- روزگار بنی عباس و شهادت امام معصوم(ع) (دو مجلد)

چاپ اول انتشارات بوستان کتاب
قیمت: 1میلیون 700 هزار تومان

چاپ اول کتاب:
تحلیلی از زندگانی و دوران
حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)
فضل الله صلواتی
-تاریخ نشر: پائیز1400 - 912 صفحه
- جلد مقوایی(شُمیز): ........ تومان
- جلد گالینگور: ........ تومان
توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.
شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن: 44646947 – 021
شماره تماس فروش در اصفهان:
چهارباغ عباسی، کتابفروشی سپاهانی
و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031
09133141838 – (وحیدصلواتی)

چاپ اول کتاب:
« تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع) »
فضل الله صلواتی
-تاریخ نشر: زمستان 1398 - تعداد صفحه: 1705 صفحه
- جلد گالینگور : دومیلیون و پانصد تومان
توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن: 44646947 – 021
شماره تماس فروش در اصفهان:
چهارباغ عباسی، کتابفروشی سپاهانی
و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031
09133141838 – (وحیدصلواتی)
فروش مجلدات صحافی شدن هفته نامه نوید اصفهان
قابل توجه علاقمندان به حوزه فرهنگ مکتوب و کتابخانه داران
و مجموعه داران
«هفته نامه نوید اصفهان»، نشریه محلی شهر اصفهان بود که از زمستان سال ۱۳۶۶ تا پائیز سال ۱۳۷۷ در اصفهان منتشر شد و در زمان خود یکی از پرتیراژترین و مؤثرترین نشریات محلی بود که نفوذ شایسته ای در استان اصفهان و سطح کشور داشت، این روزنامه به مدیریت استاد فضل الله صلواتی منتشر میشد و در سال 1377 توسط دادگاه ویژه روحانیت تعطیل شد.
هم اینک تعداد محدودی از مجلدات کامل و صحافی شده این نشریه از ابتدا تا انتهای انتشار، با قیمت مناسب موجود است که متقاضیان میتوانند جهت تهیه با نشر اصفهان تماس حاصل فرمایند.
اصفهان- خیابان سجاد- خیابان قائم مقام فراهانی- ساختمان شهرآرا – طبقه دوم نشر اصفهان
تلفن: 36411786 – 031 – همراه: 09133141838
تلگرام استاد فضل الله صلواتی: https://t.me/FazlollahSalavati
نشانی وبلاگ: https://salavati-f.blogsky.com/

چاپ سوم کتاب:
« سیاهکاریهای بنی امیه »
فضل الله صلواتی
با توجه به افزایش قیمت در حوزه نشر، متأسفانه چاپ سوم این کتاب در 822 صفحه به قیمت:
- جلد شومیز (معمولی مقوایی): 1 میلیون تومان
- جلد گالینگور: ............. تومان
توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.
شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن: 44646947 – 021
شماره تماس فروش در اصفهان: - چهارباغ، کتابفروشی سپاهانی
و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031
09133141838 – (وحیدصلواتی)
نشانی وبلاگ: https://salavati-f.blogsky.com/
نشانی تلگرام: - https://t.me/FazollahSalavati
«تحلیلی از زندگانی و دوران امام رضا(ع)» (نشر صمدیه - پائیز 1400)
«تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع)» - (نشر صمدیه - تهران - زمستان 1398)
تحلیلی از زندگانی و دوران امام
محمدتقی(ع)» (چاپ سوم)، (انتشارات مؤسسه اطلاعات) جلد گالینگور 400 تومان
«مجموعۀ مقالات کنگرۀ بزرگداشت اصفهان»، (انتشارات مؤسسۀ اطلاعات)
«تفاسیر و مفسران شیعه»، (انتشارات مؤسسه اطلاعات)
«سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی» (انتشارات مؤسسه اطلاعات)
«سیاهکاریهای بنیامیه»(چاپ دوم)، انتشارات صمدیّه
«ریاکاری های بنی عباس و شهادت امامان معصوم» (چاپ اول)، انتشارات بوستان کتاب
«گذری به چین» (انتشارات فرهنگ مردم)
«نوای آزادی» (شعر) (انتشارات بدر اصفهان)
«بهار آزادی» (شعر) (انتشارات بدر اصفهان) و....
