- روزگار بنی عباس و شهادت امام معصوم(ع) (دو مجلد)

چاپ اول انتشارات بوستان کتاب-
قیمت دوره دو جلدی: 3میلیون 200 هزار تومان

چاپ اول کتاب:
تحلیلی از زندگانی و دوران
حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)
فضل الله صلواتی
-تاریخ نشر: پائیز1400 - 912 صفحه
- جلد مقوایی(شُمیز): 1 میلیون و 500 هزار تومان
- جلد گالینگور: ........ تومان
توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.
شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن: 44646947 – 021
شماره تماس فروش در اصفهان:
چهارباغ عباسی، کتابفروشی سپاهانی
و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031
09133141838 – (وحیدصلواتی)

چاپ اول کتاب:
« تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع) »
فضل الله صلواتی
-تاریخ نشر: زمستان 1398 - تعداد صفحه: 1705 صفحه
- جلد گالینگور : دومیلیون و پانصد تومان
توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن: 44646947 – 021
شماره تماس فروش در اصفهان:
چهارباغ عباسی، کتابفروشی سپاهانی
و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031
09133141838 – (وحیدصلواتی)
فروش مجلدات صحافی شدن هفته نامه نوید اصفهان
قابل توجه علاقمندان به حوزه فرهنگ مکتوب و کتابخانه داران
و مجموعه داران
«هفته نامه نوید اصفهان»، نشریه محلی شهر اصفهان بود که از زمستان سال ۱۳۶۶ تا پائیز سال ۱۳۷۷ در اصفهان منتشر شد و در زمان خود یکی از پرتیراژترین و مؤثرترین نشریات محلی بود که نفوذ شایسته ای در استان اصفهان و سطح کشور داشت، این روزنامه به مدیریت استاد فضل الله صلواتی منتشر میشد و در سال 1377 توسط دادگاه ویژه روحانیت تعطیل شد.
هم اینک تعداد محدودی از مجلدات کامل و صحافی شده این نشریه از ابتدا تا انتهای انتشار، با قیمت مناسب موجود است که متقاضیان میتوانند جهت تهیه با نشر اصفهان تماس حاصل فرمایند.
اصفهان- خیابان سجاد- خیابان قائم مقام فراهانی- ساختمان شهرآرا – طبقه دوم نشر اصفهان
تلفن: 36411786 – 031 – همراه: 09133141838
تلگرام استاد فضل الله صلواتی: https://t.me/FazlollahSalavati
نشانی وبلاگ: https://salavati-f.blogsky.com/

چاپ سوم کتاب:
« سیاهکاریهای بنی امیه »
فضل الله صلواتی
با توجه به افزایش قیمت در حوزه نشر، متأسفانه چاپ سوم این کتاب در 822 صفحه به قیمت:
- جلد شومیز (معمولی مقوایی): 1 میلیون و 500هزار تومان
- جلد گالینگور: ............. تومان
توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.
شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن: 44646947 – 021
شماره تماس فروش در اصفهان: - چهارباغ، کتابفروشی سپاهانی
و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031
09133141838 – (وحیدصلواتی)
نشانی وبلاگ: https://salavati-f.blogsky.com/
نشانی تلگرام: - https://t.me/FazollahSalavati
«تحلیلی از زندگانی و دوران امام رضا(ع)» (نشر صمدیه - پائیز 1400)
«تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع)» - (نشر صمدیه - تهران - زمستان 1398)
تحلیلی از زندگانی و دوران امام
محمدتقی(ع)» (چاپ سوم)، (انتشارات مؤسسه اطلاعات) جلد گالینگور 400 تومان
«مجموعۀ مقالات کنگرۀ بزرگداشت اصفهان»، (انتشارات مؤسسۀ اطلاعات)
«تفاسیر و مفسران شیعه»، (انتشارات مؤسسه اطلاعات)
«سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی» (انتشارات مؤسسه اطلاعات)
«سیاهکاریهای بنیامیه»(چاپ دوم)، انتشارات صمدیّه
«ریاکاری های بنی عباس و شهادت امامان معصوم» (چاپ اول)، انتشارات بوستان کتاب
«گذری به چین» (انتشارات فرهنگ مردم)
«نوای آزادی» (شعر) (انتشارات بدر اصفهان)
«بهار آزادی» (شعر) (انتشارات بدر اصفهان) و....
