زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

گفتگو با دکتر فضل الله صلواتی فرماندار - و رییس هیئت مدیره سازمان آب و فاضلاب اصفهان

تاریخ سازمان آب و فاضلاب استان اصفهان

گفتگو: مهرداد خورسندی

فضل الله صلواتی در سال 1358  عضو هیأت مدیره سازمان آب و فاضلاب استان اصفهان

تصویر سال 1358 خورشیدی، بازدید مهندس عباس تاج (نخستین وزیر نیرو پس از پیروزی انقلاب اسلامی) از طرح آبرسانی اصفهان، دکتر محمدعلی واعظی (استاندار اصفهان)، دکتر فضل الله صلواتی (فرماندار اصفهان و رئیس هیأت مدیره سازمان آب و فاضلاب) و مهندس حسن عبودیت (مدیرعامل سازمان آب و فاضلاب اصفهان)، تصویر نوجوان فرزند استاندار اصفهان، خواننده کشورمان دکتر محمداصفهانی(گنجینه و مرکز اسناد آبفای استان اصفهان)


معرفی: دکتر فضل‌الله صلواتی فرزند آیت الله حاج شیخ حیدرعلی صلواتی متولد سال ۱۳۱۷  اصفهان و از مبارزان سیاسی دوران پهلوی دوم به شمار می رود. او در سال های منتهی به انقلاب اسلامی به جرم فعالیت های سیاسی و ضد حکومتی و ضد حکومتی توسط ساواک دستگیر، زندانی و چند سالی به یزد تبعید شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدتی فرماندار اصفهان و سپس  از طرف مردم اصفهان به نمایندگی دوره اول مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. وی دارای مدرک دکترا و داماد علامه محمدتقی جعفری است پس از نمایندگی مجلس به دانشگاه اصفهان رفت و به تربیت دانشجویان و نگارش کتاب هایی همچون «تحلیلی از زندگانی و دوران امام رضا(ع)»، «تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع)»، «تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدتقی(ع)»، «مجموعه مقالات کنگرۀ بزرگداشت اصفهان»، «تفاسیر و مفسران شیعه»، «سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی»، «سیاهکاری های بنی‌امیه»، «روزگار و دوران بنی عباس»، «گذری به چین»، «نوای آزادی» و «بهار آزادی» و... پرداخت و کتابهایی در دست تدوین دارد. صلواتی همچنین بین سال های 1366 تا 1377 هفته نامه‌ای به نام «نوید اصفهان» را منتشر می‌کرد و سال ها ریاست انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران در اصفهان را بر عهده داشت.

او به دلیل مسئولیتی که در فرمانداری اصفهان بر عهده داشت در نخستین سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدتی به عنوان عضو هیئت مدیره سازمان آب و فاضلاب اصفهان به رتق و فتق امور این سازمان پرداخت. بر اساس دفتر صورت جلسات هیئت مدیره سازمان آب و فاضلاب اصفهان از تاریخ 1/10/1358 تا 30/11/1358 نام آقایان دکتر فضل الله صلواتی، مهندس ناصر آرمان پناه و مهندس فریدون قمصری در ذیل چهار صورت جلسه به عنوان اعضای هیئت مدیره موقت سازمان آب و فاضلاب اصفهان درج شده است. در این مقطع زمانی مهندس سید کمال رضوی به عنوان سرپرست سازمان آب و فاضلاب مشغول فعالیت بوده است.


