ستون به آن ستون در مطبوعات"، "شعرهای طنز"، "همه جا رخصت" و.... بسیار مورد توجه قرار می گرفت، که در فرصتی بیشتر به آن خواهم پرداخت.

 

همکاران روزنامه نوید اصفهان در مدت نه سال انتشار

تعداد زیادی از خانمها و آقایان فرهیخته و دانشمند با این نشریه همکاری داشتند از همه آنان تشکر و سپاسگزاری داریم.

از جمله نویسندگان، شعرا، مترجمین، عکاسان، خبرنگاران و گروه تحریریه، فنی و خدماتی که بیشترین آثار، نامه ها و یا همکاری را داشتند می توان از عزیزان زیر نام برد:

 

روانشاد علامه محمدتقی جعفری (مقالات فلسفی – عرفانی)، مرحوم آیت الله آذری قمی(سیاسی، مذهبی)، مرحوم آیت الله طاهری اصفهانی، استاد محمدرضا حکیمی،  روانشاد استاد محمد مهریار، مرحوم دکتر سیدمحمدباقر کتابی، مرحوم استاد سیدمصلح الدین مهدوی، استادیوسفی اشکوری، مرحوم فضل الله مطیعی، عباس نصر (مطالب روز، سیاسی و انتقادی)، حجت الاسلام والمسلمین محمود صلواتی، دکتر علی مدرسی(نوه آیت الله شهید مدرس)، سیدحسین مدرسی اسفه ای، اسدالله بقایی(یادداشتهای سفر هند)، محمدرضا صافیان اصفهانی، مرحوم استاد عباسعلی برهانی پور، مرحوم دکتر سیدحسن حسینی ابری، دکتر رحمت الله خالقی، مرحوم حجت الاسلام عمید زنجانی، روانشاد دکتر محمد مهذب، محمد برهانی پور، استاد محمد فولادگر، مرحوم استاد سیدمحمد صمصامی، مرحوم دکتر ابوتراب نفیسی، حجت الاسلام محمدنصراصفهانی، محمود گودرزی(ستونهای حقوقی و فقهی، حافظ شناسی، آئین استنباط)، استاد حسنعلی زهتاب، حاج احمد مراتب، عباسعلی بقایی، مرحوم نوروز جمشاد، مصطفی مسکین، سیدمحمد فرزانه قهفرخی، عبدالحسین رسولی، محمود عندلیب، محمدنحوی، سیدعبدالحسین جزایری، مختار استکی، غلامحسین صرامی(دانشگاه اصفهان)، اسماعیلی اولیایی، محمد قاسمی هاشمی(سیر تاریخی مدح و مرثیه، عاشورا در شعر و ادب فارسی)، مرتضی باباصفری(رهنان)، مهرانگیز کوفگر، استاد جعفر شیخ الاسلام، مصطفی لاهیجانیان(ستون حرف بی حساب)، احمد صرامی، رضا جدیدی(مقالات مذهبی و سیاسی)، اصغر فولادگر، محمود سلطانی (چهارشنبه بازار)، روانشاد محمدرضا ثقفیان، روانشاد ساسان سپنتا، بهروز شجاعی، هرمز فرهادی بابادی(اهواز)، رضا نظری-حاجی مهابادی(مقالات مذهبی و اجتماعی)، حسن فایضی، حسین طباخیان (مطالب ورزشی)،  هادی زواره(اجتماعی، داستان)، محمدرضا شکرالهی(نویسنده حوزه بین الملل و سیاسی و گاه سرمقاله های نشریه)،  علی صرافیان(مطالب سیاسی، تاریخ معاصر)، روانشاد عباس نوایی (با مقالات انتقادی آخه چرا!؟)، ابراهیم ایرانپور (خبری، تحلیلی) هوشنگ ترکان، اکبر رضی زاده، سیدعلی اکبر نوری زمان آبادی (طنز از این به آن ستون در مطبوعات) علیرضا عطایی (ادبی – اجتماعی و سیاسی)، بهراد بهشتی، فریده معتکف، ایرج ناظمی، دکتر محمدرضا عسگرانی، هوشنگ مظاهری، ابراهیم مظاهری، غلامرضا نصرالهی (مباحث تاریخی)، محمد نصرالهی، سحر نمازیخواه (اخبار و مطالب سیاسی، اجتماعی)، فرید صلواتی(اخبار و مطالب هنری)، جلال جعفری(نویسنده مقالات حوزه پرواز)، نیکی آزاد، غلامحسین حاجیان(استاد ورزش جودو)، حسن حق شناس، نفیسه واعظ، فتح الله حنیف زاده، فرزانه احمدی، محمد صمدانی، سیدمحسن خزا(خیام زاده)، سید امیر مسعود شهرام نیا، علی شفیعی نیک آباد، رسول فرقدانی، محمد سهیلی پور، محمود سارنگ، حمید حمیدی، مرتضی امیری جرقویه، حسین خسروی، علی رضا غفرالهی، دکتر علی راعی(سردبیر نشریه صدا و نمایندگی روزنامه سلام در اصفهان)، عبدالحسین جعفری(روزنامه اطلاعات)، محمد قسامی، مصطفی پورسینا، نوید حقیقت، سید وحید صابری(عارف)،‌ امید رهایی، احمد کامرانی فر،  بهروز باقری، حسین امیدزاد، مرحوم محمدتقی هاشم زاده(مطالب ورزشی، گروه کوه نوردی)، مرحوم عطاءالله ابطحی، مرحوم اکبرخانی، روان شاد محسن گلشنی، اصغر خادمی و...