کتابهای در دست انتشار:
- «خاطرات و سرگذشت های سیاسی نیم قرن اخیر»(در چندین مجلد، آماده انتشار)
- «معرفی علی(ع) انسان کامل در غدیر» (آماده انتشار)
- «خاطرات و سرگذشت های سیاسی نیم قرن اخیر»
- «تحلیلی از زندگانی حضرت فاطمه زهرا» (سلام الله علیها)
- «امام حسین(ع) اسوه انسانیّت»
- مجموعه مقالات هفته نامه نوید اصفهان
- مقالات قرآنی
- سیری در تاریخ اسلام
- عالمان و شاعران مسلمان از آغاز تا قرن هفتم

فروش کتاب گردش ایام
خرید کتاب گردش ایام تألیف دکتر خلیل رفاهی
(خاطرات حوزه، دانشگاه، داخل و خاجر از کشور دکتر خلیل رفاهی)
قیمت 700هزار تومان - انتشارات مانی
تعدادی موجود می باشد: تلفن تماس: 09133141828 - نشر اصفهان - وحید
"........اما وقتی در دوره ای که دانشگاه تهران بودم با شخصیت های با فضیلت روبرو شدم فهمیدم که در خارج از قم و در اشخاص غیرروحانی هم اشخاص ارزشمند وجود دارند اما باز شیعه بودن را شرط اصلی میدانستم. بعد با سفر به کشورهای عربی متوجه شدم که بین سایر فرق اسلامی هم انسان ارزشمند یافت میشود ....."
« مردی که گذشته را برای آینده روایت کرد »
به قلم: شهزاد بهادری ـ روزنامهنگار و نویسنده
نام و نام خانوادگی: دکتر فضلالله صلواتی تاریخ تولد: ۱۳۱۷ محل تولد: اصفهان
حوزه فعالیت: نویسنده، پژوهشگر، استاد دانشگاه، روزنامهنگار و فعال فرهنگی و اجتماعی و یکی از چهره های تأثیر گذار در شکل گیری انجمن صنفی روزنامه نگاران استان اصفهان و حضور پر رنگ در طی سالهای متمادی در جایگاه رئیس این تشکلی مطبوعاتی.
سوابق شاخص: معلمی، پژوهش و تدریس دانشگاهی، فرمانداری اصفهان، ریاست نهضت سوادآموزی، نمایندگی مردم اصفهان در دوره اول مجلس شورای اسلامی، فعالیت مطبوعاتی ؛مدیر مسئول هفتهنامه «نوید اصفهان»
تحصیلات: دکتری در ادبیات عرب و مطالعات و پژوهشهای گسترده در حوزه ادبیات فارسی، تاریخ اسلام و فرهنگ ایران
فعالیت مطبوعاتی: صاحبامتیاز و مدیر هفتهنامه «نوید اصفهان»
تألیفات: بیش از ۲۰ عنوان کتاب و آثار متعدد پژوهشی، تاریخی، دینی، سیاسی و فرهنگی
فیلم روایت زندگی: ـــــــــــــــ
روایت مکتوب زندگی و خاطرات: حاضر در پایگاه خردورزان
مردی که گذشته را برای آینده روایت کرد
بعضی آدمها بخشی از تاریخ را زندگی میکنند و بعضی دیگر علاوه بر زیستن در تاریخ، سالها از عمر خود را صرف روایت، تحلیل و ثبت آن میکنند.
دکتر فضلالله صلواتی از گروه دوم است؛ مردی که قلم برایش تنها وسیله نوشتن نبوده بلکه ابزاری برای اندیشیدن، پرسیدن، هشدار دادن و ساختن فردا بوده است.
وقتی پای صحبت او مینشینی، با زندگیای روبهرو میشوی که مسیرش از مکتبخانههای قدیم اصفهان آغاز شده و از کلاس درس و دانشگاه، روستاهای مبارکه و خمینیشهر، زندان و تبعید، انقلاب، فرمانداری، مجلس، مطبوعات و پژوهش گذشته و سرانجام به کتابخانهای رسیده است که هنوز چراغ مطالعه در آن روشن است.
او از نسلی است که بخشهایی از تاریخ معاصر ایران را نه از پشت ویترین کتابها بلکه با تمام دشواریهایش لمس کرده است؛ نسلی که برای نوشتن هزینه داده و برای ماندن بر سر اندیشههایش،بهترین سالهای زندگی خود را در زندان و تبعید گذرانده است.
▫️از مکتبخانه تا دانشگاه
فضلالله صلواتی در سال ۱۳۱۷ در اصفهان و در خانوادهای روحانی چشم به جهان گشود. پدرش از علمای شناختهشده اصفهان بود و همین فضای خانوادگی ،نخستین زمینههای علاقه او به دانش، ادبیات، دین و مطالعه را فراهم کرد.
تحصیلاتش را از مکتبخانه آغاز کرد و پس از مدتی حضور در حوزه علمیه، وارد مدرسه شد. دوره دبیرستان را در دبیرستان کازرون اصفهان گذراند؛ مدرسهای که بعدها تغییر نام داد و با نام پروین اعتصامی شناخته شد.
پس از پایان دوره اول دبیرستان، راهی دانشسرای مقدماتی شد و دو سال تحصیل فشرده را پشت سر گذاشت.
سال ۱۳۳۹، نخستین فصل جدی زندگی حرفهای او آغاز شد؛ زمانی که به عنوان معلم راهی روستاهای مبارکه شد.
دو سال در روستاهای مبارکه تدریس کرد و پس از آن به خمینیشهر که در آن روزگار «همایونشهر» نام داشت منتقل شد.اما معلمی برای او پایان راه نبود.
همزمان با تدریس، در کنکور شبانه دانشگاه اصفهان شرکت کرد و در رشته زبان عربی پذیرفته شد. روزها معلم بود و شبها دانشجو. مسیری که بعدها او را تا تحصیلات تکمیلی و مطالعات گسترده در ادبیات و تاریخ اسلام پیش برد.