کتابهای در دست انتشار:
- «خاطرات و سرگذشت های سیاسی نیم قرن اخیر»(در چندین مجلد، آماده انتشار)
- «معرفی علی(ع) انسان کامل در غدیر» (آماده انتشار)
- «خاطرات و سرگذشت های سیاسی نیم قرن اخیر»
- «تحلیلی از زندگانی حضرت فاطمه زهرا» (سلام الله علیها)
- «امام حسین(ع) اسوه انسانیّت»
- مجموعه مقالات هفته نامه نوید اصفهان
- مقالات قرآنی
- سیری در تاریخ اسلام
- عالمان و شاعران مسلمان از آغاز تا قرن هفتم
به نام خدا
« شــام غریبــان کربلا»
سروده✍️ استاد فضلالله صلواتی «طوفان»
شام غریبان است امشب،
مرگ عزیزان است امشب،
یاد شهیدان است امشب،
سوک دلیران است امشب،
غمها فراوان است امشب،
اندوه دوران است امشب،
محزون دل و جان است امشب،
هر دیده گریان است امشب،
اندر بیابان است امشب،
اوراق قرآن است امشب،
در دست شیطان است امشب،
تنهای عریان است امشب،
سُمِّ سُتوران است امشب،
اشک یتیمان است امشب،
زینب پریشان است امشب،
* * * * * *
امروز، روز حادثه بود و غرُوب شد،
خورشید شرمسار رفت،
محزون و اشکبار رفت،
بی تاب و بیقرار رفت،
با رنج بیشمار رفت،
پرشور و پرشرار رفت
خونین و سوگوار رفت
خود را به چاه تیره مغرب فرو فکند
اندر سیاهچال تباهی به رو فکند
* * * * * *
از دیدن قساوت انسان،
از ناسپاسی دوران،
از عهدها شکستن و پیمان،
از کُشتن عزیزترین مهمان،
از ظلم بیحساب جفاکاران،
آزرده از جنایت دونان،
شمشیر و خون و نیزۀ عُدوان،
اندوهها و نالۀ طفلان،
از بی کسیّ خدا مردان.
* * * * * *
«غروب بود و افق حرفهای گلگون داشت،
ز سوز فاجعه زینب دلی پُر از خون داشت،
غروب بود و غریبانه خیمهها میسوخت،
کرانه، چَشم بِدان حُزن بیکران میدوخت.»[2]
* * * * * *
در آن شب سیاه، ز ره ماه میرسید،
با اضطراب و غم زده، از راه میرسید،
گشته سیاهپوش عزاداری حسین،
امکان نبود تا که کند یاری حسین،
بر روی ماه، گَرد سیاهی نشسته بود،
در ماتم حسین، به راهی نشسته بود،
گویی که ماه چون دل یاران، شکسته بود
* * * * * *
مهتاب بود ولی روشنی نبود،
در یاری حسین، سر افکندنی نبود،
آشفته بود ماه و غمین و به سرزنان،
گردیده نوحهخوان به میان ستارگان،
پروین و زهره و زحل و مشتری چنان،
اندوهگین ثَوابت و درهم سیارگان.
هر رشتهای ز عِقد ثریا گسسته بود،
ارکان هستی همه عالم شکسته بود،
درهای خیرخواهی و انصاف بسته بود،
آن شب کَس آب را به یتیمان نبسته بود،
امشب نماز زینب کبری، نشسته بود.
جز ماه، کس به دیدن زینب نیامده،
از بهر سر سلامتی کسی امشب نیامده.
* * * * * *
«بتاب امشب ای مه که افلاکیان،
ببینند جانبازی خاکیان،
بسا شمع رخشنده تابناک،
ز باد حوادث فرو مرده پاک.»[3]
* * * * * *
اندر نماز عشق، قیام و قعود نیست،
اندر طریق عشق، فراز و فرود نیست،
آنجا به جز محبت و ذکر و سجود نیست،
تسلیم، هر که گشت، دگر جای سود نیست.
در آن مقام، صحبتِ بود و نبود نیست،
آنجا به جز وصال و کمال و صعود نیست،
کس را به جز حسین، صلای ورود نیست،
راه شهادت است که غیر از شهود نیست.
از دوست هر چه میرسد، الطاف رحمت است،
زیبایی است و مهر و وفا و محبت است.
* * * * * *
روزی که رفت، روز غم و رنج و درد بود،
روز شهادت و ستم اندر نبرد بود،
امروز بود روز فداکاری و قیام،
با قدرت و شهامت و با غیرت و سلام،
روز قیام سید و سالار اولیاء،
آن شاهد شهادت و مظلوم نینوا،
آن جانشین لایق و بر حق انبیاء،
مردان پاکباز و شهیدان کربلا.
مولای دین حسین، در آن دشت پر بلا،
گشته شهید از ستم قوم اشقیا،
افسرده گشته است در آن دشت، لاله ها
گویی که گشته است زمین، دشت لاله ها
گلهای سرخ، پرپرِ بیداد از جفا.