ارتباط شما با سازمان آب و فاضلاب چه بود و از شروع کار این سازمان چه چیزهایی در خاطرتان هست؟

من قبل از انقلاب با سازمان آب و فاضلاب اصفهان آشنا شدم. در حقیقت با مهندس حجازی آشنا و دوست بودم و در اصفهان هم گاهی به دیدن او می‌رفتم و هم او به سراغ من می‌آمد و تا این اواخر هم رابطۀ ما برقرار بود. گاهی که برای ایشان مشکلاتی پیش می‌آمد، زمانی که من نماینده مجلس بودم یا موقعیتی داشتم، سعی می‌کردم مشکلات شان را مرتفع کنم. می‌دانید که مهندس حجازی پایه‌گذار لوله‌کشی آب و فاضلاب اصفهان بودند. آن موقع سطح آب اصفهان خیلی بالا بود و با 2 تا 5 متر حفاری، چاه‌ها به آب می‌رسیدند و حتی خیلی خانه‌ها که گود بودند با دست آب برمی‌داشتند. اشکال این بود که چاه‌های فاضلاب نزدیک چاه آب بود و همین باعث بیماری‌های زیادی می‌شد و بیماری‌های گوارشی آن موقع به یک امر عادی تبدیل شده بود. مهندس حجازی بزرگ‌ترین قدم را برداشتند و شایستگانی هم ایشان را همراهی کردند. یادم است آن موقع سه تن از شاخص‌های اصفهان که هم خیلی متدین بودند و هم خیلی کارآمد و فعال، به نام های آقایان مهندس عبدالعلی مصحف، مهندس سید حسین علوی نیا و مهندس حسن عبودیت از نزدیکان مهندس حجازی بودند و او با این‌ها کار را شروع کرد. البته کارمندان دلسوز دیگری هم بودند که بعدها با آن‌ها همکاری کردند و خیلی چهره‌های موفقی شدند. سازمان آب و فاضلاب یک سازمان نیمه‌دولتی بود و تماماً دولتی نبود و مهندس حجازی سعی می‌کرد بهترین‌ها را انتخاب کند و با قدرت و پول و امکانات و مدیریت صحیح این کار را برای اولین بار در ایران از اصفهان آغاز کرد. اوایل کار، مردم عادت نداشتند و زیر بار نمی‌رفتند و آب مورد نیاز خود را از سر چاه برمی‌داشتند اما به ‌مرور زمان که شهر لوله‌کشی شد و آب سالم در دسترس مردم قرار گرفت، بیماری‌ها نیز برطرف شد. آب لوله‌کشی ابتدا کنتور نداشت و مجانی بود و به‌مرور بعد از چند سال همان قبل از انقلاب این برنامه‌ها عملی شد. من آن موقع یک چهره سیاسی و ضد حکومت وقت بودم و مهندس حجازی نمی‌خواست مستقیم با من در تماس باشد، چون خیلی به من علاقه داشت  به ‌واسطه همین دوستانی که نام بردم با هم دیدار می‌کردیم.

اصلاً چه شد که مهندس حجازی وارد اصفهان شدند و مسئولیت این پروژه را به عهده گرفتند؟ آیا درخواست از سمت شهرداری بود؟

 خیر ،کاری به شهرداری نداشت و یک واحد جداگانه بود. در اصل پشتوانۀ اصلی کار از سمت وزارت کشور بود. این کار قبل از انقلاب با موفقیت انجام شد.

حضور شما به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره سازمان آب و فاضلاب از چه زمانی شروع شد؟

بعد از انقلاب کمی اذیت‌ها و آزارهایی شروع شد. موضوع نفوذ برخی اعضای سازمان مجاهدین خلق در ذوب‌آهن و در نهادهای دیگر و حتی سازمان آب و فاضلاب پیش آمد. من اول انقلاب فرماندار اصفهان بودم و سعی می‌کردم شهر را آرام نگه‌دارم ولی با وجود این مسائل، درگیری‌های زیادی ایجاد می‌شد. شوراهایی که ما تشکیل می‌دادیم، آن‌ها قبول نمی‌کردند و مثلاً علیه مهندس عبودیت که آن موقع مدیرعامل سازمان آب و فاضلاب بود، اقداماتی صورت می گرفت. به خاطر همین مشکلاتی که وجود داشت، تصمیم گرفتیم خودمان از نزدیک در سازمان باشیم. پس به اتفاق مهندس کوپایی که بعدها سرپرست استانداری اصفهان شد و مهندس آرمان پناه که در کانون کارشناسان رسمی دادگستری بود و مهندس فریدون قمصری که در نظام مهندسی بود به سازمان آب و فاضلاب رفتیم.[1] البته من و آقایان کوپایی و آرمان پناه عضو کمیته ناظر  بر هزینه کرد درآمد ناشی از فروش یک روز نفت که به استان ها اختصاص یافته بود نیز بودیم.

 بعد که حکومت قدرت پیدا کرد، متوجه شدند که برخی آقایان خرابکاری و کارشکنی می‌کنند. اول انقلاب بود و حساسیت وجود داشت و اگر آب اصفهان قطع می‌شد مشکلاتی پیش می‌آمد. وقتی فهمیدند این‌ها خرابکارها از سازمان مجاهدین یا حزب توده هستند، چه آن‌هایی که در ذوب‌آهن بودند، چه در سازمان آب و فاضلاب، همه دستگیر شدند، حتی برخی محکوم به اعدام شدند. بعد از این مدت و در سال 1359 من نماینده مجلس شدم و به مجلس رفتم، ولی همچنان حمایت‌هایم را از سازمان داشتم. بعد از دستگیری آن افراد، جو سازمان آرام و اوضاع روبه‌راه شد.

در مدت حضور در هیئت‌ مدیره سازمان، چه فعالیت‌هایی انجام دادید؟

فضا را اداره می‌کردیم، مشکلات را برطرف می‌کردیم. خب من چهره‌ای انقلابی بودم و مورد احترام مجاهدین و امثالهم بودم، ولی این‌ها پنهانی کارشکنی‌های خودشان را انجام می‌دادند.

آیا آن زمان پروژه‌ها تعطیل شده بودند؟

خیر، پروژه‌ها ادامه داشت. مخصوصاً تونل انتقال آب بزرگی بود که ژاپنی‌ها می‌زدند و حتی روزی که قرار بود دو قسمت شرقی و غربی تونل به هم وصل شود، مراسم گرفته بودند و خود پیمانکار ژاپنی افتخار می‌کرد که کارش به نتیجه رسیده است. شرکت‌های خارجی اکثراً ماندند و تعهدات شان انجام شد و پول‌های شان را هم گرفتند. اول انقلاب که امام فرمود‌ند آب مجانی می‌شود، مردم یک مقدار در پرداخت آب‌بهاء سستی می‌کردند ولی باز هم رکودی ایجاد نشد و کارها به‌خوبی عملی می‌شد.

خروج مهندس حجازی از سازمان چگونه اتفاق افتاد؟

 در همان جریان انقلاب و شلوغی‌ها بود. آن زمان نفوذ حزب توده و مجاهدین را داشتیم که می‌خواستند کارشکنی کنند و سازمان آب و فاضلاب را به تعطیلی بکشانند. این موضوع هم شایع بود که می‌گفتند افراد باید مدیر را انتخاب کنند و این نمی‌شود که از طرف دولت یا وزارتخانه یا جایی دیگر این کار صورت بگیرد. معتقد بودند فرماندهان ارتش را هم باید استوارها و گروهبان‌ها انتخاب کنند و به آن «ارتش بی طبقه توحیدی» می‌گفتند. اوایل این صحبت‌ها خیلی بود و ما هم از این مسائل واقعاً رنج کشیدیم و چهره‌های انقلابی خیلی اذیت می شدند. دولت موقت خیلی اذیت شد. حتی دانشجویانی تحت تاثیر حزب توده در دانشگاه تحصن کرده بودند که باید رئیس دانشگاه عوض شود. ما می‌دانستیم که حزب توده و مجاهدین خلق پشت این قضیه هستند. می‌دانستیم یکی از دانشمندترین افراد یعنی دکتر غلام عباس توسلی رئیس دانشگاه اصفهان هستند و به این موضوع افتخار می‌کردیم ولی همین بچه‌های فریب‌خورده، تحصن کردند که دولت، انقلابی نیست و لیبرال است و باید رئیس دانشگاه عوض شود و خود ما باید او را انتخاب کنیم. خلاصه با این حرف‌ها تمام‌ کارها را متوقف می‌کردند. در  سازمان آب و فاضلاب هم بسیاری از کارکنان و نگهبان‌ها تحت تأثیر یک کارمند جزء انبار به نام داروغه بودند و تحصن می‌کردند. آن‌ها می‌خواستند سازمان را به تعطیلی بکشانند و آب را قطع کنند. استاندار، فرماندار، امام‌جمعه خیلی تلاش کردند که جلوی این کار‌ها گرفته شود و بعد هم با دستگیری آن‌ها مشکل حل شد.

