« إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ »
برادران و همکاران گرامی ، آقایان حاج سید اصغر سجادی و حاج سید اصغر دادگر درگذشت مرحومه مغفوره "صدیقه السادات دادگر " را به حضور آن جنابان و فرزندان آن بانوی مکرمه ، سپهر ، سامان ، و سیما تسلیت عرض نموده و برای آن زنده یاد غفران الهی و علو درجات و برای بازماندگان سعادت و سلامت و حسن عاقبت خواستاریم .
همکاران سال ۳۹
فضل الله صلواتی و بانو
« اموال بنیاد مستضعفان کجاست؟»
✍️ فضل اله صلواتی
...آیا بنیاد مستضعفان که مالیاتی هم نمی پردازد، تا امروز قدمی برای فقرزدائی برداشته و یا آن را بر عهدۀ کمیته امداد امام و بهزیستی که دستشان خالی است گذاشته است!...
«فضل الله صلواتی، از مبارزین و زندانیان سیاسی پیش از انقلاب، استاد بازنشسته دانشگاه، نویسنده، پژوهشگر، نماینده مردم اصفهان در دوره نخست مجلس شورای اسلامی، اولین فرماندار اصفهان، صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریه توقیف شده «نوید اصفهان» و مولف دهها کتاب تاریخی، مذهبی، شعر و زندگی ائمه معصومین و ..... ساکن اصفهان»
جناب آقای سید پرویز فتاح، در شنبه شب 18 مردادماه در رسانه ها، از بخش کوچکی از افراد و نهادهائی نام بردند که چند دهه از امکانات و ساختمانهای بنیاد مستضعفان استفاده کرده و می کنند، یا اینکه اجارۀ لازم را نمیدهند و یا آنکه اجارۀ آنها به روز نشده است، در شرایط فعلی اقدامی متهورانه و شایسته بود، اگر بانکها و دیگر نهاد هم از بهرهبرداران و ارزانخرها و ارزان خورها میگفتند، به طرف گلستان شدن، قدم بر میداشتیم!
ای کاش آقای فتاح میگفتند که از ابتدای انقلاب تا کنون چه کسانی از امکانات بنیاد استفاده کرده اند و حق و حقوق مستضعفان را نپرداختهاند.
در سال اول مجلس شورای اسلامی بنده و چند نفر دیگر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از جمله حجتالاسلام موسوی لاری از کمیسیون اصل 90، مأموریت یافتیم که گزارشی از اقدامات بنیاد مستضعفان به مجلس بدهیم، اموال غیرمنقول سران و متموّلین رژیم گذشته، از اتومبیل، فرش و عتیقهجات «لاتعد ولاتحصی» از ریز و درشت، چه بسیار روی هم انباشته شده بود، چه مجسمههای ارزشمند چه تابلوهای قیمتی، سراغ طلاها و نقره ها را میگرفتیم که چیزی دستگیرمان نشد، حضرت امام خمینی مسئولیت این بنیاد را بر عهدۀ مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر گذاشته بودند که او هم با آن همه مشغله امور کشور و اداره جنگ و آشفتگی اوضاع، افراد مورد اعتمادی را برای هر قسمت تعیین کرده بود، ولی هر کسی ساز خود میزد و به فتوای خود عمل میکرد، در بسیاری موارد صورتجلسههائی تهیه میشد و خود صورتجلسهها هم به سرنوشت اموال فراوان منقول و غیرمنقول مبتلا میشد!
