« إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُون »
«اِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَهٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْءٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَه»
« از شمار خرد هزاران بیش »
ارتحال عالم ربانی، عارف صمدانی، مجاهد فی سبیل الله، صاحب اخلاق حسنه، از خاندان های علم و فضیلت و فقاهت مرحوم مغفور آیت الله حاج سیدمرتضی مستجابی (مستجاب الدعواتی) رضوان الله تعالی علیه، باعث اندوه ارادتمندان بسیار ایشان گردید.
روحانی شایسته ای که عمری را در مسیر هدایت و ارشاد، ایمان و شهامت، تهذیب نفس، ارادت به خاندان ولایت، ایثار و حق گویی و خدمت به مردم گذراند.
درگذشت این مجتهد عالیمقام را به پیشگاه حضرت ولی عصر(عج)، حوزه های علمیه: ایران، عراق و لبنان، جامعه روحانیت اصفهان، به دوستداران شعر و ادب، خوشنویسان، پهلوانان ورزش های باستانی و ارادتمندان انبوه آن فقید سعید، خاندان های شریف مستجاب الدعواتی، صدر، صدرعاملی، خادمی، روضاتی و بیت مکرم، صبیّه گرامی و داماد محترمشان جناب دکتر سید مجتبی مستجاب الدعواتی تسلیت عرض می نماید و از درگاه الهی برای آن عالم وارسته علو درجات خواستار است.
اصفهان - فضل الله صلواتی
30 بهمن ۱۴۰۳

پیام تسلیت بخشی از روحانیون اصفهان
« إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُون »
« اِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْءٌ »
ارتحال عالم جلیل القدر، روحانی بزرگوار، چهره مبارز و ماندگار ایران و روحانیت
مرحوم آیت الله حاج سید مرتضی مستجابی (مستجاب الدعواتی) رضوان الله تعالی علیه
که شخصیتی جامع الاطراف و در خدمت نیازمندان، از مبارزان سال های دهۀ سی برای ملی شدن صنعت نفت ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی و مشاور خیرخواه همگان در رابطه با مسئولین، مورد احترام انبوه مردم و در تمام شرایط یک روحانی خدمتگذار در مسیر ارشاد و هدایت و امر به معروف و نهی از منکر بود.
رحلت این روحانی شایسته را به: پیشگاه حضرت ولی عصر(عج)، به حوزه های علمیه، مردم شریف اصفهان و دوستداران شعر و ادب، ورزشکاران باستانی و به خاندان های بزرگوار: مستجاب الدعواتی، صدر، صدرعاملی، خادمی، روضاتی و بیت مکرم مستجابی، صبیّه گرامی و داماد محترمشان جناب آقای دکتر سید مجتبی مستجاب الدعواتی تسلیت عرض نموده و بقای عمر و سعادت همگان را از درگاه خداوندی خواستار است.
فضل الله صلواتی- محمدعلی مقدس دستجری- هادی نجفی – حجت اله قاسمی فلاورجانی- حسین آقامحمدی رهنانی- عبدالکریم موسوی- جعفر سیعیدیان فر- محمود صلواتی- سیدمحمد علی احمدی- تقی رهنما فلاورجانی- حسین نصر اصفهان، محمدنصر اصفهانی- مهدی طحانی- احمد عابدینی، جعفر شاه نظری- سیدسعید کتابی وپور- نعمت الله دانشمند- سیداحمد میردامادی- حسین حلبیان- مسعود رفیعی- سید عطاءالله موسوی جروکانی، محمود واحد نجف آبادی، غلامحسین قیصری نجف آبادی- علی معتمدی – سعید مؤذنی – احمد بدیعی-علی شاهزیدی – حسنعلی بنکدار- محمد حیدری- محمدسلطانی رنانی
مروری بر شرح حال و مختصری از فعالیت های سیاسی و فرهنگی
استاد دکتر فضل الله صلواتی
درباره دکتر فضل الله صلواتی

مروری بر شرح حال و مختصری از فعالیت های سیاسی و فرهنگی
استاد دکتر فضل الله صلواتی
تهیه و تنظیم: مریم فایضی
بیوگرافی / زندگینامه / زندگی نامه / رزومه فضل اله صلواتی
دکتر فضل الله صلواتی از مبارزین و شخصیت های سیاسی برجسته پیش از انقلاب اسلامی، فرزند مرحوم آیت الله حاج شیخ حیدر علی صلواتی، (از روحانیون وارسته، و از عارفان شایسته و شاعر و مدرس مدارس علمیه اصفهان) در دیماه سال 1317 در شهر اصفهان متولد و در خانواده علم و تقوا پرورش یافت و مدتی در کنار پدر و در مدارس علوم دینی به آموختن دروس مقدماتی حوزه پرداخت.
در سال 1339 از دانشسرای مقدماتی اصفهان فارغ التحصیل شد و در روستاهای اطراف شهرستان مبارکه اصفهان به تدریس پرداخت، در آنجا، هم معلمی و هم به کار وعظ و خطابه میپرداخت، چون آن مناطق در آن دوران فاقد واعظ و منبری بودند و از همان اوان زندگی، به پیروی از اندیشه های مترقی شیعه علوی و افکار عالی اسلامی و تربیت های پدر بزرگوارش در مسیر عدالت و حق گویی قرار گرفت.
در سال 1340 دیپلم ادبی گرفت و در سال 1342 به منطقه ماربین شهرستان خمینی شهر، آموزگار و مدتی دبیر دبیرستانها بود(که بعدها در سال 1350 به خاطر مبارزات و دستگیریها از خدمت تعلیق شد)
در سال 1341 در دانشکده ادبیات اصفهان در رشته زبان و ادبیات عربی مشغول به تحصیل شد و در سال 1344 دانشکده را به پایان رسانید.
دکتر صلواتی طی این مدت در تشکیل مجامع اسلامی دانشجویی و دانش آموزی اقدام می کرد و فعالیت های اسلامی و مبارزاتی دانشگاهی و فرهنگی با همکاری ایشان آغاز شد.
مبارزات مردم اصفهان و پیروی از نهضت امام خمینی (ره) و راهپیمائی های عاشورای سالهای 40، 41 و 42 را در اصفهان شکل داد و در اکثر مساجد اصفهان جلسات و بحثهای دینی و سیاسی به راه انداخت و از همان موقع پایه ریزی کتابخانه های مساجد را در اصفهان شکل داد.
در دوران دبیرستان، دانشگاه و حوزه، پیوسته با بیعدالتیهای زمانه به طور مستقیم و غیرمستقیم در ستیز بود و همواره آزاده و مستقل، در صف انقلابیون مبارزه می کرد.
وی پایه گذار اردوهای تربیتی اسلامی و نمایشنامه ها و تاترهای تربیتی اسلامی از سالهای 42 به بعد بود.
در بسیاری از فضاهای باز در مساجد و حسینیه ها جوانان را گرد می آورد و برای آنان از دین و عدالت سخن می گفت و به آنها آگاهی های سیاسی و مذهبی می داد و توطئه های ستمکاران را بر ملا می کرد.
مراکز آموزشی بسیاری برای تربیت نسل جوان و آگاه کشور، توسط آقای صلواتی هدایت می شد و شایسته انسانهایی را برای انقلاب تربیت می کرد.
وی از معدود افرادی بود که در سرتاسر ایران اشعار حماسی و انقلابی علیه رژیم و به نفع مبارزان و مجاهدان اسلامی و حمایت شایسته از رهبران نهضت می سرود و بسیاری از رادیوهای ضد رژیم آن را می خواندند و روزنامه ها و نشریات خارجی آن را درج می کردند، که باعث تقویت روحیه مبارزان می شد و بسیاری از آن اشعار بعدها در قالب کتابهائی منتشر گردید.
دکتر صلواتی مبتکر سرودهای اسلامی و کتابخانه های مساجد و درسهای قرآن برای کودکان، نوجوانان و جوانان در مساجد و تکایا بود و اولین گروه سرودهای اسلامی در سال 1343 در اصفهان تشکیل شد که مورد استقبال مردم قرار گرفت.......................................
درباره دکتر فضل الله صلواتی
(زندگینامه، بیوگرافی و تصاویر)

به نام خدا
مروری بر شرح حال و مختصری از فعالیت های سیاسی و فرهنگی
استاد دکتر فضل الله صلواتی
تهیه و تنظیم: مریم فایضی
بیوگرافی / زندگینامه / زندگی نامه / رزومه فضل اله صلواتی
دکتر
فضل الله صلواتی از مبارزین و شخصیت های سیاسی برجسته پیش از انقلاب
اسلامی، فرزند مرحوم آیت الله حاج شیخ حیدر علی صلواتی، (از روحانیون
وارسته، و از عارفان شایسته و شاعر و مدرس مدارس علمیه اصفهان) در دیماه
سال 1317 در شهر اصفهان متولد و در خانواده علم و تقوا پرورش یافت و مدتی
در کنار پدر و در مدارس علوم دینی به آموختن دروس مقدماتی حوزه پرداخت.
در سال 1339 از دانشسرای مقدماتی اصفهان فارغ التحصیل شد و در روستاهای اطراف شهرستان مبارکه اصفهان به تدریس پرداخت، در آنجا، هم معلمی و هم به کار وعظ و خطابه میپرداخت، چون آن مناطق در آن دوران فاقد واعظ و منبری بودند و از همان اوان زندگی، به پیروی از اندیشه های مترقی شیعه علوی و افکار عالی اسلامی و تربیت های پدر بزرگوارش در مسیر عدالت و حق گویی قرار گرفت.
در سال 1340 دیپلم ادبی گرفت و در سال 1342 به منطقه ماربین شهرستان خمینی شهر، آموزگار و مدتی دبیر دبیرستانها بود(که بعدها در سال 1350 به خاطر مبارزات و دستگیریها از خدمت تعلیق شد)
در سال 1341 در دانشکده ادبیات اصفهان در رشته زبان و ادبیات عربی مشغول به تحصیل شد و در سال 1344 دانشکده را به پایان رسانید.
دکتر صلواتی طی این مدت در تشکیل مجامع اسلامی دانشجویی و دانش آموزی اقدام می کرد و فعالیت های اسلامی و مبارزاتی دانشگاهی و فرهنگی با همکاری ایشان آغاز شد.
مبارزات مردم اصفهان و پیروی از نهضت امام خمینی (ره) و راهپیمائی های عاشورای سالهای 40، 41 و 42 را در اصفهان شکل داد و در اکثر مساجد اصفهان جلسات و بحثهای دینی و سیاسی به راه انداخت و از همان موقع پایه ریزی کتابخانه های مساجد را در اصفهان شکل داد.
در دوران دبیرستان، دانشگاه و حوزه،
پیوسته با بیعدالتیهای زمانه به طور مستقیم و غیرمستقیم در ستیز بود و
همواره آزاده و مستقل، در صف انقلابیون مبارزه می کرد.
وی پایه گذار اردوهای تربیتی اسلامی و نمایشنامه ها و تاترهای تربیتی اسلامی از سالهای 42 به بعد بود.
در بسیاری از فضاهای باز در مساجد و حسینیه ها جوانان را گرد می آورد و برای آنان از دین و عدالت سخن می گفت و به آنها آگاهی های سیاسی و مذهبی می داد و توطئه های ستمکاران را بر ملا می کرد.
مراکز آموزشی بسیاری برای تربیت نسل جوان و آگاه کشور، توسط آقای صلواتی هدایت می شد و شایسته انسانهایی را برای انقلاب تربیت می کرد.
وی از معدود افرادی بود که در سرتاسر ایران اشعار حماسی و انقلابی علیه رژیم و به نفع مبارزان و مجاهدان اسلامی و حمایت شایسته از رهبران نهضت می سرود و بسیاری از رادیوهای ضد رژیم آن را می خواندند و روزنامه ها و نشریات خارجی آن را درج می کردند، که باعث تقویت روحیه مبارزان می شد و بسیاری از آن اشعار بعدها در قالب کتابهائی منتشر گردید.
دکتر صلواتی مبتکر سرودهای اسلامی و کتابخانه های مساجد و درسهای قرآن برای کودکان، نوجوانان و جوانان در مساجد و تکایا بود و اولین گروه سرودهای اسلامی در سال 1343 در اصفهان تشکیل شد که مورد استقبال مردم قرار گرفت.
این استاد؛ در دانشگاهها، مدارس، مساجد و حسینیه ها، مردم را بی مهابا علیه ستمگران می شورانید و ناله ها را به فریاد تبدیل میکرد و شاید از معدود افرادی در اصفهان بود که از آغاز تا انتهای پیروزی انقلاب قاطعانه ایستاد و بارها در ارکان رژیم منحط پهلوی خلل وارد ساخت و زندگی، جان و مال وخاندانش را برای خدمت به مردم در طبق اخلاص نهاد، نام صلواتی لرزه بر اندام ساواکیان و وابستگان به رژیم شاه در اصفهان و تهران می انداخت و مقاومت و پایداریش همه را به حیرت وا داشته بود.
ایشان درسال 1344 در دانشکده الهیات
دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات عربی برای دوره کارشناسی ارشد و دکتری
با بالاترین امتیاز قبول شد، ولی به خاطر دستگیریهای پی در پی و مبارزات و
زندان رفتن ها به زحمت توانست دروس خود را تمام کنم و دژخیمان، رساله ای
را که با زحمت تهیه کرده بودم همراه برده و پس از بازبینی معدوم کردند، اما
دانشگاه در سال 1349 با محاسبه دروس گذرانده شده، مدرک کارشناسی ارشد را
برای ایشان تصویب کرد، مشکلات سیاسی و درگیریهای مبارزاتی امکان ادامه درس
را برای ایشان فراهم نمی کرد، البته در سال 1380 توانست دوره دانشوری زبان و
ادبیات فارسی را تا دکترا بگذراند.
تا سال 1350 که کارمند آموزش و پرورش اصفهان بود تعدادی از انجمن های اسلامی مدارس و اردوهای تربیتی را اداره می کرد، نزدیک به 40 جلسه سیاسی قرآنی در سطح اصفهان و شهرهای اطراف توسط ایشان هدایت می شد.
از سال 1337 در نشریات آن زمان: ندای حق، اصفهان، مکرم، هیرمند و... مقالاتی در رابطه با وحدت اسلامی و مبارزه با فساد به رشته تحریر در می آورد و اشعاری اجتماعی و مذهبی در مجله مکتب اسلام در سالهای 1338 تا 1345 از ایشان منتشر شده است.
چندین مرتبه از همان سال 45 زندان،
محدودیت و عذاب روحی برایش ایجاد کردند و حتی در این رابطه پدر بزرگوارش و
مادر گرامیش را آزردند، او زندان را دانشگاهی ساخت برای زندانیان سیاسی و
غیرسیاسی، که بعدها زندانیان از خاطرات دوران با او بودن، مطالبی نوشتند.
در سال 1350 به جرم تشکیل اردوهای تربیتی و هدایت جوانها به مدت هشت ماه زندانی شد، پیش از آن نیز در سالهای 1345 و 1348 نیز به خاطر بازداشت و بازجویی در دادسرای نظامی از خدمت تعلیق شده بود.
در سال 1351 مجددا ایشان را دستگیر و تا پایان پیروزی نهضت، در اصفهان و تهران زندانی و زیر شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار داشت و تنها 14 ماه در زندان انفرادی پادگان اصفهان محبوس بود، در همان موقع و حتی در سلول انفرادی توانست انقلابی ترین اشعار را بسراید و برای مخالفان رژیم و مبارزان، به خارج از زندان ارسال کند تا در اعلامیه ها و رادیوهای مخالفین بنویسند و بخوانند.
او در کنار دیگر مبارزین پس از سخت ترین شکنجه ها چندین بار تا پای مرگ پیش رفت اما همچنان با افتخار این دوران را با جسمی ناتوان و روحی بزرگ و توکل به معبود طی کرد، و هنوز آثار آن بر روح و جسمش باقی است.
از سال 1342 تا 50 مبارزات جوانان اصفهان را شکل داد و آنان را در جهت تکوین انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی(ره) قرار داد که تشکیلات اصفهان از همه جا سازماندهی شده تر و فعال تر بود و مورد تائید بزرگان به خصوص شهید بهشتی قرار گرفت.
سال
1348 با صبیه مرحوم علامه محمد تقی جعفری(ره) ازدواج کرد و از این تاریخ
به بعد، همسر و فرزندانش در مشکلات و ناراحتی های فراوانی که بوجود می
آوردند سهیم شدند. ایشان در مصاحبه ای عنوان کرد: «از سال 42 که معلم بودم و
در دانشگاه هم درس می خواندم، داماد اول مرحوم علامه، روانشاد مهندس
عبدالعلی مصحف در اصفهان کانونی را به نام «کانون علمی و تربیتی جهان
اسلام» با دوستانش تاسیس کرده بود که استاد جعفری را برای سخنرانی دعوت
میکردند، علمای دیگری نیز دعوت می شدند، از آنجا من با مرحوم استاد آشنا
شدم، در دوران دانشجوئی کارشناسی ارشد به منزل ایشان و آیت الله طالقانی و
آیت الله مطهری می رفتم و در درس های مختلف کسب فیض می نمودم و سؤالات خود
را با آن بزرگواران در میان می گذاشتم، که اوقات بسیار مغتنمی بود.
تا اینکه در سال 1348 به پیشنهاد برخی دوستان از جمله مرحوم عبدالعلی مصحف که از دوستان دوران دانش آموزی من بود، افتخار دامادی استاد را پیدا کردم، دختر ایشان را که در محیطی معنوی، آرام، عرفانی و مثنوی، پرورش یافته بود به خانه پرآشوب و اضطراب سیاسی خود آوردم، با اینکه از اول روحیه و حالت مبارزاتی و چریکی خود را به اطلاع استاد جعفری رسانیده بودم و دخترشان را هم در جریان قرار داده بودم، با این حال موافقت کرده و حاضر به ازدواج با یک فرد انقلابی شده بودند.
این وصلت برای آنها سختی ها به بار آورد، دائما زندان، هجوم به خانه، از بام به خانه پریدن، زیر و رو کردن زندگی، تهدید به مرگ شوهر، رساندن خبر اعدام و سوزاندن و شکنجه های من، سرپرستی از زن و فرزندان من و تامین زندگی آنها و... تا پیروزی انقلاب که چندان نتوانستم با ایشان باشم، زن و بچه هایم هم پشت در زندانها مورد اهانت قرار می گرفتند و...»
در اواخر سال 1353 از زندان آزاد و به شهر کاشمر در خراسان و سپس به شهر یزد تبعید شد، و از فرصت بهره برده و دروس حوزوی را در نزد اساتید بزرگ شهر یزد چون: آیت الله صدوقی (ره)، آیت الله حاج سید جواد مدرسی و آیت الله انوری ادامه داد.
در شهر یزد با آیات صدوقی، خاتمی و فاضل لنکرانی که تبعید بوند و حجت الاسلام عندلیب، تبعیدی دیگر و حجج اسلام آقایان: راشد یزدی، مرحوم شرفی، دعائی، مرحوم حاج شیخ محمد علی صدوقی و زنده یادان: دکتر سید رضا پاکنژاد، دکتر رمضانخانی و دکتر حاج زرگر باشی و جوانان فعال آن زمان یزد آقایان: شعشعی، دستمالچی، ظریف، وحدت، المدرس، مهرعلی، سفید، جوان، اولیائی، آراسته، ملک احمدی، ملک مدنی و... همراهی داشت.
همگام با این آقایان، با تشکیل کلاسهای تفسیر قرآن و نهج البلاغه و... سهمی در انقلاب در شهر یزد داشت و تا پیروزی انقلاب این جلسات آگاه سازیها با حضور جوانان علاقمند در این شهر ادامه داشت، علاوه بر کارهای ایدئولوژی و مبانی تئوری دینی در یک شرکت ساختمانی به نام «تنگه» به عنوان حسابدار مشغول به کار شد، اما همچنان با شور و شوق به جوانان یزدی راه و رسم مبارزه را آموخت و آنها را در جهت انقلاب اسلامی رهنمون بود و در خدمت مرحوم آیت الله صدوقی، یزد را به مرکز انقلاب ایران تبدیل کرد که در سال 55 به مدت دو ماه دستگیر و به زندانهای کمیته ضد خرابکاری و اوین برده شد.
در جریان پیروزی در سال 57 در بسیاری از راهپیمائیها، اعتراضات و اجتماعات انقلابی مردم وی سخنرانی های پر شوری داشت، در اصفهان، یزد، میبد، اردکان، تفت و...
بالاخره با نوشتن اعلامیه های بسیار، سخنرانی در گوشه و کنار یزد و سرودن اشعار تند و ضد حکومتی، خود را در جهت انقلاب اسلامی و تسریع در روند آن قرار داد، تا با قیام مردم و رهبری امام خمینی، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
پس از پیروزی انقلاب، به دعوت مردم اصفهان به آن شهر رفت و مورد استقبال فوق العاده مردم شهر قرار گرفت، مردم قدرشناس اصفهان، جبران دوران سختی هشت سالهاش را با استقبال بی نظیر التیام دادند، در شهرهای خمینی شهر و نجفآباد هم استقبال از ایشان فوق العاده بود.
او تمایل داشت مانند دهه چهل همچنان به معلمی بپردازد، بالاخره به دستور آیت الله صدوقی به مرکز تربیت معلم یزد رفت و از روز 28 بهمن کلاسهایش را راه اندازی کرد، در یزد دیگر جائی برای دروس عالیه نبود.
پس از مدتی چون در اصفهان خانه و زندگی و شغلی نداشت به یزد بازگشت و در جشنهای پیروزی با مردم یزد هم گام بود، مصمم بود در شهر یزد بماند و در همان مرکز تربیت معلم کار کند، تا یکسال هم همچنان برخی واحدهای درسی را اداره کرد و در مسیر اصفهان به یزد رفت و آمد می کرد .
آیات انقلابی اصفهان حضرات آیات: خادمی و طاهری وی برای پذیرفتن استانداری و یا فرمانداری اصفهان دعوت نمودند، رفتن به اصفهان را منوط به اجازه آیت الله صدوقی دانست، چون در اصفهان به خاطر برخی مسائل پیش آمده احساس نیاز می شد فردی که سابقه انقلابی داشته باشد در راس امور شهر باشد و در قدمهای اولیه انقلاب امکان درگیری وجود داشت، آیت الله صدوقی هم فرمودند: بعد از چندین سال که در یزد بوده و با مردم آشنا شده اید و همه مردم شما را به خوبی می شناسند بهتر است در همین شهر استاندار و یا فرماندار باشید.
بالاخره به خاطر مشکلات پیش آمده در اصفهان، اجازه موقت دادند که به آن شهر برود، حتی تاکید داشتند: خانه، زندگی، همسر و فرزندانش در یزد بمانند.
تا یکسال بعد از پیروزی کلاسهای تربیتی وی در یزد در روزهای جمعه در تالار شهر در خیابان نفت آن زمان، برقرار بود که علاوه بر دانشجویان، بسیاری از مردم شهر هم شرکت می کردند.
_ پس از پیروزی انقلاب اسلامی با سمت فرماندار اصفهان مشغول به کار شد و همزمان کارها و پستهای دیگری را که پیشنهاد شد را رها کرد و علاقه داشت در اصفهان مشغول به کار شود، شورای انقلاب، سرپرستی نهضت سوادآموزی کل کشور به او داده شد، سازماندهی و چاپ کتابها و راه اندازی و برنامهریزی آن نهاد را با کمک متخصصین بر عهده گرفت. الحمدالله کارها با موفقیت (مخصوصا با انگیزه های سال اول انقلاب) پیش می رفت و مورد رضایت امام خمینی (ره) و مسؤولان نظام قرار میگرفت.
در دوران فرمانداری، اوضاع آشفته اصفهان را ساماندهی کرد و جلوی هر گونه آشوب، فتنه و توطئهای را گرفت و تا آنجا که در توان داشت برای بالا بردن سطح فرهنگ مردم اصفهان و جوانانش کوشید، و انتخاباتهای مکرر را با امانتداری کامل به نحو احسن به انجام رساند و شهری یک پارچه، هماهنگ، فعال، پر تحرک، زنده و سازنده بوجود آورد.
در
اواخر سال 1358 مردم اصفهان او را برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب
کردند، و تا سال 1363 (4سال) نماینده مجلس شورای اسلامی بود، ایشان حمایت
ویژه ای از طرحها و لوایح فرهنگی داشت و سعی می کرد برای پیشنهاد و تصویب
لوایحی که در جهت ارتقاء فرهنگ و اندیشه اجتماع باشد شرکت فعال داشته باشد.
در مجلس شورای اسلامی با پیشنهادها و طرح های زنده و انقلابی، وجودی منشاء اثر داشت، سخنرانیهای پیش از دستور او پر محتوا و امیدوار کننده بود، و تا حد امکان در کمیسیونهای مختلف و به خصوص کمیسیون اصل 90 در رفع گرفتاریهای مردم تلاش فراوان به عمل میآورد.
از دیگر اقدامات ایشان در ابتدای انقلاب، تشکیل شوراهای همیاری و اسلامی شهر و مشارکت مردم در ادارۀ انقلاب بود، همچنین جلوی افراط در پاکسازی و اخراج استادان و یا معلمان دانشمندی که خطائی درگذشته از آنها سرزده بود را گرفت و تا حد امکان تلاش نمود در سرتاسر کشور جلوی اهانت به آنها گرفته شود و از طریق کمیسیون اصل90 مانع تندرویهای افراد افراطی شد و قاطعانه روی آن پافشاری کرد و موارد غیرقانونی و غیراصولی را بازگرداند و پیوسته از فرهیختگان فرهنگی، استادان، معلمان، محققان و پژوهشگران حمایت داشت، حتی در خصوص مشکلاتی که گاهی برای شخصیتهای علمی پیش میآمد اگر شخصا نمیتوانست آن را رفع کند از طریق رئیس جمهور وقت یا مقامات دیگر مسئله را پیگیری میکرد، به طور مثال رفع مشکل مرحوم دکتر حمیدی شیرازی، احمد آرام، دکتر محقق، مرحوم دکتر حامی و ...
در بازدید ها پیوسته مشوق دانشگاهیان و فرهنگیان بود و از مؤسسات علمی و مراکز تحقیق بازدید داشت، چون تنها نمایندۀ اصفهان بود که می توانست با دانشگاهیان رابطه برقرار کند و مدتی نیز تنها نماینده شهر اصفهان بود.
پیش از نمایندگی مجلس، در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان، درس «ریشه های انقلاب اسلامی» را مطرح و تدریس میکرد که استقبال قابل توجهی از آن به عمل می آمد و در دوران نمایندگی مجلس، همزمان در دانشگاههای علوم بازرگانی، علوم تربیتی، دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و ... تدریس داشت.
وی
همچنین چندین نوبت در جبهه های نبرد حضور پیدا کرد و ضمن آشنایی با
موقعیت، وضعیت رزمندگان و استراتژیهای جنگ، همواره مشوق و همراه رزمندگان
بود.
فعالیت های فرهنگی
پس از دوران نمایندگی مجلس با این که پیشنهاد پستهایی به ایشان شد ولی ترجیح داد که معلم باشد، به دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی اصفهان برای تدریس دعوت شد و از آموزش و پرورش به دانشکده زبانهای خارجی منتقل گردید و در دانشگاه صنعتی نیز به تدریس دروس عمومی پرداخت.
از سال 1366 هفته نامه ای را به نام نوید اصفهان منتشر کرد که در آن نشریه انقلاب اسلامی، حاکمیت خدا و مردم ستوده می شد و طبق اظهار برخی مسؤولان و مردم از معدود نشریاتی بود که گویای واقعیت ها بود و پیوسته در مسیر حق، آزادی و عدالت گام بر می داشت و شاید یکی از پرتیراژترین و پرمحتواترین نشریات محلی کشور در آن زمان بود، و جز حق هیچگونه پشتوانه ای نداشت. که مورد اقبال عموم مردم قرار میگرفت و بهترین و نام آورترین نویسندگان و اساتید در این نشریه قلمفرسایی می کردند که متاسفانه در سال 1377 به طور غیر قانونی توسط دادگاه ویژه روحانیت توقیف و همچنان سرنوشت آن بلاتکلیف باقی ماند.
در سال 1366 به مشاورت فرهنگی شهردار اصفهان و ریاست کتابخانه های عمومی شهر اصفهان انتخاب شد. و از اقدامات فرهنگی و کتابخانه های اصفهان و دیگر شهرهای استان حمایت جدی به عمل آورد و با تلاش بسیار آنها را زنده و پویا نگاه می داشت تا جوانان بتوانند از این موقعیت بهره گرفته و در راه سازندگی مملکت گام بردارند.
ایشان علاوه بر تدریس در دانشگاه اصفهان در رشته های معارف اسلامی، علوم قرآنی، ادبیات عرب، حقوق اسلامی، علوم سیاسی و... ، به کارهای فرهنگی شهر نیز همت گماشت.
دکتر صلواتی تعداد کتابخانه های عمومی استان را که حدود 34 باب بود تا سال 1380 به 140 باب رسانید، از استاندارها و دیگر مسؤولین توانست مبالغی را برای تهیه کتاب و توزیع بین کتابخانه ها دریافت کند.
وی با کمک استانداران، شهرداران و مدیران ارشاد توانست فرهنگ کتابخانه سازی و کتابخوانی را در اصفهان رواج دهد که در هیچ استانی چنین شرایطی به وجود نیامد.
وی در مقام مشاورت شهرداری با همة مخالفتهائی که انجام می شد تا سال 1382 توانست در سطح شهر 50 باب کتابخانه و سالن مطالعه و فرهنگسرا با کمک شهرداری، افتتاح نماید، که در سالن های مطالعه حدود 600 صندلی مطالعه و حدود 20000 جلد کتاب مرجع وجود دارد و کتابخانه مرکزی شهرداری، که با پیگیریهای مجدانه وی بیش از یکصد هزار جلد کتاب برای آن انتخاب و تهیه نمود.
استاد، ادامۀ تحصیلات و فرصتهای مطالعاتی ویژه ای را روی کتابخانه ها گذاشت. روزانه بیش از000/50 جوان و یا محقق به این کتابخانه ها مراجعه و یا استفاده مطالعاتی می نمایند، که در میان شهرداریها و ادارات دیگر استانها نمونه بود و این توفیق الهی بود که شامل احوال مردم اصفهان گردید.
در حوزه فرهنگی همچنین کتابخانه های مدارس و کتابخانه روستاها را با کمک استانداری و شهرداری فعال نمود و از دو هزار جلد تا سی جلد به هر کدام کمک کرد، در واقع وی واسطه خیری بود که از نفوذ خود استفاده و مراکز فرهنگی را تغذیه و غنی می ساخت.
شاید حدود بیست میلیون کتاب در ظرف این سالها به مدارس اهدا شد و چون مدتی در شواری کانون مساجد اصفهان نماینده تام الاختیار مرحوم آیت اله سید جلال الدین طاهری امام جمعه وقت اصفهان بود توانست بسیاری از کتابخانههای مساجد را فعال کند.
برای خرید زمین و ساختمان و راه اندازی کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان تلاش ها و مرارت های بسیاری را تحمل نمود و از میان انبوه نظریات و از دست قدرتها توانست کتابخانه را نجات دهد و آن زمین مرغوب را به کتابخانه اختصاص دهد که امروز مورد استفاده پژوهشگران است.
حوزه علمیه و دیگر نهادهائی را که با تاسیس کتابخانه اقداماتی را انجام می دادند در صورتی که نیاز به کتابهای روز و یا اطلاعات فنی و راهنمائی داشتند به همه کمک می کرد تا شماره گزاری و فهرست نویسی و مکانیزه کردن همه مانند هم باشند و به صورت «دیوئی» انجام گردد و به عنوان سرپرست کتابخانه های شهرداری هیچ کمکی را از هیچ فرد یا ارگان و یا نهادی دریغ نمی داشت.
ارسال کتب خریداری شده از مؤلفان و ناشران، به کتابخانههای شخصی برخی عالمان شهر، کتابخانه مساجد و نهادها و مدارس از دیگر اقدامات وی بود و بسیاری از فرهنگ دوستان را برای احداث و یا تجهیز کتابخانه ها همراهی و تشویق میکردند.
در سال 82 به درخواست شخصی بازنشسته گردید، از آن پس به کارهای تحقیقاتی و مطالعاتی روی آورد.
شایان ذکر است ایشان از سال 1379 طی انتخابات اصحاب جراید چند دوره به سمت ریاست انجمن صنفی روزنامه نگاران اصفهان انتخاب شد که در آذرماه سال 1390 به منظور حضور جوانترها در این عرصه، از نامزدی ریاست انجمن کنارهگیری کرد.
همچنین در طی سالهای اولیه انقلاب، مقالات و تحقیقات ایشان در جراید کثیرالانتشار و مجلات علمی کشور منتشر میشد.
هم اینک آقای دکتر فضل الله صلواتی در اصفهان به امر مطالعه، تحقیق، پژوهش، نگارش خاطرات و موضوعات مختلف: تاریخی، علمی، سیاسی و فرهنگی همت گمارده است.
« آثار و تألیفات استاد فضل الله صلواتی »
بدینوسیله آثار منتشر شده و در آستانه انتشار استاد دکتر فضلالله صلواتی ( ۱۳۱۷، اصفهان) علم آموخته حوزه و دانشگاه، چهره نام آشنای نیم قرن اخیر، نویسنده، محقق، پژوهشگر و زندانی سیاسی دوران پهلوی دوم، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی عبارت است از:
ü «سخن عاشورا» نهضت امام حسین(ع) (چاپ های متعدد انتشارات خِرد اصفهان، 1350)
ü «گامی به سوی آینده»، (انتشارات جوادیه یزد- 1355)
ü «سلام بر غدیر» (انتشارات جوادیه یزد- 1356 خورشیدی)
ü «زندگانی حضرت جواد الائمه(ع)» (انتشارات جوادیه یزد– سال 1356)
ü «انتهای راهها و... تنها یک راه» (انتشارات جوادیه یزد- 1356)
ü «نوای آزادی»، اشعار انقلابی (انتشارات بدر اصفهان – سال 1357)
ü «بهار آزادی»، اشعار انقلابی (انتشارات بدر، اصفهان –1357 )
ü «برنامه ریزی اوقات فراغت رزمندگان»، (دانشگاه صنعتی اصفهان- 1365)
ü انتشار «هفته نامه نوید اصفهان» (از دیماه سال 1366 تا مهرماه 1377)
ü «حماسه پانزدهم خرداد در اصفهان» (پدید آورنده: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی)
ü «گذری به چین» سفرنامه (انتشارات فرهنگ مردم، اصفهان- 1382)
ü «مجموعة مقالات کنگره بزرگداشت اصفهان» (انتشارات مؤسسه اطلاعات تهران-1382)
ü «علل سقوط پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی» (انتشارات موسسه اطلاعات تهران – 1396)
ü «سیاهکاریهای بنی امیه» (چاپ چهارم، نشر صمدیه، تهران- 1398)
ü «در سوک امام خمینی» (خردادماه 1390)
ü «تفاسیر و مفسران شیعه» با همکاری شادروان دکتر سیدمحمد شفیعی (انتشارات موسسه اطلاعات، تهران- 1391)
ü «تحلیلی از زندگانی و دوران حضرت امام محمد تقی(ع)» (چاپ چهارم، موسسه اطلاعات، تهران- 1384)
ü «تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدباقر(ع)» (نشر صمدیه، تهران – 1398)
ü «تحلیلی از زندگان و دوران امام رضا(ع)»، (نشر صمدیه، تهران- 1400)
ü «خاطرات و سرگذشتهای سیاسی نیم قرن اخیر»، ( در چندین مجلد، آماده انتشار)
ü «ریاکاری های بنی عباس» (در سه مجلد، آماده انتشار)
ü «معرفی علی(ع)، انسان کامل در غدیر» (آماده انتشار)
ü «تحلیلی از زندگانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)»، (آماده انتشار)
ü «مجموعه مقالات هفته نامه نوید اصفهان» (آماده انتشار)
ü «مقالات قرآنی»، (آماده انتشار)
ü امام حسین(ع) اسوة انسانیّت« (آماده انتشار)
ü سیری در تاریخ اسلام (آماده انتشار)
ü «عالمان و شاعران مسلمان از آغاز تا قرن هفتم» آماده انتشار (آماده انتشار)
1- «راز و نیاز علی(ع) با خدا»، شرح دعای کمیل، سروده: مرحوم آیت الله حاج شیخ حیدرعلی صلواتی (انتشارات قائم -اصفهان سال 1351)
2- کتابهای درسی نهضت سواد آموزی (سال 1359)
3- «مکارم الاثار»، مرحوم معلم حبیب آبادی، جلدهای 7 و8 (انتشار: انجمن کتابخانه های عمومی اصفهان)
4- مجموعۀ مقالات کنگرۀ بزرگداشت اصفهان، به مناسبت سال اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، (انتشارات مؤسسۀ روزنامۀ اطلاعات)
5- نامۀ باغ غدیر (سال 1375)
6- دیوان درویش عباس گزی (اهتمام به انتشار و توزیع)
7- دیوان غوغای غزل – (اثر: مرحوم پرستش)
8- چلچراغها (اثر: شادروان عباس نوائی – دو جلد)
9- کشکول بختیاری - 3جلد (اثر دکتربختیار مالکی) 1395
10- «هجرت، ضرورت جاویدان تکامل»، (تألیف: استاد علی منذر، سال 1397)
11- «نغمه های عندلیب»، (سروده های شادروان: استاد محمود عندلیب)
12- «آوای احمد»، (سروده های زنده یاد: احمد جمشیدپور)
13- «مهر مردم، عطر گندم» (سروده: شادروان اصغرحاج حیدری «خاسته»)
14- حافظ شناسی (موضوعی)، (زهرا غلامی، نقد و بررسی توسط استاد میرآبادی، بهاءالدین خرمشاهی)
15- مجموعه کتابهای: «کنگرۀ جهانی بزرگداشت اصفهان» از سال 1371 تا 1380 به چاپ و انتشار سپرده شد و به عنوان گنجیه ای ماندگار برای اصفهان شناسی و فرهنگ اصفهان باقی ماند، از جمله:
1- تخت فولاد، به قلم مرحوم استاد مصلح الدین مهدوی (انجمن کتابخانه های عمومی اصفهان)
2- کتاب الاربعین، (ملا اسماعیل خواجوئی)
3- شیخ بهائی در آئینه عشق، (نوشته: اسدالله بقائی)
4- <
بشنو از نی چون حکایت میکند + از جدائی ها شکایت می کند
مراسم یکصد و سومین سال روز درگذشت نامور هنرمند شهر تاریخی اصفهان روانشاد «نایب اسدالله اصفهانی، با حضور هنرمندان بعد ازظهر روز چهارشنبه 28آذرماه سال 1403 در کنار مزار او در فضای باز در تخت پولاد برگزار شد.



تاریخ کتابخانه ها و سالن های مطالعه شهر اصفهان و
کتابخانه مرکزی اصفهان
معرفی:
استاد فضل الله صلواتی (متولد 1317 هـ . ش) نویسنده، پژوهشگر، استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان، از چهرههای شاخص پیشگام انقلاب اسلامی ایران و زندانی سیاسی دوران پهلوی و نماینده مردم اصفهان در دوره اول مجلس شورای اسلامی، در خانواده علم، تقوا و روحانیت تربیت شده بود و با کتاب و کتابخانی مأنوس بود و پدرش فاضلش مرحوم آیت الله حاج شیخ حیدرعلی صلواتی کتابخانه پرباری داشت، صلواتی هم تمام فرصتهایش صرف مطالعه می شد و بیشتر اوقاتش در کتابخانه ها میگذشت، مطالعه و نوشتن دو کاری است که بیشترین زمان را به آن اختصاص داده است. فضلالله صلواتی، ابتکارات فرهنگی زیادی را در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی پایهگذاری کرد. وی در نخستین تجربه در دوران دبیرستان، کتابخانه کوچکی در حدود 400جلد کتاب ایجاد و مهری تهیه کرده بود و روی کتابهایش می زد، اولین کسی بود که در مساجد اصفهان کتابخانه احداث کرد، همراه با مجالس درسهایی از قرآن مجید و ابتدا کتابخانه نبود، چندین کتابخانه محلهای در مساجد ایجاد شد.
وی پیش از پیروزی انقلاب در حین مبارزات «انتشارات خرد» را با تعدادی از نیروهای فرهنگی – اجتماعی تأسیس و به محور توزیع کتابهای تاریخی و حوزه روشنفکری دینی مبدل شده بود، در سال 1347 کتاب «سخن عاشورا» را تألیف و منتشر کرد که استقبال خوبی از آن به عمل آمد و از کتب آموزشی انقلابیون و مجاهدین برای مبارزه شد، هر چند توقیف شد اما بعدها در هزاران نسخه منتشر شد.
پس از انقلاب چندین سال مسئولیت کتابخانههای عمومیاصفهان و مشاور فرهنگی شهرداران وقت اصفهان و سرپرستی کتابخانه های شهرداری را برعهده داشت، در زمان فعالیتش در انجمن کتابخانه ها، تأسیس و گسترش کتابخانههای عمومی و تخصصی تقویت شد و حدود 60 کتابخانه و سالن مطالعه و کتابخانه مرکزی اصفهان احداث گردید. کتابهای بسیاری در رابطه با: تاریخ، جغرافیا و رجال اصفهان مقدمه نویسی و اقدام به چاپ و انتشار آن کرد، وی دهها جلد کتاب مذهبی، تاریخی و زندگی امامان را به رشته تحریر درآورد و آخرین اثر وی با عنوان: «امام حسین(ع) اسوۀ انسانیت» در دست تدوین است.
تاریخ کتابخانه ها در اصفهان
کتابخانههای اصفهان در دورههای مختلف تاریخی از اهمیت ویژهای برخوردار بودهاند، قدیمیترین کتابخانه اصفهان، کتابخانه کهندژ یا سارویه، به قرن سوم هجری برمیگردد. در گذشته، اصفهان دارای بیش از ۶۰۰ مدرسه علمیه با کتابخانههای متعدد بوده و برخی از این کتابخانهها تا یک میلیون جلد کتاب داشتند.
دوره صفوی: در دوره صفوی که اصفهان پایتخت ایران شد، این شهر به مرکزی برای تجمع دانشمندان، هنرمندان، و محققان تبدیل گردید، در این دوران، کتابخانهها به اوج خود رسیدند و بزرگترین کتابخانه مربوط به این دوره در مدرسه چهارباغ قرار داشت، این مدرسه مذهبی کتابخانهای غنی از کتب علوم دینی و فلسفی را در خود جای داده بود. دیگر کتابخانه ها کتابخانه مسجد جامع اصفهان که این مسجد نه تنها محلی برای عبادت بلکه مرکزی برای نگهداری نسخههای خطی نایاب بود. از کتابخانه مسجد شیخ لطفالله میتوان به عنوان نمونههای از کتابخانههای وابسته به مساجد نام برد.
دوره قاجار: در این دوران، کتابخانهها بیشتر محدود به کتابخانههای خصوصی بودند و رشد چندانی نداشتند. بسیاری از کتب ارزشمند توسط شخصیتهای علاقمند جمعآوری میشدند، در این زمان، از برخی مساجد بزرگ به عنوان کتابخانه نیز استفاده میشد.
دوره پهلوی: با تأسیس مدارس نوین، توسط مراکز دولتی کتابخانههای عمومی و خصوصی نیز شکل گرفتند، کتابخانههای تخصصی مانند کتابخانه مرکزی اصفهان یا کتابخانه های دانشگاه اصفهان آغاز به کار کردند.
توجه به امر فرهنگ و کتابخانه پس از پیروزی انقلاب
دکتر فضل الله صلواتی پس از اتمام دوران نمایندگی مجلس، ابتدا در تربیت معلم و بعد در دانشگاه کار تدریس را شروع کرد و همزمان از طرف اداره ارشاد و استانداری به سمت ریاست انــجمن کتابخانههای عمومی اصفهان منصوب شد.
وی از سال 1363 به عنوان مشاور فرهنگی و سرپرست کتابخانه های اصفهان با شهرداری و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فصل جدید همکاری خود را آغاز کرد. با همراهی مهندس کاظمی مدیرکل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر اعضا در استانداری و شهرداری که در این انجمن عضو بودند، در سطح استان تعداد کتابها و کتابخانهها را افزایش دادند،. خرید و توزیع تعداد زیادی کتاب از ناشران و توزیع در کتابخانهها، ارسال کتابهایی را برای جبههها و اوقات فراغت رزمندگان، همچنین کتابخانه های مدارس، مساجد و کتابخانه روستاها را با کمک استانداری و شهرداری فعال نمود و از 2000 جلد تا 30هزار جلد کتاب به مراکز آموزشی کمک میکردند.
شهردار وقت دهه60 مهندس محمدحسن ملک مدنی، اهتمام ویژه ای به امر توسعه کتاب و کتابخانه داشت، وی آقای صلواتی را به عنوان مشاور عالی در امور فرهنگی و سرپرست کتابخانهها منصوب و با همکاری ایشان این امکان فراهم شد که در هر محله و در هر بوستانی یک کتابخانه و یک سالن مطالعه تأسیس شود، احداث مرکز فرهنگی باغ غدیر در آن ایام، وجهۀ فرهنگی شهرداری را برجسته ساخت که علاوه بر کارهای عمرانی و خدمات شهری، انجام امور فرهنگی، تفریحی و هنری، در شهر وظایف شهرداریها برجسته شد.
شهرداران وقت اصفهان از مشاورت، انگیزه و انرژی استاد صلواتی در حوزه فرهنگ، به نفع مردم اصفهان بهره بردند. دهها کتابخانه و متعاقب آن قرائت خانه و سالن مطالعه و بعدها ورزشگاه ها، برای جوانان احداث شد که مورد استقبال مردم اصفهان قرار گرفت و در روند تحصیلی دانش آموزان و دانش جویان بسیار تأثیرگذار بود.
آقای صلواتی طی مصاحبه ای بیان داشته: «انجمن کتابخانههای عمومی اصفهان کتابهایی را چاپ میکرد. انجمن فرهنگی شهرداری هم کتابهایی را به مناسبت «کنگره بزرگداشت اصفهان» که از سال 1370 قرار بود در اصفهان برگزار شود چاپ کرد. کتابهایی دربارۀ شخصیتها، رجال، تاریخ و جغرافیای اصفهان و اکثر مسائلی که مربوط به اصفهان بود را در برمیگرفت. 25جلد کتاب ارزشمند درباره اصفهان آن هم با تیراژ هر کدام پنجهزار نسخه چاپ و منتشر گردید، که برای اصفهان اتفاق مهمی بود،کتابهایی مانند کتاب تختفولاد مرحوم مصلح الدین مهدوی، کتاب مکارمالاثار از استاد معلم حبیبآبادی را هم منتشر شد.
وی در ادامه گفت «در دورانی مراجعان چون از ساعت 7 صبح جلوی کتابخانهها صف میبستند تا زودتر صندلی ها را برای نشستن بگیرند. از این افراد عدهای درس خود را میخواندند، اما بیشتر افراد کتاب امانت میگرفتند و مشغول مطالعه میشدند. این اتفاق تا جایی انعکاس پیدا کرد که در خطبههای نماز جمعه، مرحوم آیتالله طاهری امام جمعه وقت اصفهان اظهار افتخار کرده بودند که خوشحالم در شهری هستم که این مقدار علاقهمند به کتاب وجود دارد. »
در سال 1377 برنامه ریزی برای احداث مراکز فرهنگی، سالنهای مطالعه و کتابخانههای عمومی در تمام مناطق و محله های شهر، به طور جدی دنبال شد و سالن های مطالعه، فرهنگسراها و مراکز چند منظوره، بهویژه در محلههای کمتر برخوردار و محروم در سالهای بعد تأسیس شود که نقش مکملی برای توسعه فرهنگی شهر بود و باعث شد مراکز تجمع فرهنگی و اجتماعی شکل گرفته و جوانانی که در خانه های کوچک و یا آپارتمانها امکان مطالعه و درس خواندن نداشتند در آن مراکز خود را برای موقعیتهای برتر آماده میکردند.
این مسیر فرهنگی با جدّیت تا سال 1382 به تعداد 60 باب کتابخانه وابسته به شهرداری و نزدیک به 10فرهنگسرا رسیده بود. در سالن های مطالعه حدود 600 صندلی مطالعه و حدود 20 هزار جلد کتاب مرجع وجود داشت.
دکتر صلواتی طی مصاحبهای گفت:«در سالهای فعالیت من نهایت همکاری و کوشش از طرف شهرداران وقت اصفهان آقایان مهندسین: محمدحسن ملک مدنی، حمیدرضا نیککار، حمیدعظیمیان و محمدعلی جوادی در زمینه کتاب، کتابخانه و کتابخوانی انجام میگرفت و در این دوره توسعه کتابخانهها با سرعت پیش میرفت، خاطرم هست یکنفر که باید به پول آن روز 32 میلیون تومان هزینه عوارض به شهرداری بپردازد، تمایل داشت که این پول در زمینه های فرهنگی صرف شود. مهندس عظیمیان شهردار وقت اجازه داد همه آن پول برای خرید کتابهای مناسب و آگاه کننده اختصاص داده شود.»
تیم فرهیخته همراه با ایشان در پیگیری امور کتابخانه ها و خرید کتاب از جمله آقایان: استاد محمد مهریار، دکتر محمدباقر کتابی، استاد منوچهر قدسی، استاد مرتضی تیموری، خشوعی و اکبرخانی، دکتر صلواتی از قدیم در انجمن های شعرا شرکت می کرد و با اساتید شعر نظیر: صغیراصفهانی، متین، عبدالکریم بصیر، فضل الله اعتمادی (برنا)، علی غفور زاده (قیام)، احمد غفورزاده (طلایی) نوای اصفهانی، جواد عندلیب، حاج حیدری، استاد خاسته و... مأنوس بود و تلاش کرد که با امکانات شهرداری، دیوانهائی را منتشرکند.

کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان
تاریخچه و مشخصات مرکز کتابخانه مرکزی اصفهان
ایده تأسیس کتابخانه مرکزی در دهه 60 زمانی که توجه بیشتری به گسترش زیرساختهای فرهنگی در اصفهان صورت میگرفت، شکل گرفت، شهرداری اصفهان برنامههای متعددی برای ارتقای سطح فرهنگی شهر طراحی کرد.
دکتر صلواتی طی مصاحبه ای گفت: «ضرورت وجود یک کتابخانه جامع و مجهز برای دسترسی همه اقشار مردم به منابع علمی، ادبی و هنری، باعث شد که این پروژه بهعنوان یکی از اولویتهای شهرداری قرار گیرد، در زمان شهرداری آقای ملک مدنی که سرپرست کتابخانه ها و آقای دکتر ابراهیم نیلفروشان از اعضاء انجمن کتابخانه های عمومی استان بودیم، از مدیران استان و شهر خواستیم که زمین کتابخانه مرکزی خریداری را کنیم، تا به رضایت قلبی وارث اطمینان داشته باشیم، این محل منزل مسکونی مرحومه بانو مجتهده امین اصفهانی بود، دوندگی و پیگیری مجدانه ای انجام شد و با طی فراز و نشیبهای فراوان مقدمات و اجرای آن فراهم شد و در این راستا استاندار وقت دکتر اسحاق جهانگیر و مهندس سیدجعفر موسوی مساعدت لازم را به عمل آوردند.»
از اواخر دهه ۱۳۶۰ مراحل ساخت این کتابخانه آغاز شد و تلاش شد تا فضایی مدرن و چندمنظوره برای مطالعه، پژوهش و فعالیتهای فرهنگی ایجاد شود، نهایتا احداث ساختمان کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان با زیربنایی بالغ بر000/12متر مربع در پنج طبقه در سال 1377آغاز شد.
ساختار و معماری: اصول معماری آن متناسب با شرایط اقلیمی این شهر بوده و از شفافیت فضای خارجی در داخل و ترکیب معماری اصیل اصفهان و معماری روز جهان برخوردار است. نمای خارجی آن مکعب شکل با پوستهای آجری خلاقانه بود.
ساختمان کتابخانه دارای طراحی مدرن و کاربردی است که توسط مهندس زهتابچی طراحی اولیه انجام و سپس مجریان تغییراتی در آن اعمال کردند و بهگونهای که فضای مناسب برای فعالیتهای متنوع فرهنگی را فراهم کند و بخشهای مختلفی از جمله: سالنهای مطالعه، بخش کودک و نوجوان، سالن اجتماعات و نمایشگاهها در آن تعبیه شده است، مواد بکار رفته در فضاهای داخلی گچ و خاک و سنگ بوده ودر نما نیز از آجر و سنگ گرانیت رنگی استفاده شده است.
این کتابخانه در مقایسه با همه کتابخانههای عمومی وزارت ارشاد و سازمان فرهنگی هنری شهرداری، به عنوان بزرگترین کتابخانه عمومی در حال فعالیت است و به سرعت تبدیل به یکی از مراکز اصلی مطالعه و فعالیتهای فرهنگی و اطلاع رسانی شهری، در اصفهان شد.
در اواخر احداث آن، کارگروهی با محوریت دکتر صلواتی و همکاری شهرداران شهر، بهترین کتابهای مرجع و مورد استفاده از مجموعهداران بزرگ خریداری شد و بر غنای کتابخانه افزوده گردید و اثری جاودانه گردید، در سال 1382 با تغییراتی که در شورای شهر و شهرداری ایجاد شد، همکاری دکتر صلواتی قطع گردید ولی روند پیشین همچنان ادامه پیدا کرد.