▫️قلمی که آرام نگرفت
دکتر صلواتی از همان سالهای جوانی تنها به تدریس و تحصیل بسنده نکرد. شعر میگفت، مقاله مینوشت و درباره مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود قلم میزد.همین نوشتهها و فعالیتها سرآغاز فصل دشواری از زندگی او شد.چند بار دستگیر یا تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام در سال ۱۳۵۰ از خدمت در آموزش و پرورش معلق شد. پس از آن، زندان و بازجویی و فشارهای امنیتی بخش دیگری از زندگی او را رقم زد. استاد از شکنجه و آزار در کمیته ضدخرابکاری و ساواک سخن میگوید و سرانجام در سال ۱۳۵۳ به یزد تبعید شد.چهار سال تبعید، اگرچه آزادی او را محدود کرد، اما قلم و مطالعهاش را متوقف نکرد.
در یزد به کتابخانهها رفت، مطالعه کرد، نوشت و شعرهای انقلابی خود را ادامه داد؛ نوشتههایی که بعدها بخشی از آنها در سالهای پس از انقلاب منتشر شد.
▫️از تبعید تا مسئولیت
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسیر زندگی او بار دیگر تغییر کرد.
به دلیل شرایط اصفهان و تحولات آن روزها، از او برای پذیرش مسئولیت فرمانداری اصفهان دعوت شد و مدتی این مسئولیت را بر عهده گرفت.پس از آن، مدتی نیز ریاست نهضت سوادآموزی کشور را عهدهدار شد.
سال ۱۳۵۹، فصل دیگری از زندگی سیاسی او آغاز شد؛ زمانی که با رأی مردم اصفهان به دوره اول مجلس شورای اسلامی راه یافت و چهار سال نماینده مردم اصفهان در مجلس بود.
همزمان با مسئولیتهای اجرایی و سیاسی، ارتباط او با دانشگاه نیز ادامه داشت. از سالهای نخست انقلاب، تدریس دروس مرتبط با تاریخ اسلام، مباحث عقیدتی و موضوعات فرهنگی و تاریخی را در مراکز تربیت معلم و دانشگاهها بر عهده داشت و در دانشگاههایی از جمله دانشگاه تربیت معلم، دانشگاههای ادبیات و دانشگاه بازرگانی تدریس کرد.بعدها به دانشگاه اصفهان منتقل شد و در دانشگاه صنعتی اصفهان نیز به تدریس پرداخت.
▫️روزنامهای که صدای مردم اصفهان شد
یکی از فصلهای مهم زندگی دکتر صلواتی، فعالیت مطبوعاتی اوست.
هفتهنامه «نوید اصفهان» با رویکردی تحلیلی در حوزههای سیاسی، اجتماعی و مذهبی منتشر شد و طی سالهای فعالیت خود توانست مخاطبان قابل توجهی پیدا کند.به گفته او، گاهی استقبال از نشریه به اندازهای بود که یک شماره به چاپ دوم و حتی سوم میرسید.
بخشی از نوشتههای سیاسی، تحلیلها و مطالب مورد توجه جامعه را در این نشریه منتشر میکرد و برخی نامهها و مطالب شخصیتهای سیاسی و مذهبی نیز در آن انعکاس مییافت.این نشریه سرانجام در سالهای بعد با فشارهای مختلف مواجه و توقیف شد.
دکتر صلواتی پس از آن بخش بیشتری از وقت خود را صرف کتاب، پژوهش و مطالعه کرد و قلمش را از فضای روزنامه به فضای عمیقتر پژوهش برد.
▫️پژوهش؛ راهی که هنوز ادامه دارد
شاید اگر بخواهیم زندگی استاد دکتر صلواتی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: او هنوز در حال نوشتن است.
موضوع پژوهشهای او تنها به یک حوزه محدود نمانده است؛ تاریخ اسلام، شخصیتهای دینی، تاریخ ایران، فرهنگ اصفهان، مسائل سیاسی و اجتماعی و تحلیل تحولات تاریخی، بخشهایی از کارنامه پژوهشی او را تشکیل میدهند.
وی درباره امام رضا(ع)، امام محمدباقر(ع)، امام محمدتقی(ع)، حضرت زهرا(س)، پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع)، تاریخ مفسران شیعه و دورههای تاریخی بنیامیه و بنیعباس پژوهش و کتاب منتشر کرده است.
یکی از ویژگیهای نگاه او این است که تاریخ را تنها برای بازگویی گذشته نمیخواهد؛ گذشته برای او چراغی است که باید راه آینده را روشن کند.
خودش میگوید که در بررسی تاریخ بنیامیه و بنیعباس، قصدش «نبش قبر تاریخ» نبوده، بلکه تلاش کرده است از تاریخ برای شناخت امروز و اندیشیدن به فردا استفاده کند.
▫️کتابهایی برای شناخت دیروز و ساختن فردا
در کارنامه دکتر فضلالله صلواتی، آثار متعددی به چشم میخورد؛ از پژوهشهای تاریخی و دینی گرفته تا شعر، فرهنگ و مسائل اجتماعی.
از جمله آثار او میتوان به این عناوین اشاره کرد:
- تحلیلی از زندگانی و دوران امام رضا(ع)
- تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدباقر(ع)
- تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدتقی(ع)
- تفاسیر و مفسران شیعه
- سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی
- سیاهکاریهای بنیامیه
- مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت اصفهان
- گذری به چین
- نوای آزادی؛ مجموعه شعر
- بهار آزادی؛ مجموعه شعر
او همچنین در گردآوری و تدوین آثار و مقالات مربوط به تاریخ و فرهنگ اصفهان نقش داشته و مجموعهای گسترده از مقالات، سرمقالهها و نوشتههای مطبوعاتی او نیز در دست بررسی و انتشار قرار دارد.
برخی آثار او نیز با اجازه وی برای ترجمه و تلخیص به زبانهای دیگر مورد استفاده قرار گرفتهاند.
▫️آینده؛ دغدغه مردی که از گذشته میگوید
شاید مهمترین بخش گفتوگوی ما با دکتر صلواتی، جایی بود که از آینده سخن گفت .چرا که معتقد است پژوهشگر و روزنامهنگار نباید فقط درگیر امروز باشد. به باور او، هر نوشتهای باید راهی به سوی آینده باز کند و بتواند برای نسل جوان حرفی داشته باشد.
به همین دلیل خطاب به نویسندگان و خبرنگاران میگوید که نباید تنها مسائل روز را ببینند؛ باید آیندهنگر باشند و از خود بپرسند نوشتهای که امروز منتشر میکنند، فردا چه اثری بر ذهن و زندگی نسل بعد خواهد گذاشت.
برای او، «خردورز» کسی است که گذشته را میشناسد، امروز را میبیند و چشم از آینده برنمیدارد.
▫️حرفی برای جوانان
دکتر صلواتی در پایان، جوانان از تجربه سالهای دور و نزدیک زندگی خود میگوید که روزگار ثابت نمیماند.
از فراز و فرودهای تاریخی ایران یاد میکند؛ از دورههای بازشدن فضای اجتماعی و فرهنگی تا سالهای سخت اختناق، از روزهای نخست انقلاب تا جنگ و دشواریهای اقتصادی و اجتماعی سالهای بعد.
و در میان تمام این فراز و فرودها، یک پیام را پررنگتر از همه بیان میکند: «نباید ناامید شد.»
استاد صلواتی آینده را عرصهای میداند که هنوز ساخته نشده و معتقد است جوانان باید با دانش، امید، تلاش و اندیشه، سهم خود را در ساختن آن ایفا کنند.
در نگاه او، کتاب هنوز زنده است؛ حتی اگر شمار کتابخوانها کاهش یافته باشد. استقبال از برخی آثارش به او نشان داده که هنوز در جامعه، انسانهایی هستند که میخوانند، میاندیشند و به دنبال پاسخاند.
دکتر فضلالله صلواتی میگوید؛جامعه به «حرفی تازه برای گفتن» نیاز دارد؛ حرفی که از دل دانش و تجربه بیرون آمده باشد و بتواند چراغ راه نسل آینده شود.
▫️مردی که هنوز مینویسد
وقتی گفتوگو به پایان میرسد، بیش از آنکه با یک کارنامه روبهرو باشم، با انسانی مواجهام که هنوز خود را تمامشده نمیداند.
سالها تدریس، زندان، تبعید، مسئولیت، مجلس، مطبوعات و پژوهش، نتوانستهاند او را از میز مطالعه و قلم دور کنند.حالا در سالهای پختگی عمر، همچنان مشغول نوشتن است؛ درباره تاریخ، فرهنگ، دین، اندیشه و انسان.
شاید راز ماندگاری چنین مردانی همین باشد؛ اینکه زندگی را در پایان یک مسیر نمیبینند.هنوز کتابی روی میز است، هنوز صفحهای سفید مانده و هنوز جملهای هست که باید نوشته شود و شاید همین، معنای واقعی خردورزی باشد؛
گذشته را فراموش نکردن، امروز را فهمیدن و برای فردا چراغی روشن به یادگار گذاشتن.
تسلیت درگذشت حضرت آیتالله العظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی
بسمالله الرحمن الرحیم
«إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»
ارتحال عالم ربانی و مرجع عالیقدر، حضرت آیتالله العظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی، رضوانالله تعالی علیه، ضایعهای بزرگ برای حوزههای علمیه و جامعه دینی و علمی کشور است.
آن فقیه فرزانه، عمر پربرکت خویش را در راه پاسداری از معارف اهلبیت علیهمالسلام، تربیت عالمان و فضلای حوزه و ترویج اخلاق و فضیلت سپری کرد. دانش، تقوا، تواضع، اعتدال و بردباری، از برجستهترین ویژگیهای شخصیت ایشان بود.
آن مرجع بزرگ با پرهیز از هیاهو و تندروی و با تأکید بر اخلاق و اصلاح، در عمل نشان داد که عالم دینی باید پیش از هر چیز الگوی اخلاق، انصاف و شکیبایی باشد و در برابر نامهربانیها نیز شکیبائی داشته باشد.
این مصیبت را به محضر مبارک حضرت ولی عصر(عج)، به بیت شریف شبیری زنجانی، حوزههای علمیه، شاگردان و ارادتمندان آن فقید سعید و عموم علاقهمندان به علم و فضیلت تسلیت و تعزیت دارد.
از خداوند متعال برای آن عالم وارسته، رحمت واسعه و علو درجات و همنشینی با پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و اهلبیت علیهمالسلام و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارد.
اصفهان - فضلالله
صلواتی
شهریور ۱۴۰۵
------------------------------
«إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»
حضرت حججالاسلام والمسلمین جنابان آقایان سید هادی و حاج سید تقی هاشمی
خبر درگذشت بانوی مؤمنه و گرامی، همشیره مکرمهتان، موجب تأسف و تألم فراوان گردید. بیتردید فقدان عزیزی که سالیان دراز مایه مهر و دلگرمی خانواده بوده است، اندوهی است که جز با توکل بر خداوند و پناه بردن به رحمت بیپایان او قابل تحمل می شود.
این مصیبت را به خاندان محترم آن فقیده سعیده تسلیت عرض میکنم و از درگاه خداوند رحمان برای آن بانو، رحمت واسعه و مغفرت الهی و همنشینی با صالحان و نیکان، و برای بازماندگان صبر، آرامش و اجر فراوان مسئلت دارد.
فضلالله صلواتی – 29 شهریور ۱۴۰۵
----------------------
تسلیت درگذشت دکتر منوچهر مقدادی
بسمالله الرحمن الرحیم
«إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»
درگذشت پزشک شایسته، خدمتگزار و آرامشبخش جامعه، دوست و همراه سالیان متمادی، زندهیاد مرحوم مغفور دکتر منوچهر مقدادی، موجب تأسف و تأثر فراوان گردید.
آن شادروان، در طول هفتاد سال زندگی پربار و پرثمر خویش، افزون بر انجام رسالت حرفهای و انسانی خود در عرصه پزشکی، همواره دل در گروی مردم داشت و با احساس مسئولیت اجتماعی، در کنار تلاشها و مبارزات عدالتخواهانه مردم گام برمیداشت. برای او پزشکی تنها یک حرفه نبود؛ بلکه فرصتی برای خدمت به انسانها، کاستن از رنج آنان و پاسداری از کرامت و سلامت جامعه بود.
فقدان چنین انسان فرهیخته، پزشک متعهد و خدمتگزاری که سالیان عمر خود را در راه مردم و آرمانهای انسانی سپری کرد، ضایعهای دردناک برای خانواده، دوستان، همکاران و همه کسانی است که از محبت، دانش و خدمات او بهرهمند شدهاند.
این مصیبت جانکاه را به همسر گرامی، فرزندان داغدار و خاندانهای محترم مقدادی، داروئی، پهلوانصباغ، فاضل، صدرعاملی، آبدار و فیض صمیمانه تسلیت عرض میکنم و از درگاه خداوند متعال برای آن پزشک فرهیخته و انسان خدمتگزار، رحمت واسعه، مغفرت الهی و علو درجات، و برای بازماندگان معزز، شکیبایی، آرامش و اجر فراوان مسئلت دارم.
یاد و نام نیک او، در خاطره کسانی که او را میشناختند و در زندگی اجتماعی و حرفهای از حضورش بهره بردند، ماندگار خواهد بود
اصفهان - فضلالله صلواتی
دکتر فضلالله صلواتی، متولد ۱۳۱۷ در اصفهان، از فعالان سیاسی و مذهبی و مبارزان پیش از انقلاب بود که سالهایی را نیز در زندان و تبعید گذراند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در نخستین ماههای استقرار نظام جدید، مسئولیت فرمانداری اصفهان را بر عهده گرفت؛ دورهای که کشور و بهویژه اصفهان با آشفتگیهای سیاسی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی فراوانی روبهرو بود. پس از آن، در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی مردم اصفهان راه یافت و در یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ مجلس، در تصمیمها و مناقشات مهم سیاسی کشور حضور داشت.
در دوره نمایندگی، سرپرستی نهضت سوادآموزی نیز به او واگذار شد و گسترش سوادآموزی از جمله محورهای مورد توجه وی قرار گرفت.
آنچه در ادامه میآید، مروری فشرده بر مهمترین اقدامات، مواضع و تصمیمهای فضلالله صلواتی در دوران فرمانداری اصفهان و نمایندگی مجلس اول است. بخشی از این موارد بر پایه خاطرات و روایتهای او از آن سالها تنظیم شده و بخشی دیگر به تصمیمها و مواضعی مربوط میشود که در همان زمان اتخاذ کرد. در پایان نیز به برخی تصمیمها و رویکردهایی پرداخته شده است که وی سالها بعد، خود آنها را مورد نقد و بازنگری قرار داد.
