زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

فضل الله صلواتی درگفتگو با دنیای اقتصاد:


کمند چوبینه- براساس تجارب توسعه در کشورهای توسعه یافته ، شکوفایی اقتصادی مستلزم تحقق حداقل آزادی های فردی ، سیاسی و طبیعی است. در جامعه ای که حداقل شاخص های دموکراسی را داراست ، زمینه مناسبی برای توسعه در بعد اقتصادی مهیا می باشد. اگر حزب را نماینده یا عنصر مهم دموکراسی بدانیم، با عنایت به شاخص ها و یا عناصر توسعه اقتصادی ،به طور کلی می توانیم بگوییم شکل گیری و فعالیت احزاب قدرتمند ، می توانند در توسعه اقتصادی کشور تاثیر مثبت و فراوانی داشته باشند.

سابقه پیدایش احزاب و گروههای سیاسی در ایران به بعد از دوران نهضت مشروطه بازمی گردد. درواقع در دومین دوره مجلس شورای ملی، افرادی نظیر تقی زاده و دهخدا تحت تاثیر مشاهدات خود در کشورهای دیگر به فکر ایجاد احزاب سیاسی افتادند و با تقلید از عنوان«سوسیال دموکرات» حزب «اجتماعیون،عامیون» را به عنوان اولین حزب رسمی در ایران برپا ساختند. بعد از آن و تا دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی احزاب با فراز و فرودهای فراوانی مواجه شده اند. یکی از کارکردهای احزاب نقش آنها در روند توسعه اقتصادی است. حال این سوال مطرح می شود که آیا احزاب در ایران توانسته اند در پیشرفت اقتصادی کمک کنند؟ گفتگوی ما با فضل الله صلواتی، تحلیلگر و فعال سیاسی پیرامون مطالبات اقتصادی از احزاب استان بود.
سیاست، اساس تشکیل حزب
وی در پاسخ به این سوال که احزاب چقدر در توسعه اقتصادی نقش دارند، گفت: احزاب در تعریف کلی در فعالیت های سیاسی نقش دارند و اساس حزب هم برای ورود به عرصه سیاست است. حمایت و معرفی چهره های سیاسی در زمان انتخابات، اظهار نظر و موافقت و مخالفت با تصمیمات حکومت ها در امور مختلف و ... از نمونه های کارکرد احزاب است.وی افزود: ورود به عرصه اقتصاد از سوی احزاب زمانی شکل جدی به خود می گیرد که در ساختار آن جامعه به بخش خصوصی اهمیت داده شود. در این صورت است که احزاب می توانند در جنبه های اقتصادی نیز اعمال نظر داشته باشند.
نقش احزاب در جلوگیری از فساد اقتصادی
این فعال سیاسی با اشاره به انباشت ثروت در دست عده ای خاص در جامعه گفت: اگر احزاب به صورت حساب شده در فعالیت های اقتصادی حضور داشته باشند و از نیروهای متخصص برای اداره بنگاه های اقتصادی استفاده کنند دیگر شاهد انباشت ثروت در دست عده ای خاص نخواهیم بود.
صلواتی همچنین ادامه داد: اگر دهه گذشته در کشور را بررسی کنیم می توانیم به راحتی آثار ثروت های باد آورده را مشاهده کنیم. عده ای با سوء استفاده از شرایط  تحریم، ثروت های هنگفت به جیب زدند که متاسفانه به دلیل ضعف ساختار اقتصادی به کسی هم پاسخگو نیستند.
حزب و پاسخگویی به افکار عمومی
وی افزود: اگر حزب حضور پر رنگ در عرصه جامعه و حکومت داشته باشد به دلیل پاسخگویی به افکار عمومی نمی تواند در مقابل خطای اعضایش سکوت کند و باید به دنبال عدالت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. هر حزبی وقتی اصالت دارد که بتواند در جهت برخورداری همه افراد جامعه از امکانات تلاش کند.
نخستین فرماندار اصفهان بعد از پیروزی انقلاب در ادامه به سابقه احزاب در تاریخ معاصر ایران اشاره کرد و گفت: در زمان حکومت طاغوت، شخص اول مملکت اصولا اعتقادی به حزب نداشت و احزابی هم که در آن زمان شکل گرفتند مستقل و اثرگذار نبودند. شاه خواهان نظامی تک حزبی به تبعیت از شوروی بود.
نگاه متفاوت دولت ها به نقش احزاب
نماینده پیشین مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی افزود: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم احزاب قدرتمند عمل نکردند و حزب موفقی نداشتیم. البته در بررسی نقش احزاب در عرصه های مختلف باید این نکته را هم مد نظر قرار داد که نگاه دولت هایی که بر سر کار آمدند هم به مسئله احزاب متفاوت است. قاعدتا در این شرایط احزاب نمی توانند حرکت های مهمی در زمینه اقتصادی و اجتماعی انجام دهند.
صلواتی با بیان اینکه نگاه احزاب در کشور بیشتر سیاسی است تا اقتصادی، تصریح کرد: آنچه از فعالیت احزاب در ایران می توان مشاهده کرد بیشتر حضور در عرصه های سیاسی است. به عنوان مثال در زمان برگزاری یک انتخابات حزب های مختلف فعال می شوند و بعد از انتخابات مجددا به حالت انفعال در می آیند که این مدل حرکتی نمی تواند اهداف یک حزب را عملیاتی کند. وی افزود: نگاه دولت ها نیز باید به عملکرد احزاب تغییر کند و هنگامی که اعضای یک حزب در موضوعی اظهارنظر و دیدگاه های خود را عنوان  می کنند نباید مورد بی مهری دولت ها قرار بگیرند.
تحقق عدالت اقتصادی، شعار احزاب
صلواتی ادامه داد: شعار همه احزاب عدالت اقتصادی، برابری های اجتماعی و سیاسی است اما این اهداف تا چه حد در کشور پیاده شده است؟ جواب مشخص است؛ ما تا رسیدن به یک جامعه متعادل فاصله داریم و نمی توانیم در شرایط فعلی از احزاب انتظار داشته باشیم که در توسعه اقتصادی نقش پر رنگی ایفا کنند.

این استاد دانشگاه همچنین در پاسخ به این سوال که آیا این نظریه که در آن عنوان شده است سیاستمداران، اقتصاددانان خوبی نیستند را صحیح می دانید یا خیر، گفت: سیاست به معنای اداره صحیح کشور است که مسلما آگاهی از علم اقتصاد به اداره هر چه بهتر مملکت کمک خواهد کرد. به عنوان مثال انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه برگزار می شود همه ما باید به نامزدهایی رای بدهیم که از سیاست و اقتصاد مطلع باشند نه اینکه بدون معلومات، کرسی های مجلس را اشغال و با اظهار نظرهای غیرکارشناسی کشور را با چالش مواجه کنند. وی افزود: کسانی که در راس اداره کشور قرار دارند باید بتوانند مسائل پیچیده سیاسی و اقتصادی را مورد تحلیل قرار دهند و بهترین تصمیم را برای کشور اتخاذ کنند.
نقش پررنگ نمایندگان مجلس در توسعه اقتصادی
صلواتی همچنین عنوان کرد: یک نماینده مجلس باید از برنامه های توسعه ای کشور آگاهی کامل داشته باشد و بتواند بر مبنای چشم انداز توسعه قانونگذاری کند. متاسفانه ما شاهد اقداماتی از سوی برخی نمایندگان هستیم که می توان از آن به «سیاسی کاری» یاد کرد و این دقیقا همان نقطه ای است که اقتصاد و توسعه کشور را دچار اختلال می کند. وی افزود: هدف گذاری در اقتصاد کشور باید مشخص باشد. ما باید بدانیم که آیا خواهان یک اقتصاد با مدیریت بخش خصوصی هستیم یا ترجیح می دهیم که دولت اداره کننده اقتصاد باشد.
صلواتی تاکید کرد: اقتصاد بیمار کشور نیازمند حضور اقتصاددانان برجسته ای است که به سیاستمداران در جهت توسعه همه جانبه یاری رسانند. اقتصاد و سیاست مکمل هم و تفکیک ناپذیر هستند.

شعر «مادرم»

          مادرم            


چرا ای مادرم، ای جان شیرینم،

به پشت میله های سرد این زندان

بسان ابر میگریی؟

و برفرزند در بندت نظر داری؟

چرا اندوهگین هستی؟

چرا افسرده و رنجور و محزونی؟

چرا بر میله ها چسبیده ای، مادر؟

مگر این سرد آهن ها،

روا سازند حاجت را؟

که همچون قلب اربابان خود سردند و خاموشند.

