خانواده کتاب اصفهان
در
«زنده باد کتاب»
متن خبر در روزنامه اصفهان زیبا
به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی، کتابداران و کتابخوانان کتابخانههای اصفهان گرد هم آمدند تا در برنامه «زنده باد کتاب» خانواده کتاب اصفهان هم شاهد رونمایی از پرچم و سرود کتاب باشند و هم در پاسبانی فرهنگ شهر سوگند یاد کنند.فضلاله صلواتی، از موسسان کتابخانههای عمومیاصفهان، کتابخوانی و دوستی با کتاب را تنها راه ساختن آینده برشمرد: «دوستی جوانان با کتاب تنها راه ساختن آینده است. درس و مدرسه همیشه هست، اما آنچه باید مورد توجه باشد خردمندی است. بسیارند کسانی که مدارک دانشگاهی و علم و دانش را کسب کردند اما از خرد و انسانیت، آگاهی و مردم دوستی به دورند، چرا که بزرگان ادبیات ایران را نمیشناسند. سعدی را نمیشناسند که حاضر نیست به یک مورچه هم آسیب برساند، چه برسد به اینکه بخواهد انسانی را زندانی کند یا از میان ببرد. کسانی که شاید اشعاری را که میگوید "از محبت خارها گل میشود، از محبت دیو حوری میشود" نخوانده و نشنیدهاند. کسانی که نمیدانند خدمت و عشق به مردم از خدمت به خدا بالاتر است. خدا که درد اجارهخانه و هزینههای زندگی را ندارد.»صلواتی معتقد است که بالا بردن فرهنگ و تفکر جامعه هم نوعی خدمت به مردم محسوب میشود:«اگر کشورهایی عقبمانده شدند، به این دلیل بوده که مدیران خردمند و پایداری در مدیریت نداشتند.»به گفته او، ارشاد و شهرداری کارمندان زیادی دارند، اما پرچم فرهنگ روی دوش کتابداران است:«کتابدارانی که اگر خردمند نباشند مثل کسانی هستند که اهل دیناند و اگر گناه کنند دوبرابر عذاب در اعمالشان نوشته میشود.»فضل اله صلواتی سپس به پیشینه تاسیس کتابخانههای عمومی شهرداری اصفهان اشاره میکند و ادامه میدهد:«سال 1353 سرهنگ رضانیا شهردار اصفهان بود. در آن دوره کتابخانهای در جایی که امروز بخش مالی شهرداری است وجود داشت، با کتابداری به نام حبیبآبادی که کتابهای متعددی نوشته بود؛ اما سرهنگ رضانیا گفته بود که وظیفه شهرداری نظافت شهر است و کتابخانهها باید زیر نظر سازمان فرهنگ و هنر فعالیت کنند. او تصمیم گرفت که کتابخانه را جمع کند. از جمله کتابهایی که در آن کتابخانه موجود بود، کتابهای خطی و نفیس متعلق به صارم الدوله بود که امروز در کتابخانه ابن مسکویه نگهداری میشود. دو سال پس از انقلاب ملک مدنی به شهرداری اصفهان آمد و گفت میخواهم اعتبار و شخصیتی به شهرداری بدهم که به جای رُفتگر، دانشجو تربیت کند. پس اتاق کوچکی را در شهرداری در اختیار من قرار داد که با کتابهای مرحوم وثیق که فرزندانش اهدا کرده بودند پر شد. سال 61 کم کم کتابخانههای دیگر هم راه افتادند و کتابداران و کارمندان عاشق کتاب، یکی یکی به 45 کتابخانه عمومیشهرداری وارد شدند. کتابدارانی که برخی هنوز هم پس از 30 سال کتابخانهها را همراهی میکنند.»به گفته صلواتی، در آن دوره شهرداری بودجه زیادی در دست داشته و کتابهای زیادی خریداری میکرده است: «من آن دوره مسئول کتابخانههای عمومیبودم. بهقدری کتاب خریداری شده بود که به مدارس، حوزههای علمیه و شهرستانهای دیگر هم فرستاده میشد. ما البته درباره کتابها نظر نمیدادیم تا کتابخوانها خودشان انتخاب کنند. از سویی به کتابدارها هم امکانات رفاهی تخصیص یافت اما دوباره در سال 1382 دوره بعد با این تفکر که برخی مدیران و کارمندان بخشهای دیگر شهرداری سوء استفاده کردهاند، به کتابخانههای شهرداری کم توجهی شد و آنها را به ارشاد واگذار کنند که این اقدام انجام نشد.
عباس روحانی، معاون فرهنگی هنری شهرداری اصفهان نیز معتقد است که ایران دهههای اخیر دم از توسعه میزند و اهالی فرهنگ و ادب هم این دغدغه را دنبال میکنند، اما نباید فراموش کرد که برای کشور توسعهیافته باید آدمهای توسعه یافته هم داشته باشیم. او میگوید:«امیدواریم کسانی مثل خودم که مسئولیتی دارند به توسعه زیرساختهای ادب، فرهنگ و کتاب و کتابخوانی کمک کنند. چرا که "بزرگی سراسر به گفتار نیست/ دوصد گفته چون نیم کردار نیست".» مهدی مزروعی، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر اصفهان هم باور دارد که دوره شعاردادن و سفارشکردن درباره کتابخوانی گذشته و چه بهتر که امروز افراد کتابخوان کتابهایی را که خودشان مطالعه کردند، به دیگران معرفی کنند. او میگوید:«مشخصات انسان مدرن این است که با نصیحت و پرداختن به کلیات به سمت چیزی نمیرود، بلکه باید برای او از منفعتی که حاصل میشود گفت. پس برای علاقهمند کردن افراد به کتاب باید رویکرد و سبک را تغییر داد.» او سپس کتابی از آرتورشوپنهاور به نام«در باب هنر خوشبختی» را به حاضران معرفی و بخشهایی از آن را میخواند. مزروعی اعتقاد دارد که مفاخر و بزرگان ما هم در پرداختن به فلسفه زندگی کمتر از اروپاییان نبوده و نیستند:«اروپاییهایی نظریاتشان را در بسته بندیهای شیک و بهروز و درست شبیه جعبه ابزاری که در هر موقعیت از زندگی به درد افراد میخورد، دسته بندی و ارائه میکنند.»در پایان این مراسم، از نماد و پرچم کتاب با طرحی از غلامرضا نصر اصفهانی و سرود کتاب با شعری از پرسنل کتابخانهها، آهنگسازی حمیدرضا معینی و اجرای گروه موسیقی نگارین رونمایی و از کتابداران و کتابخوانان نمونه اصفهان تجلیل شد.
چرا رئیس جمهور؟
«خشونت و آدم کشی از طرف هر کس و هر گروه باشد محکوم است»

اندوهگین شدم، هنگامی که چهره خندان جناب دکتر روحانی رئیس جمهور را در تلویزیون دیدم که میفرماید: از جریان گران شدن بنزین اطلاعی نداشته و از رادیو شنیده است! ما گمان میکردیم طبق قانون اساسی همه کاره مجلس است و در رأس امور است و تنها مجری مقتدر کشور، رئیس جمهور و هیأت دولت است، اکنون متوجه شدیم دولت از کارهائی که در کشور میشود چندان خبر ندارد، دیگران باید برای او تصمیم بگیرند و بعد برای خاموش کردن اعتراضها، سبد غذائی پیشنهاد میکند تا به عنوان صدقه به بخشی از 60میلیون نیازمند کشور بدهد، فکر کردند فقط گرسنگان اعتراض دارند، که با خشونت با آنها برخورد شده، و پاسخ خشونت، خشونت بوده است.
رئیس جمهور پدر معنوی هر ملتی است، باید سر تا پا رنج باشد که عدهای از فرزندانش کشته شده یا به زندان افتادهاند، به خانواده و مادران آنها تسلیت بگوید، کدامیک مسلّح و با خدا و پیغمبر در حال محاربه بودهاند؟ که پیری ناآگاه قرآن را تفسیر به رأی میکند و کشته شدن عدهای از جوانان را مجاز دانست و آیتی خواند که درباره افرادی است که با خدا و رسولش سرجنگ و محاربه داشتند، اینها که کشته شدند، به تورم و گرانی و سه برابر شدن قیمت بنزین اعتراض داشتند، در قرآن است: «لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ»(نساء148) خداوند فریاد خشونتبار را تحمّل نمیکند، مگر از سوی کسی که به او ستم شده باشد، الحمدالله سران کشور ما همه قرآن شناس و آشنا به تفسیر هستند، پاسخ بیکاران، بینوایان و رنج دیدگان چیست؟ با گرانی، فقر و نداری و عدم توان ازدواج و گرانی مسکن و ارزاق باید چه کنند؟
آیا پدر معنوی باید بزند و بکوبد و لبخند بزند و صدقه بدهد، فقط برای هزینه یک یا دو شب؟ آیا مردمی که امیدوار به وعدهها و تحصیلات و آگاهی جناب روحانی بودند، پاسخشان همین است؟ مگر با نمایش تعزیرات و پروندهسازی برای چند کاسب یا رانندۀ تاکسی، جامعه اصلاح میشود؟ بعضی فکر میکنند که ملت آگاه ایران که انقلابهائی را به ثمر رساندند و به دست عدهای کمتوان دادند، کودک و یا عقب ماندۀ ذهنی هستند که با یک وعده غذا از دولت راضی شوند!؟
خشونت و آدم کشی از طرف هر کس و هر گروه محکوم است، دولت باید عذرخواهی کند، باید خسارتهائی را که معلوم نیست چه کسانی انجام دادهاند جبران نماید، قیمت بنزین را مدیریت و تعدیل کند، برای ادارۀ کشور و رفع بیکاری برنامه داشته باشد.
آنها که مرتکب قتل یا ضرب و جرح شدهاند باید به مجازات برسند، اینکه هر کسی به اصطلاح توپ را در زمین دیگری بیندازد، برای مردم پذیرفتنی نیست، ما نظام قدرتمندی را طالبیم که ابتدا سعادت ملت ایران را تأمین کند (چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است) کارها باید به دست کاردانها داده شود، نظارت استصوابی نباشد، اگر در جایی مافیائی شکل گرفته، از هم پاشیده شود.
مدیران هر قسمت باید مسؤل کارگزاران و زیردستان خود باشند، نه دیگر نهادها، همه باید در برابر ملت پاسخگو باشند، قانون اساسی باید مورد تجدیدنظر و اصلاح قرار گیرد، دستهای دزدان و اختلاسگران باید از بیتالمال مردم بریده شود، همۀ مقامات و مردم خود را موظف به اطاعت و عمل به قانون اساسی بدانند، حقگوئی و حقجوئی و اعتراض طبق قانون آزاد باشد، در کشور زندانی سیاسی و امنیتی نباشد.
به خانوادههای درگذشتگان حوادث اخیر تسلیت گفته و دلجوئی شود و من کوچکترین شهروند، برای همه خانوادۀ قربانیان از هر جناح، آرزوی صبر و اجر دارد و از مقامات حکومتی درخواست رأفت و رحمت و آزادی دستگیرشدگان را خواستار است.
اصفهان- فضل الله صلواتی – آذرماه 1398
کانال #دکتر_فضل_الله_صلواتی نویسنده ،روزنامه نگار،استاد دانشگاه ، فعال سیاسی https://t.me/FazlollahSalavati
درگذشت مرحوم «محمدصادق جعفری»
از اساتید پیشکسوت تفسیر قرآن کریم در مشهد
عمو زاده عزیز زنده یاد
محمدصادق جعفری یگانه
مدرس و پیشکسوت قرآن کریم، ناگهان تنهایمان گذاشت و به پیشگاه حضرت دوست پرواز کرد.
آن زنده یاد از سال ۱۳۵۴ کار تدریس قرآن را در مشهد آغاز کرد و تا حیاتش شاگردان بسیاری را در عرصه قرآن کریم، آموزش و پرورش داد. از جمله شاگردانی که می توان نام برد محمدجواد فروغی است که در مجامع داخلی و خارجی بسیار خوش درخشید و برای کشور افتخارآفرین بود .
این ضایعه را به خانواده و فامیل معظم جعفری و شاگردان آن عزیز تسلیت گفته و از خدای بزرگ برای بازماندگان آن مرحوم صبر جلیل خواستار است .
روحش شاد و یادش گرامی باد.
خاندان صلواتی
خبر در خبرگزاری بین المللی قرآن
تصاویر عیادت جامعه قرآنی مشهد از مرحوم
تسلیت مدیر شبکه قرآن و معارف سیما
پیام تسلیت رئیس سازمان دارالقرآن
روانشاد معلم و خادم قرآن که میهمان بارگاه نورانی قرآن و دانشمند رحیل علامه محمدتقی جعفری (رحمه الله علیه) و همچنین، برادر شهید والامقام خود میباشد، امیدوارم مصداق بارز کلام بلند پیامبر اکرم(ص) به امیرالمؤمنین علی(ع) باشد که فرمود: «یا عَلِی! تَعَلَّمَ الْقُرآنَ وَ عَلَّمْهُ الناسَ ! فَاِنْ مِتَّ حَجَّتِ الْمَلا ئِکَهُ اِلی قَبْرِکَ کَما تَحُجُّ النّاسُ اِلی بَیْتِ اللهِ الْعَتیقِ!»
سلام بر آن خادم با اخلاص قرآن
روزی که دیده به جهان گشود و اکنون که به لقاءالله پیوست و آن روز که در
پیشگاه خداوند متعال، از شفاعت قرآن کریم بهرهمند خواهد شد.
یادآور میشود، محمدصادق جعفرییگانه، مدرس و پیشکسوت قرآن کریم که
برادرزاده علامه جعفری، شخصیت برجسته جهان اسلام، متولد شهر مقدس مشهد در
سال ۱۳۳۳ است.
استاد جعفری که در این سالها، شاگردان و همچنین معلمان قرآن بسیاری را در این عرصه تربیت کرده است، کتابهایی چون «راهنمای آموزش پیشنیاز علم تجوید» و «علم قرائت قرآن» را در دوران حیات خود تألیف کرد.
از افتخارات قرآنی این استاد پیشکسوت : کسب رتبه اول مسابقات قرآن در سال ۱۳۴۵ در مدارس مرحوم عابدزاده و رتبه اول حفظ پنج جزء قرآن در سال ۱۳۴۴، وی از حدود سال ۱۳۵۴ کار تدریس قرآن را در مشهد آغاز کرد و همچنین بعد از انقلاب و حدود سال ۱۳۶۳ نیز تلاش در این عرصه را بهصورت جدیتر ادامه داده است.
وی در دوازدهمین مراسم ملی تکریم چهرههای قرآنی که طی بهمنماه سال ۱۳۹۶ برگزار شد، در بخش اساتید قرائت قرآن کریم مورد تجلیل قرار گرفت
مرحوم محمد صادق جعفری، روز دوشنبه، ۱۱ آذرماه، در ۶۵ سالگی در مشهد دار فانی را وداع گفت و پیکرش در شاندیز به خاک سپرده شد.
مرحوم آقای محمد جعفر جعفری برادر بزرگ علامه محمدتقی جعفری، در سال 1300
شمسی در تبریز زاده شد.او پس از تحصیلات ابتدایی تا کلاس پنجم، به اتفاق
برادرش محمدتقی به منظور تحصیل علوم دینی وارد حوزه علمیه طالبیه تبریز شد.
یه علت وضعیت نابسامان اقتصادی و معیشتی پدرشان ـ یعنی مرحوم کریم جعفری ـ
این دو برادر پس از پایان دروس در هر روز، بعدازظهرها به کار اشتغال
داشتند. پس از عزیمت محمدتقی برای ادامه تحصیلات حوزوی به تهران و قم و
نجف، محمد جعفر علاوه بر تحصیلات در حوزه طالبیه، همچنان برای کمک معیشتی
پدرش به کار اشتغال داشت. وی سطوح دروس حوزوی را طی کرد و پس از مدتی جزو
مدرسین ادبیات عرب به شمار می رفت. در دهه 1320 بنا به تصمیم پدرشان برای
مهاجرت به مشهد مقدس، محمد جعفر به همراه 2 برادر و سه خواهرش عازم مشهد
شد. در محل اسکان آنها در خیابان شیرازی (بالا خیابان) در نزدیکی حرم،
مدرسه علمیه ملا هاشم قرار داشت که محمد جعفر همزمان با اشتغال به کار، در
آن مدرسه به ادامه تحصیل و فراگیری فقه پرداخت. وی سالها در مشهد مقدس
سکونت داشت و در تمام آن سالها لحظه ای از برپایی جلسات تدریس و تفسیر قرآن
و ادبیات عرب غافل نبود. افرادی بسیاری در مشهد مقدس طی سالهای دهه 1330،
1340، 1350، 1360 و اواسط 1370 از خرمن علوم قرآنی و دینی ایشان خوشه چینی
کردند و بهره های فراوان بردند. محمد جعفر جعفری سرانجام در آذرماه سال
1377 در ایام چهلمین روز درگذشت برادرش علامه جعفری، ندای حق را لبیک و به
دیار ابدیت شتافت.
پاسخهای استاد فضلالله صلواتی؛ نماینده مردم اصفهان در دوره اول مجلس شورای اسلامی و فرماندار اسبق اصفهان
1 چرا انتخابات و به طور خاص چرا انتخابات مجلس؟
در جوامع دموکراسی و مردمسالاری، برای اینکه مردم در حاکمیت شرکت داشته باشند، نمایندهای را از میان خود برای قانونگذاری و ارائه پیشنهادات و نظرات خود انتخاب میکنند تا زبان گویای آنها باشند، از طرف مردم دولت و وزیر انتخاب کنند و با آگاهیهائی که دارند و با مشکلات جامعه آشنا هستند، برای رفع هر مشکلی اقدام کنند. همۀ مردم که نمیتوانند با تظاهرات و اظهارنظر، طومار و تجمعِ هر روزی خواستهها و اعتراضات خود را ابراز کنند، این نماینده یا نمایندگان آنها هستند که خواستههای مردم را فریاد میکنند و با دیگر نمایندگان راهحلی پیدا میکنند. مجلس بنا به فرمایش حضرت امام خمینی در رأس امور است و همۀ کارها به دست مجلس و منتخبان مردم است.
2- چه کَس (ایدهآلهای مورد نظر برای انتخاب نماینده مجلس)؟
مردمی که انقلاب کردهاند، آن اندازه شعور اجتماعی و سیاسی دارند که تشخیص دهند چه شخصیتی لیاقت دارد که زبان گویای مردم باشد.
برخی این میان پیدا میشوند که میخواهند قیّم و بزرگتر و ولیّ جامعه باشند، با زبان حال و قال اعلام کنند که مردم لیاقت انتخاب ندارند! هنوز نمیفهمند، مسائل را درک نمیکنند، ما هستیم که باید دستورشان دهیم، راهنمائیشان کنیم، بگوئیم چه کسی را برای نماینده صنف صنعتگر، هنرمند، روحانی، سیاستمدار و کارشناس امور اجتماعی به شما معرفی کنیم، این دیگر نقض غرض میشود، برگزیدهها نماینده نهاد و گروه خاصی میگردند، دیگر مردم جائی نخواهند داشت، مردم تنها ابزاری هستند که رأی میدهند و نمایش دموکراسی در میآورند، دیگر ارادۀ خلق و تودههای مردم و آراء عمومی مطرح نیست، مردم اختیار دارند به آن افرادی که فلان نهاد مشخص کرده رأی بدهند، نه به هر آن کس که میخواهند و توان دفاع از حقوق مردم را دارد، حاکمیت بر کشور همان چند نفری هستند که نامزدهای نمایندگی را خوب و بد میکنند، بر اساس سلیقهها و گذشتههای سیاسی هر کسی و موضعگیریهای پیشین، ردصلاحیت میکنند، این روش هدف انقلابیون و مردمی که انقلاب را شکل دادند نبود! حضرت امام به عنوان رهبر انقلاب چنین شیوهای را مطرح نکردند، در دورههای اول تا چهارم چنین تفکری حاکم نبود، برخی که قصد داشتند حاکمیت را از دست ندهند، بدعتی در قانون اساسی ایجاد کردند و شورای نگهبان که دور از کارهای اجرائی بود و وظیفۀ خاصی داشت، آن را به میدان اجرا کشاندند و تشکیلات وسیعی ایجاد کرد که نامزدها باید از نظر ما و به سلیقۀ ما احراز صلاحیت شوند! در جائی از دنیا دیده نشده که قیّمهائی برای افراد ملت درنظر گیرند و آنها را مهجور و عقبمانده و بیخرد و بیسرپرست بدانند و بخواهند برای آنها تکالیفی در نظر گیرند و خود را انسان برتر بدانند و جامعه را انسانهای فروتر؛ و این اهانت به هر ملت و هر مردمی است، مگر قانون اساسی تکلیفها را مشخص نکرده است؟ هر کسی باید مطابق قانون عمل کند، حاشیهها و تبصرهها و زیرنویسها دیگر برای چیست، آیا همه برای به دست گرفتن قدرت و حاکمیت و اجرای ارادههای خاصی نیست؟
3- که چه (با انتخاب یک نماینده چه #تغییرات و اتفاقاتی قرار است حادث شود)؟
مردم برای تعیین سرنوشت خودشان واجب است رأی بدهند، نماینده و رئیسجمهور منتخب خود را تعیین کنند، اگر نظام انتخاباتی همانند مشروطه است که دیگر قیودی نباید داشته باشد، افراد را نگه دارند تا کسی را که میخواهند با هر مقدار رأی به مجلس بفرستند، تا منویات و خواستهای آنها را عملی سازد، نام این مشروطه و آزادی و دموکراسی نیست. انقلاب مردم ایران برای آن بود که قیّمی به نام شاه و دربار و شاهزادگان نمیخواستند، شایسته است به سخنرانیهای حضرت امام در سالهای ۴۱ و ۴۲ و ۴۳ مراجعه شود و در سالهای ۵۶ و ۵۷ مردم چه میخواستند و چه شعارهائی میدادند، اول آن آزادی برای اندیشه و تفکر و انتخاب بود، از آراء مردم باید سخت حفاظت شود، مردم باید به دولت و مجریان انتخابات اعتماد کامل داشته باشند، در جامعۀ اسلامی هرگز دروغ و فریب و ریا و خودمحوری نباید باشد، کسی نباید برای شوراها، مجلس، ریاستجمهوری و خبرگان اعمال نفوذ و مهندسی کند، آقا بالاسر باشد، وکیل و وصی باشد! در این صورت مردم باید در سرنوشت ملت و مملکت دخالت کنند، کشور را از خود بدانند و برای اعتلای جامعۀ اسلامی کوشش نمایند.
مردم که نمیخواهند عقب مانده و بیتفاوت و بیعقیده نسبت به حقوق خود باشند، از نظر دین و وجدان و وطندوستی همۀ آحاد ملت باید کشورشان را اداره کنند، برای آیندگان باید سربلندی و افتخار را به ارمغان بگذارند و این در شرایطی امکانپذیر میشود که انتخابات صحیح انجام گردد، مردم از انتخابات و از شمارش آراء و از مجریان امر راضی باشند. امید که همواره چنین شرایطی برای مردم ایران فراهم گردد. آمین
عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات استان اصفهان گفت: تنها نیروهای امنیتی هستند که می توانند مردم را آرام کنند، آن هم از راه مدارا و نه با خشونت. صدور هرگونه پیامی از سوی نمایندگان و مسئولان خشم مردم را بیشتر خواهد کرد.
فضل الله صلواتی در مورد طرح اجرا شده برای بنزین و نحوه برخورد مردم با آن به خبرنگار ایمنا گفت: اعتراض حق مردم است اما خشونت نه. مردم با خشونت و تخریب اموال خصوصی و عمومی و ضرر به بیت المال مخالف هستند؛ اما گران کردن بنزین به صورت ناگهانی و بدون مصوبه مجلس کار صحیحی نبود.
وی در پاسخ به این سوال که نمایندگان از چه طریقی می توانند فشارهای اقتصادی این طرح را برای مردم کمتر کنند و آرامش را به جامعه بازگردانند؟ گفت: هیچ کاری از دست کسی ساخته نیست. تنها نیروهای امنیتی هستند که می توانند مردم را آرام کنند آن هم از راه مدارا و نه با خشونت. صدور هرگونه پیامی از سوی نمایندگان و مسئولان خشم مردم را بیشتر خواهد کرد.
عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات استان اصفهان ادامه داد: فضای گرانی و بیکاری بر روی دوش مردم سنگینی می کند و امروز هم گرانی بنزین جوانان را عصبانی کرده است. دولت می خواهد با بسته های حمایتی به مردم کمک کند اما این راهکار خوب و مفیدی برای این روزها نیست. اگر در حال حاضر از افزایش قیمت بنزین به این میزان صرف نظر کنند و همان نرخ ۱۵۰۰ تومانی را در نظر بگیرند و باقی آن را به صورت پلکانی افزایش دهند موفق تر خواهند بود.
صلواتی با اشاره به اینکه در اوایل انقلاب شهید رجایی هم دست به گران کردن بنزین زد، گفت: در آن زمان همه مردم هوادار شهید رجایی بودند و روحیه ای انقلابی داشتند اما امروز اختلافات و فاصله ها زیاد شده است و باید رهبران و مسئولان کشور این وضعیت را با کمک افراد شایسته و با تجربه مدیریت کنند.