اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه
به مناسبت چهلمین روز درگذشت جانگداز
آیت الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی
(رحمت الله علیه)
بود و رفت ... !!!
انسان والا طاهری در جان و دلها طاهری روح و روانها طاهری محبوب جانها بود و رفت
بحر خروشان طاهری دریای جوشان طاهری قلب پریشان طاهری پویا و جویا بود و رفت
مصداق ایمان طاهری عشق فراوان طاهری شاگرد قرآن طاهری در لفظ ومعنی بود و رفت
سید جلال الدین ما آرامش و تسکین ما خدمتگذار دین ما اندر دل ما بود و رفت
نسل حسینی بود و رفت یار خمینی بود و رفت حق الیقینی بود و رفت فرزندزهرا بود و رفت
بود انقلابی مرد دین بود افتخار مسلمین در سلک ارباب یقین غرق تمنا بود و رفت
در خطبه های جمعه ها گفته بسی ناگفته ها سوز دل افسرده ها پویا و گویا بود و رفت
سردار اندر جبهه ها سالار بر فرزانه ها خورشید اندر خانه ها مولا و آقا بود و رفت
در جبهه با رزمندگان همگام با آزادگان در مجمع دلدادگان با شور و غوغا بود رفت
با سالکان با عارفان با عالمان با زاهدان با مردمان بی نشان در روز و شبها بود و رفت
صبر و متانت پیشه اش راه خدا اندیشه اش حق جوئی اندر ریشه اش عبدی زمولی بود رفت
راه عدالت راه او لطف خدا همراه او سرداده بر درگاه او با شور و شیدا بود و رفت
از بین مادلخسته رفت ازبی وفائی رسته رفت بامردمان پیوسته رفت دررنج اعدا بود و رفت
فارغ ز حقد و کینه ها اندر درون سینه ها روحش چنان آئینه ها دور از ریاها بود و رفت
آسوده شد از رنج و غم از محنت و درد و الم اندوههای بیش و کم اندر بلاها بود و رفت
مست الست جان شده فارغ از این و آن شده محو رخ جانان شده مست تماشا بود و رفت
رفت از جهان پر محن آسوده شد از رنج تن تن شد رها از پیرهن فارغ ز دنیا بود و رفت
مرگ عزیزان، راز ما هم سوز ما هم ساز ما در سینه ها آواز ما او یار ماها بود و رفت
لطف خدا هرجا رسد برجسم و جان یکجا رسد برذرهّ تا بیضا رسد چون فیض عظمی بود ورفت
در مجمع آزادگان اندرکنار شاهدان با جملة دلدادگان در عشق تنها بود و رفت
در کوی یاران شهید خوش گشت پایانش سعید در قلب آنان آرمید محو تقاضا بود ورفت
اندر روند بندگی مرگش شروع زندگی با رفعت و بالندگی تا عرش اعلی بود و رفت
مرد خدا شد جاودان در این جهان و آن جهان دلها بود از وی نشان در راه فردا بود و رفت
اندیشه اش پاینده شد روح بلندش زنده شد انوار حق تابنده شد بالا و بالا بود و رفت
خدایش غریق رحمت بی منتهای خود بفرماید
فضل الله صلواتی (طوفان) - اصفهان تیرماه 1392 ادامه مطلب ...