وحتی جانشکاف و سهمگین هستند.

چه مردان خدایی را که می بینم،

که در این دخمۀ تاریک

در این سلول وحشتناک و رنج آور

همه محصور و محبوسند.

ببین، این میله ها

سردند و بی روحند.


* * * * * *


ندارد ناله هایت

در دل این میله ها، مادر، اثر، هرگز.

تو این قفل بزرگ وحشت افزا را تماشاکن.

ببین، این قفل صدها چون منی را پشت سر دارد.

نه مثل من، که برتر، پاک و با تقوا و دانشمند،

با ایمان و همچون کوه پا برجا،

و سدّی در ره سیل جنایتها،

بلی، این قفل، اسراری نهان دارد.

خوشا روزی که با دست خدا مردان،

شکسته گردد و مرغان زیبا را رها سازد

قفس ها بشکند

اجرا شود حکم خداوندی


* * * * * *


مبادا مادرم

ای جان من، ای مهربان مادر.

از این نامردمان،

مردان جنگلها،

که از مردی فقط راضی به عنوانند

یاری جویی و هرگز کمک خواهی.

نمی خواهم که با آن مادران دیگر و

آن خواهران مهربان، هر روز

در سرما و در گرما

و اندر آفتاب گرم تابستان

ویا در برف و در باران

کنار این خیابان آیی و

در پشت این زندان

نشینی بر زمین

یا روی پای خسته ات

از صبح تا هنگام شب

این پا و آن پا ایستی

و از هر ناکس نامرد، احوال مرا پرسی

نگهبانت دهد دشنام.

وَ با نفرت، وَ با خفت

برانندت زدر،  هر روز

میا مادر،

میا اینجا،

نمی خواهم که رنج من به غمهایت بیفزاید.


* * * * * *

مبادا، مادرم

گریان شوی

نالان شوی، نزد حرامی­ها

و شیون­ها برآری ،  نزد دشمن ها

که از اندوه من و رنج تو و درد خلایق

شاد می­گردند

همه خوشحال و شادان از غم مردم

مبادا التماس ظالمان گویی

مکن درخواست ازآنها

که آنان سخت بد اندیشه و تاریک و بدخواهند.

و دلهاشان بود از سنگ خاراتر

ندارد ناله های مادران بینوا

و همسر و فرزندهای بیگناهان

در دل آنها اثر دیگر

غم و رنج جوانان وطن

بر کفر و بر خشم و شقاوتها بیفزاید.

*****

عزیزم، مادرم

آیا شنیدستی

که اندر کربلا ظالم چه ها می کرد؟

نه رحمی، نه خداوندی؟

نه وجدانی، نه انسانیتی

نه از مردی و از مردانگی یادی

مگر فرزند تو مادر

از آن مردان پاک حق، بود بهتر؟

عزیزش بیشتر داری؟

مسلم، این نخواهد بود.

برای دشمن حق

پول، شهوت، زور، معیار است.

تملق، چاپلوسی اصل هر کار است.

ولی از بهر ما "حق"

آنکه عالی تر ز عالی هاست

ایمان و هدف باشد.

******

مبادا مادرم، کفران کنی لطف خدایی را

مبادا کم کنی از شکرهای خود

مبادا اجر خود را کم کنی مادر

مبادا صبر تو شیطان برد مادر

و از غیر خدا یاری بخواهی و مدد کاری،

و از جز او کمک خواهی.

تو باید فخر بر عالم کنی

شادان شوی از اینکه فرزندت

فدای راه حق گردد

و در راه حقیقت­ها شود قربان.

 

مگر مادر نمی دانی؟

که مرگ و زندگی دست چه کس باشد؟

نمی دانی که عمر هرکسی ثابت

و مرگش نیز معلوم است؟

مگر صدها جوان و پیر

هر روز نمی میرند؟

تهاجمها، تصادفها بلاها دردها

این جنگهای خانمانسوز و بشر نابود گردان را نمی بینی.

که صد ها و هزاران چون منی را

طعمه مرگ و فنا سازد؟

نمی خواهی تو ای مادر،

به جای مرگ خفت بار و ننگ آور

به جای مرگ در بستر

که فرزندت شهید راه حق گردد؟

شهید راه انسانها،

شهید راه پاکیها،

شهید پاکبازیها شود

جاوید ماند،

زنده گردد تا ابد

در این جهان و در دل تاریخ،

در پیش خدا،

در عالم معنی،

ورای عالم پیدا

بماند جاودان،

روزی خورد

اندر بهشت و نزد مردان خدا

نزد پیمبرها، امامان وَ

فداکاران راه دین و راه یزدان،

جاودان ماند؟

******

تو ای مادر

در آن هنگام شیرینی

که با حق کرده ای خلوت،

در آن ساعت

که رو سوی خدا و دستهای پاک تو بالاست

در آن لحظه که بر سجاده پاکیزه ات بنشسته و

اندر نماز و در دعا هستی

 درآن هنگام از او

آزادی فرزندهای پاک­بازت را تقاضاکن

جوانان مبارز را

و آن پاکیزه جانان، قهرمانان، نیکمردان، حق پرستان خدا جو را

دعا کن مادرم

از بهر آزادی ایران عزیز ما

و آزادی از این زندان که در آنیم

تو مادر، دست حق بفشار

و تنها روی پای او بزن

آن بوسه های اشک آگین را.

*****

مخور غم، مادرم

نالان مشو،

شیون مکن،

شادان و سرخوش باش،

شادی کن

برای صبح پیروزی که نزدیک است.

بدان سانی که حق فرمود در قرآن

زمین را ما از آن نیک مردان کرده و

اندر زمینشان جانشینی هاست.

جاویدند،

پیروزند،

به امید چنین روزی

به امید چنین روزی ....

زندان شهربانی اصفهان - دیماه سال: 1350

 

شعر سوگند - فضل الله صلواتی - به محبت و عشق و وفا سوگند

سوگند


سروده: فضل الله صلواتی (طوفان)


(منتشر شده در کتاب نوای آزادی، انتشارات بدر، 1357)

 

به محبت و عشق و وفا سوگند

به جلال و جاه خدا سوگند

به علایق جان، به حیات جهان

به فنا در راه بقا سوگند

 

به طراوت گل، به صفای چمن

به طبیعت و باد صبا سوگند

به سپهر و مهر فروزانش

به فروغ ماه سما سوگند

 

به توکل ما، به اراده حق

به قدر سوگند، به قضا سوگند

به فداکاری و به جانبازی

به مقام صبر و رضا سوگند

  

به تساوی و عدل و به آزادی

به طریقت اهل صفا سوگند

به حقیقت گو، به ره حق پو

به دل خالی ز ریا سوگند

 

به مبارزها، به مجاهدها

به شهیدِ راه خدا سوگند

به فدائی مذهب صبح و صفا

به شهید کرببلا سوگند

 

به دل شکسته زندانی


که نرفته به راه خطا سوگند

به مناسبت نیم شعبان میلاد حضرت قائم

همه درد بشر به دوا برسد

فضل الله صلواتی

 

