زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

فروش کتاب: "زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع) "- "سیاهکاری های بنی امیه" و "زندگانی و دوران امام رضا(ع)"- "ریاکای های بنی عباس"

معرفی و خرید کتاب:  

- روزگار بنی عباس و شهادت امام معصوم(ع) (دو مجلد)

چاپ اول انتشارات بوستان کتاب- 

قیمت دوره دو جلدی:  3میلیون 200 هزار تومان


تحلیلی از زندگانی و دوران حضرت امام علیّ بن موسی الرِّضا(ع)

چاپ  اول کتاب:                                                                                                                                                      

    تحلیلی از زندگانی و دوران 

حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)   

                                                                                                                                   فضل الله صلواتی

-تاریخ نشر: پائیز1400 -          912    صفحه

- جلد مقوایی(شُمیز):                   1 میلیون و 500 هزار تومان

- جلد گالینگور:                                ........ تومان

توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.

شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن:  44646947 – 021 

شماره تماس فروش در اصفهان:

چهارباغ عباسی، کتابفروشی سپاهانی

و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031


09133141838 – (وحیدصلواتی)

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - -
تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدباقر(ع)، تألیف: فضل الله صلواتی

چاپ  اول کتاب:                                                                                                                                                      

   « تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع)  »  

                                                                                                                             فضل الله صلواتی

-تاریخ نشر: زمستان  1398 - تعداد صفحه: 1705 صفحه

- جلد گالینگور :            دومیلیون و پانصد تومان

توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.

شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن:  44646947 – 021

شماره تماس فروش در اصفهان:

چهارباغ عباسی، کتابفروشی سپاهانی

و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031 

09133141838 – (وحیدصلواتی)

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - -

فروش مجلدات صحافی شدن هفته نامه نوید اصفهان

قابل توجه علاقمندان به حوزه فرهنگ مکتوب و کتابخانه داران

و مجموعه داران


«هفته نامه نوید اصفهان»، نشریه محلی شهر اصفهان بود که از زمستان سال ۱۳۶۶ تا پائیز سال ۱۳۷۷ در اصفهان منتشر شد و در زمان خود یکی از پرتیراژترین و مؤثرترین نشریات محلی بود که نفوذ شایسته ای در استان اصفهان و سطح کشور داشت، این روزنامه به مدیریت استاد فضل الله صلواتی منتشر می‌شد و در سال 1377 توسط دادگاه ویژه روحانیت تعطیل شد.

هم اینک تعداد محدودی از مجلدات کامل و صحافی شده این نشریه از ابتدا تا انتهای انتشار، با قیمت مناسب موجود است که متقاضیان می­توانند جهت تهیه با نشر اصفهان تماس حاصل فرمایند.

اصفهان-  خیابان سجاد- خیابان قائم مقام فراهانی-  ساختمان شهرآرا – طبقه دوم نشر اصفهان

تلفن: 36411786 – 031 –   همراه: 09133141838

تلگرام استاد فضل الله صلواتی:        https://t.me/FazlollahSalavati

نشانی وبلاگ: https://salavati-f.blogsky.com/

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - -
معرفی و خرید کتاب: «سیاهکاری های بنی امیّه»          تألیف: فضل الله صلواتی


چاپ سوم کتاب:

   « سیاهکاری‌های بنی امیه »  

                                                                                                                                   فضل الله صلواتی

با توجه به افزایش قیمت در حوزه نشر، متأسفانه چاپ سوم این کتاب در 822 صفحه  به قیمت:

- جلد شومیز (معمولی مقوایی):                   1 میلیون  و 500هزار تومان

- جلد گالینگور:                                                 ............. تومان


توسط نشر صمدیه به مدیریت مهندس لطف الله میثمی منتشر شد.

شماره تماس تهران - انتشارات صمدیه: تلفن:  44646947 – 021

شماره تماس فروش در اصفهان: - چهارباغ، کتابفروشی سپاهانی


و دریافت سفارش و ارسال با پیک : 36411786 –031 

09133141838 – (وحیدصلواتی)


نشانی وبلاگ:   https://salavati-f.blogsky.com/

نشانی تلگرام:         - https://t.me/FazollahSalavati   


به همین قلم:

«تحلیلی از زندگانی و دوران امام رضا(ع)»                (نشر صمدیه - پائیز 1400)

«تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع)»  - (نشر صمدیه - تهران - زمستان 1398)

تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدتقی(ع)» (چاپ سوم)، (انتشارات مؤسسه اطلاعات) جلد گالینگور 400 تومان

«مجموعۀ مقالات کنگرۀ بزرگداشت اصفهان»، (انتشارات مؤسسۀ اطلاعات)

«تفاسیر و مفسران شیعه»،  (انتشارات مؤسسه اطلاعات)

«سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی»        (انتشارات مؤسسه اطلاعات)

«سیاهکاریهای  بنی‌امیه»(چاپ دوم)، انتشارات صمدیّه

«ریاکاری های بنی عباس و شهادت امامان معصوم» (چاپ اول)، انتشارات بوستان کتاب

«گذری به چین»                  (انتشارات فرهنگ مردم)

«نوای آزادی» (شعر)        (انتشارات بدر اصفهان)

«بهار آزادی» (شعر)        (انتشارات بدر اصفهان)      و....

کتابهای در دست انتشار:

- «خاطرات و سرگذشت های سیاسی نیم قرن اخیر»(در چندین مجلد، آماده انتشار)

- «معرفی علی(ع) انسان کامل در غدیر» (آماده انتشار)

- «خاطرات و سرگذشت های سیاسی نیم قرن اخیر»

- «تحلیلی از زندگانی حضرت فاطمه زهرا» (سلام الله علیها)

- «امام حسین(ع) اسوه انسانیّت»


- مجموعه مقالات هفته نامه نوید اصفهان

- مقالات قرآنی

- سیری در تاریخ اسلام

- عالمان و شاعران مسلمان از آغاز تا قرن هفتم


فروش کتاب گردش ایام

خرید کتاب گردش ایام تألیف دکتر خلیل رفاهی

(خاطرات حوزه، دانشگاه، داخل و خاجر از کشور دکتر خلیل رفاهی)

قیمت 700هزار تومان - انتشارات مانی

تعدادی موجود می باشد: تلفن تماس: 09133141828 - نشر اصفهان - وحید

"........اما وقتی در دوره ای که دانشگاه تهران بودم با شخصیت های با فضیلت روبرو شدم فهمیدم که در خارج از قم و در اشخاص غیرروحانی هم اشخاص ارزشمند وجود دارند اما باز شیعه بودن را شرط اصلی میدانستم. بعد با سفر به کشورهای عربی متوجه شدم که بین سایر فرق اسلامی هم انسان ارزشمند یافت میشود ....."

روایت استاد صلواتی از برکناری خلخالی و لاجوردی و اعدام‌ها

روایت استاد صلواتی از برکناری خلخالی و لاجوردی و اعدام‌ها

در مصاحبه با «ایرنا»

پروژه تاریخ شفاهی ایرنا ـ بخش پنجم

ایرنا: درباره فعالیت انجمن حجتیه چه می‌دانید؟

صلواتی: انجمن حجتیه پیش از انقلاب، با هدف مبارزه با بهاییت و به پیشوایی آیت‌الله حلبی، فعالیت خود را آغاز کرد.

از جوانانی که به این گروه می‌پیوستند، تعهد می‌گرفتند که در امور سیاسی دخالت نکنند. این تعهدات نیز به اطلاع ساواک می‌رسید تا سازمان اطلاعات و امنیت کشور مزاحم فعالیت‌های آنان نشود.

اعضای انجمن حجتیه با افرادی مانند ما و گروه‌های مبارز مخالف بودند. پیش از انقلاب، می‌گفتند: مگر آقای خمینی چه کرده است؟ خمینی جوانان مردم را به زندان انداخته و باعث کشته شدن آنها شده است.

من خودم در اصفهان، تعهداتی را که اعضای این انجمن می‌دادند، دیده‌ام. فردی به نام «رضوی» در ساواک بود که در جلسات بازجویی، برخی از این تعهدات را به من نشان داد. مأموران ساواک به ما می‌گفتند: «شما ساواکی‌ها را به بی‌دینی متهم می‌کنید، اما ببینید که ما اعضای انجمن حجتیه را آزاد گذاشته‌ایم تا در هر جا که می‌خواهند، سخنرانی کنند و اسلام را تبلیغ کنند. ما با توطئه و اقدام علیه امنیت ملی مخالفیم و حرکت علیه نظام سلطنتی و شخص اعلیحضرت را نمی‌پذیریم.»

البته این سخنان دروغ بود و به معنای داشتن رابطه با انجمن حجتیه نبود، بااین‌حال، اعضای انجمن برای برگزاری جلسات و جشن‌های مذهبی خود آزادی عمل داشتند.

اعضای این انجمن پیش از انقلاب ارادت چندانی به امام خمینی نداشتند، اما به‌تدریج و با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب، هنگامی که دیدند انقلاب در آستانه پیروزی است، وارد میدان شدند و شعارهای «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینی» را سر دادند. مرحوم حاج سیدعلی‌اکبر پرورش و مرحوم مهندس عبدالعلی مصحف نیز از جمله افرادی بودند که به این جریان تعلق داشتند.

این گروه می‌خواست با هماهنگی نیروهای همسو، مدیریت‌ها و ریاست‌های دولتی را در اختیار بگیرد و پس از انقلاب نیز در همه‌جا حاکم باشد. در اصفهان، مرحوم آیت‌الله طاهری اصفهانی، از پیشوایان انقلاب، فعالیت و تفکرات آنها را بر نمی­تابید و با حاکمیت آنها مخالف بود و جمع آنان را از هم پاشید.

از ابتدای انقلاب، گروهی با عنوان «کمیته خادم‌الحسین» که تفکراتی نزدیک به آنان داشتند، به‌صورت مسلحانه به خانه‌های بهاییان می‌رفتند و کتاب‌ها و اسناد آنان را با خود می‌بردند. اعضای این گروه مجموعه عظیمی از کتاب‌های بهاییت را گردآوری کردند و تقریباً در سراسر ایران، مدارک و اسناد را از خانه‌های بهاییان بیرون آوردند. به این ترتیب، ممکن است مجموعه‌ای بزرگ از آثار و اسناد مربوط به بهاییت در اختیار آنان قرار گرفته باشد، در صورتی که اگر بعد از پیروزی جلوی تبلیغات آنها گرفته می­شد، بهترین کار بود، نه آزار و اذیت آنها و هجوم به خانه­هاشان.

با توجه به اینکه سالهای تبعید پیش از انقلاب در شهر یزد بودم و شناختی از مردم و شهر حاصل شده بود، قصد داشتم همچنان پس از انقلاب در یزد بمانم، مرحوم آیت الله محمد صدوقی از روحانیان فعال در انقلاب اسلامی و امام جمعه شهر یزد اصرار داشت که برای هر سمتی من در یزد بمانم و حتی مسئولیت دانشگاه تربیت معلم را در این شهر به من داده بودند، تا اینکه نامه­ای آیات سیدجلال الدین طاهری و سیدحسین خادمی برای حضور من در اصفهان به آیت الله صدوقی نوشتند، بالاخره به اجبار به اصفهان آمدم و فرماندار اصفهان شدم تا حدی سروصداها فروکش کند.

از دیگر دلایل برگشت من به اصفهان، نفوذ و حضور اعضای این انجمن در مسئولیت ها بود که آیت الله طاهری و دوستانشان این موضوع را بر نمی­تافتند و روی آن موضع داشتند.

ایرنا: در مجلس اول، شما عضو کمیسیون اصل ۹۰ بودید و آن‌طور که در جایی گفته‌اید، جلوی برخی پاکسازی‌ها و افراط‌گری‌ها، از جمله در دانشگاه‌ها، آموزش‌وپرورش و ادارات، را گرفتید. روایت شما از این اقدامات چیست؟

صلواتی: من دیدم پاکسازی‌هایی که انجام می‌شود، با بی‌عدالتی همراه است. برای مثال، پیش از انقلاب، در آموزش‌وپرورش و ادارات، زنان باحجاب و چادری بسیار کم بودند و اگر هم کسی چادر سر می‌کرد، چادرش سفید و نازک بود. بیشتر زنان در دانشگاه‌ها و ادارات بدون حجاب بودند. پس از انقلاب، جوانان انقلابی که تازه وارد میدان شده بودند، می‌خواستند این افراد را به اتهام بی­حجابی پاکسازی کنند. مگر می‌شد دانشگاه‌ها، مدارس، ادارات و بیمارستان‌ها را تعطیل کرد؟

من در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس طرحی ارائه کردم که بر اساس آن، از تاریخ تصویب قانون، پاکسازی کارکنان ادارات باید با رعایت دو شرط انجام می‌شد: نخست اینکه مسئول پاکسازی کمتر از ۳۰ سال نداشته باشد و دوم اینکه اخراج افراد مستند به مدارک معتبر باشد. تأکید من این بود که فقط افرادی که وابستگی آنان به ساواک ثابت شده است، از ادارات اخراج شوند و سایر کارکنان به کار خود بازگردند. این طرح به تصویب نمایندگانی رسید که همه از روند پاکسازی‌ها رضایت نداشتند.

بااین‌حال، گروه‌های پاکسازی برای دور زدن این مصوبه، تاریخ پیش از تصویب قانون را در احکام اخراج کارکنان درج می­کردند و به این ترتیب، عده‌ای را همچنان از کار برکنار کردند.

وقتی با این اقدامات مخالفت کردم، گروهی از آنان مقابل مجلس تحصن کردند و گفتند: «صلواتی با طاغوتی‌ها هماهنگ است و نمی‌گذارد ما ساواکی‌ها را از ادارات اخراج کنیم.» من بر موضع خود ایستادم و حتی برای بازگرداندن کسانی که اخراج شده بودند، اقدام کردم.

به آنان می‌گفتم: «هرکس عضو ساواک یا شکنجه‌گر بوده است، می‌توان با او برخورد کرد؛ اما نمی‌توان کسی را صرفاً به این دلیل که شاه‌دوست بوده، عضو حزب رستاخیز بوده، بی‌حجاب بوده یا گزارشی بدون مدرک علیه او ارائه شده است، از کار بیکار کرد.» اگر قرار بود با چنین معیارهایی افراد را اخراج کنیم، باید تقریباً همه را از ادارات بیرون می‌کردیم.

در آن زمان، با کمک مرحوم شهید محمدعلی رجایی که نخست‌وزیر بود، تلاش کردیم این برخوردهای خشن و بی‌عدالتی‌ها را متوقف کنیم. به‌تدریج، روند پاکسازی‌ها از آن شکل افراطی فاصله گرفت و گروه‌های تندرو نیز به سراغ اقدامات دیگری رفتند.

در زمان شاه، مأموران حکومتی برای عضوگیری در حزب رستاخیز، همراه با دفتری به ادارات مراجعه می‌کردند و رئیس هر اداره ناچار بود نام همه کارکنان را به‌عنوان اعضای حزب در آن دفتر ثبت کند. کسی نمی‌توانست مخالفت کند.

در دانشگاه اصفهان، تنها مرحوم دکتر علی شریعتمداری بود که نام‌نویسی نکرد. مدتی به او کلاس ندادند، اما چون استاد برجسته‌ای بود، اخراجش نکردند، وی پس از انقلاب، وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت موقت مرحوم مهندس مهدی بازرگان و عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی و اولین ریاست فرهنگستان علوم را عده دار شد.

من نیز در نخستین روزی که فرماندار شدم، تمام دفترهای مربوط به حزب رستاخیز اصفهان را جمع‌آوری کردم و به خانه بردم تا به دست کمیته انقلاب یا نیروهای تندرو نیفتد. همچنین، جلوی بازداشت اعضای حزب رستاخیز را گرفتم، درباره برخی سخنرانان شناخته‌شده این حزب که مردم آنان را می‌شناختند، برای آزادی‌شان اقدام کردم.

افرادی هم بودند که در انجمن ایران و آمریکا، باشگاه لاینز و باشگاه‌های دیگر حضور داشتند. صرف حضور در این محافل را نمی‌توانستیم دلیل مجرم بودن کسی بدانیم. استثنا، افرادی بودند که اتهام جاسوسی آنان ثابت شده بود یا از گزارشگران ساواک به شمار می‌رفتند و لازم بود محاکمه شوند و مدتی در زندان بمانند. بااین‌حال، گاهی به دیدار آنان در زندان می‌رفتم و اگر اظهار ندامت می‌کردند، پیگیری می‌کردیم تا آزاد شوند.

در آموزش‌وپرورش نیز برای بازگرداندن افرادی که ناعادلانه اخراج شده بودند، اقدام کردم.

در همین زمینه، نامه‌ای با عنوان «اخطار اصل ۹۰ مجلس» به نخست‌وزیر وقت، مرحوم شهید محمدعلی رجایی، نوشتم. در نامه توضیح دادم که در برخی ادارات، افراد بی‌گناه را به اتهام عضویت در حزب رستاخیز یا با طرح اتهامات واهی از کار برکنار می‌کنند و از ایشان خواستم جلوی این روند را بگیرند.

شهید رجایی در ذیل نامه خطاب به مهندس بهزاد نبوی نوشتند: «آقای مهندس بهزاد نبوی، لطفاً اقدام شود.»

تصور می‌کنم این نامه در سایت مربوط به اقدامات شهید رجایی نیز موجود باشد. پس از این پیگیری‌ها، با اقدامات مربوط به پاکسازی و انتقام‌گیری‌های شخصی مقابله شد و با کمک دیگر نمایندگان توانستیم از بسیاری از این برخوردها جلوگیری کنیم.

برای مثال، راننده‌ای در اداره بهداشت کار می‌کرد که فعالیت خاصی نداشت و اضافه‌کاری به او تعلق نگرفته بود. پس از انقلاب، می‌خواست از این موضوع برای انتقام‌گیری از مدیر خود استفاده کند و او را در شمار افراد قابل پاکسازی قرار دهد. ما تلاش کردیم مانع چنین اقداماتی شویم.

در مجموع، هدف ما این بود که پاکسازی‌ها بر اساس ضابطه، مدرک و منطق انجام شود، نه بر پایه کینه‌ورزی و انتقام‌جویی. افرادی که شکنجه‌گر ساواک یا خبرچین این دستگاه بودند، باید با مدارک معتبر و از طریق مراجع قضایی مورد رسیدگی قرار می‌گرفتند.

نمونه‌های عجیبی هم وجود داشت. برخی جوانان تندرو به خانه مدیران پیشین می‌رفتند و عکس‌های خصوصی خانوادگی آنان، از جمله عکس همسر و فرزندانشان را که در آن حجاب نداشتند، به‌عنوان مدرک به کمیسیون اصل ۹۰ ارائه می‌کردند و مدعی می‌شدند که این افراد طاغوتی بوده‌اند و باید از کار اخراج شوند. ما در برابر چنین برخوردهایی ایستادگی کردیم.

ایرنا: آن فهرستی که از اعضای حزب رستاخیز با خودتان بردید، آیا هنوز موجود است؟

صلواتی: نه، نابودش کردم. نمی‌خواستم دست کسی بیفتد، چون در اوایل انقلاب احتمال ترور خودم را می‌دادم.

ایرنا: در سال‌های ابتدایی انقلاب که در مجلس بودید، چه شکایت‌هایی به کمیسیون اصل ۹۰ می‌رسید؟

صلواتی: مسائل مربوط به دادگاه‌ها بیشتر بود؛ اعدام‌های بی‌حسابی که خلخالی و لاجوردی انجام می‌دادند.

یک روز با پرونده این شکایت‌ها که در کمیسیون اصل ۹۰ بود و کمیسیون صلاح ندیده بود در صحن علنی مجلس مطرح شود، خدمت رئیس‌جمهور وقت، آیت‌الله خامنه‌ای، رفتم. اتفاقاً فرید، پسر کوچکم، همراهم بود. آقا ابتدا با فرید شوخی می‌کردند و کمی سر به سر او گذاشتند.

من شروع به گفتن مسائل این پرونده‌ها کردم، طوری که آقا ناراحت شدند، سرشان را گرفتند و رو به پسرم کردند و با مهربانی گفتند: «فرید جان، برو بیرون و بازی کن.» در صورتیکه روی صندلیها بالا و پائین می­رفت.

به بعضی پرونده‌ها نگاه کردند و به موارد حساس آنها توجه داشتند. در آخر گفتند: «این موارد باید با امام در میان گذاشته شود، من نمی­توانم اقدامی انجام دهم و صلاح نیست در صحن علنی مجلس طرح شود که مطبوعات می­نویسند و آبروی نظام می­رود.

همان لحظه تلفن را که کنارشان بود، جلویشان گذاشتم و خواستم برایم از دفتر امام وقت بگیرند. آیت‌الله خامنه‌ای هم به دفتر امام زنگ زدند و قرار شد چهارشنبه بعد خدمت امام بروم.

روز چهارشنبه، به عنوان نماینده کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی، با این پرونده‌ها نزد حضرت امام رفتم.

برخی از موارد را که گفتم، امام فرمودند: «بس است! پیش آقای منتظری بروید و موارد را برای ایشان مطرح کنید. هرچه ایشان بگویند، من آن را قبول دارم.»

من در کمیسیون اصل ۹۰، گزارش دیدار با آیت الله خامنه‌ای و فرمایشات امام را به اعضا ارائه دادم. این بار، کسان دیگری از کمیسیون این پرونده‌ها را نزد آیت‌الله منتظری بردند که من در آن روز در دانشگاه کلاس داشتم.

یادم هست همان ایام خلخالی و لاجوردی را مدتی از دادگاه و زندان برداشتند، ولی بعدها با اعمال نظرها، نمی­دانم چه کسانی آنها مجدداً به چرخه محاکمه و اعدام وارد شدند.

یادم هست پس از مجلس و کناره­گیری آیت‌الله العظمی منتظری، در شیراز با مرحوم حبیب‌الله عسگراولادی، رئیس هیأت‌مدیره وقت کمیته امداد با هم بودیم، ایشان با گله به من گفت: «آیت‌الله منتظری با اینکه می‌دانست لاجوردی از اعضای حزب هیأت­های مؤتلفه اسلامی و بازار است، او را برکنار کرد و ما از ایشان ناراحت شدیم.» من پاسخ دادم: «کار آیت‌الله منتظری نبود. کمیسیون اصل ۹۰ از او شکایت داشت و مقدمات برکناری او را فراهم کرد. بدین وسیله، اهل بازار تهران با آیت‌الله منتظری مخالف شده بودند.»

