« ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد »
از روز 25 آبان تا امروز، هر روزی خبری
ناخوشایند و رنجآور به گوش میرسد، خبر از مرگ انسانهائی که از رنج نداری و فقر
و بیکاری، فریاد بر آوردند، مشتها را گره کرده و از گرانی ارزاق و نیازهای همگانی
نالیدند، به گران شدن بنزین اعتراض داشتند که عامل تورّم و گرانی وحشتناک در همه
عرصه های زندگی میشود، (که تأثیرات آن زود نمایان شد)، آیا باید به خاطر
اعتراضشان کشته شوند؟ آنها که عیششان مدام و زندگیشان به کام است، چگونه میتوانند
درد فقر و نداری را لمس کنند و بدانند که هشتاد درصد مردم چه میکشند؟
چرا باید در تشییع جنازۀ شهیدی سرافراز سردار سپهبد سلیمانی، نزدیک به 100نفر از مردم پرشور و با ایمان کرمان، زیر دست و پا از بین بروند، آیا مسؤلان شهر، جمعیت اهواز، مشهد و تهران را ندیده بودند که نتوانستند برای خاکسپاری سردار شهید برنامهریزی، و هماهنگی کنند که آسیبی به کسی نرسد؟ چهل سال از انقلاب گذشته، هزاران شهید تشییع شدهاند ولی غفلت مسؤلان سرجای خود باقی مانده است، پاسخ عشق و ارادت، آیا مرگ است؟
جوانان هموطن که برای دیدار اقوام و ازدواج با دختران ایرانی آمده بودند و با شور و عشق و امید به طرف محل درس و یا زندگیشان میرفتند، آیا با خطائی و یا غفلت و بیتوجهی و عدم آگاهی، هواپیمایشان مورد اصابت موشک قرار گرفته و سرنگون شود و 176 انسان امیدوار و جوانان نخبه یکباره ذغال شوند؟ آیا ما خود را میبخشیم!؟ اینکه بگوئیم: کاش من هم با آنها بودم یا کشته میشدم، کافی است؟ من و شما باید وظیفهمان را انجام دهیم، با مردن ما که مسافران هواپیما زنده نمیشوند.
در سیلهای مداوم، زلزلهها، سقوط اتوبوس به دره، تصادفات بسیار در سطح کشور و... و بحرانهای دیگر، که از پیش برای آن فکری نشده، در اثر بیکفایتی و بیلیاقتی امثال ما نیست!؟
آب بسیار و فوقالعاده خوزستان که تا کرمان و فارس و یزد را میتواند سیراب کند، بازهم باید قربانی بگیرد و ویرانی به بار آورد؟ و بعضیها برای رأی آوردن، علیه مردم شعار دهند که آب خوزستان نبایستی در هیچ استانی جاری شود و عمدۀ آن به خلیج فارس سرازیر شود، سادهاندیشان هم این شعارها را باور میکنند.
آیا این عدم مدیریت بحرانهای طبیعی و غیرطبیعی از عدم تخصص و نبودن آگاهی و بیبرنامگی ما و گوشههائی از عذاب الهی نیست؟ آیا اینها هم خطاها و توطئههای آمریکایی، صهیونیستی و تروریستی و آدمکشی است؟
آیا نمیتوانیم با نرمش در برخی موارد بین دولت و ملت تفاهم برقرار کنیم؟ مردم که صداقت خود را در تشییع جنازۀ سردار با اخلاص وطن، نشان دادند، آیا حکومت هم میتوانست با تأیید صلاحیتهای وسیع برای مجلس قدمی به سود این ملت بردارد؟
چگونه بیشتر شایستگان را، حتی آنها که سالها در مجلس بودهاند، ردّصلاحیت میکنند، صلاحیت خود آنها را چه کسی تأیید میکند؟ سؤال اینجاست که با این رد صلاحیتهای گسترده که در هر دوره اتفاق میافتد آیا کسی انتظار مدیریت صحیح در امور کشور و بحرانها را دارد؟ لااقل آنها که دور و اطراف افراد مسن و ریش سفید شورای نگهبان هستند، بهتر نبود در این شرایط زمانی دستی پیشرو میگرفتند و به خاطر این همه مصیبت و کشتههایی که ملت در ماه اخیر داده، به خاطر خطای دستاندرکاران، اعلام میکردند که افراد را به خاطر موضعگیریهای سیاسی و فکری، ردّصلاحیت نکردهاند، برای آنها جناح و گروه و راست و چپ و میانهرو فرقی نمیکند.
در شرایطی که انتخابات دو مرحلهای شده، کاش نمکی بر زخم دل بازماندگانِ درگذشتگان نمیپاشیدند، و لااقل پاداشی به تشییعکنندگان شهدا داده و در انسجام و اتحاد ملی میکوشیدند!
نظارت استصوابی سنگی است که جلوی پای آزادی و دموکراسی و مردمسالاری انداخته شده است، آقایان افرادی را تعیین میکنند که مردم به آنها رأی بدهند و آیا این اهانت به ملت بزرگ و باشخصیت ایران نیست؟ و هر دوره کرسیهای مردم سالاری را از شایستگان تهی میکنند و آیا این اعمال مردم را برای شرکت در انتخابات تشویق میکند؟ و همگان را برای تعیین سرنوشت جامعه به پای صندوقهای رأی میکشاند؟ آیا شور و نشاط به فضای انتخابات میبخشد!؟
«... وَاعْتَبِرُوا بِما قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَکُمْ قَدْ تَزایَلَتْ اَوْصالُهُمْ وَ زالَتْ اَبْصارُهُمْ وَ اَسْماعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزَّهُمْ وَانْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعیمُهُمْ فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ لأَوْلادِ فَقْدَها وَ بِصُحْبَةِ الاَْزْواجِ مُفارَقَتَها لا یَتَفاخَرُونَ وَ لا یَتَناسَلُونَ؛(خطبه161نهج البلاغه) [ای بندگان خدا!]... از آنچه بر گذشتگان شما رفت، عبرت بگیرید که چگونه بندهای بدن ایشان از هم جدا و چشمها و گوشهایشان زایل شد، و شرافت و شکوهشان از بین رفت و شادیها و خوشگذرانیهایشان از آنها جدا شد، نزدیکی فرزندان به دوری، و همنشینی با همسران به جدایی بدل شد. دیگر نه به هم می نازند و نه فرزندانی می آورند.»
برای درگذشتگان از هر گروه و هر طایفه، آرزوی رحمت و مغفرت داردو برای خانوادههای داغدار آن شهیدان مظلوم، آرزوی صبر و اجر و سلامت دارد؟ و به همه تسلیت میگوید و سرسلامتی میدهد.
رحمت الله علیهم اجمعین
اصفهان- فضل الله صلواتی – 23 دیماه 1398
« پیام تسلیت فضل الله صلواتی به مناسبت شهادت سردارقاسم سلیمانی »
------------------------------
بسم رب الشهدا و صالحین
شهادت سردار بزرگ اسلام حاج قاسم سلیمانی و همراهانش را به پیشگاه مبارک امام زمان(عج)، رهبر معظم انقلاب، رزمندگان اسلام و بازماندگان آن شهید والامقام تبریک و تسلیت گفته و امید است که مقاومت و پایداری آن عزیز از دست رفته سرمشق و اسوه ی مجاهدان راه حق باشد.
و همگان صدها قاسم سلیمانی دیگر در برابر معاندان و دشمنان اسلام و ایران عزیز باشند .
خداوند اورا غریق رحمت بی منتهای خویش بفرماید .
فضل الله صلواتی
اصفهان- 13دیماه 1398

آیین گرامیداشت فضل الله صلواتی
در اصفهان برگزاری می شود
لینک خبر در روزنامه اصفهان زیبا
با نزدیک شدن به چهلویکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در نظر دارد از چهرههای پیشگام انقلاب تقدیر به عمل آورد.
رئیس جبهه اصلاحات اصفهان در گفتوگو با «اصفهان زیبا» دراین رابطه میگوید: مردم اصفهان در سالهای قبل از سرنگونی رژیم پهلوی و حتی بعد از به ثمر نشستن مبارزات و پیروزی انقلاب گامهای مهم و موثری برداشتهاند که برای همیشه در تاریخ به یادگار مانده است. به همین دلیل شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در نظر دارد هر سال از یک چهره شاخص اصلاحطلب و پیشگام انقلاب تقدیر بهعمل آورد. نکویی میافزاید: فضل الله صلواتی اولین چهره شاخصی خواهد بود که در بهمن ماه تقدیر خواهد شد. او لزوم آشنایی نسل جوان با پیشگامان انقلاب را امری ضروری میداند و تاکید میکند: جوانان باید چهرههای برجستهای همانند فضلالله صلواتی که تمام عمر و جوانی خود را به پای انقلاب و آرمانهای والای آن گذاشته اند بشناسند و به درک درستی از مبارزات آگاهانه برسند.
رئیس جبهه اصلاحات اصفهان میافزاید: اگر انقلاب اسلامیبه پیروزی رسید به دلیل مجاهدت جوانانی بود که در آن زمان با وجود تمام شکنجهها و فشارهایی که از سوی رژیم پهلوی به آنان وارد میشد، دست از هدف نکشیدند و در راه مبارزه لحظهای توقف نکردند . بعد از گذشت 41 سال تقدیر و نکو داشتن این مجاهدتها میتواند برای نسل جوان چراغ راه آینده باشد. این مراسم همزمان با دهه فجر انقلاب اسلامیدر تاریخ 10 بهمن و با حضور پیشگامان انقلاب برگزار خواهد شد.
فضل الله صلواتی از چهرههای شاخص پیشگام انقلاب، نویسنده، پژوهشگر و از نیروهای ملیمذهبی و زندانی سیاسی دوران پهلوی ، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی است. صلواتی در سالهای منتهی به انقلاب اسلامیبه جرم فعالیتهای سیاسی توسط ساواک دستگیر، زندانی و پس از آن، چهار سال به یزد تبعید شد. از شاگردان او در دوره مبارزه میتوان به مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف اشاره کرد.
صلواتی در دوران تبعید نیز دست از مبارزه نکشید و از مشاوران آیت الله صدوقی بود. او از سال ۱۳۶۶ هفته نامهای به نام نوید اصفهان را منتشر میکرد که در سال ۱۳۷۷ توقیف شد.
نشست تجربه شهر در اصفهان

متن خبر در روزنامه نصف جهان - محکمه ملک مدنی
مشاهده تصاویر در خبرگزاری ایمنا
اولین نشست از سلسله نشستهای «تجربه شهر» با موضوع «تجارب مدیریتی شهرداران دهه شصت شهرداری اصفهان» با حضور گسترده شهرداران و مدیران شهری ادوار گذشته شهرداری، شهردار، رئیس و اعضای شورای اسلامی اصفهان، رؤسای مناطق شهرداری اصفهان، اصفهانشناسان، پیشکسوتان شهرداری و... صبح ۲۱ آذرماه
در تالار اجتماعات کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد و به محض ورود محمدحسن ملک مدنی شهردار اصفهان در سالهای 62 تا 69، همه حاضران ایستاده برای او کف زدند و از او استقبال کردند.
فضلا... صلواتی که خود در دوره شهردار بودن ملک مدنی فرماندار اصفهان بود هم از همه شهردارانی که به اصفهان خدمت کردند قدردانی کرد و به بیان خاطراتی از دوران شهردار بودن ملک مدنی پرداخت و گفت: برای ساختن همین کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان تلاش زیادی انجام شد.
وی افزود: ملک مدنی همشهری ما و جزو ما اصفهانیهاست و شهرداری اصفهان میتواند کلید شهر را به او بدهدد.
از اقدامات ملک مدنی می توان، ایجاد محیط پرنشاط برای مردم، ورود به خدمات اجتماعی و فرهنگی در شهرداری که تا آن زمان در شهرداری ها نبود و پایهگذاری تغییر و تحول در زندگی مردم و... بخشی از فعالیتهای این شهردار دهه شصتی بود که در سطح کشور نیز تسری یافت و شهرداریها خود را به عنوان یک نهاد فرهنگی و اجتماعی، خدماتی و عمرانی معرفی کردند و به طور جدی این امر دنبال شد.
ساخت کتابخانههای ابن مسکویه و راغب اصفهانی، شهربازی آبشار و شهر اسباببازی، بازسازی و احیای پارک شهید رجایی، پارکهای حاشیه زایندهرود، مجموعه پارک کوهستان صفه، ترمینال های کاوه و صفه، آرامستان باغ رضوان، مجموعه باغ غدیر و... را از افتخارات دوران شهردار بودن ملک مدنی در اصفهان بوده است، در دوران این شهردار پرکار در دهه 60، برای اولین بار از تسهیلات بانکی برای کارهای عمرانی در شهرداری اصفهان، بهرهگیری شد و او دیدگاه خاصی نسبت به آثار تاریخی و باستانی داشت
یاد ایام

مراسم تکریم از مجید زهتاب با حضور هنرمندان و فرهنگ دوستان سال 1381
تصویر از چپ : استاد مجید زهتاب، روانشاد استاد حسن کسایی، شادروان استاد رضا ارحام صدر، روان شاد استاد رستم شیرازی و استاد فضل الله صلواتی
قابل ذکر است آقای مجید زهتاب از سال 1376 تا 1381 مدیرکل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان بوده است و خدمات شایسته ای در این حوزه داشته است.
حسن کسائی (زادهٔ ۳ مهر ۱۳۰۷، اصفهان) درگذشتهٔ ۲۵ خرداد ۱۳۹۱، اصفهان) موسیقیدان و نوازنده نی و سه تار ایران بود.
جواد رستم شیرازی (متولد ۱۲۹۸ اصفهان)، درگذشته ۱۳۸۴ اصفهان) وی مینیاتوریست، نقاش، طراح فرش بوده که از برجستهترین نقاشان ایران در دوره معاصر است. رستم شیرازی نزدیک به سی سال استاد هنرستان هنرهای زیبا اصفهان بوده و شاگردان بسیاری را نزد وی آموزش هنری دیدهاند. آثار مینیاتور، تذهیب و همچنین فرشهای با ارزشی که طراحی نموده در موزههای مختلف داخلی و خارجی نگهداری میشوند.
رضا ارحام صدر (زاده ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۲ اصفهان - درگذشته ۲۴ آذر ۱۳۸۷) بنیانگذار مکتب کمدی انتقادی در تئاتر ایران بود که بعدها به «مکتب تئاتر اصفهان» نیز مشهور شد.
او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۲۶ با بازی در تئاتر آغاز کرد. وی مؤسس «گروه هنری ارحام صدر» در سال ۱۳۴۳ بودهاست.
وی به «شکرپاره اصفهان» معروف بود. فیلم ویدئویی درسا که در سال ۱۳۸۴ توسط محسن دامادی ساخته شد، آخرین حضور او در جلوی دوربین بود؛ و ۱۷۶ نمایش حاصل ۵۰ سال فعالیت هنری استاد بود.