مرور خاطرات و مواضع بعدی فضلالله صلواتی نشان میدهد که او تنها به دفاع از اقدامات و تصمیمهای گذشته خود اکتفا نکرد و برخی از آنها را نیز مورد بازنگری و نقد قرار داد. از این رو، این بخش تصویری کاملتر و چندبعدیتر از کارنامه و تجربه سیاسی او ارائه میکند.
اگر بخواهیم از مجموع اقدامات و مواضع فضلالله صلواتی در دوره فرمانداری اصفهان و نمایندگی مجلس اول تصویری فشرده ارائه کنیم، میتوان گفت:
در دوران فرمانداری اصفهان، محور اصلی فعالیتهای او، بر اساس روایتها و گزارشهای مربوط به آن دوره، تلاش برای تثبیت نظم و امنیت در شرایط بحرانی پس از انقلاب، کنترل فعالیت نیروهای خودسر و گروههای مسلح، جلوگیری از خشونت و درگیری، ساماندهی امور اجرایی و اقتصادی شهر، مقابله با تصرفهای غیرقانونی اموال مردم، حفظ نیروهای متخصص، برگزاری انتخابات و پیگیری برخی اقدامات عمرانی و شهری بود.
در دوران نمایندگی مجلس اول، فعالیتهای او علاوه بر حضور در مناقشات و تصمیمهای مهم سیاسی کشور، شامل تلاش برای کاهش اختلافات سیاسی، میانجیگری در بحران بنیصدر، تلاش برای حفظ امکان گفتوگو میان جریانهای سیاسی، دفاع از نیروهای متخصص در برابر پاکسازیهای سیاسی، پیگیری و گسترش نهضت سوادآموزی، پیگیری حقوق افراد و زندانیان، مخالفت با حذفهای سیاسی، پیشنهادهایی درباره ساختار وزارت اطلاعات، حضور در جبههها و حمایت از رزمندگان و خانوادههای ایثارگران بود.
یکی از مهمترین وجوه کارنامه او در مجلس اول، تلاش برای جلوگیری از تبدیل اختلاف سیاسی به حذف سیاسی بود. در روایت صلواتی، او در بحران بنیصدر کوشید میان طرفهای درگیر امکان گفتوگو و تفاهم ایجاد کند و حتی برای این منظور گروههایی را از اصفهان به تهران همراه کرد؛ اما این تلاشها به نتیجه نرسید. او بعدها از غلبه رقابتهای جناحی و تشکیلاتی بر مصالح عمومی و از روند حذف سیاسی بنیصدر انتقاد کرد و این روند را در ارتباط با فضای بحرانی و خشونتآمیز سالهای ۱۳۶۰ ارزیابی میکرد.
در عین حال، این موضع به معنای موافقت با همه اقدامات علیه بنیصدر نبود؛ زیرا پس از ناکام ماندن تلاشهای میانجیگرانه، خود به عدم کفایت سیاسی و عزل بنیصدر رأی داد. همین فراز از زندگی سیاسی او، نشاندهنده پیچیدگی تصمیمگیری در آن دوره و تفاوت میان تلاش برای حل اختلاف از راه گفتوگو و تصمیم سیاسی نهایی در شرایط بحرانی است.
در کنار این اقدامات، مرور خاطرات و مواضع بعدی او نشان میدهد که صلواتی برخی تصمیمهای گذشته خود، از جمله پیشنهاد سهمیه دانشگاهی برای فرزندان شهدا و جانبازان و حمایت از شرط اجتهاد برای وزیر اطلاعات، را نیز مورد نقد و بازنگری قرار داد.
از این منظر، کارنامه فضلالله صلواتی را نمیتوان تنها مجموعهای از اقدامات اجرایی و سیاسی دانست؛ بلکه بخشی از آن، تجربهای تاریخی از سالهای بسیار پرآشوب نخست انقلاب است که در آن، موضوعاتی چون امنیت، قانونگرایی، حفظ نیروهای متخصص، جلوگیری از خودسری، گفتوگو میان جریانهای سیاسی، مقابله با حذف و انحصار، و نسبت میان آرمانهای انقلاب و واقعیتهای قدرت سیاسی همواره در برابر یکدیگر قرار داشتند.
اهمیت
این کارنامه در این است که صلواتی در سالهای بعد، نهتنها از برخی اقدامات خود
دفاع کرد، بلکه برخی تصمیمهایش را نیز به نقد کشید و از تجربههای سیاسی آن دوره
سخن گفت؛ بنابراین روایت او، علاوه بر ثبت مجموعهای از اقدامات اجرایی و سیاسی،
میتواند بخشی از تاریخ تجربهشده نسل نخست مدیران و نمایندگان پس از انقلاب نیز
تلقی شود.
منابع
منابع ----------
- مصاحبه های فضل الله صلواتی در رسانه ها
- مجلدات «مشروح گزارشات مجلس شورای اسلامی»
- کتاب خاطرات پس از انقلاب فضل الله صلواتی
به نام خدا
« شــام غریبــان کربلا» (1)
سروده✍️ استاد فضلالله صلواتی «طوفان»
شام غریبان است امشب،
مرگ عزیزان است امشب،
یاد شهیدان است امشب،
سوک دلیران است امشب،
غمها فراوان است امشب،
اندوه دوران است امشب،
محزون دل و جان است امشب،
هر دیده گریان است امشب،
اندر بیابان است امشب،
اوراق قرآن است امشب،
در دست شیطان است امشب،
تنهای عریان است امشب،
سُمِّ سُتوران است امشب،
اشک یتیمان است امشب،
زینب پریشان است امشب،
* * * * * *
امروز، روز حادثه بود و غرُوب شد،
خورشید شرمسار رفت،
محزون و اشکبار رفت،
بی تاب و بیقرار رفت،
با رنج بیشمار رفت،
پرشور و پرشرار رفت
خونین و سوگوار رفت
خود را به چاه تیره مغرب فرو فکند
اندر سیاهچال تباهی به رو فکند
* * * * * *
از دیدن قساوت انسان،
از ناسپاسی دوران،
از عهدها شکستن و پیمان،
از کُشتن عزیزترین مهمان،
از ظلم بیحساب جفاکاران،
آزرده از جنایت دونان،
شمشیر و خون و نیزۀ عُدوان،
اندوهها و نالۀ طفلان،
از بی کسیّ خدا مردان.
* * * * * *
«غروب بود و افق حرفهای گلگون داشت،
ز سوز فاجعه زینب دلی پُر از خون داشت،
غروب بود و غریبانه خیمهها میسوخت،
کرانه، چَشم بِدان حُزن بیکران میدوخت.»[2]
* * * * * *
در آن شب سیاه، ز ره ماه میرسید،
با اضطراب و غم زده، از راه میرسید،
گشته سیاهپوش عزاداری حسین،
امکان نبود تا که کند یاری حسین،
بر روی ماه، گَرد سیاهی نشسته بود،
در ماتم حسین، به راهی نشسته بود،
گویی که ماه چون دل یاران، شکسته بود
* * * * * *
مهتاب بود ولی روشنی نبود،
در یاری حسین، سر افکندنی نبود،
آشفته بود ماه و غمین و به سرزنان،
گردیده نوحهخوان به میان ستارگان،
پروین و زهره و زحل و مشتری چنان،
اندوهگین ثَوابت و درهم سیارگان.
هر رشتهای ز عِقد ثریا گسسته بود،
ارکان هستی همه عالم شکسته بود،
درهای خیرخواهی و انصاف بسته بود،
آن شب کَس آب را به یتیمان نبسته بود،
امشب نماز زینب کبری، نشسته بود.
جز ماه، کس به دیدن زینب نیامده،
از بهر سر سلامتی کسی امشب نیامده.
* * * * * *
«بتاب امشب ای مه که افلاکیان،
ببینند جانبازی خاکیان،
بسا شمع رخشنده تابناک،
ز باد حوادث فرو مرده پاک.»[3]
* * * * * *
اندر نماز عشق، قیام و قعود نیست،
اندر طریق عشق، فراز و فرود نیست،
آنجا به جز محبت و ذکر و سجود نیست،
تسلیم، هر که گشت، دگر جای سود نیست.
در آن مقام، صحبتِ بود و نبود نیست،
آنجا به جز وصال و کمال و صعود نیست،
کس را به جز حسین، صلای ورود نیست،
راه شهادت است که غیر از شهود نیست.
از دوست هر چه میرسد، الطاف رحمت است،
زیبایی است و مهر و وفا و محبت است.
* * * * * *
روزی که رفت، روز غم و رنج و درد بود،
روز شهادت و ستم اندر نبرد بود،
امروز بود روز فداکاری و قیام،
با قدرت و شهامت و با غیرت و سلام،
روز قیام سید و سالار اولیاء،
آن شاهد شهادت و مظلوم نینوا،
آن جانشین لایق و بر حق انبیاء،
مردان پاکباز و شهیدان کربلا.
مولای دین حسین، در آن دشت پر بلا،
گشته شهید از ستم قوم اشقیا،
افسرده گشته است در آن دشت، لاله ها
گویی که گشته است زمین، دشت لاله ها
گلهای سرخ، پرپرِ بیداد از جفا.
* * * * * *
عباس شد شهید و علیاکبر حسین،
قاسم شهید گشت و علیاصغر حسین،
هفتاد و دو شهید، عزیزان کردگار،
مردان پاکطینت و نیکان روزگار.
* * * * * *
جام وفا ز ساقی کوثر گرفتهاند،
از دست باعنایت حیدر گرفتهاند،
آنها ز لطف فاطمه(س) کوثر گرفته اند،
خوشبخت آن شهید، که در راه دوست رفت،
همراه با حسین به درگاه دوست رفت.
«آنان به وصال رخ دلدار رسیدند،
پرواز نمودند و به دیدار رسیدند،
آنها که ز جان شهد شهادت بگرفتند،
واصل شده بر حق و شفاعت بگرفتند»[4]
* * * * * *
ای وای شهیدان حریم حرم عشق،
ای وای ندیمان کریم کرم عشق،
ای وای عزیزان، ای وای شهیدان،
ای وای ز بیداد، صد ناله و فریاد.