با تلاش کمیسیون اصل ۹۰، خلخالی هم از دادگاه‌ها برداشته شد، اما دوباره برای مبارزه با مواد مخدر او را آوردند. عده‌ای هم از او حمایت داشتند. چه بسیار کسانی را به عنوان مواد مخدر یا طاغوتی، بدون انجام مراحل قضایی و حقوقی و بررسی پرونده، حکم اعدام می‌داد.

وقتی او را برداشته بودند، در راهروهای مجلس این طرف و آن طرف می‌رفت و داد می‌زد: «به من می‌گویند چرا پرونده تشکیل نمی‌دهی؟ چرا بازجویی نمی‌کنی؟ مگر کسی که به اعدام محکوم شده، باید شماره شناسنامه و تاریخ تولدش نوشته شود؟!»

مهم‌ترین کارهای ما در اصل ۹۰ همین‌ها بود و رسیدگی به گزارشات تخلفات و عملکرد نادرست دستگاه­ها و وزراتخانه ها

ایرنا: کار خلخالی در زمینه مبارزه با مواد مخدر چطور بود؟

صلواتی: شکایت از ایشان خیلی بود. حتی یک بار ایشان مصاحبه‌ای کرد و گفت که من چهار دکتر را در اصفهان به خاطر قاچاق مواد مخدر گرفته بودم و می‌خواستم آنها را اعدام کنم، اما صلواتی نماینده اصفهان نگذاشت. این موضوع همان موقع در برخی نشریات منعکس شد.

من هم پاسخ ایشان را در نشریات دادم که اولاً اینها چهار دکتر نبودند، بلکه چهار بازاری بودند و قاچاقچی هم نبودند، ثانیاً از اینها نفری ششصد هزار تومان پول خواسته بودند تا آزاد شوند؛ آن زمان ششصد هزار تومان پول زیادی بود. اما یکی از آنها به نام محمدحسن یزدیان نداشته و نداده بود که اعدام و بقیه آزاد شدند.

من در مجلس به خلخالی گفتم: «این فرد (محمدحسن یزدیان)، پیش از انقلاب، زمانی که ما در زندان شاه در اصفهان بودیم، خیلی به انقلابیون محبت می‌کرد و خرج روحانیون را می‌داد. به ساواک برده شد و کتک خورد. آقای خلخالی! شما ابتدا پرونده ایشان را کامل بخوان، بعد درباره‌اش تصمیم بگیر.»

خلخالی در مجلس به من گفت: «باشد، می‌خوانم.»

فردای آن روز در مجلس بودیم که بلندگوی مجلس مرا صدا کرد و گفت: «آقای خلخالی با شما کار دارد.»

پیش خودم گفتم: «بسم‌الله الرحمن الرحیم، انالله و انا الیه راجعون»! خلخالی با من چه کار دارد؟!» چون روحیاتش را می‌شناختم، احساس کردم می‌خواهد خبر ناخوشایندی را به من بدهد.

همدیگر را که دیدیم، گفت: «حسن یزدیان را دیشب اعدام کردم.»

انگار جان و نفس یک انسان بازیچه بود! من هم خیلی ناراحت شدم و گفتم: «دست شما درد نکند! خدا به شما عوض بدهد.» و از پهلوی او بلند شدم و رفتم.

ایرنا: یعنی محمدحسن یزدیان از کجا خرج انقلابی، مذهبی­ها را می‌داد؟

صلواتی: او در اصل بازاری بود. مذهبی هم بود و وضع مالی نسبتاً خوبی داشت. مجالس روضه‌خوانی برپا می‌کرد. قبل از انقلاب در زندان بود و نسبت به زندانیان سیاسی و مذهبی خیلی با محبت و مهربان بود، آنها را به اطاق خود می­برد.

دو دفعه هم ساواک او را برد و کتک زد که چرا خرج زندان آخوندها را می‌دهی؟ خود خلخالی گفت در وصیت‌نامه‌اش که ضمیمه پرونده اوست، نوشته بود: «برایم هر سال روضه اهل‌بیت را بخوانید.»

ولی از پول مشکوک خرج این امور نمی‌کرد، چون پول‌های قاچاق را دادگاه مصادره کرده بود. کسب‌وکاری از پیش در بازار داشت و از آن محل، اندک کمکی به زندانیان سیاسی - مذهبی داشت.

ایرنا: چرا آن ۶۰۰ هزار تومان را نداد؟

صلواتی: نمی‌دانم. شاید آن موقع این مبلغ را نداشت که پرداخت کند یا فکر کرد چون آن سه نفر آزاد شده‌اند، او هم آزاد می‌شود.

صلواتی: خلخالی همان موقع به من گفت: «اگر من بروم، بعدی‌ها بیشتر از من می‌کشند و کاری از دستشان ساخته نمی‌شود.»

سال‌ها بعد، یک بار در قم به دیدنش رفتم. چون من به آیت‌الله عظمی منتظری ارادت داشتم و ایشان همواره به من محبت می‌فرمودند، با اینکه خلخالی حال خوبی نداشت و کسی را نمی‌پذیرفت، وقتی گفتند صلواتی از اصفهان آمده، مرا به حضور پذیرفت.

در همین ملاقات به من گفت: «من در دل قاچاقچیان بیشتر رعب و وحشت ایجاد می‌کردم و جلوی قاچاق مواد مخدر تا حدی گرفته شد، ولی بعد از من این همه قاچاقچی را اعدام کردند و هیچ خبری نشد و از فروش و قاچاق چیزی کم نشد!»

در صورتی که هیچ‌کدام موفق نبودند، همه جا مواد مخدر بوده و هست، فقط تعداد بسیاری افراد بیکار و سرگردان، اعدام و خانواده­هاشان پریشان و دربه در شدند.

ایرنا: درباره حوادث بعد از انقلاب با او حرفی نزدید؟

صلواتی: نه. کلاً بعد از ایام نمایندگی، دو بار او را دیدم. البته گاهی برای نماز به دفتر آیت‌الله منتظری می‌آمد و افراد او را می‌دیدند. خیلی بدحال و افسرده شده بود.

ایرنا: مطلب خصوصی از اعدام‌ها به شما چیزی نگفت؟

صلواتی: عادی سخن می‌گفت. از او پرسیده بودند: «از اعدام‌ها پشیمان نیستی؟» پاسخ داده بود: «پشیمانم که کم اعدام کردم، بسیاری از مخالفان نظام و سران باندهای قاچاق را باید می‌کشتم.»

او واقعاً اعتقاد داشت که ساواکی‌ها، خائنین و شاخه‌های اصلی فروشندگان مواد مخدر را باید اعدام کرد.

ایرنا: شما نشریه‌ای به نام «نوید اصفهان» هم منتشر می‌کردید که از سال ۶۶ راه‌اندازی شد و سال ۷۷ توقیف شد. خط‌مشی این نشریه چه بود و چرا توقیف شد؟

صلواتی: وقتی در مجلس بودم، فرماندار و استاندار وقت اصفهان آمدند و گفتند همه شهرهای بزرگ نشریه دارند، ولی در اصفهان نشریه قابلی وجود ندارد. شما تقاضای نشریه بکنید، مجوز بگیرید، ما هم با شما همکاری می‌کنیم.

گفتم: «نمی‌توانم اداره کنم»، اما با اصرار آنها من هم قبول کردم.

آن موقع مرحوم حاج علی نکویی فرماندار و سیداسماعیل داوود شمسی  استاندار اصفهان (از سال 1360) بودند، وقتی در سال 1363 مجوز صادر شد، آنها عوض شده بودند.

مردد بودم که منتشر کنم یا نه. با حجت الاسلام محمود دعایی، مدیرمسئول روزنامه اطلاعات مشورت کردم. دعایی با اصل کار موافق بود، ولی خیلی شوخی می‌کرد و مثلاً می‌گفت: «باید خیلی مواظب باشی! کافی است حروف‌چینت یک «د» را «ذ» نزند، بعد خواهی دید چه اتفاقی در مملکت می‌افتد!»

او در طول انتشار نشریه نهایت لطف و محبت را با من داشت و مدتی نشریه در مؤسسه روزنامه اطلاعات چاپ می‌شد.

خدا خیرش دهد. ما با کمک ایشان چاپ این نشریه را شروع کردیم. تندترین مقالات را هم در آن زمان می‌نوشتیم، از ارگان‌ها و سازمان‌هایی که در انجام وظایفشان کوتاهی می‌کردند انتقاد می‌کردیم؛ از آقای هاشمی رفسنجانی و مهندس میرحسین موسوی و تقریباً همه مطالبی از سر دوستی و سازندگی کشور را نقد می­کردیم.

اطلاعیه‌های آیت‌الله منتظری را که آن موقع در حصر بودند و همچنین اطلاعیه‌های آیت‌الله آذری قمی را چاپ می‌کردیم.

تا اینکه پایمان را در کفش گروه موسوم به انصار حزب‌الله اصفهان کردیم و پرسیدیم چرا اینها مزاحم مردم می‌شوند و به جلسات مردم حمله می‌کنند و در شهر اغتشاش پدید می‌آورند؟ فیلمی که با مجوز وزارت ارشاد مجوز پخش گرفته بود، در سالن ایجاد اغتشاش و رعب می‌کردند؛ به پاساژها می‌رفتند و با تندی با خانم‌ها برخورد می‌کردند، به هتل­ها حمله می­کردند و...

آنها هم در نماز جمعه توماری سی، چهل متری علیه ما امضا کردند. تومار را به دادگاه انقلاب اصفهان فرستادند و سرانجام دادگاه انقلاب تهران این نشریه را موقتاً توقیف کرد.

هرچند تعطیلی موقت بود و من می‌توانستم بعداً نشریه را دوباره منتشر کنم، دادگاه انقلاب هم به من گفت در توقیف «نشریه نوید» ما کاره‌ای نبوده‌ایم و اداره اطلاعات از ما خواسته است که نشریه را توقیف کنیم.

بعدها دیگر حوصله‌اش را پیدا نکردم که آن را دوباره منتشر کنم. خیلی هم هزینه کرده بودم و فشارها و سختگیری‌ها بیشتر شده بود و محدودیت­ها و سانسورها هم کم کم پدید آمده بود که دیگر آمادگی نداشتم و از سویی امثال سعید مرتضوی نشریه­ها را فله ای تعطیل می­کرد.

ایرنا: تیراژش چقدر بود؟

صلواتی: بنا به مناسبت‌ها و مقالات متغیر بود، حدود دو هزار تا. ولی وقتی مثلاً پیام‌های آیت‌الله منتظری را درج می‌کردیم، کسی می‌آمد و می‌گفت: «ما چند هزار نسخه از این شماره را می‌خواهیم.» ما هم اجازه می‌دادیم چاپخانه برایشان چاپ کند، هزینه‌اش را می‌پرداختند و خودشان توزیع می‌کردند.

ایرنا: با تشکر از شما که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید.

)بازخوانی استاد صلواتی در مهرماه 1405(

نامه دکتر فضل الله صلواتی نویسنده و فعال سیاسی به ریاست جمهور دکتر مسعود پزشکیان

- صلحی که عزت ایران را حفظ کند- راه گفت‌وگو هنوز باز است

- ایران برای عبور از بحران به همه فرزندانش نیاز دارد، از رفع حصر و آشتی ملی تا عدالت و بهبود معیشت مردم

دکتر فضل‌الله صلواتی نویسنده، پژوهشگر، فعال سیاسی و از پیشکسوتان انقلاب اسلامی در نامه‌ای خطاب به دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، با اشاره به سخنان وی در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بر ضرورت دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران، دستیابی به صلحی عادلانه و پایدار و بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماسی برای کاهش تنش‌ها تأکید کرده است.



از صلح و استقلال تا عدالت و آشتی ملی

 به نام خدا

«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (انفال، ۶۱)

جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام - سخنرانی جنابعالی در روز اول مهرماه ۱۴۰۵ در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد را شنیدیم. سخنانی صریح، مستدل و در دفاع از حاکمیت ملی، استقلال و تمامیت ارضی ایران بود. آنچه در این سخنرانی درباره حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، ترور رهبر جمهوری اسلامی و کشته شدن کودکان و غیرنظامیان و آسیب دیدن مراکز و زیرساخت‌های کشور بیان کردید، بازتاب گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور داشت. جنابعالی در این سخنان بر این نکته تأکید کردید که ایران ملتی نیست که در برابر زور و تهدید سر فرود آورد، اما در عین حال راه گفت‌وگو و دیپلماسی را نیز نبسته است.

انشاءالله این موضع، با یک سیاست روشن و پایدار به صلح و آرامش منتهی شود، صلحی که عزت ملت ایران را حفظ کند، استقلال کشور را خدشه‌دار نسازد و مردم را از ادامه جنگ، ناامنی و فشارهای اقتصادی برهاند.

ایران در طول تاریخ خود، با وجود جنگ‌ها و تجاوزهایی که بر آن تحمیل شده، ملتی فرهنگ‌دوست و صلح‌طلب بوده است. مردم ایران هیچ‌گاه خواهان تجاوز به سرزمین دیگران نبوده‌اند، اما هرگاه سرزمین و استقلال آنان مورد تعرض قرار گرفته، از کشور خود دفاع کرده‌اند.

امروز نیز ایران می‌تواند با تکیه بر قدرت ملی، وحدت مردم و توان نیروهای نظامی و دیپلماتیک خود، در پی صلحی عادلانه و پایدار باشد. اگر توافقی واقعی و متقابل حاصل شود و طرف مقابل نیز به تعهدات خود پایبند بماند، راه برای کاهش تنش‌ها و بازگشت امنیت و آرامش به منطقه باز خواهد شد. حتی درباره مسائل مهمی همچون امنیت و تردد در تنگه هرمز نیز می‌توان در چارچوب یک تفاهم واقعی و متقابل، راه‌حل‌هایی یافت که هم منافع ایران و هم امنیت منطقه و جهان را تأمین کند. در روزهای اخیر نیز از سوی مقام‌های ایرانی، پیوند برای توافق و بازگشایی تنگه هرمز مطرح شده است.

جناب آقای رئیس‌جمهور!  امروز مردم ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، امنیت، عدالت و امید هستند. جنگ و فشار خارجی، هر اندازه هم که سنگین باشد، نباید ما را از توجه به مسائل داخلی و حقوق مردم غافل کند. استقلال کشور هنگامی استوارتر خواهد بود که مردم نیز احساس کنند در سرنوشت خویش سهیم‌اند و حکومت به خواسته‌ها، مشکلات و حقوق آنان توجه دارد.

جناب آقای دکتر پزشکیان!  شما با رأی مردم به ریاست جمهوری رسیدید و امروز پشتوانه اصلی دولت شما، اعتماد همین مردم است. شایسته است از این پشتوانه برای گشودن راهی تازه در سیاست داخلی و ایجاد فضای همدلی و آشتی ملی استفاده کنید.

در این شرایط دشوار، رفع حصر جناب مهندس میرحسین موسوی و سرکار خانم زهرا رهنورد، که سال‌هاست در محدودیت و حصر به سر می‌برند و درباره شرایط جسمی و درمانی مهندس موسوی نیز نگرانی‌هایی مطرح شده است، آزادی آن عزیزان می‌تواند اقدامی مهم در جهت کاهش کدورت‌ها و بازگرداندن بخشی از اعتماد از دست‌رفته جامعه باشد.

از جنابعالی انتظار می‌رود با استفاده از اختیارات قانونی و با گفت‌وگو با رهبر انقلاب، برای پایان دادن به این وضعیت و همچنین آزادی زندانیان سیاسی و امنیتی، در چارچوب قانون و با رعایت موازین حقوقی، تلاش جدی و قاطع به عمل آورید و زمینه بازگشت آنان را به آغوش خانواده‌هایشان فراهم سازید.

کشور برای عبور از این روزهای دشوار، به حذف و کنار گذاشتن نیروهای خود نیاز ندارد؛ به همکاری همه ایرانیان نیازمند است، برخی با ناآگاهی به برخی شخصیت­های مبرز نظام، امثال جناب دکتر حسن روحانی بی­ ادبی کرده­ اند.

ایران امروز به همه فرزندان شایسته خود نیاز دارد، دانشگاهی،کارگر،کشاورز،پزشک، مهندس، روحانی، روزنامه‌نگار، کارآفرین، مدیر و همه کسانی که دل در گرو سربلندی این سرزمین دارند. هیچ کشوری با کنار گذاشتن نیروهای توانمند خود به پیشرفت نمی‌رسد. معلوم نیست چه دستی در کار است که سعی در اختلاف­ اندازی دارد!

یکی از دردهای بزرگ امروز، مهاجرت گسترده جوانان، استادان، پرستاران، پزشکان، مهندسان و نیروهای متخصص کشور است. باید پرسید چرا جوان ایرانی با وجود علاقه به وطن، آینده خود را در خارج از کشور جست‌وجو می‌کند؟ چرا بسیاری از نخبگان احساس می‌کنند فرصت کافی برای خدمت در کشور خود را ندارند؟ اگر سرمایه انسانی و نیروهای فعال جامعه از دست بروند، بازسازی اقتصادی و اجتماعی نیز دشوارتر خواهد شد.

جناب آقای رئیس‌جمهور!  در کنار مسائل سیاسی، درد معیشت مردم نیز بسیار جدی است. تورم، گرانی کالاهای ضروری، افزایش هزینه مسکن، دشواری تأمین دارو و درمان، کاهش قدرت خرید حقوق‌بگیران و بازنشستگان و نگرانی از آینده اقتصادی، زندگی میلیون‌ها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است.

از دولت انتظار می‌رود با استفاده از اقتصاددانان، کارشناسان و مدیران باتجربه و پاکدست، برنامه‌ای روشن، علمی و قابل سنجش برای مهار تورم، حمایت از اقشار کم‌درآمد، سامان دادن بازار ارز، کاهش هزینه‌های تولید و تأمین دارو و کالاهای اساسی اجرا کند و فرصت­های از دست رفته را جبران و با برنامه­ریزی صحیح  و تدبیر راه آینده کشور و ملت را مشخص نمایند.

در این راه، مبارزه با فساد و رانت نیز باید جدی باشد. عدالت تنها در سخنرانی و قانون نوشته‌شده تحقق نمی‌یابد؛ عدالت هنگامی معنا پیدا می‌کند که مردم در زندگی روزمره خود آثار آن را ببینند و احساس کنند قانون برای همه یکسان است و ثروت، قدرت، وابستگی‌های سیاسی و روابط شخصی نمی‌تواند جای شایستگی و قانون را بگیرد.

یکی از پایه‌های استواری نظام و کشور، اعتماد مردم است. اگر مردم احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود، اعتراضشان با خشونت پاسخ داده نمی‌شود، حقوقشان رعایت می‌شود و مسئولان خود را خدمتگزار آنان می‌دانند، سرمایه اجتماعی کشور افزایش خواهد یافت و جبران فرصت­ سوزی­های گذشته خواهد شد.

«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» عدالت و احسان، تنها توصیه‌ای اخلاقی برای زندگی فردی نیست، بلکه برای حکومت و جامعه نیز یک اصل بنیادین است.

امروز بیش از همیشه باید میان «قدرت حکومت» و «رضایت مردم» پیوند برقرار شود. قدرت بدون رضایت و اعتماد عمومی، دیر یا زود فرسوده می‌شود؛ اما حکومتی که مردم خود را در کنار آن ببینند، در برابر فشارهای خارجی نیز استوارتر خواهد بود.

جناب آقای پزشکیان! سخنان شما در سازمان ملل نشان داد که ایران می‌خواهد با زبان عزت و استقلال با جهان سخن بگوید. اکنون انتظار می‌رود همین نگاه در داخل کشور نیز با تقویت حقوق مردم، اجرای عدالت، مبارزه با فساد، استفاده از نیروهای شایسته، کاهش فشار اقتصادی و ایجاد فضای همدلی و آشتی ملی همراه شود.

کشوری که در برابر بیگانه ایستادگی می‌کند، باید در داخل نیز پناهگاه امن مردم خود باشد، باید امنیت اقتصادی داشته باشد، به جای سرمایه­گذاری در امارات و ترکیه و دیگر کشورها، در ایران سرمایه­گذاری نماید.

مردم ایران امروز بیش از شعار، به آرامش نیاز دارند، بیش از وعده، به اقدام نیاز دارند، بیش از اختلاف، به همدلی نیاز دارند و بیش از هر چیز به آینده‌ای روشن نیازمندند. شعارها دیگر خسته کننده و بی­خاصیت شده است.

مردم می­خواهند جنابعالی در ادامه مسئولیت خود، با شجاعت و تدبیر، برای پایان دادن به اختلافات داخلی، رفع حصر، آزادی زندانیان سیاسی و امنیتی در چارچوب قانون، بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم، حفظ سرمایه‌های انسانی کشور و برقراری رابطه‌ای متوازن و عزتمندانه با جهان گام‌های مؤثری بردارید.

ایران برای همه ایرانیان است و آینده این سرزمین باید با مشارکت همه فرزندان ایران ساخته شود.

به امید روزی هستیم که در آن، استقلال و عزت ایران حفظ شود، و عدالت در داخل کشور استوار گردد، و جنگ و خشونت جای خود را به گفت‌وگو و تفاهم بدهد و مردم ایران با آرامش و امید، آینده فرزندان خود را در همین سرزمین جست‌وجو کنند. به امید موفقیت و توفیق جنابعالی در خدمت به ملت بزرگ ایران.

با نهایت احترام

اصفهان – دکتر فضل‌الله صلواتی

۵ مهرماه ۱۴۰۵

بسم‌الله الرحمن الرحیم

«إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»

حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی‌اکبر ناطق نوری

درگذشت اندوه بار برادر گرامی‌تان، مرحوم حاج احمد ناطق نوری، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی و از فعالان عرصه ورزش کشور، موجب تألم و تأثر گردید.

این مصیبت را به جنابعالی، خاندان محترم ناطق نوری و همه بستگان و دوستان آن مرحوم تسلیت و از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید، رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان، صبر و شکیبایی مسئلت دارد.

دکتر فضل‌الله صلواتی - 4 مهرماه ۱۴۰۵

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

«إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»

درگذشت تأسف‌بار فرهنگی فرهیخته و مدیر خدمتگزار، مرحوم حاج محمدحسن قائدیها، موجب اندوه و تأثر فراوان گردید.

آن مرحوم سالیان عمر خویش را در عرصه تعلیم و تربیت و خدمت به فرهنگ و آموزش و پرورش سپری کرد و در مسئولیت مدیریت آموزش و پرورش استان اصفهان، بخشی از توان و تجربه خود را در راه اعتلای تعلیم و تربیت و خدمت به نسل جوان به کار گرفت.

فقدان مردی از خانواده فرهنگ و تعلیم و تربیت، تنها فقدان یک مدیر نیست، بلکه از دست رفتن انسانی است که بخشی از زندگی خود را با سرنوشت دانش‌آموزان، معلمان و آینده فرهنگی جامعه پیوند زده بود.

این مصیبت را به پدر گرامی، همسر محترم، فرزندان داغدار، خاندان ارجمند و همه همکاران و دوستان آن مرحوم تسلیت عرض می‌کند و از خداوند متعال برای آن فقید سعید، رحمت و مغفرت واسعه و برای بازماندگان، صبر و شکیبایی و اجر جزیل مسئلت دارد.

دکتر فضل‌الله صلواتی – 4مهرماه ۱۴۰۵

پایگاه خردورزان: مردی که گذشته را برای آینده روایت کرد

« مردی که گذشته را برای آینده روایت کرد »


به قلم: شهزاد بهادری ـ روزنامه‌نگار و نویسنده


نام و نام خانوادگی: دکتر فضل‌الله صلواتی تاریخ تولد: ۱۳۱۷ محل تولد: اصفهان

حوزه فعالیت: نویسنده، پژوهشگر، استاد دانشگاه، روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی و اجتماعی و یکی از چهره‌ های تأثیر گذار در شکل گیری انجمن صنفی روزنامه نگاران استان اصفهان و حضور پر رنگ در طی سال‌های متمادی در جایگاه رئیس این تشکلی مطبوعاتی.

سوابق شاخص: معلمی، پژوهش و تدریس دانشگاهی، فرمانداری اصفهان، ریاست نهضت سوادآموزی، نمایندگی مردم اصفهان در دوره اول مجلس شورای اسلامی، فعالیت مطبوعاتی ؛مدیر مسئول  هفته‌نامه «نوید اصفهان»

تحصیلات: دکتری در ادبیات عرب و مطالعات و پژوهش‌های گسترده در حوزه ادبیات فارسی، تاریخ اسلام و فرهنگ ایران

فعالیت مطبوعاتی: صاحب‌امتیاز و مدیر هفته‌نامه «نوید اصفهان»

تألیفات: بیش از ۲۰ عنوان کتاب و آثار متعدد پژوهشی، تاریخی، دینی، سیاسی و فرهنگی

فیلم روایت زندگی: ـــــــــــــــ

روایت مکتوب زندگی و خاطرات: حاضر در پایگاه خردورزان


مردی که گذشته را برای آینده روایت کرد

بعضی آدم‌ها بخشی از تاریخ را زندگی می‌کنند و بعضی دیگر علاوه بر زیستن در تاریخ، سال‌ها از عمر خود را صرف روایت، تحلیل و ثبت آن می‌کنند.

دکتر فضل‌الله صلواتی از گروه دوم است؛ مردی که قلم برایش تنها وسیله نوشتن نبوده بلکه ابزاری برای اندیشیدن، پرسیدن، هشدار دادن و ساختن فردا بوده است.

وقتی پای صحبت او می‌نشینی، با زندگی‌ای روبه‌رو می‌شوی که مسیرش از مکتب‌خانه‌های قدیم اصفهان آغاز شده و از کلاس درس و دانشگاه، روستاهای مبارکه و خمینی‌شهر، زندان و تبعید، انقلاب، فرمانداری، مجلس، مطبوعات و پژوهش گذشته و سرانجام به کتابخانه‌ای رسیده است که هنوز چراغ مطالعه در آن روشن است.

او از نسلی است که بخش‌هایی از تاریخ معاصر ایران را نه از پشت ویترین کتاب‌ها بلکه با تمام دشواری‌هایش لمس کرده است؛ نسلی که برای نوشتن هزینه داده و برای ماندن بر سر اندیشه‌هایش،بهترین‌ ‌سالهای زندگی خود را در زندان و تبعید گذرانده است.

▫️از مکتب‌خانه تا دانشگاه

فضل‌الله صلواتی در سال ۱۳۱۷ در اصفهان و در خانواده‌ای روحانی چشم به جهان گشود. پدرش از علمای شناخته‌شده اصفهان بود و همین فضای خانوادگی ،نخستین زمینه‌های علاقه او به دانش، ادبیات، دین و مطالعه را فراهم کرد.

تحصیلاتش را از مکتب‌خانه آغاز کرد و پس از مدتی حضور در حوزه علمیه، وارد مدرسه شد. دوره دبیرستان را در دبیرستان کازرون اصفهان گذراند؛ مدرسه‌ای که بعدها تغییر نام داد و با نام پروین اعتصامی شناخته شد.

پس از پایان دوره اول دبیرستان، راهی دانشسرای مقدماتی شد و دو سال تحصیل فشرده را پشت سر گذاشت.

سال ۱۳۳۹، نخستین فصل جدی زندگی حرفه‌ای او آغاز شد؛ زمانی که به عنوان معلم راهی روستاهای مبارکه شد.

دو سال در روستاهای مبارکه تدریس کرد و پس از آن به خمینی‌شهر که در آن روزگار «همایون‌شهر» نام داشت منتقل شد.اما معلمی برای او پایان راه نبود.

هم‌زمان با تدریس، در کنکور شبانه دانشگاه اصفهان شرکت کرد و در رشته زبان عربی پذیرفته شد. روزها معلم بود و شب‌ها دانشجو. مسیری که بعدها او را تا تحصیلات تکمیلی و مطالعات گسترده در ادبیات و تاریخ اسلام پیش برد.

▫️قلمی که آرام نگرفت

دکتر صلواتی از همان سال‌های جوانی تنها به تدریس و تحصیل بسنده نکرد. شعر می‌گفت، مقاله می‌نوشت و درباره مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود قلم می‌زد.همین نوشته‌ها و فعالیت‌ها سرآغاز فصل دشواری از زندگی او شد.چند بار دستگیر یا تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام در سال ۱۳۵۰ از خدمت در آموزش و پرورش معلق شد. پس از آن، زندان و بازجویی و فشارهای امنیتی بخش دیگری از زندگی او را رقم زد. استاد از شکنجه و آزار در کمیته ضدخرابکاری و ساواک سخن می‌گوید و سرانجام در سال ۱۳۵۳ به یزد تبعید شد.چهار سال تبعید، اگرچه آزادی او را محدود کرد، اما قلم و مطالعه‌اش را متوقف نکرد.

در یزد به کتابخانه‌ها رفت، مطالعه کرد، نوشت و شعرهای انقلابی خود را ادامه داد؛ نوشته‌هایی که بعدها بخشی از آنها در سال‌های پس از انقلاب منتشر شد.

▫️از تبعید تا مسئولیت

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسیر زندگی او بار دیگر تغییر کرد.

به دلیل شرایط اصفهان و تحولات آن روزها، از او برای پذیرش مسئولیت فرمانداری اصفهان دعوت شد و مدتی این مسئولیت را بر عهده گرفت.پس از آن، مدتی نیز ریاست نهضت سوادآموزی کشور را عهده‌دار شد.

سال ۱۳۵۹، فصل دیگری از زندگی سیاسی او آغاز شد؛ زمانی که با رأی مردم اصفهان به دوره اول مجلس شورای اسلامی راه یافت و چهار سال نماینده مردم اصفهان در مجلس بود.