بعد از انقلاب ساختار سازمان آب و فاضلاب تغییری کرد؟

خیر، همان سیاستی که آقای حجازی داشت ادامه پیدا کرد. البته ما در مقابل این‌ها کوتاه می‌آمدیم. همین سازمان آب و فاضلاب و بدتر از آن ذوب‌آهن، علیه انقلاب تظاهرات می‌کردند و ما که پلیس و سپاه نداشتیم و با زبان و صحبت باید همۀ این‌ها را اداره می‌کردیم. اسلحه هم بین مردم خیلی بود و قدم اول مخالفت‌ها این بود که روی بچه‌های انقلابی اسلحه می‌کشیدند. اوضاع آشفته بود، دکتر واعظی اصفهانی هم که مدتی استاندار بود، مسن بود و نمی‌توانست مدیریت کند و همۀ بارها بر دوش امثال من بود. بعد از مدتی آقای موسوی بجنوردی به عنوان استاندار آمد ولی در کل ما اداره می‌کردیم. بعد از یکی دو سال هم کمیته‌ها شکل گرفت، سپاه و پلیس شکل گرفت و شوراهای محلی تشکیل شد و توانستیم یک نظمی در جامعه ایجاد کنیم.

در سازمان آب و فاضلاب به نسبت بقیه سازمان‌ها چقدر آشوب و شورش شکل گرفت؟

آن‌هایی که می‌خواستند آشوب و شورش ایجاد کنند، برای شان فرقی نمی‌کرد کجاست؛ چه ذوب‌آهن چه ارتش یا جای دیگر. ولی ما با قدرت مدیریت توانستیم کار را به یک جایی برسانیم. بعد هم انتخابات شد و با نظمی که در پلیس و دادگاه‌ها ایجاد شد، آشوب‌ها خوابید.

به‌طورکلی سازمان آب و فاضلاب در میان نهاد‌ها و تشکیلات کشور چه جایگاهی داشت؟

سازمان خیلی مهمی بود. آب اصفهان دستش بود و ما همه به خاطر آب نگران بودیم، چون دیگر چاهی نبود که مردم بخواهند آب از چاه بکشند. اگر آب قطع می‌شد انقلاب زیر سؤال می‌رفت و اصفهان هم پایگاه انقلاب بود و ما هیچ کاری نمی‌توانستیم بکنیم. حتی زمانی که مدیریت را بر عهده گرفتم، جوان و نیرومند بودم و شور انقلابی داشتم، ما آمدیم وسط، چون سازمان آب و فاضلاب را مهم‌تر از همه‌جا تشخیص دادیم. فکر کردیم حتی اگر ذوب‌آهن هم تعطیل شود، تولید آهن محدود می‌شود ولی آب شهر را حتی یک ساعت نمی شود قطع کرد. درگیری هم زیاد داشتیم، ما انقلابی و پرشور بودیم و می‌گفتیم چرا می‌خواهید با انقلاب این برخوردها را داشته باشید.؟ به مجردی که این‌ها دستگیر شدند آرامش برقرار شد.

شما در جریان پاک‌سازی‌هایی که در ابتدای انقلاب در سازمان آب و فاضلاب صورت می‌گرفت، بودید؟

من خودم شخصاً مخالف پاک‌سازی بودم. غیر از کسی که کد ساواک داشت با پاک‌سازی‌ها مخالف بودم. کسی که جلوی همه پاک‌سازی‌ها را در اصفهان و در ایران گرفت من بودم. حتی در مجلس لایحه‌ای دادم که کسانی که پاک‌سازی می‌شوند، 40 سال کمتر نداشته باشند. مثلاً در اداره‌ها یا آموزش ‌و پرورش، اکثر کارمندان خانم حجاب نداشتند و این‌ها می‌گفتند همه باید پاک‌سازی شوند ولی من همۀ این‌ها را برگرداندم. من می‌گفتم همه باید برگردند، مگر اینکه شکنجه‌گر ساواک بوده باشند و آن‌ها را هم باید دادگاه معلوم کند. نامۀ تندی هم به مرحوم محمد علی رجایی که نخست‌وزیر بود نوشتم که دارند پاک‌سازی‌هایی با شرایط قبل می‌کنند و همۀ این‌ها را نباید قبول کنید. او هم زیر همان نامه برای مهندس بهزاد نبوی، معاون نخست‌وزیر در امور اجرایی نوشت که همۀ پاکسازی ها متوقف شود، چه در گذشته و چه در آینده! ولی باز هم در نهادهای مختلف پاک‌سازی‌هایی به تاریخ قبل صورت می‌گرفت. البته در فرمانداری من اجازه پاکسازی ندادم تا این اتفاق بیفتد. حتی روزی خانم‌هایی را که حجاب نداشتند جمع کردم و گفتم اگر می‌خواهید در فرمانداری باشید فقط یک روسری سرتان کنید. کسانی که حاضر نشدند روسری سر کنند، همه را منتقل کردیم به استانداری و همه در یک اتاق کار می‌کردند. آن موقع هنوز برای حجاب زور و دستور نبود و ما هم تند و انقلابی بودیم ولی نمی‌خواستیم اجبار و فشاری روی کسی بیاوریم. بعد هم که حجاب، قانونی شد و همه باید اجرا می‌کردند. ما مسئول شهر بودیم و قدرتش را هم داشتیم ولی نمی‌خواستیم به کسی زور و فشار بیاوریم. کارشکنی‌های اقتصادی هم خیلی صورت می‌گرفت و  باید این‌ها را هم مدیریت می‌کردیم و عده‌ای تعمد داشتند مردم را به انقلاب بدبین کنند. در انتخابات مجلس شورای اسلامی، مردم رای بالایی به بنده و دیگر نمایندگان اصفهان دادند و ما به مجلس رفتیم. بعدها شهید دکتر بهشتی گفت مگر اصفهان چه مشکلی داشت که شما و آقای بجنوردی که داشتید به‌خوبی اصفهان را اداره می‌کردید، رها کردید و به مجلس رفتید.

مهندس عبودیت چند وقت مدیرعامل سازمان بود؟

تا ما بودیم، او هم بود ولی خیلی کارشکنی برایش می‌کردند. مثلاً همان آقای داروغه را رئیس می‌دانستند و راه به آقای عبودیت نمی‌دادند تا این که خودش استعفا داد و رفت. خیلی از افراد مؤثر از سازمان آب و فاضلاب رفتند و بعضی به جهاد سازندگی منتقل شدند.

وضعیت شرکت آب و فاضلاب قبل و بعد از انقلاب چه تغییراتی کرد؟

ازنظر کیفیت فرقی نکرد و سیر تکاملی‌اش را ادامه داد چون بعد از آن آشوب‌ها مدیران خوبی آمدند و هیئت‌مدیره‌ها هم خوب بودند. ما وقتی نماینده بودیم، نظارت داشتیم و از هر جهت سازمان موفقی بود. فقط بحران و آشوب این مدت همه‌چیز را به هم زد و حتی شخصیت‌های مهمی را از سازمان بیرون کرد. البته بعد از آشوب برخی از مهندسین فعال برگشتند ولی برخی دیگر رفتند و در اداره‌های دیگر جذب شدند. 

از مهندس حجازی چه خاطراتی را به یاد می‌آورید؟

تا این اواخر هم همدیگر را می‌دیدیم. اوایل انقلاب که ممنوع‌الخروج بود، من خیلی تلاش کردم برای این که این موضوع برطرف شود. خیلی‌ها اوایل انقلاب ممنوع‌الخروج می‌شدند و باید نامه از نخست‌وزیری می‌آوردند تا برطرف شود. سازمان اطلاعات هم نبود و فقط بخش حفاظت و حراست نخست‌وزیری مسئول این امور بود. او شخصیت فعال و متدین و پاک‌دامن و در کل آدم درستی بود و یکی از مدیران نمونه‌ کشور بود که در زندگی‌ام کمتر سراغ دارم. من با مدیران زیادی در زندگی‌ام رو به رو بودم، حتی مدیران طاغوتی که مربوط به دوران قبل از انقلاب بودند و حتی اگر این‌ها سابقه بدی نداشتند، من نگهشان می‌داشتم. بعد از رفتن دکتر واعظی استاندار،  همه‌کارۀ اصفهان من بودم و حتی شهرداران و فرمانداران جاهای دیگر را من باید عوض می‌کردم؛ ولی هر کسی را که پرونده بدی نداشت نگه می داشتم و تغییر نمی دادم. کارهای انتخاباتی هم بر عهدۀ ما بود و صورت‌جلسه‌ها را همان کارمندان توانمند سابق  می‌نوشتند و همه‌چیز خیلی مرتب انجام می‌شد.

بعد از انقلاب، در سازمان آب و فاضلاب مدیرعامل را چطور تعیین می‌کردند؟

اوایل خودمان یعنی مسئولان شهر  و امام‌جمعه، شخصیت‌ها را معرفی می‌کردیم؛ چون آن موقع که وزیر کسی را نمی‌شناخت و ما می‌دانستیم در اصفهان چه کسانی فعال هستند. مثل حالا نبود که خطی و باندی باشد و افراد از اول انتخاب شده باشند، خود وزیر صفرکیلومتر باشد با تخصص غیر مرتبط و افرادی هم که انتخاب می‌کند صفرکیلومتر. آن موقع ما سعی می‌کردیم آدم‌های شایسته‌ای انتخاب شوند و همین‌طور هم می‌شد. مثلاً آن موقع در آن شرایط بهتر از مهندس عبودیت برای سازمان آب و فاضلاب یا مهندس علوی نیا برای شهرداری اصفهان نداشتیم. از وجود همۀ بچه‌های انقلابی استفاده می‌کردیم و تمام پست‌های فرمانداری و شهرداری را به آن‌ها می‌دادیم. بعد از مجلس، هم من کمتر دخالت داشتم و افتادم دنبال کارهای دانشگاهی و با این که پست‌های زیادی به من معرفی شد، به سمت دانشگاه رفتم.

آدم‌هایی که در سازمان آب و فاضلاب بودند و به ‌نوعی پایه‌گذار بودند، بعد از انقلاب هم پست‌های مهمی گرفتند؟

بله، همۀ این‌ها آدم‌های پاک‌دامن و درستی بودند و پرونده سوئی نداشتند. چون اطلاعات ساواک هم افتاده بود دست بچه‌ها و اگر کسی سابقه‌ای داشت، زود افشا می‌شد. فضای مجازی نبود ولی همه‌چیز کپی و زیراکس بود و اسامی و پرونده کسانی را که با ساواک همکاری کرده بودند بین مردم پخش می‌کردند. زمان نمایندگی هم، برای انتخاب مدیران با من مشورت می‌کردند چون از موقعیت همه خبر داشتم. آقای مهندس محمد حسن ملک مدنی را به خاطر تجربیات بسیار و مدیریت فوق العاده و شناخت پیشین به آقای غلامحسین کرباسچی استاندار موفق اصفهان معرفی کردم و او کارنامه موفقی از خود در شهرداری اصفهان به جای گذاشت./والسلام



[1]- آقایان: مهندس کوپایی، مهندس آرمان پناه و دکتر صلواتی صاحب اختیار در مورد یک روز بهای نفت بودند که به هر استانی اختصاص داده شده بود.