«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عالم دوام ما»
وسلامٌ علیْهِ یوْم وُلِد ویوْم یمُوتُ ویوْم یُبْعثُ حیًّا
بود و رفت
انسان والا طاهری/ در جان و دلها طاهری/ روح و روانها طاهری/ محبوب جانها بود و رفت/ بحر خروشان طاهری/ دریای جوشان طاهری/ قلب پریشان طاهری/ پویا و جویا بود و رفت/ مصداق ایمان طاهری/ عشق فراوان طاهری/ شاگرد قرآن طاهری/ در لفظ و معنی بود و رفت/ سیدجلالالدین ما/ آرامش و تسکین ما/ خدمتگزار دین ما/ اندر دل ما بود و رفت/ نسل حسینی بود و رفت/ یار خمینی بود و رفت/ حقالیقینی بود و رفت/ فرزند زهرا بود و رفت/ بود انقلابی مرد دین/ بود افتخار مسلمین/ در سلک ارباب یقین/ غرق تمنا بود و رفت
در خطبههای جمعهها/ گفته بسی ناگفتهها/ سوز دل افسردهها/ پویا و گویا بود و رفت
سردار اندر جبههها/ سالار بر فرزانهها/ خورشید اندر خانهها/ مولا و آقا بود و رفت
در جبهه با رزمندگان/ همگام با آزادگان/ در مجمع دلدادگان/ با شور و غوغا بود رفت
با سالکان با عارفان/ با عالمان با زاهدان/ با مردمان بینشان/ در روز و شبها بود و رفت
صبر و متانت پیشهاش/ راه خدا اندیشهاش/ حقجویی اندر ریشهاش/ عبدی ز مولی بود رفت/ راه عدالت راه او/ لطف خدا همراه او/ سر داده بر درگاه او/ با شور و شیدا بود و رفت
از بین ما دلخسته رفت/ از بیوفایی رسته رفت/ با مردمان پیوسته رفت/ در رنج اعدا بود و رفت// فارغ ز حقد و کینهها/ اندر درون سینهها/ روحش چنان آیینهها/ دور از ریاها بود و رفت/ آسوده شد از رنج و غم/ از محنت و درد و الم/ اندوههای بیش و کم/ اندر بلاها بود و رفت
مست الست جان شده/ فارغ از این و آن شده/ محو رخ جانان شده/ مست تماشا بود و رفت//رفت از جهان پر محن/ آسوده شد از رنج تن/ تن شد رها از پیرهن/ فارغ ز دنیا بود و رفت/ مرگ عزیزان، راز ما/ هم سوز ما هم ساز ما/ در سینهها آواز ما/ او یار ماها بود و رفت
لطف خدا هرجا رسد/ برجسم و جان یکجا رسد/ بر ذره تا بیضا رسد/ چون فیض عظمی بود و رفت/در مجمع آزادگان/ اندر کنار شاهدان/ با جمله دلدادگان/ در عشق تنها بود و رفت
در کوی یاران شهید/ خوش گشت پایانش سعید/ در قلب آنان آرمید/ محو تقاضا بود و رفت/ اندر روند بندگی/ مرگش شروع زندگی/ با رفعت و بالندگی/ تا عرش اعلی بود و رفت
مرد خدا شد جاودان/ در این جهان و آن جهان/ دلها بود از وی نشان/ در راه فردا بود و رفت/ اندیشهاش پاینده شد/ روح بلندش زنده شد/ انوار حق تابنده شد/ بالا و بالا بود و رفت
خدایش غریق رحمت بیمنتهای خود بفرماید/ فضلالله صلواتی (توفان) - اصفهان تیرماه 1392
به نامه خدا
محضر مبارک حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر حسن روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و عرض ارادت، انتخاب شایسته آن جناب را با رأی قاطع ملت و حمایت فرهیختگان، برای دورة یازدهم ریاست جمهوری تبریک و تهنیت می گوید.
مردم ایران با انتخاب فرد لایقی چون شما، به پیروزی رسیدند.
امید است که با همت عالی و تدبیر خردمندانه، مدیریت باتجربه، همگام با مشاوران اندیشمند و دولت کارآمد بتوانید رنجهای مردم را التیام بخشیده و ایرانی آباد و آزاد، سربلند و با اقتدار، دور از سانسور و زندان بسازید و در این آزمایش الهی همچون گذشته مورد تأیید خداوند قرار گرفته و ملت بزرگ ایران را از تحقیر، بی هویتی، واپسگرائی و جو امنیتی نجات داده و به اوج کمال و تعالی برسانید.
من الله التوفیق
فضل اله صلوتی
اصفهان – 25-3-92
به نام خدا
جناب آقای دکتر محمدرضا عارف (سلمه الله تعالی)
بدینوسیله گذشت و فداکاری، ایمان و پایداری، وطن دوستی و مصلحت اندیشی، تعهد و خردمندیی شما را نسبت به پدیده مقدس اصلاحات و پیروی از نظر شایسته مردان انقلاب، تبریک و تهینت می گوید.
شما نشان دادید همچنان که هماره خدمتگزار لایقی برای ملت ایران بوده اید، امروز هم به ندای جوانان ایران، مخصوصا در گلستان شهدای اصفهان در کنار تربت پاک آیت الله طاهری (رحمه الله علیه) و در مسجد اعظم حسین آباد برای ائتلاف اصولیان اصلاحاتی و تحول خواهان پاسخ مثبت دادید، «طوبی لکم و حسن مآب» شما ثابت کردید که شیفته قدرت نبوده و تنها سعادت ملت و پیشرفت کشور و انقلاب را در نظر دارید.
امید که به پاس این بلند نظری که نمایاندید، مردم ایران فرد لایقی چون
دکتر حسن روحانی را برای ریاست جمهوری دوره یازدهم انتخاب کنند، خدایتان موفق و مؤید دارد.
اصفهان - فضل الله صلواتی - 21/3/1392

گلستان شهدا - مزار آیت الله طاهری رحمت الله علیه
اِنَّ اُرید الاّ الاصلاحَ مَا استطعت
نیروهای نظامی و امنیتی ایران برای سرکوب مردم از خودیها شروع کرده اند. منتقدان و دلسوزان داخل نظام را بیش از دیگران مورد آزار و اذیت قرار می دهند. سعی دارند آنان را از همة مزایای زندگی و از هرگونه امکاناتی محروم کنند، چشم دیدن هیچ منتقدی را ندارند، باشد که در آیندهای نزدیک همه چیز به دست مخالفین و دشمنانشان بیفتد و کاری که می خواهند انجام دهند.
من نمی دانم تاکنون چه دردسری برای آقایان امنیتی و اطلاعاتی فراهم کردهام و کدام هیمة تری را به آنها فروختهام و کدام نقدی را بر اعمال و رفتارشان داشتهام و جلوی کدام ثروت بادآوردهای و یا رانتی را و کدام مقام و موقعیتی را گخیرفتهام و چوب لای چرخ کدام نور چشمی و فرزندان از ما بهتران گذاشتهام و مانع کدام خودکامگی شدهام که پیوسته مورد اهانت و آزار و اذیت آنان بوده ام. کلاس و تدریسم را در همة دانشگاه ها تعطیل کردند، از طریق شعبههای اجرائیشان، دفاتر حراست، مانع راهنمایی رسالههای کارشناسی ارشد و دکترای دانشجویان میشوند. حتی داوری کتابهای دانشگاهی را که قبلا انجام میدادم از آن جلوگیری کردند، گفته اند که جلسات کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب در اصفهان که من عضو آن بودم، تشکیل نشود و مهمتر از همه در روز دوم آذر 91 که در روز اصفهان قرار بود در رابطه با اصفهانشناسی سخنرانی داشته باشم، تهدید کردند که ایادیمان را برای برهم زدن جلسه می فرستیم و چنین و چنان می کنیم، متاسفانه کار اطلاعات ما به کجا رسیده که مثل زمان شاه، نوچههای شعبان بی مخ را برای اجرای عملیات ایذایی و به هم زدن و ایجاد آشوب در مجامع و جلسات سخنرانیهای علمی و اسلامی بسیج میکنند، من نیز که تألیفات و مقالاتی دربارة اصفهان داشتم و این شهر را به عنوان پایتخت فرهنگی هنری جهان اسلام، در همه جا مطرح کردم، باید به دستور ادارة اطلاعات و حملهی لباس شخصیها، از سخنرانی محروم باشم، تمام اندیشمندان و اصفهانشناسان و استادان متوجه این دستور نابه جا شدند و در دل از این اقدامات مستبدانه متنفر گردیدند.
برای مشاهده متن ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب ...