ما ز یاران چشم یاری داشتیم.....!
جنگ دوازده روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد که در نخستین ساعات آن روز با حمله غافلگیرانه شروع گردید. تهران در خواب بود که آسمان ناگهان پر از انفجار شد، تأسیسات راهبردی بمباران شدند و فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هدف قرار گرفتند، بسیاری از شهدا غیرنظامیان بودند. ایران نیز با پاسخ موشکی، توانست از خاک خود دفاع کند و این درگیری با اعلام آتشبس پایان یافت.
مردم، بهویژه در تهران، در بحبوحه انفجارها و ناامنی، خودجوش گروه های همدلی تشکیل دادند، به یاری مصدومان و خانوادههای داغدار شتافتند. ایرانیان در حالی تلاش میکردند و نظامیان را برای دفاع تشویق مینمودند که خود زیر فشار شدید اقتصادی، بیکاری، تورم افسارگسیخته، رشد بیرویه اجارهبها، قیمت حیرتانگیز مسکن، گرانی دارو و مایحتاج ضروری قرار داشتند، صبر کردند، اعتراضی نکردند، و برای حفظ کشور یکدل و یک زبان ایستادند و همراهی نمودند.
از تریبونهای رسمی و خطبههای نمازجمعه و رسانهها، مقامات کشور از این همراهی مثالزدنی و صبوری ملت تشکر کردند. اما مردم در برابر، لطف و گشایش یا تصمیم محبت آمیزی دریافت نکردند!؟
آیا شایسته نبود در برابر حمایت و وفاداری مردم، حکومت تصمیماتی فوری و راهبردی اتخاذ میکرد؟ عفو عمومی داده میشد؟ پس از پانزده سال، محدودیت حصر مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد برداشته میشد که درخواست بسیاری از عالمان و فرهیختگان کشور می باشد و آزادی آقایان مصطفی تاجزاده و سعید مدنی و دیگر دربندیان سیاسی امنیتی با سعه صدر، از بندهای تنگ و تاریک زندان ها آزاد میشدند و برخوردهای خشن و غیرانسانی کنار گذاشته میشد؟
امروز نیز مردم انتظار شرح صدر، تدبیر و بزرگواری را از حاکمان دارند تا اگر خدای ناکرده روزی مصیبتی همچنان در اثر عدم مدیریت صحیح فرا رسید، ملت با انگیزه و عشق در کنار نظام باشند.
کمکهای موقت و کالا برگ، مرهمی بر زخم عمیق فقر و فشار معیشت مردم نیست، وقتی بیش از نیمی از جامعه، زیر خط فقر زندگی میکنند، مُسکنهای کوتاهمدت چارهساز نیست.
«علاجی بکن کز دلم خون نیاید/ سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل؟»
مسئولان کشور همواره شعار رسیدگی به معیشت مردم را میدهند، اما مدیریتهای ناتوان، غیرمتخصص، کوتاهمدت و بیبرنامه، آفت امروز کشور است. هر مدیری چند صباحی میآید و وعدهای میدهد و میرود! با تغییر مدیران، «روز از نو، روزی از نو» و حاصل آن چیزی جز تورم بیشتر، عدم اعتماد عمومی و فقر مداوم نیست! ملت و دولت نیاز به دانش و آگاهی و تخصص دارند، تا دور از توهمات، سازندگی کشور را در دست گیرند، اقتصاد رقابتی و مردمی، سیاست مدبرانه صدا و سیما مردمی و هماهنگ با دنیای روز، دور از دخالتهای امنیتی نظامی، کشور مدیریت شود.
امروز نیز انتظار آن است که سران محترم قوای کشور، چارهای اساسی برای اداره این کشور دیرینه با تاریخ پرافتخارش بیندیشند و با دولتهای جهان تعامل داشته باشند، برای برداشتن تحریمها بکوشند، بر طبل جنگ نکوبند، دشمن تراشی نکنند، چرا بیکاری؟ چرا مهاجرت؟ چرا تحقیر؟ چرا دروغ؟ چرا فساد؟ چرا فحشا؟ چرا دزدی؟ چرا مرگ های نابهنگام؟ چرا خروج سرمایه ها؟ چرا محکومان و متهمان بسیار؟ چرا نظارت استصوابی؟ و چراهای دیگر....
عربستان، امارات و کویت که نه چشمه و رودخانهای دارند، چگونه توانستهاند منابع
آبی خود را مدیریت و تأمین کنند و ملت خود را به یکی از ثروتمندترین جوامع جهان برسانند؟
برخی افراد نیز سرمایههای خود را بهجای توسعۀ داخلی، در کشورهای ترکیه و امارات صرف
کردهاند! و افسوس ثمرۀ تلاش خود را خارج از مرزها به گردش درآوردهاند. این همه در
حالی است که با مدیریت کارآمد و استفادۀ صحیح از منابع، کشور میتواند بسیار فراتر
از وضعیت کنونی قرار گیرد
.
باید اعتراف کنیم که نتوانستیم ملت ایران را در جهت اصلاح و توسعه و رفاه قراردهیم؟ سردمداران محترم و اولیای امور کشور اگر اقدام اساسی و جدی به عمل نیاورند چشم انداز تیره ای در پیش خواهیم داشت، مردم به شدت ناامید و بی انگیزه و میزان نارضایاتی ها فراوان میشود، این راه که ما در پیش گرفته ایم به ناکجا آباد است!!!
امید است که خداوند همت، غیرت، دانایی، آگاهی و امیدمان عنایت فرماید تا قدمی برای اعتلای ایران عزیز برداریم.
«اللَّهُمَّ اهْدِنِا مِنْ عِنْدِکَ وَ أَفِضْ عَلَینا مِنْ فَضْلِکَ وَ انْشُرْ عَلَینا مِنْ رَحْمَتِکَ، وَ أَنْزِلْ عَلَیناَ مِنْ بَرَکَاتِکَ»
فضل الله صلواتی
اصفهان- 15آذرماه 1404
تورقی در کتابِ یادنامـه
آلبومِ «دانشآموختگان دانشگاه تهران (سالهای تحصیلیِ دههٔ چهل)»
کتاب «دانشآموختگان دانشگاه تهران (در سال تحصیلی 50- 1349 هجری شمسی) از سوی دفتر روابط عمومی دانشگاه تهران منتشر شد(آلبومی مصور، گلاسه )که صفحاتی از آن به اشتراک گذاشته می شود.
این کتاب شامل فهرست رشتهها، نام بعضی دانشآموختههای شاخص و شمارههای چاپی مربوط به یادنامهها در آرشیو دانشگاه قابلدستیابی باشد. برای فهرست کاملِ همهٔ دانشآموختگان آن سالها، احتمالاً باید به آرشیو دانشگاه یا نسخهٔ چاپیِ همان کتاب مراجعه کرد.
برگه هایی از آن کتاب در دسترس قرار گرفت که تصاویر آن تقدیم می شود، در میان اسامی آقایان: علی اکبرناطق نوری، علی اکبر ولایتی، فضل الله صلواتی و.... مشاهده می شود
1


برخی صفحات آرشیوی، فهرست پایاننامهها و اسناد قدیمی دانشگاه (لیست پایاننامهها، مقررات آموزشی و مانند آن) در کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه تهران فهرست شدهاند.
در ادامه فهرستی از «افراد شاخص» (چهرههای معروف، اثرگذار و شناختهشده) که دانشآموخته یا دانشجوی دانشگاه تهران بودهاند، آورده می شود، این فهرست ترکیبی از فرهنگی، سیاسی، علمی، هنری، فلسفی و ادبی است و مخصوصاً افرادی را که در دهههای ۳۰ تا ۵۰ در دانشگاه بودهاند.
⭐ فهرست افراد شاخصِ دانشگاه تهران
* علوم انسانی، فلسفه، حقوق و علوم سیاسی
داریوش شایگان – فیلسوف، اندیشمند حوزظه فرهنگ و مدرنیته
عبدالکریم سروش – فیلسوف و متفکر دینی
جلال آلاحمد – نویسنده، روشنفکر
علی شریعتی – جامعهشناس و اندیشمند
حسین بشیریه – پدر علم علوم سیاسی نوین در ایران
محمدعلی اسلامی ندوشن – نویسنده و پژوهشگر
محمدرضا شفیعی کدکنی – شاعر، پژوهشگر ادبیات
احمد شاملو (دوره کوتاه) – شاعر
عبدالحسین زرینکوب – مورخ و ادیب
حسین نصر – فیلسوف، رئیس پیشین دانشگاه تهران
احسان نراقی – جامعهشناس
مسعود بهنود – روزنامهنگار
عباس میلانی – مورخ و استاد دانشگاه استنفورد
* حقوق و قضا
ناصر کاتوزیان – پدر علم حقوق مدنی ایران
محمدجعفر حبیباللهی – چهره برجسته حقوق کیفری
عبدالله شهبازی – پژوهشگر تاریخ و امنیت
* سیاست و تاریخ معاصر
ابوالحسن بنیصدر – اولین رئیسجمهور ایران
میرحسین موسوی – نخستوزیر سابق
محمد خاتمی – رئیسجمهور پیشین
علی اکبر ناطق نوری - سیاستمدار وزیر کشور پیشین
علی اکبر ولایتی - سیاستمدار، وزیر سابق امور خارجه
فضل الله صلواتی - سیاستمدار، نویسنده و پژوهشگر
موسی صدر – رهبر دینی و اجتماعی لبنان
مصطفی چمران – فرمانده، دانشمند و وزیر دفاع
حسن روحانی – رئیسجمهور پیشین (تحصیل حقوق)
مسعود رجوی – فعال سیاسی
* علوم پایه و مهندسی
لطفیزاده– پدر منطق فازی
نادر انقطاع – دانشمند برجسته فیزیک و متامتریالها
علی جوان – مخترع لیزر گازی
محمدرضا شجریان (مهندسی کشاورزی) – بعداً مسیر موسیقی
پرویز کردوانی – کویرشناس
محمود حسابی – پدر علم فیزیک نوین ایران (تدریس و حضور دانشگاهی)
* هنر، ادبیات، معماری و سینما
علیاکبر صادقی – نقاش و هنرمند
ایرج اسکندری – گرافیست
عباس کیارستمی – کارگردان
داریوش مهرجویی (دوره کوتاه) – کارگردان
هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) – شاعر
بیژن نجدی – نویسنده
حسین علیزاده – موسیقیدان
محمدرضا لطفی – استاد موسیقی
آیدین آغداشلو – هنرمند
* پزشکی و علوم زیستی
پرویز پایدار – پیشگام جراحی
محمد قریب – پدر طب کودکان ایران
بهزاد نبوی (داروسازی) – فعال سیاسی
* شایان ذکر است
اینها مشهورترین افرادی هستند که تحصیل در دانشگاه تهران داشتهاند؛ بخش بزرگی از این اسامی در دهههای ۳۰ تا ۵۰ حضور داشتهاند و به فضای تاریخی ۱۳۴۹–۱۳۵۰ نزدیکاند.
ادامه مطلب، بخشی دیگر از تصاویر
از «سخن عاشورا» تا امام حسین(ع) اُسوه انسانیت»
امام حسین(ع)، الهام بخش انقلاب و تربیت نسلها
مصاحبهای با جناب استاد فضل الله صلواتی پیرامون تألیف کتاب در دست انتشارشان با عنوان: «امام حسین(ع)، اسوۀ انسانیت» و مرور خاطرات انقلابی پیرامون نخستین اثرشان «سخن عاشورا»
معرفی: «استاد فضلالله صلواتی از چهرههای فعال انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، از مبارزان شناختهشده، و از جمله کنشگران فرهنگی و اجتماعی پیش از انقلاب است که در سالهای زندان، تبعید و مبارزه، لحظهای از تلاش برای آزادی و عدالت باز نایستاد. وی از همفکران و دوستان: شهید بهشتی، مهندس بازرگان، شهید مطهری و دکتر شریعتی بوده و پس از انقلاب ضمن تدریس در دانشگاه، در خصوص زندگی و دوران امامان شیعه آثار ارزنده ای تألیف کرده است، وی همواره در مقام منتقدی دغدغهمند، به نقد انحرافات و آسیبهای مسیر پس از انقلاب پرداخته است و در آخرین نامه خود به رهبر معظم انقلاب، بازنگری در قانون اساسی را خواستار شده است. این گفتوگو، تلاشی است برای شنیدن روایت او از گذشته، حال و چشمانداز آیندهی انقلاب.»
- - - -
سؤال: جناب دکتر، لطفاً درباره انتشار نخستین کتابتان «سخن عاشورا» در دهه ۵۰ توضیحاتی بفرمایید. زمینه نگارش این کتاب چه بود؟
دکتر صلواتی: با سلام خدمت خوانندگان گرامی. برای شرح آن روزگار، باید به فضای پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بازگردیم؛ جایی که اختناق شدید پهلوی، روح بیداری را در میان مردم و بهویژه جوانان، شعلهور ساخت. در آن سالها، با دوستان مبارز در اصفهان و اطراف آن گرد هم میآمدیم؛ از دردها میگفتیم و برای نجات دین از رکود، خرافه و عوامزدگی تلاش میکردیم. سخن از عاشورا، نه فقط برای گریستن، بلکه بهعنوان نیرویی برای عدالتخواهی، آزادی طلبی و حیات انسانی بود.
در سال ۱۳۴۷، کتابی با عنوان «سخن عاشورا» تدوین کردم؛ که حاصل سخنرانی در اجتماع دانش آموزی و دانشجویی دهة 40، در مؤسسة احمدیه اصفهان بود اثری متفاوت با رویکردی انقلابی به نهضت حسینی. وزارت فرهنگ و هنر به دستور ساواک، آن را توقیف کرد پس از آن توسط گروههای مبارز از جمله مجاهدین خلق، با عنوان «سلام بر عاشورا» پنهانی در شمار بسیار زیادی منتشر شد.
سؤال: محتوای این کتاب چه ویژگیهایی داشت که موجب استقبال و البته توقیف آن شد؟
پاسخ: این کتاب با زبانی آگاهکننده، به بیان علل قیام امام حسین(ع) میپرداخت؛ نگاهی حماسی، توأم با تحلیلهای اجتماعی و سیاسی زمانه. در حالی که بیشتر آثار عاشورایی در آن دوره، صرفاً احساسی و تعزیهمحور بودند، این کتاب نهضت عاشورا را بهمثابه الگویی برای ایستادگی و آزادگی معرفی میکرد.
سؤال: واکنش پدر و اطرافیان نسبت به انتشار کتاب چه بود؟
پاسخ: کتاب را به آیتالله طالقانی نشان دادم، ایشان آن را ستودند. پدرم مرحوم آیتالله حاج شیخ حیدرعلی صلواتی از دیدن این اثر شادمان شدند. ایشان که آرزو داشتند فرزندانشان مروّج معارف الهی باشند، آن را گامی نو در آن دوران تلقی میکردند. اگرچه این اثر توقیف شد، بعدها هزاران نسخه از آن کتاب بین گروههای مبارز توزیع شده و در آموزشهای اولیه جهادگران، نقش مؤثری داشت و عزیزانی پس از انقلاب خواستند که مجددا این اثر چاپ شود، لذا آن را کامل کرده و در کتاب دیگری ارائه داشتم.
سؤال: درباره تألیف اخیرتان، کتاب «امام حسین(ع) اسوۀ انسانیت» بفرمایید.
پاسخ: سالها پس از انقلاب و با تجربههای پژوهشی، علاقه و اعتقاد قلبیام به امام حسین(ع) مرا بر آن داشت که نگاهی جامعتر و امروزیتر به زندگی، پیام و سیره آن حضرت داشته باشم. این اثر کوششی است برای بیان ابعاد انسانساز، عدالتمحور و اخلاقی نهضت عاشورا، فارغ از غلو، خرافه یا افراط. با نگاهی علمی و فرهنگی، این کتاب تلاشی برای پاسخ به نیازهای معنوی و فکری نسل امروز است. اگر ناشری برای چاپ و یا خریدار و خواننده ای پیدا کند! با این هزینه های وحشتناک کاغذ و چاپ!
سؤال: انگیزه اصلی نگارش این اثر چه بود؟
پاسخ: شوق و ایمان به راه حسین(ع) و نیاز نسل جوان به الگویی برای زندگی انسانی. نگارش این کتاب، پاسخ به خلأیی بود که در آثار امروزی احساس میشد. سعی شده تا نشان دهم که امام حسین(ع)، نه فقط برای گریستن، بلکه برای زیستن است. یک عمر بر حسین(ع) گریستیم، اما بر او ننگریستیم.
سؤال: به نظر شما مهمترین آسیب مجالس عزاداری در سالهای اخیر چیست؟
پاسخ: بزرگترین آسیب، غلبه احساسات بر خرد است، بعضی مداحان، بیتوجه به سند و محتوا، مطالب غلوآمیز و تحقیرکننده ای را بیان میکنند؛ مثل اینکه ما دیوانه یا گدای حسینیم و گاهی نام حیوانی را بر خود می گذارند! اینها شأن والای دوستداران و شیعیان امام حسین(ع) را نادیده میگیرند.
سؤال: چگونه جلسات مذهبی پیش از انقلاب به آگاهیبخشی جوانان کمک کرد؟
پاسخ: با دوستان همفکر در جلسات «درسهایی از قرآن»، تلاش می کردیم تا به دور از بدعتها و خرافات، مفاهیم قرآنی و تاریخی را با هدایت استادان بزرگی چون شهید مطهری، علامه جعفری، آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان، در ذهن و جان جوانان بنشانیم. شهید دکتر بهشتی درباره فعالیت ما فرمودند: «اگر در آینده ایران انقلابی به وقوع بپیوندد، جوانان اصفهان نقش عمدهای در تکوین آن داشتهاند.»
سؤال: آیا هنوز هم مجال فعالیت فرهنگی مؤثر در حوزه نهضت عاشورا فراهم است؟
پاسخ: بیشک. هرچند ادبیات عاشورا پس از انقلاب رشد خوبی داشته، اما هنوز نیاز به بازخوانی عقلانی، علمی و تربیتی داریم. نهضت امام حسین(ع)، گنجینهای پایانناپذیر است. باید آن را از اسارت تکرارهای سطحی و غلوها نجات داد و به زبان نسل امروز تبیین کرد.
و سخن پایانی:
عمر برف است و آفتاب تموز / اندکی مانده، خواجه غره هنوز
«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب، 21) بیگمان برای شما در زندگی رسول خدا الگویی نیکوست...
امام حسین (ع) فرمودند: «إنی لم أخرج أشراً ولا بطراً... إنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی» من برای خوشگذرانی یا فساد قیام نکردم، بلکه برای اصلاح امت جدم حرکت خود را آغاز کردم و در گفتاری دیگر به خواهرشان زینب کبری(س) فرمودند: «وإن لی ولک ولکل مؤمن ومؤمنة أسوه بمحمد صلى الله علیه وآله» برای من و تو و برای هر مرد و زن مؤمنی، محمد الگو و نمونه بوده است و ضمن فرمایشی دیگر فرمودند: «فلکم فی اُسوه» من در زندگانی و مرگ برای شما سرمشق و الگو هستم.»
«اللهم وَفِّقْنا لِمَا تُحِبُّ وَ تَرضی، پروردگارا! ما را بر آنچه که تو دوست داری و راضی میشوی موفّق کن»
«والسلام و علیکم و رحمت الله و برکاته»
(تیرماه 1404 – همزمان با 12 محرم 1447)

✍ فضل الله صلواتی - خرداد 1404
اندر شب دهم ز محرم، به کربلا
تا صبح سجده بر درِ ربّ غفور بود
شب تا سحر عبادت و قرآن و ذکر حق
اندیشه و تفکر و وجد و حضور بود
خوابی نبود آن شب و آرامشی نبود
آن شب، شبِ وصال و شبِ عشق و شور بود
آن سالکان راه حقیقت به کربلا
چشم امیدشان به لقای شکور بود
نورحسینیان به سماوات می رسید
در دشت ماریه ، همه جا غرق نور بود
هنگام وصل بود و شبِ شور و التهاب
از بهر عاشقان شبِ عیش و سرور بود
غیبت نبود در نظر عارفان حق
هر جلوه ای که بود، مقام ظهور بود
در آن شب وصال که باید ز جان گذشت
ایثار و عشق بود، که رمز عبور بود
اندر قلوب پاکروانان کربلا
حق الیقین، حقیقتِ یوم النشور بود
آن شب هر آنچه بود همه انتظار بود
اندر حضور دوست صلای مرور بود
یاران سید الشهدا همه جانها به روی دست
اما سپاه کفر بردةِ دارالغرور بود
در کربلا حسین شده محو ذات حق
گویا لقای موسی عمران به طور بود
آن شب سر حسین به سجادة خلوص
دیگرشبی سرش به میان تنور بود
شاهی که بود محور ارکان ملک دین
در کربلا اسیر نفاق و غرور بود
تسلیم محض بود به درگاه لایزال
اندیشه بود و فکرت و لطف و شعور بود
راضی حسین از حق و حق راضی از حسین
اندر رضای دوست کمال حضور بود
اندیشه رضای خدا در رضای او
بالاتر از حقیقتِ حور و قصور بود
در لحظه وداع پیام امام عشق
شکر و سپاس بود و رضا و صبور بود
عباس، ماه بنی هاشم آن زماناندر میان معرکه دریای نور بود
سرمست شوق بود علی اکبر حسین
تسلیم ذات باری و عبد شکور بود
قاسم برای شهد شهادت در انتظار
گویا که جشن بود و شب عیش و سور بود
اصغر به روی دست رباب است بی قرار
اندر کتاب عشق، یکی از سطور بود
با آن همه مصیبت و رنج و غم و فراق
زینب بسان پهنه دریا صبور بود
یک سو اسیر دِرهم و دینار و ملک ری
سوی دگر عبادت و شور و سرور بود
تا سی هزار آمده لشکر به کربلا
گویا که جنگ با سپهِ سلم و تور بود
آنها که دین خویش به دنیا فروختند
مصداق کفر و ظلمت و جهل و شرور بود
در ظلمت جهالت و در کفر و در عناد
مست گناه و نفرت و لعن و غرور بود
افسوس، یک سپاه که گشته اسیر نفس
از معرفت تهی شده از حق به دور بود
در جمع کافران سیه دل غرور و جهل
در خیمه های آل عبا، نفخ صور بود
ابدان پاک و سرفراز، شهیدان راه حق
افسوس پایمال ز سُم ستور بود
در محضر مبارک آن سرور شهید
«طوفان» حقیر بود و ارادت قصور بود
✍️ فضلالله صلواتی
دولت آن است که بی خون دل آید به کنار
ورنه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
به نام خدا
امروز ایران در یکی از بحرانیترین مراحل تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. تمامیت ارضی، استقلال و امنیت ملی کشور در معرض تهدید است؛ دشمنی غدار چون اسرائیل تجاوزگر که تاریخی مملو از جنایت و کشتار داشته و دارد و به هیچ یک از قوانین انسانی و بین المللی پایبند نیست، با بهرهگیری از سلاحهای مرگبار آمریکایی، به کشورمان ایران یورش برده و با زیر پا گذاشتن همه اصول مسلم حقوق بین الملل، به ترور سرداران و دانشمندان کشورمان دست یازیده است.
در این شرایط حساس و نفس گیر، حفظ هوشیاری، مسئولیتپذیری، آرامش و انسجام ملی، وظیفهای است همگانی که بر عهده تمام عناصر حاکمیت و آحاد ملت و گروه ها و شخصیت های روحانی و دانشگاهی و سیاسی و کنشگران اجتماعی قرار دارد.
وظیفه اصلی حاکمیت در همه حال و خصوصاً در شرایط فعلی، تامین معاش، آموزش و بهداشت و امنیت کشور است. اما متأسفانه با اتخاذ سیاست های نه چندان واقع بینانه در طی سالیان گذشته، نه تنها در انجام وظایف موفق نبوده، بلکه در ایجاد امنیت و جلوگیری از ترور سرداران نظامی، دانشمندان هسته ای و در کاهش نارضایتی مردم نیز ناکام مانده است.
اینک هنگام آن است که در کاهش نارضایتی ها و جلب افکار عمومی، همت بیشتری صورت گیرد.
حذف و یا کناره گیری ناخواسته نخبگان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجب ناتوانی در بهرهبرداری از فرصتهای کشور و از جمله فرصت های دیپلماتیک شده و بیتوجهی به نظرات و پیشنهادات نخبگان، موجب تضعیف اعتماد عمومی گردیده است.
صداوسیمای ملی، در شرایطی که وفاق و همصدایی بیش از پیش ضرورت دارد، همانند گذشته به بلندگوی جریانی خاص که خود بخشی از علل بروز وضعیت کنونی کشور هستند، درآمده و از پخش نظرات و بیانیههای دلسوزانه و ضداشغالگریِ چهرههای مؤثر کشور، چون آقایان بزرگوار: سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی، مهدی کروبی، و احزابی چون: نهضت آزادی، جبهه ملی و... امتناع کرده است. این در حالی است که در این زمان، محروم کردن مردم و نظام از نظرات این بزرگواران، عموم مردم و احزاب، بی توجهی و یا کج سلیقگی عوامل موثر در تصمیم گیری های این رسانه است.
نظام جمهوری اسلامی در این مقطع حساس تاریخی، به بازسازی شکاف بین مردم و حاکمیت نیاز داشته و اولین گام برای ترمیم این شکاف، اعلام عفو عمومی، آزادی محصوران، جناب آقای میرحسین موسوی و سرکار خانم زهرارهنورد و سرمایه های اجتماعی و مورد وثوق مردم مانند آقایان: سیدمصطفی تاج زاده و دکتر سعید مدنی و خانم نرگس محمدی است که آزادی آنان میتواند زمینهساز گفتوگوی ملی و بازسازی اعتماد عمومی شود.
به عنوان یک وطن دوست ایرانی که پیش و پس از انقلاب برای اعتلای میهن کوشیده است، با صراحت اعلام می کنم که راه حفظ عزت و اقتدار کشور، نه در حذف منتقدان، بلکه در همفکری و بهرهگیری از تجربه و مشورت افراد کاردان است.
ادامه مذاکرات و استفاده از نظریات چهرههای مجرب و میهندوست، همچون دکتر محمدجواد ظریف، دکتر علیاکبر صالحی، و دیگر کارشناسان میتواند در این خصوص، گرهگشا باشد.
در کنار عملیات نظامی، فعالیت همه جانبه دولت و دستگاه دیپلماسی آن جهت رایزنی با دولت های منطقه و استفاده از قابلیت های سازمان ملل و سایر سازمان ها و نهادهای بین المللی برای پایان دادن به این منازعه نظامی ضروری می باشد.
دیگر ناتوانی در بهره برداری از فرصت های دیپلماتیک و بی توجهی به صدای نخبگان که موجب تضعیف اعتماد عمومی شده، مورد پذیرش نیست.
امروز علاوه بر قدرت نظامی که در صنایع موشکی و ساخت پهباد در کشور متبلور شده است، نیازمند عقلانیت، آشتی ملی، حضور و ارج نهادن به نظرات اقشار مختلف مردم و انسجام در برابر دشمن مشترک هستیم.
بر نظام و مسئولین کشور است که راه این همدلی و همراهی را با محقق نمودن پیشنهادات خیرخواهانه، هموار کنند.
بدینوسیله مراتب عرض تسلیت خود را به خانواده شهیدان سرفراز، سرداران سپاه پاسداران، دانشمندان هسته ای کشور و هموطنان عزیزمان که جان خود را در مسیر اعتلای ایران فدا کرده و به درجه رفیعه شهادت نائل آمدند اعلام کرده و برای مجروحان و آسیب دیدگان، آرزوی سلامتی عاجل دارد.
به امید فردای روشن و ایران سرفراز
اصفهان - ۲۴ خرداد ۱۴۰۴