خدمات کتابخانه مرکزی اصفهان
کتابخانه مرکزی اصفهان، در نزدیکی مجموعه تاریخی میدان نقش جهان اصفهان (خیابان باغ گلدسته) ، مقابل باغ هشت بهشت بنا شده است. در این محدوده عناصر شاخص معماری عصر صفوی دیده می شود که شامل: کاخ و باغ هشت بهشت، کاخ چهلستون، باغهای صفوی و... می باشند علاوه بر آن در مرکزیت شهر قرار گرفته و دسترسی آسان به وسایل حمل و نقل عمومی و پارکینگ، میسر است.
همچنین این کتابخانه دارای مجموعهای غنی از کتابهای عمومی، علمی، هنری، تاریخی و ادبی است، خدمات دیگری مانند کتابخانه دیجیتال، کتابخانه تخصصی کودکان، ارائه آرشیو نشریات، و فضای مطالعه و برگزاری نشستهای فرهنگی، کارگاههای آموزشی، جلسات نقد کتاب، و نمایشگاههای مختلف و مسابقات فرهنگی در خدمت شهروندان است.
انجام خدمات به صورت تفکیکی به شرح ذیل است:
الف) خدمات کتابخانه ای شامل بخش های: سالن کتب مرجع (خواهران و برادران)، مخزن کتاب، امانت کتاب، نشریات، مخزن کتب نفیس، پیک دانایی، امانت بین کتابخانه ای.
ب) خدمات رایانه ای شامل بخشهای: سایت های اینترنت (خواهران و برادران)، دیداری و شنیداری، امانت محصولات نرم افزری، سرور.
ج) خدمات جنبی شامل بخشهای: اطلاعات و ثبت نام، نمایشگاه آثار هنری (گالری 1 و 2 و3)، سالن اجتماعات و آمفی تئاتر.
فضاهای موجود در طبقات کتابخانه شامل: منبع کتاب، منبع کتابهای خطی گرانبها ، اتاق قرنطینه کتاب، سالن مطالعه، سالن آمفی تئاتر، گالری، سالن و سایتهای اینترنت، سالن مطالعه، سالن سمعی و بصری، اتاقهای مجهز پخش فیلم، رستوران، پیشخوان، اتاق متصدی میکروفیلم، نمایشگاه، غرفه نمایشگاه، اتاق صحافی کتاب، اتاق هواساز، پارکینگ، اپراتور قرنطینه، اتاق میکروسکپ، واحد اداری و تاسیسات و... پیش بینی شده است.
تأثیرات فرهنگی و اجتماعی ایجاد این کتابخانه نقش مهمی در ارتقای سطح علمی و فرهنگی شهروندان ایفا کرده و به یکی از نمادهای فرهنگی شهر تبدیل شده است که علاوه بر دسترسی عموم مردم به منابع علمی، این مکان به محفلی برای فعالیتهای اجتماعی و گردهماییهای فرهنگی تبدیل شده است.
سخن پایانی
شهرداری اصفهان که از ابتدای انقلاب پایهگذار ایجاد کتابخانه های وابسته به شهرداری در ایران بوده، اکنون در ساختمان کتابخانه مرکزی پذیرای جمعی مشتاق از جوانان پژوهشگر و محقق که به دنبال دانش و فرهنگ و تمدن، با کتاب و رایانه، انس گرفته اند. حرکت و پویایی در درون این ساختمان موج می زند. کارکنان این مؤسسه بزرگ فرهنگی در تلاشند این مجموعهء غنی را برای مردم اطلاع رسانی کرده و محققان را در تلاش تحقیقی رهنمون باشند.
کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان یکی از یادگارهای مهم مدیریت فرهنگی اصفهان است که با تلاش اهالی فرهنگ، برگی دیگر از تاریخ سبز این مرز و بوم ورق خورد، با بهرهبرداری از این کتابخانه، زیرساختی پایدار برای ارتقای دانش و آگاهی شهروندان ایجاد شد که همچنان بهعنوان یکی از قطبهای اصلی فرهنگی شهر اصفهان فعالیت میکند و پس از سالیان سال، این شهر تاریخی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، مطرح گشت.
استاد فضلالله صلواتی، با نگاه مترقی خود به فرهنگ، سهم بزرگی در رونق کتابخانهها و فضای فرهنگی اصفهان ایفا کرد. برنامههای او نه تنها موجب افزایش زیرساختهای فرهنگی شد، بلکه زمینهساز رشد فکری و اجتماعی شهروندان گردید. این میراث همچنان ادامه دارد و اصفهان بهعنوان یکی از شهرهای پیشرو در حوزه کتابخوانی و ترویج فرهنگ مطالعه شناخته میشود، هر چند امروزه، با کاهش توجه به کتابخوانی و ظهور کتابهای دیجیتال، اما همچنان کتابخانهها به عنوان منبع اصیل مورد توجه خواهد بود.
در حال حاضر اداره کتابخانه ها و سالن های مطالعه شهرداری اصفهان امروز تحت نظارت سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان قرار دارد و در راستای اهداف و ماموریت های حرفه ای خود درحوزه کتاب و کتابخوانی و ایجاد بسترهای مناسب مطالعه برای شهروندان ایجاد گردید. این اداره مجموعه ای بیش از صد کتابخانه (کتابخانه های عمومی، اختصاصی، تخصصی، و کتابخانه های سازمانی) را سازماندهی، برنامه ریزی، و مدیریت می کند.
منابع------------------+:
- آرشیو روزنامههای محلی اصفهان.
- مصاحبه با فضل الله صلواتی، آذرماه 1403
- سایتهای رسمی شهرداری اصفهان.
- مصاحبههای مرتبط با فضل الله صلواتی در حوزه فرهنگ مراجعه کنید.
– مصاحبه احسان امینی با دکتر فضل الله صلواتی روزنامه اصفهان زیبا : تاریخ انتشار: 08:23 - سه شنبه 27 آبان ماه سال 1399
- گفتگو با فضل الله صلواتی، مجید زهتاب، محمدعلی مهدی پور و مصاحبه با برخی شهروندان، در آپارات: https://www.aparat.com/v/oL4Ow
- درگاه کتابخانه های شهرداری اصفهان: www.cle.ir
- مانی، مریم: 1384، کتابخانه مرکزی شهرداری، مجله دانشنما شماره 125-124 / ویژهنامه معماری معاصر اصفهان، سال 14، دوره سوم، ص103
- پژوهش مرضیه طبائیان، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان و پژوهشگر دوره دکتری معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد - علوم و تحقیقات تهران و حسن طرفه، دانشجوی رشته معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (مرکز هرند)

این تصویر را که جناب استاد عباس اشرافی در اختیار ما گذاشتند، بین سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۳۹ میباشد.
اگر شما افرادی را می شناسید در بخش نظرات معرفی بفرمایید تا تکمیل شود
ردیف اول
عباس نوایی - جهانشاه - خانم اسلامی - ؟ - ؟ - خانم مشکین - ؟ - خانم شاهین - ؟ - ؟ - ؟ - آقای نیرو پور.
ردیف دوم
دکتر نواب - مهندس نجفی - صمصامی( مدیر کل آموزش و پرورش استان )- مهندس پارسا - ؟ - تیمسار وحدانیان (شهردار اصفهان)
(پشت سر تیمسار وحدانیان و جلو ریحانی عسگری است)
ردیف سوم:
جهانگیر عمرانی - مهدی سعیدیان - ؟ - ورزنده - صدری - خدامی- ؟ - افتخاری
ردیف چهارم:
راوندی - ؟ - فرهادی - ؟ - ؟ - حسین سعیدیان - ریحانی - رأفت نیا
ردیف پنجم:
دکتر صلواتی - فشارکی - سرشار - مقربی - ؟ - ؟ - ؟
روح رفتگان شاد و یادشان گرامی باد