ما گزارش این آشفتگیها را به اطلاع کمیسیون رساندیدم، چه بسیار اموالی که در آن وقت بدون هر حکمی مصادره و جمعآوری شده بود و خود عاملین علیها شاید مستضعفی را سراغ داشتند و اقدام به توزیع کرده بودند، به آن نتیجه رسیده بودیم که کاری از مجلس ساخته نیست، گزارش کار را به جناب میرحسین موسوی دادیم که یادداشت فرمودند، اقدام مؤثری را ناظر نشدیم، آنها که نظارت بر اموال غیرمنقول داشتند، عموما افرادی متدین و متعهد و مورد اعتماد بودند، ولی نه توان جمعآوری و نگهداری آن اموال را داشتند و نه کسی را در اختیار داشتند که عتیقههای ریز و درشت را به او بسپارند، حلال و حرام مخلوط شده بود، بعضی از صاحبان اموال، گریخته بودند، همسایه ها در خانه ها را باز کرده و بخشی از موجودی را که مورد مصرف نبود به انباری میسپردند و رسیدی میگرفتند و چه بسیار قفل خانههائی را شکسته و افرادی بدون اجازه از کسی، (کسی هم نبود که اجازه بگیرند) به درون خانه ها رفته و هر چه بود مالک شده بودند، حتی در آن زمان من، برای شعبه ای از نهضت سوادآموزی کشور که مدتی سرپرستی آن نهاد را بر عهده داشتم، به ساختمانی در خیابان فلسطین، نزدیک نخست وزیری رفتم که عدهای هجوم آوردند و گفتند ما به این ساختمان نیاز داریم و اینجا باید مسکونی باشد، بالاخره با قولهائی و با کمک محافظین مسلح که با ما بودند، آنها را بیرون کردیم و بعد نفهمیدیم که چه شد و چه سرنوشتی آن دفاتر و منازل و مغازهها پیدا کرد؟
به جناب نخست وزیر پیشنهاد داشتیم، تا اوضاع آرام شود، آثار با ارزش و قیمتی، تابلوها، خودروهای گران قیمت، فرش ها و عتیقه جات فروخته نشود و در انباری محفوظ گردد، تا همه یکجا با شناسنامه و مشخصات نگهداری و نهایتا به موزه ای سپرده شوند که از سرنوشت آنها مجلس شورای اسلامی خبردار نشد و آخر نفهمیدیم چه شد!؟ هر روزی بر بنیاد مستضعفان کسی و سلیقه ای ریاست میکرد، و صلاح و سرنوشت اموال و مستغلات را تعیین می کرد که چه باشد و یا به دست چه کسی سپرده شود! یا به چه مصرفی برسد!؟
اکنون جای نهایت خوشبختی است که بعد از 41سال کسی پیدا شده و جرأت پیدا کرده که فقط نام چند ساختمان را ببرد و برای خود دشمن تراشی کند و شاید به جائی دیگر و بالاتر ارتقایش بدهند.
جناب فتاح، خدایتان موفق دارد، گزارشی از فرشهای نفیس و خودروهای فوق العاده درباری و تابلوهای گرانقیمت بدهید، آنها در کدام موزه ها جای دارند؟ آنها را که ما مجلسیان دیدیم صدها خودرو و هزارها تابلو و اشیاء ارزشمند بود، اینها کجاست؟ و چه سرنوشتی پیدا کردند؟
از ابتدا تا امروز از این ثروت کلان چه خدمتی به مستضعفان شده است؟ و آیا آنها بهانه بوده اند!؟ با آنان که املاک را به نام مزایده ولی با مصالحه یا توصیه مالک شدهاند چه باید کرد؟! آیا آن املاک باز پس گرفته می شود؟
آنها که خانهها و زمینها و مغازهها را اشغال کرده اند، چگونه از آنها بازپس گرفته میشود؟ به خاطر دارم که سالها فقط اعیانی و کلیدی خرید و فروش میشد و آیا همۀ آنها شناسائی شده اند؟ آیا پس از فروش همه اموال و املاک، این بنیاد میماند یا جمع میشود؟
جناب فتاح با این قیمتهای کلان که اشاره فرموده بودید و دیگر مستقلات و دارائیها چه برنامهای برای فقرزدائی مستضعفان دارید؟ غیر از سرمایهگذاریها مثل جادۀ شمال که در آن پس از سالها، فکر میکنم جز زیانی برای مستضعفان نبود و جاهای دیگر، اعلام فرمایند که به طور کلی در کجاها سرمایه گذاری موثر شده و چه سودها عاید شده؟
و چقدر در کشور فقرزدائی شده است؟ و تا کجا توانستهاید از آنها که ساختمانها و یا زمینها را تصرف کرده اند، اجاره بگیرید و یا خلق ید کنید؟ ای کاش آقای فتاح در مورد نسبت ریاست بنیاد مستضعفان با سکونت افرادی در برج های آنچنانی در کامرانیه و در مورد چرایی و چگونگی واگذاری چند واحد آپارتمانی در خیابان پاسداران توسط بنیاد توضیح می داد؟
آنها که اموال مفت و مجانی و ارزان قیمت را در اختیار دارند، به سادگی رها نمی کنند، خود را صاحب حق میدانند، بالاخره در راهپیمائیها شرکت کرده اند و احتمالا چند روزی دستگیر شده اند، در صورتی که خانوادۀ زندانیان و شهدای قبل از پیروزی و جنگ تحمیلی، نه توقعی داشتهاند و نه بهرهای از بنیاد مستضعفان بردهاند و نه میخواستند در خانۀ مصادرهای زندگی کنند، تنها بنیاد شهید، چند سال قبل برای هر ماه زندانی قبل از انقلاب ماهی ششصد تومان عنایت فرمود و حتی چپیها را با اینکه خانوادههاشان مسلمان بودند، محرومشان کردند.
جناب فتاح، شما به پشتوانه مقام رهبری شهامت آن را دارید که نام همۀ سوءاستفاده کنندگان از این بنیاد را افشا کنید و آنها که زمینهای بنیاد را تصرف کردند و یا اجارۀ 41ساله را ندادهاند و یا فرشها و تابلوها و خودروها و.... را به قیمت ناچیز (ثمن بخس) خریده اند و یا از کشور خارج کردهاند بازگو کنید، بالاخره امروز یا فردا باید معلوم شود.
مرکز پژوهشهای مجلس، خط فقر را از سال ۱۳۹۰ به بعد محاسبه کرده که بالاترین درصد فقر مربوط به سال ۱۳۹۸ بوده است، مطابق با یافتههای این مرکز، در سال گذشته نزدیک 20درصد از مردم کشور زیر خط فقر زندگی میکردند. فقر مطلق به معنای ناتوانی در کسب حداقل استاندارد زندگی تعریف میشود. در واقع فقر مطلق عدم دسترسی به حداقلهای معیشت در جامعه را بررسی کرده که با توجه به تفاوت هزینههای زندگی در مناطق مختلف کشور متفاوت است. و امروز با این شرایط وضعیت کسب و کار مردم، حتما وضعیت بدتری حاکم است، گفته می شود درآمد ماهیانه زیر 5-6 میلیون زیر خط فقط است!
آیا بنیاد مستضعفان که مالیاتی هم نمی پردازد، تا امروز قدمی برای فقرزدائی برداشته و یا آن را بر عهدۀ کمیته امداد امام و بهزیستی که دستشان خالی است گذاشته است، تا مختصری خرما و پنیر در خانه های بینوایان توزیع کنند، در هر صورت این افشاگریها لازم است به هر نیتی که باشد. خدایارتان
والسلام
« إِنَّا للّه و إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ »
درگذشت فاضل مکرم ، استاد ارجمند و دانشمند فرهیخته مرحوم مغفور حاج میرزا عباس انصاری را که از مبارزان و تلاشگران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و از فعالان و سازندگان نخستین سالهای اول انقلاب بود، به همه انقلابیون پیشین و همگامان و همراهان و همفکران آن مجاهد نستوه و فرزندان گرامی آن فقید سعید به ویژه مهندس رضا انصاری و داماد گرانقدرش حاج محسن عالم و دیگر بازماندگان تسلیت می گوید ، خداوند به همگان توفیق خدمت بیش از پیش به مردم را عنایت فرماید.
فضل الله صلواتی
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ
درگذشت رادمرد خدمتگذار ، مبارزی نستوه و یکی از دوستداران و حامیان انقلاب اسلامی ایران مرحوم مغفور: حاج سیدعباس سقایی را که از خانواده ی محترم و معزز سادات سقایی و از پایه گذاران هیئت بنی فاطمه اصفهان و از تربیت کنندگان جوانانی غیرتمند برای نبرد در جبهه های حق و حقیقت و برادر شهید سید علی سقایی بود را به همسر گرامی و فرزندان شایسته و فرهیخته ی ایشان خانم الهام و آقایان حامد ، مجتبی و فرید سقایی و به یاران و همرزمان آن عزیز از دست رفته تسلیت گفته ، سلامت و سعادت و پیروزی آنان را از درگاه الهی خواستار است .
خدایشان صبر و اجر عنایت فرماید.
فضل الله صلواتی