همه درد بشر به دوا برسد                             همه جا را صلح و صفا برسد

انسان برهد از خود آنگه                               کامل گردد به خدا برسد

طومار من و تو بهم پیچد                               هنگام حکومت ما برسد

همگانی گردد نعمت ها                                 قسمت، آخر همه را برسد

هدف بشر انسانی گردد                                 آزادی ها به بقا برسد

به خدا به خدا آید روزی                                که جهالتها به فنا برسد

همه جا ز عدالت پر گردد                              بانگ شادی به شما برسد

همه یک آئین همه یک ملت                           چون نور خدا همه جا برسد

مردان خدا همه جان حاکم                              بذر ایمان همه را برسد

قرآن باشد تنها قانون                                    نه دگر انسان به خطا برسد

نه ستم ماند، نه ستمکاری                              بنیان کن کاخ ریا برسد

نه ز ماتم نه زغم خبری دیگر                         دل بی نوا به نوا برسد

نه دگر ترسی، نه دگر رنگی                          دوران صبر و رضا برسد

نه ز خون ریزی خبری باشد                          همگان را مهر و وفا برسد

نه دگر تبعیض سیاه و سفید                            که تباهی فقر و غنا برسد

نه دگر غربی، نه دگر شرقی                          به ره حق، انسان تا برسد

نه دگر مرزی، نه دگر جنگی                         انسان به حقیقت ها برسد

ز تلاش و ز کوشش ما آخر                            به فنا آثار جفا برسد

به تکاپوها، ز هیاهوها                                  آسایش ها به شما برسد

مهدی آید، رهبر گردد                                  آن مظهر عدل و خدا برسد

قائم، حجت، مولا سرور                                آن هادی و منجی ما برسد

ای حجت حق، به در آ، به در آ                       بین ظلم و ستم به کجا برسد

باز آ که جهان فاسد گشت                              که ز تو دردش به شفا برسد

ظلمت همه جا را پر کرده                              هر لحظه غمی ز قفا برسد

فریاد ستم کش ها اکنون                                خواهد که به عرش علا برسد

(طوفان) خواهد ز خدا دائم                             تا سید و صاحب ما برسد

که جهان از آن شما گردد                               اجرا احکام خدا گردد.


قسمت اردیبهشت ماه 1343 زندان ساواک اصفهان و بخش دوم شهریورماه 1350 در زندان ساواک اصفهان و بخش سوم در مهرماه 1352 در زندان انفرادی پادگان اصفهان سروده شده است

کتاب: نوای آزادی

 


همه درد بشر به دوا برسد                             همه جا را صلح و صفا برسد

به خدا به خدا آید روزی                                آن هادی و منجی ما برسد

همه جا ز عدالت پر گردد                              بانگ شادی به سما برسد

قرآن باشد همه جان قانون                              نه دگر انسان به خطا برسد

نه ستم ماند، نه ستم کاری                             بنیان کن کاخ ریا برسد

نه زماتم و م خبری دیگر                              دل بی نوا به نوا برسد

نه دگر تبعیض سیاه و سفید                            که تباهی فقر و غنا برسد

نه دگر مرزی نه دگر جنگی                            انسان به حقیقت ها برسد

شعر: «درس آزادی»، «پیکار حسین» فضل الله صلواتی «طوفان»

«شعر «پیکار حسین»  سروده: استاد فضل الله صلواتی»

این شعر در نشریات پیش از انقلاب از جمله: «روزنامه اصفهان»، «مکتب اسلام»، «کتاب حسین پیشوای انسانها» و... منتشر شد.

همچنین در کتاب «نوای آزادی» مجموعه اشعار استاد دکتر فضل الله صلواتی، در سال 1340 سروده شده و در اسفندماه سال 1357 توسط انتشارات قائم اصفهان منتشر شده است.


 همچنین این شعر تحت عنوان «درس آزادی» پیش از بهمن سال 1357 توسط زنده یاد سیدجواد ذبیحی خوانده شد که مورد استقبال مستمعین قرا گرفت.


درس آزادی به دنیا داد رفتار حسین 

بذر همت در جهان افشاند افکار حسین

با قیام خویش بر اهل جهان معلوم کرد

تابع اهل ستم گشتن بود عار حسین




   پیکار حسین   
درس آزادی به دنیا داد رفتار حسین
بذر همت در جهان افشاند افکار حسین

جان خود را در ره صدق و صفا از دست داد
زین سبب تا حشر باشد گرم بازار حسین

با قیام خویش بر اهل جهان معلوم کرد
تابع اهل ستم گشتن بود عار حسین

حق و باطل را به خون خویش کرد از هم جدا
آری، آری تا ابد برجاست آثار حسین

زندگی پیکار باشد در ره اندیشه ها
باشد این گفتار شیرین و گهربار حسین

گر نداری دین به عالم لااقل آزاده باش
این کلام نغز می باشد ز گفتار حسین

مرگ با عزت ز عیش در مذلت بهتر است
نغمه ای می باشد از لعل درربار حسین

نی ریاست، نی دورنگی، نی دغل، در کار بود
بهر ترویج حقیقت بود، پیکار حسیــن

نی هواخواهش مسلمانان به دوران اند و بس
بلکه هر آزاده می باشد هوادار حسین

جان و مال و یاورانش شد فدای حق، ولی
رادمردان را بود سرمشق، رفتار حسین

داد درس یاری و جانبازی و مردانگی
بر همه اهل جهان عباس سردار حسین

خواهی ار «طوفان» که از دریای محنت وا رهی
سعی کن تا در طریق حق شوی یار حسین

«اصفهان- آبان ماه 1340»