هم‌زمان با مسئولیت‌های اجرایی و سیاسی، ارتباط او با دانشگاه نیز ادامه داشت. از سال‌های نخست انقلاب، تدریس دروس مرتبط با تاریخ اسلام، مباحث عقیدتی و موضوعات فرهنگی و تاریخی را در مراکز تربیت معلم و دانشگاه‌ها بر عهده داشت و در دانشگاه‌هایی از جمله دانشگاه تربیت معلم، دانشگاه‌های ادبیات و دانشگاه بازرگانی تدریس کرد.بعدها به دانشگاه اصفهان منتقل شد و در دانشگاه صنعتی اصفهان نیز به تدریس پرداخت.

▫️روزنامه‌ای که صدای مردم اصفهان شد

یکی از فصل‌های مهم زندگی دکتر صلواتی، فعالیت مطبوعاتی اوست.

هفته‌نامه «نوید اصفهان» با رویکردی تحلیلی در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی منتشر شد و طی سال‌های فعالیت خود توانست مخاطبان قابل توجهی پیدا کند.به گفته او، گاهی استقبال از نشریه به اندازه‌ای بود که یک شماره به چاپ دوم و حتی سوم می‌رسید.

بخشی از نوشته‌های سیاسی، تحلیل‌ها و مطالب مورد توجه جامعه را در این نشریه منتشر می‌کرد و برخی نامه‌ها و مطالب شخصیت‌های سیاسی و مذهبی نیز در آن انعکاس می‌یافت.این نشریه سرانجام در سال‌های بعد با فشارهای مختلف مواجه و توقیف شد.

دکتر صلواتی پس از آن بخش بیشتری از وقت خود را صرف کتاب، پژوهش و مطالعه کرد و قلمش را از فضای روزنامه به فضای عمیق‌تر پژوهش برد.

▫️پژوهش؛ راهی که هنوز ادامه دارد

شاید اگر بخواهیم زندگی استاد دکتر صلواتی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: او هنوز در حال نوشتن است.

موضوع پژوهش‌های او تنها به یک حوزه محدود نمانده است؛ تاریخ اسلام، شخصیت‌های دینی، تاریخ ایران، فرهنگ اصفهان، مسائل سیاسی و اجتماعی و تحلیل تحولات تاریخی، بخش‌هایی از کارنامه پژوهشی او را تشکیل می‌دهند.

وی درباره امام رضا(ع)، امام محمدباقر(ع)، امام محمدتقی(ع)، حضرت زهرا(س)، پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع)، تاریخ مفسران شیعه و دوره‌های تاریخی بنی‌امیه و بنی‌عباس پژوهش و کتاب منتشر کرده است.

یکی از ویژگی‌های نگاه او این است که تاریخ را تنها برای بازگویی گذشته نمی‌خواهد؛ گذشته برای او چراغی است که باید راه آینده را روشن کند.

خودش می‌گوید که در بررسی تاریخ بنی‌امیه و بنی‌عباس، قصدش «نبش قبر تاریخ» نبوده، بلکه تلاش کرده است از تاریخ برای شناخت امروز و اندیشیدن به فردا استفاده کند.

▫️کتاب‌هایی برای شناخت دیروز و ساختن فردا

در کارنامه دکتر فضل‌الله صلواتی، آثار متعددی به چشم می‌خورد؛ از پژوهش‌های تاریخی و دینی گرفته تا شعر، فرهنگ و مسائل اجتماعی.

از جمله آثار او می‌توان به این عناوین اشاره کرد:

- تحلیلی از زندگانی و دوران امام رضا(ع)

- تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدباقر(ع)

- تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدتقی(ع)

- تفاسیر و مفسران شیعه

- سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی

- سیاهکاری‌های بنی‌امیه

- مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت اصفهان

- گذری به چین

- نوای آزادی؛ مجموعه شعر

- بهار آزادی؛ مجموعه شعر

او همچنین در گردآوری و تدوین آثار و مقالات مربوط به تاریخ و فرهنگ اصفهان نقش داشته و مجموعه‌ای گسترده از مقالات، سرمقاله‌ها و نوشته‌های مطبوعاتی او نیز در دست بررسی و انتشار قرار دارد.

برخی آثار او نیز با اجازه وی برای ترجمه و تلخیص به زبان‌های دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

▫️آینده؛ دغدغه مردی که از گذشته می‌گوید

شاید مهم‌ترین بخش گفت‌وگوی ما با دکتر صلواتی، جایی بود که از آینده سخن گفت .چرا که معتقد است پژوهشگر و روزنامه‌نگار نباید فقط درگیر امروز باشد. به باور او، هر نوشته‌ای باید راهی به سوی آینده باز کند و بتواند برای نسل جوان حرفی داشته باشد.

به همین دلیل خطاب به نویسندگان و خبرنگاران می‌گوید که نباید تنها مسائل روز را ببینند؛ باید آینده‌نگر باشند و از خود بپرسند نوشته‌ای که امروز منتشر می‌کنند، فردا چه اثری بر ذهن و زندگی نسل بعد خواهد گذاشت.

برای او، «خردورز» کسی است که گذشته را می‌شناسد، امروز را می‌بیند و چشم از آینده برنمی‌دارد.

▫️حرفی برای جوانان

دکتر صلواتی در پایان، جوانان  از تجربه سال‌های دور و نزدیک زندگی خود می‌گوید که روزگار ثابت نمی‌ماند.

از فراز و فرودهای تاریخی ایران یاد می‌کند؛ از دوره‌های بازشدن فضای اجتماعی و فرهنگی تا سال‌های سخت اختناق، از روزهای نخست انقلاب تا جنگ و دشواری‌های اقتصادی و اجتماعی سال‌های بعد.

و در میان تمام این فراز و فرودها، یک پیام را پررنگ‌تر از همه بیان می‌کند:  «نباید ناامید شد.»

استاد صلواتی آینده را عرصه‌ای می‌داند که هنوز ساخته نشده و معتقد است جوانان باید با دانش، امید، تلاش و اندیشه، سهم خود را در ساختن آن ایفا کنند.

در نگاه او، کتاب هنوز زنده است؛ حتی اگر شمار کتاب‌خوان‌ها کاهش یافته باشد. استقبال از برخی آثارش به او نشان داده که هنوز در جامعه، انسان‌هایی هستند که می‌خوانند، می‌اندیشند و به دنبال پاسخ‌اند.

دکتر فضل‌الله صلواتی می‌گوید؛جامعه به «حرفی تازه برای گفتن» نیاز دارد؛ حرفی که از دل دانش و تجربه بیرون آمده باشد و بتواند چراغ راه نسل آینده شود.

▫️مردی که هنوز می‌نویسد

وقتی گفت‌وگو به پایان می‌رسد، بیش از آنکه با یک کارنامه روبه‌رو باشم، با انسانی مواجه‌ام که هنوز خود را تمام‌شده نمی‌داند.

سال‌ها تدریس، زندان، تبعید، مسئولیت، مجلس، مطبوعات و پژوهش، نتوانسته‌اند او را از میز مطالعه و قلم دور کنند.حالا در سال‌های پختگی عمر، همچنان مشغول نوشتن است؛ درباره تاریخ، فرهنگ، دین، اندیشه و انسان.

شاید راز ماندگاری چنین مردانی همین باشد؛ اینکه زندگی را در پایان یک مسیر نمی‌بینند.هنوز کتابی روی میز است، هنوز صفحه‌ای سفید مانده و هنوز جمله‌ای هست که باید نوشته شود و شاید همین، معنای واقعی خردورزی باشد؛

گذشته را فراموش نکردن، امروز را فهمیدن و برای فردا چراغی روشن به یادگار گذاشتن.