از فرقه فرعونی و شداد،
ای وای ز بیداد،
سوزاند، ستمکار تن آل عبا را
افروخت ستم خیمه اصحاب کَسا را
آتش زده شد بر حرم آل محمد(ص)،
آتش به حریم حرم آل محمد(ص).
* * * * * *
«آتش به آشیانۀ مرغی نمیزنند،
گیرم که خیمه، خیمۀ آل عبا نبود،
لب تشنه کی کُشند کسی را کنار آب،
گیرم حسین، سبط رسول خدا نبود.»[5]
* * * * * *
آن شب غریب بود و غریبانه شام شد،
آن شب سکوت بود و جهانی کلام شد،
شام غریب بود و شب ماتم غریب،
دنیایی از خیانت و بدعهدی و فریب،
در آن شبِ غریب که دلها سیاه بود،
گویا تمام هستی و دنیا سیاه بود،
آن شب، خزانزده بستان مصطفی(ص)،
افسرده گشته بود گلستان مرتضی(ص)،
* * * * * *
«بیا از اشک چشم، این بوستان را آبیاری کن،
ز خون یاوران حق، بیا صد نهر جاری کن،
خزانِ ظلم، گلهای رسالت را ز پا افکند،
بیا بر این گلستان، گریه چون ابر بهاری کن»[6]
* * * * * *
در آن شب سیاه و پر از شور و ولوله،
دونان به شادخواری و فریاد و هلهله،
از جنگ نیمروز،
پیروزی حقیر،
با سی هزار لشکر جَرّار نابکار،
دور از عنایت و کرم و لطف کردگار،
اندر برابر شه مردان روزگار،
هفتاد و دو شهید عزیزان کردگار،
شادان ز کشته گشتن فرزند مصطفی،
نور دو چشم، فاطمه اولاد مرتضی،
نه دین، نه غیرت و شرف و نه کرامتی،
نه رحم بود و عاطفه و، نه حمایتی،
خونخواره گرگها و شغالان جیرهخوار،
آن هیمههای دوزخ و آن شعلههای نار،
آن بیحیا گروه دغلکار پرشرار،
آن نابکار مردم بیشرم و اعتبار،
«قرآن کنند حفظ و به طاها کشند تیغ،
یاسین کنند حِرز و امام مبین کشند»[7]
* * * * * *
در شام غربت شهدا، جامهها سیاه،
عالم سیاه و خیمۀ آل عبا سیاه،
شنهای داغ و محفل اهل وِلا سیاه،
زینالعباد و بستری از خاکها سیاه.
خاکستری سیاه و غذا و دوا سیاه،
از ظلم و جور گشته زمین خدا سیاه،
از دود آتش است که شد چهرهها سیاه،
اَنجم سیاه گشته و ارض و سما، سیاه.
گردیده روزگار بر اهل وِلا سیاه،
از ظلم بیحساب، شده قلبها سیاه،
شد جامههای عالمیان زین عزا سیاه،
خاکستر است و دود سیاهی به هر مکان،
درد است و رنج، بهرة ابنای آن زمان.
* * * * * *
هر گوشه بانویی ز غمی، سوز و ساز داشت،
با ذوالجلال، ناله و اندوه و راز داشت،
با رازدان سخن، ز نشیب و فراز داشت،
اندوه خویش را، به بر بینیاز داشت.
آهسته بر زبانِ زنان، ذکر «یا رب» است،
غمها درون سینه و «الحمد» بر لب است،
گویا تمام رنج جهان جمله امشب است،
خاموشی و سکوت به تاریکی شب است،
سالار کاروان پس از امروز زینب است.
زنها به گرد زینب و کلثوم سوگوار،
اندوهگین نشسته و با حالت نَزار،
* * * * * *
بسیار غصهها که فرو مانده در درون،
چشمان پر ز گریه و دلهای پر ز خون.
صد ناله در دل است و خموشی است دربرون
اندر برون، خموشی و فریاد در درون،
زنهای داغدیده، یتیمان بیپدر،
اطفال رنجدیده و مظلوم و در به در،
صبر است و پایداری و ایمان و معرفت،
حلم است و عصمت است و کَرامات و مَکرمت
* * * * * *
امشب نه کودکی طلب آب میکند،
نه مادری کنار پسر خواب میکند،
کس تسلیت به غمزدگان بلا نگفت،
کس سر سلامتی ز غم کربلا نگفت،
دلداری از برای یتیمان کسی نبود،
غمخوار از برای غریبان کسی نبود،
دستی نبود تا بکَشد بر سر یتیم،
پایی نبود تا که شود یاور یتیم.
«فلک، با عترت خیرُالبشر لختی مدارا کن،
مدارا کن به آل الله، شرم از روی زهرا کن،
به صحرا، امکلثوم است و زَینب هر دو در گردش،
تو هم با این دو خاتون، جستجوی کوه و صحرا کن،
فلک زین ظلم حیرانم چرا ویران نگردیدی،
چو اولاد پیمبر بیسر و سامان نگردیدی».[8]
والسلام
(اصفهان - تیرماه ۱۴۰۴ – محرم ۱۴۴۷)