از جمله شعرا:

مرحوم حاج احمد غفورزاده (استاد طلایی، با شعرهای جدی و طنز بسیار زیبا)، روانشادعلی غفورزاده (قیام)، روانشاد عباس احمدی، روانشاد استاد اصغر خواسته، عباسعلی ترابی، سیداکبر سجاد (هشیار اصفهانی)، محمود وزنه (ضامن اصفهانی)، نعمت الله خضری رهنان(کاوه)، سیدمرتضی محمدی نژاد (کهتر)،  مرحوم استاد اکبر جمشیدی، استاد مصطفی هادوی فر(شهیر)، استاد مرتضی هادوی فر(نامی)، صغری زادهوش(صغری)، عبدالعلی خسروی (قائدبختیاری)، حاج رضا صدریان (زرفشانی)، پیمان خواجوئی اردستان، لطف الله خواجوئی (لطفی)، احمدشریعتی (بیدار)، غلامرضا کلانتر هرندی، مرحوم فضل الله اعتمادی (برنا)، حسن بهنیا (متین)، محمد منانی (منان)، بهرام سیاره (پریش) شهرضا، علی اصغر زعفرانی (سرخوش کرمانشاهی)، رضا شاه زیدی(زیدی)، مهری اذانی، دکتر نیکو همت، محمداسماعیل روحانی قهساره، کاظم زاده عطوفی و...

محمدرضا معتمدی(مترجم)، امیرفیروز رهنما (مترجم)، مسعود رحمانیان(مترجم)

 

همکاری دوستان عزیز در بخش فنی، تحریریه و خبر:

سید مهدی آل صاحب فصول، علی محمد یزدانی، جمشید شهبازی، سجادیه، نیلی پور، فرنیا، وحیدصلواتی، همایون مجلسی، مرتضی عربی، محسن فارغ، حاجی مهابادی، علی شاه جوان، سیدمهدی روحانی، محمد خالقی، ابوالقاسم اشرف خراسانی، حسین احمدی (دوقلی)، رضا حیدری، محمد اسماعیلی، رضا کیوانفر(مدیر چاپ خانه کیوان)، محسن کیوانفر، کامران باقری، مهدی انصاری پور و مجتبی تابان مهر(لیتوگرافی ناهید، چهارراه تختی)، منوچهر اسلامیان (همکار فنی و مدیر نشر غزل)، فاطمه احمدزاده، پیمان افنداک (کاریکاتور)، ناصر گودرزی (کاریکاتور)،  بختیار(عکاس)، شیرازی (عکاس)، عباس فلاح (سرویس عکس)، مرتضی پورموسی(عکس)، محمدرضا محمدزاده، شهاب اکبریان، کورش معین، امیرحسین ربانی، نویدصلواتی، علی دهقان پور، حمید راستی، حسین بخشی دستگردی، علی زراعتی، محمد مسجدی، ابراهیم اسفندیاری، آمنه جعفری یگانه، جوشقانی، جباری، مجید کوهی، فلک دوست، مهندس کاظمی، مهدی طباطبایی، ایرج ماهرانی(سرباز ستاد) ، نجیمی (سرباز ستاد) .

تحریریه و فنی، سرکارخانمها: مهری فروغی فر، محبوبه قدمی، فاطمه نظری، میترا زارعان، وزنه، ناطق، مریم فایضی، فهیمه راجی، ایران عظیمی، میرشیری، نوشین چای چی و...

اخبار شهرستان: سعید صدری(کوهپایه)، محمدکاظم زاده (قهدریجان)، رجبی (کاشان)، فرزانیان (نائین)، دهقانی(زازران)، توسلی و سلیمانی(زرین شهر)، کاویانی و طلائی (نجف آباد)، سیدولی الله صمیمی (اردستان)، نفیسی تبار (هرند) و...

در این فرصت از همه عزیزان تشکر می شود و امید آنکه در هر مکانی هستند، شادمان و بانشاط و عاقبت به خیر گردند و به روان آنان که در میان ما نیستند درود می فرستیم و برایشان طلب غفران الهی را داریم.

والسلام


وحید صلواتی - تابستان 1398


 روزنامه نوید اصفهان - هفته نامه نوید اصفهان  - نشریه نوید اصفهان


تصاویر نویسندگان

 

صاحب امتیاز و مدیر و مسئول:  فضل الله صلواتی 

سردبیر: وحید صلواتی 

 

تصاویر کارکنان، نویسندگان و شعرای روزنامه - نشریه نوید اصفهان طی سالهای انتشار 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بانوان خبرنگار و فنی و تحریریه نشریه نوید اصفهان

سرکار خانمها:

مهری فروغی فر،‌نفیسه نظری،‌ وزنه، مریم فایضی، محبوبه قدمی، سحر نمازیخواه،‌ فهیمه راجی، ناطقی،‌ میترا زارعان،‌ محمدی و...

- - - - - - - - - -

دکتر فضل الله صلواتی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول



 نمونه صفحه نخست، اولین پیش شماره نشریه نوید اصفهان آذرماه سال 1366


نمونه نشریه رنگی نوید اصفهان 10 شهریورماه 1372


آخرین شماره منتشر شده «نشریه نوید اصفهان» و توقیف غیرقانونی  8 مهرماه 1377


ادامه مطلب ...