* * * * * *
عباس شد شهید و علیاکبر حسین،
قاسم شهید گشت و علیاصغر حسین،
هفتاد و دو شهید، عزیزان کردگار،
مردان پاکطینت و نیکان روزگار.
* * * * * *
جام وفا ز ساقی کوثر گرفتهاند،
از دست باعنایت حیدر گرفتهاند،
آنها ز لطف فاطمه(س) کوثر گرفته اند،
خوشبخت آن شهید، که در راه دوست رفت،
همراه با حسین به درگاه دوست رفت.
«آنان به وصال رخ دلدار رسیدند،
پرواز نمودند و به دیدار رسیدند،
آنها که ز جان شهد شهادت بگرفتند،
واصل شده بر حق و شفاعت بگرفتند»[4]
* * * * * *
ای وای شهیدان حریم حرم عشق،
ای وای ندیمان کریم کرم عشق،
ای وای عزیزان، ای وای شهیدان،
ای وای ز بیداد، صد ناله و فریاد.
از فرقه فرعونی و شداد،
ای وای ز بیداد،
سوزاند، ستمکار تن آل عبا را
افروخت ستم خیمه اصحاب کَسا را
آتش زده شد بر حرم آل محمد(ص)،
آتش به حریم حرم آل محمد(ص).
* * * * * *
«آتش به آشیانۀ مرغی نمیزنند،
گیرم که خیمه، خیمۀ آل عبا نبود،
لب تشنه کی کُشند کسی را کنار آب،
گیرم حسین، سبط رسول خدا نبود.»[5]
* * * * * *
آن شب غریب بود و غریبانه شام شد،
آن شب سکوت بود و جهانی کلام شد،
شام غریب بود و شب ماتم غریب،
دنیایی از خیانت و بدعهدی و فریب،
در آن شبِ غریب که دلها سیاه بود،
گویا تمام هستی و دنیا سیاه بود،
آن شب، خزانزده بستان مصطفی(ص)،
افسرده گشته بود گلستان مرتضی(ص)،
* * * * * *
«بیا از اشک چشم، این بوستان را آبیاری کن،
ز خون یاوران حق، بیا صد نهر جاری کن،
خزانِ ظلم، گلهای رسالت را ز پا افکند،
بیا بر این گلستان، گریه چون ابر بهاری کن»[6]
* * * * * *
در آن شب سیاه و پر از شور و ولوله،
دونان به شادخواری و فریاد و هلهله،
از جنگ نیمروز،
پیروزی حقیر،
با سی هزار لشکر جَرّار نابکار،
دور از عنایت و کرم و لطف کردگار،
اندر برابر شه مردان روزگار،
هفتاد و دو شهید عزیزان کردگار،
شادان ز کشته گشتن فرزند مصطفی،
نور دو چشم، فاطمه اولاد مرتضی،
نه دین، نه غیرت و شرف و نه کرامتی،
نه رحم بود و عاطفه و، نه حمایتی،
خونخواره گرگها و شغالان جیرهخوار،
آن هیمههای دوزخ و آن شعلههای نار،
آن بیحیا گروه دغلکار پرشرار،
آن نابکار مردم بیشرم و اعتبار،
«قرآن کنند حفظ و به طاها کشند تیغ،
یاسین کنند حِرز و امام مبین کشند»[7]
* * * * * *
در شام غربت شهدا، جامهها سیاه،
عالم سیاه و خیمۀ آل عبا سیاه،
شنهای داغ و محفل اهل وِلا سیاه،
زینالعباد و بستری از خاکها سیاه.
خاکستری سیاه و غذا و دوا سیاه،
از ظلم و جور گشته زمین خدا سیاه،
از دود آتش است که شد چهرهها سیاه،
اَنجم سیاه گشته و ارض و سما، سیاه.
گردیده روزگار بر اهل وِلا سیاه،
از ظلم بیحساب، شده قلبها سیاه،
شد جامههای عالمیان زین عزا سیاه،
خاکستر است و دود سیاهی به هر مکان،
درد است و رنج، بهرة ابنای آن زمان.
* * * * * *
هر گوشه بانویی ز غمی، سوز و ساز داشت،
با ذوالجلال، ناله و اندوه و راز داشت،
با رازدان سخن، ز نشیب و فراز داشت،
اندوه خویش را، به بر بینیاز داشت.
آهسته بر زبانِ زنان، ذکر «یا رب» است،
غمها درون سینه و «الحمد» بر لب است،
گویا تمام رنج جهان جمله امشب است،
خاموشی و سکوت به تاریکی شب است،
سالار کاروان پس از امروز زینب است.
زنها به گرد زینب و کلثوم سوگوار،
اندوهگین نشسته و با حالت نَزار،
* * * * * *
بسیار غصهها که فرو مانده در درون،
چشمان پر ز گریه و دلهای پر ز خون.
صد ناله در دل است و خموشی است دربرون
اندر برون، خموشی و فریاد در درون،
زنهای داغدیده، یتیمان بیپدر،
اطفال رنجدیده و مظلوم و در به در،
صبر است و پایداری و ایمان و معرفت،
حلم است و عصمت است و کَرامات و مَکرمت
* * * * * *
امشب نه کودکی طلب آب میکند،
نه مادری کنار پسر خواب میکند،
کس تسلیت به غمزدگان بلا نگفت،
کس سر سلامتی ز غم کربلا نگفت،
دلداری از برای یتیمان کسی نبود،
غمخوار از برای غریبان کسی نبود،
دستی نبود تا بکَشد بر سر یتیم،
پایی نبود تا که شود یاور یتیم.
«فلک، با عترت خیرُالبشر لختی مدارا کن،
مدارا کن به آل الله، شرم از روی زهرا کن،
به صحرا، امکلثوم است و زَینب هر دو در گردش،
تو هم با این دو خاتون، جستجوی کوه و صحرا کن،
فلک زین ظلم حیرانم چرا ویران نگردیدی،
چو اولاد پیمبر بیسر و سامان نگردیدی».[8]
والسلام
(اصفهان - تیرماه ۱۴۰۴ – محرم ۱۴۴۷)
کتاب «ریاکاری های بنی عباس» نوشته فضل الله صلواتی در کتابخانه ملی رونمایی میشود.
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «ریاکاری های بنی عباس» نوشته فضل الله صلواتی پژوهشکر تاریخ اسلام و با نگاهی به دوران خلافت بنی عباس و سیاست های آنان در اداره امور ممالک اسلامی و نیز ارتباط با ائمه اطهار رونمایی می شود.
مراسم رونمایی از این اثر روز چهارشنبه ۲۰ خردادماه از ساعت ۱۷ الی ۱۹ در کتابخانه ملی برگزار خواهد شد.
در این مراسم غلامرضا امیرخانی، رئی سازمان اسناد و کتابخانه ملی، محمد باقر انصاری رئیس مؤسسه بوستان کتاب، عبدالمجید معادیخواه، پژوهشگر قرآن و تاریخ اسلام، رسول جعفریان رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و مولف حضور داشته و سخنرانی می کنند.
یاد ایام
محمدحسن ملکمدنی از تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۶۲ تا ۱۷ خرداد ۱۳۶۹ به مدت ۶ سال و ۶ ماه شهردار اصفهان بود.
و پس از او حمیدرضا نیککار از ۱۷ خرداد ۱۳۶۹ تا ۱۵ اسفند ۱۳۷۰ به مدت ۱ سال و ۹ ماه شهردار اصفهان شد.
محمدحسن ملکمدنی در ۲۹ آبان سال ۱۳۶۲ به عنوان شهردار اصفهان معرفی شد و بیش از هفت سال این سمت را عهدهدار بود.
تصاویر زیر مراسم تودیع محمد حسن ملک مدنی و معرفی نیک کار به عنوان شهردار اصفهان است، دکتر فضل الله صلواتی که مشاور فرهنگی شهر را در آن سالها بر عهده داشت، در این مراسم از خدمات آقای محمد حسن ملک مدنی تجلیل کرد و اشاره داشت که در دوران ملک مدنی شهر اصفهان چهره ای تازه یافت و دگرگون شد.

«سخنرانی دکتر فضل الله صلواتی در این مراسم»
شایان ذکر است در آذرماه سال 1398 در سلسله نشستهای تجربه شهر و تقدیر از خدمات محمدحسن ملک مدنی، شهردار اصفهان در دهه ۶۰ تجلیل به عمل آمد. در این مراسم "ملک مدنی" گفت:" زاده یکی از روستاهای میبد هستم و سال 62 جوانی 26 ساله بودم که به عنوان شهردار اصفهان شروع بکار کردم" فهرست بلند بالایی از خدمات او را خواندند اما این همه ماجرا نبود، اصل قصه این است که او هم آن زمان و هم اکنون فهمیده بود که بالا بردن کیفیت زندگی فرهنگی است که راز ماندگاری خدمات است.
ملک مدنی در دوران شهرداری خود، کاری کرد کارستان و توانست «اصفهان» را توسعه دهد؛ ملک مدنی زاده اصفهان نیست اما یک اصفهانی کامل است و مدیران همراه او بعدهادر سراسر ایران منشا خدمات ارزنده ای بودند.
.
گزارش سخنان آقای ملک مدنی در لینک ذیل قابل مطالعه است، تجربه ها و توصیه های یک شهردار:
و گزارش ذیل:
و فیلم: