از «سخن عاشورا» تا امام حسین(ع) اُسوه انسانیت»
امام حسین(ع)، الهام بخش انقلاب و تربیت نسلها
مصاحبهای با جناب استاد فضل الله صلواتی پیرامون تألیف کتاب در دست انتشارشان با عنوان: «امام حسین(ع)، اسوۀ انسانیت» و مرور خاطرات انقلابی پیرامون نخستین اثرشان «سخن عاشورا»
معرفی: «استاد فضلالله صلواتی از چهرههای فعال انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، از مبارزان شناختهشده، و از جمله کنشگران فرهنگی و اجتماعی پیش از انقلاب است که در سالهای زندان، تبعید و مبارزه، لحظهای از تلاش برای آزادی و عدالت باز نایستاد. وی از همفکران و دوستان: شهید بهشتی، مهندس بازرگان، شهید مطهری و دکتر شریعتی بوده و پس از انقلاب ضمن تدریس در دانشگاه، در خصوص زندگی و دوران امامان شیعه آثار ارزنده ای تألیف کرده است، وی همواره در مقام منتقدی دغدغهمند، به نقد انحرافات و آسیبهای مسیر پس از انقلاب پرداخته است و در آخرین نامه خود به رهبر معظم انقلاب، بازنگری در قانون اساسی را خواستار شده است. این گفتوگو، تلاشی است برای شنیدن روایت او از گذشته، حال و چشمانداز آیندهی انقلاب.»
- - - -
سؤال: جناب دکتر، لطفاً درباره انتشار نخستین کتابتان «سخن عاشورا» در دهه ۵۰ توضیحاتی بفرمایید. زمینه نگارش این کتاب چه بود؟
دکتر صلواتی: با سلام خدمت خوانندگان گرامی. برای شرح آن روزگار، باید به فضای پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بازگردیم؛ جایی که اختناق شدید پهلوی، روح بیداری را در میان مردم و بهویژه جوانان، شعلهور ساخت. در آن سالها، با دوستان مبارز در اصفهان و اطراف آن گرد هم میآمدیم؛ از دردها میگفتیم و برای نجات دین از رکود، خرافه و عوامزدگی تلاش میکردیم. سخن از عاشورا، نه فقط برای گریستن، بلکه بهعنوان نیرویی برای عدالتخواهی، آزادی طلبی و حیات انسانی بود.
در سال ۱۳۴۷، کتابی با عنوان «سخن عاشورا» تدوین کردم؛ که حاصل سخنرانی در اجتماع دانش آموزی و دانشجویی دهة 40، در مؤسسة احمدیه اصفهان بود اثری متفاوت با رویکردی انقلابی به نهضت حسینی. وزارت فرهنگ و هنر به دستور ساواک، آن را توقیف کرد پس از آن توسط گروههای مبارز از جمله مجاهدین خلق، با عنوان «سلام بر عاشورا» پنهانی در شمار بسیار زیادی منتشر شد.
سؤال: محتوای این کتاب چه ویژگیهایی داشت که موجب استقبال و البته توقیف آن شد؟
پاسخ: این کتاب با زبانی آگاهکننده، به بیان علل قیام امام حسین(ع) میپرداخت؛ نگاهی حماسی، توأم با تحلیلهای اجتماعی و سیاسی زمانه. در حالی که بیشتر آثار عاشورایی در آن دوره، صرفاً احساسی و تعزیهمحور بودند، این کتاب نهضت عاشورا را بهمثابه الگویی برای ایستادگی و آزادگی معرفی میکرد.
سؤال: واکنش پدر و اطرافیان نسبت به انتشار کتاب چه بود؟
پاسخ: کتاب را به آیتالله طالقانی نشان دادم، ایشان آن را ستودند. پدرم مرحوم آیتالله حاج شیخ حیدرعلی صلواتی از دیدن این اثر شادمان شدند. ایشان که آرزو داشتند فرزندانشان مروّج معارف الهی باشند، آن را گامی نو در آن دوران تلقی میکردند. اگرچه این اثر توقیف شد، بعدها هزاران نسخه از آن کتاب بین گروههای مبارز توزیع شده و در آموزشهای اولیه جهادگران، نقش مؤثری داشت و عزیزانی پس از انقلاب خواستند که مجددا این اثر چاپ شود، لذا آن را کامل کرده و در کتاب دیگری ارائه داشتم.
سؤال: درباره تألیف اخیرتان، کتاب «امام حسین(ع) اسوۀ انسانیت» بفرمایید.
پاسخ: سالها پس از انقلاب و با تجربههای پژوهشی، علاقه و اعتقاد قلبیام به امام حسین(ع) مرا بر آن داشت که نگاهی جامعتر و امروزیتر به زندگی، پیام و سیره آن حضرت داشته باشم. این اثر کوششی است برای بیان ابعاد انسانساز، عدالتمحور و اخلاقی نهضت عاشورا، فارغ از غلو، خرافه یا افراط. با نگاهی علمی و فرهنگی، این کتاب تلاشی برای پاسخ به نیازهای معنوی و فکری نسل امروز است. اگر ناشری برای چاپ و یا خریدار و خواننده ای پیدا کند! با این هزینه های وحشتناک کاغذ و چاپ!
سؤال: انگیزه اصلی نگارش این اثر چه بود؟
پاسخ: شوق و ایمان به راه حسین(ع) و نیاز نسل جوان به الگویی برای زندگی انسانی. نگارش این کتاب، پاسخ به خلأیی بود که در آثار امروزی احساس میشد. سعی شده تا نشان دهم که امام حسین(ع)، نه فقط برای گریستن، بلکه برای زیستن است. یک عمر بر حسین(ع) گریستیم، اما بر او ننگریستیم.
سؤال: به نظر شما مهمترین آسیب مجالس عزاداری در سالهای اخیر چیست؟
پاسخ: بزرگترین آسیب، غلبه احساسات بر خرد است، بعضی مداحان، بیتوجه به سند و محتوا، مطالب غلوآمیز و تحقیرکننده ای را بیان میکنند؛ مثل اینکه ما دیوانه یا گدای حسینیم و گاهی نام حیوانی را بر خود می گذارند! اینها شأن والای دوستداران و شیعیان امام حسین(ع) را نادیده میگیرند.
سؤال: چگونه جلسات مذهبی پیش از انقلاب به آگاهیبخشی جوانان کمک کرد؟
پاسخ: با دوستان همفکر در جلسات «درسهایی از قرآن»، تلاش می کردیم تا به دور از بدعتها و خرافات، مفاهیم قرآنی و تاریخی را با هدایت استادان بزرگی چون شهید مطهری، علامه جعفری، آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان، در ذهن و جان جوانان بنشانیم. شهید دکتر بهشتی درباره فعالیت ما فرمودند: «اگر در آینده ایران انقلابی به وقوع بپیوندد، جوانان اصفهان نقش عمدهای در تکوین آن داشتهاند.»
سؤال: آیا هنوز هم مجال فعالیت فرهنگی مؤثر در حوزه نهضت عاشورا فراهم است؟
پاسخ: بیشک. هرچند ادبیات عاشورا پس از انقلاب رشد خوبی داشته، اما هنوز نیاز به بازخوانی عقلانی، علمی و تربیتی داریم. نهضت امام حسین(ع)، گنجینهای پایانناپذیر است. باید آن را از اسارت تکرارهای سطحی و غلوها نجات داد و به زبان نسل امروز تبیین کرد.
و سخن پایانی:
عمر برف است و آفتاب تموز / اندکی مانده، خواجه غره هنوز
«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب، 21) بیگمان برای شما در زندگی رسول خدا الگویی نیکوست...
امام حسین (ع) فرمودند: «إنی لم أخرج أشراً ولا بطراً... إنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی» من برای خوشگذرانی یا فساد قیام نکردم، بلکه برای اصلاح امت جدم حرکت خود را آغاز کردم و در گفتاری دیگر به خواهرشان زینب کبری(س) فرمودند: «وإن لی ولک ولکل مؤمن ومؤمنة أسوه بمحمد صلى الله علیه وآله» برای من و تو و برای هر مرد و زن مؤمنی، محمد الگو و نمونه بوده است و ضمن فرمایشی دیگر فرمودند: «فلکم فی اُسوه» من در زندگانی و مرگ برای شما سرمشق و الگو هستم.»
«اللهم وَفِّقْنا لِمَا تُحِبُّ وَ تَرضی، پروردگارا! ما را بر آنچه که تو دوست داری و راضی میشوی موفّق کن»
«والسلام و علیکم و رحمت الله و برکاته»
(تیرماه 1404 – همزمان با 12 محرم 1447)

✍ فضل الله صلواتی - خرداد 1404
اندر شب دهم ز محرم، به کربلا
تا صبح سجده بر درِ ربّ غفور بود
شب تا سحر عبادت و قرآن و ذکر حق
اندیشه و تفکر و وجد و حضور بود
خوابی نبود آن شب و آرامشی نبود
آن شب، شبِ وصال و شبِ عشق و شور بود
آن سالکان راه حقیقت به کربلا
چشم امیدشان به لقای شکور بود
نورحسینیان به سماوات می رسید
در دشت ماریه ، همه جا غرق نور بود
هنگام وصل بود و شبِ شور و التهاب
از بهر عاشقان شبِ عیش و سرور بود
غیبت نبود در نظر عارفان حق
هر جلوه ای که بود، مقام ظهور بود
در آن شب وصال که باید ز جان گذشت
ایثار و عشق بود، که رمز عبور بود
اندر قلوب پاکروانان کربلا
حق الیقین، حقیقتِ یوم النشور بود
آن شب هر آنچه بود همه انتظار بود
اندر حضور دوست صلای مرور بود
یاران سید الشهدا همه جانها به روی دست
اما سپاه کفر بردةِ دارالغرور بود
در کربلا حسین شده محو ذات حق
گویا لقای موسی عمران به طور بود
آن شب سر حسین به سجادة خلوص
دیگرشبی سرش به میان تنور بود
شاهی که بود محور ارکان ملک دین
در کربلا اسیر نفاق و غرور بود
تسلیم محض بود به درگاه لایزال
اندیشه بود و فکرت و لطف و شعور بود
راضی حسین از حق و حق راضی از حسین
اندر رضای دوست کمال حضور بود
اندیشه رضای خدا در رضای او
بالاتر از حقیقتِ حور و قصور بود
در لحظه وداع پیام امام عشق
شکر و سپاس بود و رضا و صبور بود
عباس، ماه بنی هاشم آن زماناندر میان معرکه دریای نور بود
سرمست شوق بود علی اکبر حسین
تسلیم ذات باری و عبد شکور بود
قاسم برای شهد شهادت در انتظار
گویا که جشن بود و شب عیش و سور بود
اصغر به روی دست رباب است بی قرار
اندر کتاب عشق، یکی از سطور بود
با آن همه مصیبت و رنج و غم و فراق
زینب بسان پهنه دریا صبور بود
یک سو اسیر دِرهم و دینار و ملک ری
سوی دگر عبادت و شور و سرور بود
تا سی هزار آمده لشکر به کربلا
گویا که جنگ با سپهِ سلم و تور بود
آنها که دین خویش به دنیا فروختند
مصداق کفر و ظلمت و جهل و شرور بود
در ظلمت جهالت و در کفر و در عناد
مست گناه و نفرت و لعن و غرور بود
افسوس، یک سپاه که گشته اسیر نفس
از معرفت تهی شده از حق به دور بود
در جمع کافران سیه دل غرور و جهل
در خیمه های آل عبا، نفخ صور بود
ابدان پاک و سرفراز، شهیدان راه حق
افسوس پایمال ز سُم ستور بود
در محضر مبارک آن سرور شهید
«طوفان» حقیر بود و ارادت قصور بود
✍️ فضلالله صلواتی
دولت آن است که بی خون دل آید به کنار
ورنه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
به نام خدا
امروز ایران در یکی از بحرانیترین مراحل تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. تمامیت ارضی، استقلال و امنیت ملی کشور در معرض تهدید است؛ دشمنی غدار چون اسرائیل تجاوزگر که تاریخی مملو از جنایت و کشتار داشته و دارد و به هیچ یک از قوانین انسانی و بین المللی پایبند نیست، با بهرهگیری از سلاحهای مرگبار آمریکایی، به کشورمان ایران یورش برده و با زیر پا گذاشتن همه اصول مسلم حقوق بین الملل، به ترور سرداران و دانشمندان کشورمان دست یازیده است.
در این شرایط حساس و نفس گیر، حفظ هوشیاری، مسئولیتپذیری، آرامش و انسجام ملی، وظیفهای است همگانی که بر عهده تمام عناصر حاکمیت و آحاد ملت و گروه ها و شخصیت های روحانی و دانشگاهی و سیاسی و کنشگران اجتماعی قرار دارد.
وظیفه اصلی حاکمیت در همه حال و خصوصاً در شرایط فعلی، تامین معاش، آموزش و بهداشت و امنیت کشور است. اما متأسفانه با اتخاذ سیاست های نه چندان واقع بینانه در طی سالیان گذشته، نه تنها در انجام وظایف موفق نبوده، بلکه در ایجاد امنیت و جلوگیری از ترور سرداران نظامی، دانشمندان هسته ای و در کاهش نارضایتی مردم نیز ناکام مانده است.
اینک هنگام آن است که در کاهش نارضایتی ها و جلب افکار عمومی، همت بیشتری صورت گیرد.
حذف و یا کناره گیری ناخواسته نخبگان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجب ناتوانی در بهرهبرداری از فرصتهای کشور و از جمله فرصت های دیپلماتیک شده و بیتوجهی به نظرات و پیشنهادات نخبگان، موجب تضعیف اعتماد عمومی گردیده است.
صداوسیمای ملی، در شرایطی که وفاق و همصدایی بیش از پیش ضرورت دارد، همانند گذشته به بلندگوی جریانی خاص که خود بخشی از علل بروز وضعیت کنونی کشور هستند، درآمده و از پخش نظرات و بیانیههای دلسوزانه و ضداشغالگریِ چهرههای مؤثر کشور، چون آقایان بزرگوار: سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی، مهدی کروبی، و احزابی چون: نهضت آزادی، جبهه ملی و... امتناع کرده است. این در حالی است که در این زمان، محروم کردن مردم و نظام از نظرات این بزرگواران، عموم مردم و احزاب، بی توجهی و یا کج سلیقگی عوامل موثر در تصمیم گیری های این رسانه است.
نظام جمهوری اسلامی در این مقطع حساس تاریخی، به بازسازی شکاف بین مردم و حاکمیت نیاز داشته و اولین گام برای ترمیم این شکاف، اعلام عفو عمومی، آزادی محصوران، جناب آقای میرحسین موسوی و سرکار خانم زهرارهنورد و سرمایه های اجتماعی و مورد وثوق مردم مانند آقایان: سیدمصطفی تاج زاده و دکتر سعید مدنی و خانم نرگس محمدی است که آزادی آنان میتواند زمینهساز گفتوگوی ملی و بازسازی اعتماد عمومی شود.
به عنوان یک وطن دوست ایرانی که پیش و پس از انقلاب برای اعتلای میهن کوشیده است، با صراحت اعلام می کنم که راه حفظ عزت و اقتدار کشور، نه در حذف منتقدان، بلکه در همفکری و بهرهگیری از تجربه و مشورت افراد کاردان است.
ادامه مذاکرات و استفاده از نظریات چهرههای مجرب و میهندوست، همچون دکتر محمدجواد ظریف، دکتر علیاکبر صالحی، و دیگر کارشناسان میتواند در این خصوص، گرهگشا باشد.
در کنار عملیات نظامی، فعالیت همه جانبه دولت و دستگاه دیپلماسی آن جهت رایزنی با دولت های منطقه و استفاده از قابلیت های سازمان ملل و سایر سازمان ها و نهادهای بین المللی برای پایان دادن به این منازعه نظامی ضروری می باشد.
دیگر ناتوانی در بهره برداری از فرصت های دیپلماتیک و بی توجهی به صدای نخبگان که موجب تضعیف اعتماد عمومی شده، مورد پذیرش نیست.
امروز علاوه بر قدرت نظامی که در صنایع موشکی و ساخت پهباد در کشور متبلور شده است، نیازمند عقلانیت، آشتی ملی، حضور و ارج نهادن به نظرات اقشار مختلف مردم و انسجام در برابر دشمن مشترک هستیم.
بر نظام و مسئولین کشور است که راه این همدلی و همراهی را با محقق نمودن پیشنهادات خیرخواهانه، هموار کنند.
بدینوسیله مراتب عرض تسلیت خود را به خانواده شهیدان سرفراز، سرداران سپاه پاسداران، دانشمندان هسته ای کشور و هموطنان عزیزمان که جان خود را در مسیر اعتلای ایران فدا کرده و به درجه رفیعه شهادت نائل آمدند اعلام کرده و برای مجروحان و آسیب دیدگان، آرزوی سلامتی عاجل دارد.
به امید فردای روشن و ایران سرفراز
اصفهان - ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
منتشر شده در روزنامه اصفهان زیبا، 13خردادماه سال 1404
لینک مطلب در روزنامه اصفهان زیبا
در آغاز محرم 1342 شمسی (مصادف با ماه خرداد) قم به صورت پایگاه ضد رژیم درآمده و با مخالفت با لوایح ششگانه انقلاب سفید شاه، شور خاصی در آن برپا بود. در ایام عزاداری سرور شهیدان، نام حضرت امام خمینی(ره) و نظرات ایشان ورد زبان محافل و هیئتهای مذهبی بود.
در اصفهان چه گذشت؟
با اعلام خبر سخنرانی امام در روز عاشورا در قم، عدهای از شیفتگان ایشان، برای شنیدن سخنرانی به قم شتافتند. دکتر فضلالله صلواتی از شرکت اصفهانیها در این سخنرانی یاد میکند:
«ما قبلا خبر شده بودیم که حضرت امام سخنرانی خواهند داشت؛ البته در آن زمان، به ایشان حاجآقا روحالله میگفتند و یا میگفتند: آقای خمینی قرار است صحبت کند. به هر حال، ما اتوبوسهای زیادی از اصفهان برای قم، راه انداختیم. با دوستان قرار گذاشتیم که از بلندگوها، صدا را ضبط کنیم؛ چون فکر میکردیم اگر در داخل مسجد این کار را انجام بدهیم، هنگام بیرونآمدن، نوارها را از ما میگیرند؛ بهخصوص که آنوقتها هم ضبطصوتها بزرگ بود و مثل امروز نبود… بعدا همین نوارهای سخنرانی بهطور گسترده بین مردم تکثیر شد و در آگاهیبخشی به مردم بسیار اثر داشت.»
خبر تعطیلی بازار و شورش مردم تهران، به اصفهان رسیده بود و این خبر، مبارزان و فعالان را برای کشاندن مردم به صحنه و در حمایت از بازار تهران، به تکاپو انداخت. مهندس سید رضا میرمحمدصادقی در خاطرههای خود از چگونگی شروع حرکت یاد میکند:
«ابتدا علما را در خانه حاجمهدی شکوهنده جمع کردیم. یادم میآید که آیتالله اَشَنی آمد و عمامهاش را زمین زد و گفت: این چه افتضاحی است؟! چطور مرجعتقلید را گرفتند! در آن جلسه حجج اسلام مرحوم فخرالدین کلباسی و منوچهر منصورزاده و شیخ مهدی مظاهری حضور داشتند و از علمای بزرگ اصفهان، آیتالله سید حسین خادمی و آیتالله شمسآبادی و آیتالله طیب و میرسیدعلی ابطحی بودند. نتیجه جلسه، نگارش نامهای بود که به امضای آقایان رسید. نامه حاکی از دعوت مردم به تعطیلی بود.»
فضل الله صلواتی نیز در خاطرههای خود از تلاشهای روز یازدهم محرم سخن میگوید:
«در اصفهان روزهای یازدهم محرم، هیئت بنیفاطمه که دسته معتبری است، برای عزاداری به بازار اصفهان میرود؛ مخصوصا در دوران طاغوت، اشعار انقلابی و شعارهای زندهای داشتند. مرحوم مرشدزاده، مداح این هیئت بود که به او “مرشد میرزا” میگفتند. نظر ما این بود که پس از مرثیهخوانی و سینهزنی در بازار برنامهمان را اجرا کنیم و میخواستیم که بازاریها بهعنوان اعتراض، مغازهها را چند روزی تعطیل کنند؛ اما مأموران دولتی دور او را گرفته بودند و کار ما به نتیجه نرسید و بنده و دوستان تنها چند شعار به نفع امام دادیم و مختصر درگیری با مأموران داشتیم و بالاخره برنامه اعتصاب را به روزهای بعد موکول کردیم.»
متن کامل در ادامه مطلب ادامه مطلب ...
مروری بر مکاتبه دکتر فضل الله صلواتی به رئیس جمهور آمریکا و بازتاب آن
در اردیبهشتماه ۱۴۰۴، جناب آقای دکتر فضلالله صلواتی نامهای خطاب به دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، به سه زبان انگلیسی، عربی و فارسی نگاشت؛ نامهای که با انتشار گسترده، در کنار سیاستهای خردمندانه وزارت امور خارجه، به نظر میرسد تأثیری ملموس بر فضای سیاسی ایالات متحده بر جای گذاشت، چنانکه نشانههای آن در سخنان اخیر رئیسجمهور آمریکا آشکار شد. اینجانب با دقت متن این پیام را مطالعه کرده و آن را سرشار از نکاتی عمیق و تأثیرگذار در حوزههای روانشناسی، جامعهشناسی، دین و سیاست یافتم؛ نکاتی که مستقیماً جامعه آمریکا، بهویژه طیف مذهبی وابسته به آیین کاتولیک و شخص دونالد ترامپ را خطاب قرار داده بود.
در این بیانیه آمده است:
«شما که پیرو مذهب حضرت مسیح (ع) هستید، در عمل نیز باید روش محبت و صلح آن حضرت را دنبال کنید. آن پیامبر بزرگ هیچگاه طرفدار جنگ، خونریزی و بیعدالتی نبود. اکنون که با مشیت الهی از خطر سوءقصد نجات یافته و در جایگاه ریاستجمهوری قرار گرفتهاید، پروردگار فرصتی دیگر به شما عطا فرموده است. همانگونه که مدعی صلح هستید، منطقه و جهان را از آتش جنگافروزی حاکمان ظالمی که مردم بیگناه را نابود میکنند و هر روز بر نسلکشی، بیغذایی، بیآبی و کمبود دارو میافزایند، نجات دهید.»
دکتر صلواتی با درایتی ژرف، رئیسجمهور ایالات متحده را متوجه مسئولیتی خطیر در عرصههای سیاسی، اعتقادی و صلح جهانی ساخت. این نامه که از سوی شخصیتی فرهیخته و برخوردار از پیشینهای درخشان در عرصههای سیاسی، اجتماعی و علمی صادر شده بود، بازتابی گسترده و درخور توجه یافت.
تنها مدت کوتاهی پس از انتشار این پیام، شاهد تغییری غیرمنتظره در لحن دونالد ترامپ بودیم. وی در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۴ برای نخستینبار بهصراحت اعلام کرد: «من از بمباران و کشتار بیزارم و مذاکرات ایران و آمریکا را در مسیر مثبتی میبینم.»
بلافاصله پس از این اظهار نظر، به گزارش رسانهها، نمایندهای به اسرائیل اعزام شد تا این کشور بدون هماهنگی با ایالات متحده از هرگونه اقدام تحریکآمیز خودداری کند.
از این رخداد بهروشنی میتوان نتیجه گرفت که سیاستورزی هوشمندانه با در نظر گرفتن منافع ملی، و همچنین مکاتبات و بیانیههایی که با نیت خالص، واقعبینی و شناخت عمیق از مسائل انسانی و جهانی بیان میشوند، میتوانند تأثیری ماندگار و گسترده در عرصه بینالملل بر جای گذارند. همانگونه که چشمهای زلال میتواند زمینهای خشکیده را سیراب کند، پیام روشنگرانهی استاد صلواتی نیز همچون آبی پاک، طراوت و بینشی تازه به فضای خشک و سخت سیاستهای جهانی بخشید.
با احترام
دکتر احمد غضنفرپور