
+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390 ساعت 14:37 شماره پست: 28
پیام تسلیت به آیت الله صانعی - حجت الاسلام عبدالله نوری
و حجت الاسلام سراج الدین موسوی
ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ادامه مطلب ...
از خمینیشهر چه خبر؟
مندرج در نشریه: چشم انداز ایران - شماره 70 آبان و آذر 1390
فضلالله صلواتی
چو از قومی یکی بیدانشی کرد نه که را منزلت ماند نه مِه را
نمیبینی که گاوی در علفزار بیالاید همه گاوان ده را (گلستان سعدی)
خبرهای ناخوشایندی پیوسته از گوشه و کنار کشور به گوش میرسد؛ برای مردم، توریستها، خبرنگارها و نشریهها، آنسان که باید؛ امنیتی وجود ندارد. به نظر میرسد نیروی انتظامی بدانسان که با اجتماعات و مراسم برخورد میکنند، به امنیت مردم توجه کمتری دارند.صفحات حوادث روزنامهها پر است از تجاوز، قتل، آدمربایی و سرقت. اگر اداره آگاهی بخواهد آماری از جنایتها را ارائه دهد، آیا مثنوی هفتاد من کاغذ نمیشود؟
البته اینکه میگویند نباید افشا کرد، نباید آبروی کسی را برد، حرف درستی است، اما آیا از نگفتن، همهچیز و همهجا اصلاح میشود؟ آیا نباید برنامهای تنظیم کرد که دیگر دزدی، فساد، هتکحرمت و خطاهای ناموسی و فسق و فجور نباشد؟
همشهری عزیزمان آقای سردار رادان در برنامهای تلویزیونی با عصبانیت میگوید نباید تظاهرات باشد و ما با شدت برخورد میکنیم، که برخی راه بروند و فریاد برآورند که رأیمان چه شد؟ بهتر نیست که پاسخشان را بدهید که رأیتان جناب دکتر احمدینژاد است. اینکه دیگر برخورد و تندی ندارد.
کاش یک روز هم میگفتند: مردم! درِ خانهها و مغازههای خود را باز بگذارید که دیگر دزدی تمام شده است؛ دزدگیرهای اتومبیلها را باز کنید، نردههای خانهها را بردارید. تعرض و تجاوز دیگر وجود ندارد. در سایه قاطعیت نیروی انتظامی دیگر خیال همه مردم راحت باشد و همهجا امن و امان است.
در سفری که چند سال پیش به چین داشتم یکی از مقامات سفارت ایران میگفت: در شهر 20 میلیونی پکن اگر دختر 20 ساله من نصفشب از شرق پکن بخواهد به غرب آن برود خیال من از نظر امنیت او آسوده است. این سخن را یک ایرانی میگفت، نه یک چینی متعصب وطنپرست. این قضاوت یک ایرانی بود که چند سالی در چین زندگی کرده بود و دختر و پسرش در آن کشور پرجمعیت تحصیل میکردند. آیا میتوان در شهرهای ایران این ادعا را داشت؟
ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ادامه مطلب ...

مولانا و عشق
فضل الله صلواتی
لینک مطلب در سایت بوی باران- سازمان عدالت و آزادی
ضمیمه شرق سال نهم شماره۱۴۱۸ شنبه ۲۶ آذرماه سال ۱۳۹۰ صفحه ۱۶
مولانا عشق را فهمیده و آن را درک کرده بود. یک عمر با عشق زیست و با آن زندگی کرد. شمس تبریزی این عشق را مشتعل ساخت و آن را بر افروخت. عشق مولوی بالاتر از عشق به قدرت٬ مقام٬ همسر و فرزند بود. او بالا و بالاتر می اندیشید. عشق را اسطرلاب اسرار الهی به حساب می آورد. کسی که به حقیقت عشق برسد٬ از رنگ ها و ننگ ها می گذرد و به دنبال عشق های سرکش و خونی قدم بر می دارد و آن را کار قهرمانان می داند.
عشق کار نازکان نرم نیست/ عشق کار قهرمان است ای پسر
پهلوان میدان این صحنه باید با ایمان و اندیشمند و دانشور باشد تا بتواند به معشوقی والا و محبوبی لایق عشق بورزد.
ادامه مطلب را مطالعه فرمائید
هاشمیان و امویان درگفتوگو با فضلالله صلواتی

خرافات، ضدیت با ظلم را به حاشیهمیبرد
ویژه نامه و ضمیمه شرق سال نهم شماره ۱۴۱۱ پنج شنبه ۱۷ آذرماه ۱۳۹۰
ویژه (14) / میثم ستایش
فضلالله صلواتی از یاران دیرین آیتالله طالقانی است. او پیش از انقلاب در جریان مبارزات ضد سلطنتی شعر مذهبی میسرود و چندی است که حوزه کاری و فکری خود را بر پژوهشهای دینی و مذهبی و بهویژه بررسی زوایای رخداد عاشورا اختصاص داده است. اما مهمترین و اصلیترین تحقیق ایشان اثری است به نام سیاهکاریهای امویه که در چندین شماره تنظیم شده و در مجله چشمانداز ایران به چاپ رسیدهاند. در این پژوهشها او به این نکته مهم رسیده که بنیامیه اسلام را پذیرفت تا از طریق آن به اسلام ضربه وارد کند و برای نیل به این هدف به خدعهگریها و سیاهکاریهای زیادی تن دادند و در نهایت توانستند با عنوان خلیفه خدا روی زمین مردم آن زمان را فریب دهند و مقاصد و منافع خود که همانا احراز مجدد قدرت بود، برسند.
ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ادامه مطلب ...