
« انالله و انّا الیه راجعون »
از شمار دو چشم یک تن کم
ارتحال عالم مجاهد، دانشمند فرزانه، قهرمان ملک و ملت، یار امام و رهبری، همراه اصلاحاتیان و همگام با اعتدالیان، امیرکبیر زمان، فقید سعید:
آیت الله حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (رحمت الله علیه)
را به ملت ایران، به مبارزان و مجاهدان راه آزادی، به رنج کشیدگان و زندان رفته های دوران انقلاب، به خانواده مظلوم آن مرحوم، تسلیت گفته و از پیشگاه خدای بزرگ برای وی علو درجات خواستار است.
اصفهان - فضل الله صلواتی
19 دیماه سال 1395
به یاد زنده یا
رضا ارحام صدر
فضل الله صلواتی
نشانی کانال تلگرام:
https://telegram.me/FazlollahSalavati
در هفته آخر آذرماه امسال، مردم اصفهان
شاهد درگذشت هنرمندی بودند که بیش از نیمقرن در مجالس و محافل آنها شادیآفرین
بود و لبخند بر لبها مینشانید. هرکس چهرۀ بشّاش او را میدید، ناخودآگاه به خنده
میافتاد.
و در اسلام کدام عبادتی را سراغ داریم که با ارزشتر از شادکردن مردم
باشد؟پیامبر گرامی اسلام (ص) پاداش شادکردن مردم را بهشت میداند و در محیطی که
از در و دیوارش غم میبارد و هر دم غمی نو به مبارکباد انسان میآید، ازنداری،
بیکاری، فساد، انحراف، ناامنیها، فرار مغزها، کینهها، ضعف مدیریتها، دشمنیها،
حسدها، تجاوزها، دروغها، زورگوییها، خودمحوریها، باندبازیها، رنجهای مردم
غزّه، عراق، افغانستان و از... دیگر کجا برای کسی جای شادی و نشاطی باقی میماند؟
انسان به کجا برود که غم نباشد؟
به قمصر آمـدم تا غـــم سر آیـــد
ندانستـم کـه غـم تا قمصر آیـد
وقتی کسی باشد که لحظاتی این کابوس را بشکند و غمها را بزداید، چقدر ارزش دارد؟ دستکم ساعتی چهرههایی را گشاده کند و قیافههای افسرده را بشّاش نماید، دقایقی غم را از درون قلب غمزدگان بیرون برد.
مرحوم رضا ارحامصدر، چنین بود حضورش، نمایشهایش، طنزهایش، جلسهآراییهایش، لطایف و ظرایفش، همه دل انگیز و شادی آور بودند.
ارحام صدر در سال
1302 در اصفهان متولد شد و کار بازیگری را در روی صحنة تئاتر از هجدهسالگی در مدرسة
کالج اصفهان شروع کرد، پس از گرفتن دیپلم از سال 1320 به بعد زیر نظر اساتید فن
تئاتر اصفهان،زندهیادان علیاصغرجهانشاه (پدر همسرش)، ناصر فرهمند، علیمحمد
رجایی و محمد رفیعی، استعداد خود را در رشته بازیگری به کمال رسانید و به مدت بیستسال
در تئاتر سپاهان با محبوبیّت کامل به کار خود ادامه داد و سپس در سالن نمایش دیگری
با گروه هنری ارحامصدر تا پیروزی انقلاب به شادکردن و خنداندن مردم پرداخت. ارحام
از سال 1328 که رادیو اصفهان راهاندازی شد بهعنوان گوینده رادیو برگزیده شد و
اخبار و برخی مطالب ادبی، اجتماعی و طنز را بهطور زنده از رادیو اصفهان پخش میکرد.
به یاد دارم که روز بیستوهشتم مرداد 1332 که کودتاگران آمریکایی و
انگلیسی با دست لمپنها کودتایشان را به ثمر رساندند در تهران همان اوایل روز
رادیو اشغال شد، ولی در اصفهان تا اول شب ارحام پیوسته با صدای بلند اعلام میکرد:
"ملت ایران مطمئن باشید که مصّدق پیروز است" و مردم را دعوت به مقابله
با کودتاگران میکرد، گرچه آن روز آخرین روز گویندگی او بود، ولی همچنان مصدقی
باقیماند و از تفکّر ملیگرایی و اندیشههای مصّدق حمایت میکرد.
از شهریور1320 تا سال 1333 بسیاری از روشنفکران، هنرمندان و شاعران کشور
تحتتأثیر افکار انترناسیونالیست حزبتوده و جهان وطنی آن قرار گرفته بودند و به
آرمانهای ملّی، ایرانی و دینی بیتوجه شده بودند، ولی رضا ارحامصدر قاطعانه در
برابر آنها میایستاد و در نمایشهای خود، اندیشههای آنان را نقد کرده و ایراندوستی
را القا و حبّ وطن را تبلیغ میکرد.
با اینکه گاه و بیگاه شاه و درباریان و برخی مقامهای آن زمان به تماشای
تئاتر او میآمدند و او را تشویق میکردند، ولی او هیچگاه خود را به آنها نفروخت
و اسباب دست و مطیع اوامر آنها نشد و همواره آزاده زیست.
در دوران جوانی دوست همکلاسی داشتم که در تئاتر ایشان کار میکرد، گاهی مرا همراه خود به محل تمرین او میبرد، میدیدم که ارحام در پشت صحنه، اول وقت نمازش را میخواند و تا این اواخر خودش گفته بود، که همواره نماز اول وقتش ترک نشده و تا وقتیکه توان داشته روزة ماه رمضانش نیز ترک نشده، به حج خانة خدا رفت، در منزلش روضة هفتگی داشت و حقوق الهی را میپرداخت و واقعاً راست میگفت و درستکار بود. در مواردی که خود من ناظر بودم، تعجب میکردم که در آن زمان و در آن محیط، هنرپیشهای به این صورت مقیّد به کارهای عبادی خود باشد،از این جهت قطعاً بینظیر بود.
در این اواخر در
جمعی که من هم حاضر بودم گفت در این هشتاد و چند سال عمر، لب به مشروب نزدهام،
قمار نکردهام و هرگز دنبال زنان و دختران مردم نبودهام و هرگز عمل منافی عفت
انجام ندادهام، که باعث شگفتی حاضران شد.
در زمان شاه، وقتی میخواستند برای فقرا یا زلزلهزدهها اعانه جمع کنند،
ارحام میاندار بود و به خاطر محبوبیتی که داشت مردم بیدریغ کمک میکردند.
آن وقتها که ما حزباللهی و سختگیر بودیم، بازیکردن او را با زنان و دختران آنچنانی در تئاتر نمیتوانستیم تحمّل کنیم و او را زنباره و امثال آن تلقی میکردیم، در صورتی که بیحجابی، در ادارات، دانشگاه، مدارس و همهجا رایج بود، اصلاً زنی را با چادر یا حجاب اسلامی به ادارات راه نمیدادند و تا سال 1356 اصلاً خانمی با چادر در دانشگاه نمیتوانست حاضر شود و این تماشاخانهها هم مانند دیگر جاهای شهر بود و نمیشد زنی را که نقش بدکارهها را بازی میکرد، با حجاب و روسری روی صحنه آورد و اگر هم چنین عملی انجام میشد، باعث اهانت و تمسخر زنان محجّبه و اعتراض اقشار مذهبی میگردید.
نمایشنامههای ارحام همه عبرتآموز و دارای حسن عاقبت و نتیجهگیری صحیح بود. و عموماً در آنها نقد اعتیاد، احتکار، ریاکاری، ثروتاندوزی، بیغیرتی، بیناموسی، فساد اداری، بیتوجّهی به خانواده، انحراف اخلاقی، تعصّب بیجا، ظلمگرایی و... به عمل میآمد.
او تا سال 1342 از
دانشکدة ادبیات اصفهان لیسانس خود را گرفت و به مسائل سیاسی روز و یا اختلافهای
مذهبی نمیپرداخت، خود را درگیر مسائل حکومتی نمیکرد، گرچه گاه و بیگاه حکومتیها
اخطارهایی به او میدادند.
با اینکه او از عیب مبّرا نبود، نمایشنامههای اوعموماً امر به معروف و
نهی از منکر و با بیان طنز شیرین و نکته و لطیفه همراه بود، آبروی کسی برده نمیشد
و اثرگذار هم بود و من کموبیش اثرش را در علاقهمندان به او میدیدم. تا پیش از
سال 1350 که زندانهای مداوم و تبعید از اصفهان برای من بیش آمد، گاهگاهی به
برنامههای او دعوت میشدم و ناظر اثرگذاری کار او در مردم بودم.
اوایل انقلاب برخی
تندروها او را نیز مورد حمله قراردادند، ولی چیزی که باعث مجرمیّت ارحامصدر باشد
در پروندة او نیافتند، ولی بیسلیقگی که در مورد او اعمال شد آن بود که اجازة
اجرای برنامههای نمایشی او را در اصفهان ندادند، ولی هرجا که میرفت مورد استقبال
شدید مردم و حتی جوانانی قرار میگرفت که حتّی برنامههای او را ندیده بودند، گرچه
پس از مرگ او هم برخی باندهای تنگنظری که همة مردم را بد میدانند و همه را طرد
میکنند از او بد گفتند و طاغوتیش دانستند.
با حمایت برخی نهادهای انقلابی نمایشهایی با گروه خود در جزیرۀ کیش،
دبی، آلمان، اسکاندیناوی، کانادا، آمریکا، بلژیک، انگلستان و... انجام داد که مورد توجه
فوقالعادة تماشاچیان ایرانی قرارمیگرفت، نام نمایش او در آمریکا "ارحامصدر
رئیسجمهور آمریکا میشود" بود و عکس او را روی کاغذهایی به شکل دلار چاپ و
تبلیغ کرده بودند. از او خواسته میشد که در آمریکا یا اروپا بماند و مثل دیگر
هنرمندان مهاجر، صاحب پول و ثروت کلان شود، ولی ارحامصدر ترجیح میداد که در
ایران و بویژه اصفهان و در میان مردمی باشد که به او علاقهمند بودند و میگفت که
دوست دارم در این خاک بمیرم و در همین اصفهان دفن شوم و دیدیم با آن تجلیل و
احترام فوقالعادهای که مردم اصفهان در مراسم تشییع، تدفین، سوم و هفتم او انجام
دادند، نشان دادند که او در قلب مردم جا دارد و هر کجا که خاک و مدفن او باشد، در
قلب مردم است.
او به معنای واقعی انسان بود و متواضع، دوستدار و عاشق مردم و همان تواضع
و مردمیبودن او بود که عزیزش کرده بود.
من خود ناظر بودم که وقتی از سفرهای هنری با چمدانهای پر از دلار برمیگشت
پس از پرداختن دستمزد همکارانش، همة در آمد سفرها را طی چکی به خیریّههای اصفهان
ازجمله کمیتة امداد امامخمینی(ره) پرداخت میکرد، که یکبار به او گفتم : پس چقدر
برای خودت گذاشتهای؟ گفت من دیگر نیازی ندارم و همان حقوق بازنشستگی بیمه برای من
و خانم کافی است. او افزون بر خیریّهها به خانوادههای آبرومند فقیر هم کمکهای
مادی بسیاری داشت و سعی داشت که پنهان بماند.
از کارهای مهم دیگر حاجرضا ارحامصدر در اصفهان تبدیل کاروانسرای آمادهگاه
به هتل زیبای عباسی بود. در زمان شاه در محل کاروانسرای آمادهگاه، گروهی از
نظامیان را آماده میگذاشتند که اگر لازم باشد برای سرکوبی مردم از آنها استفاده
کنند.
خود من شاهد بودم که روز سیتیر سال 1331 و 28 مرداد سال 1332
تظاهرکنندگان طرفدار مرحوم دکتر مصدق را دستگیر و به این محل میبردند و در آنجا
کتک میزدند و در زیرزمینهایی با سقف کوتاه و پر از تار عنکبوت و دیگر حشرات
زندانی میکردند و در کف آن هم آب میریختند تا دستگیرشدهها نتوانند بنشینند.
وقتی مرحوم ارحام
رئیس بیمه شد با فعالیت بسیار آنجا را از تصّرف نظامیان خارج کرد و آن را به یکی
از زیباترین هتلهای جهان تبدیل نمود، بهطوریکه نماد هنر نقاشی، منبّتکاری،
طلاکاری، گره چینی، قلمزنی، خاتمکاری و دیگر هنرهای مردم اصفهان شد.
گرچه به نظر امثال من که کمی تندرو بودم، آنجا را جایگاهی میدانستم برای
تفریح و تفرّج مرفّهان بیدرد ایران و جهان، ولی محلّی است که پول، سرمایه و ارز
را بهسوی اصفهان میکشاند و مردم را بهرهمند میکند، و مهم آن است که مردم
استفاده کنند و این خود یک عمل صالح زمان است.
سرانجام این هنرمند استثنایی و این انسان شایسته و این مرد دیندار و بیریا به ابدیت پیوست، به قول سعدی:
به چشم عجب و تکبّر نگه به خلق مکن
که مردمان خدا ممکنند در اوباش
کسی که در تئاتر و تماشاخانه و در میان هنرپیشههای دوران طاغوت رشد یافته بود، چنین با فضیلت، مردمی، نیکوکار و بیشتر از همه متواضع و بدون ذرّهای غرور و خودپسندی با مردم زندگی میکرد و دوستدار آنها بود. این تجلیلها و بزرگداشتها در زمان حیاتش هم بود، ولی هرگز خود را نگرفت و حتی بر نوچهها و تازهکارها فخر نمیفروخت. او برای کار ابتدایی مبتدیان هم ارزش قائل بود و آنها را بهخوبی تشویق میکرد.
و من در روزگار پس از انقلاب که در محافل و مجالسی او را میدیدم بر آن باورم که مرد خدا بود و شایستة تمجید و یقین دارم که مورد لطف خداوند است و خدا او را عزیز میدارد.
سرانجام در روز 24 آذر 1387، پس از هشتادوپنجسال زندگی و شصتوپنجسال شادیبخشی و خنداندن مردم، جهان را بدرود گفت، رحمهالله علیه.
به شوخی به دوستان گفتم: روز عید غدیر، در مراسم تذکّر ارحامصدر، در مسجد سیّد اصفهان بیشترین بوسه رد و بدل شد و همة خلق عید را به هم تبریک میگفتند و یکدیگر را در آغوش میگرفتند و این هم از الطاف الهی بود که ارحام خواستار آن بود.
در مراسم تشییع و تدفینش همة اقشار مردم اصفهان شرکت کرده بودند و در جلسات یادبودش ازدحام جمعیّت طوری بود که بهاصطلاح جای سوزن انداختن نبود، آن هم در مسجد سید اصفهان و در مسجد انقلاب، اجتماع بسیار مردم آنچنان بود که امکان سخنگفتن برای کسی فراهم نبود.
از من خواسته شد
که گوشههایی از سجایای اخلاقی او را بیان کنم، در مسجد انقلاب اصفهان وظیفة خود
دانستم که این مهم را انجام دهم، باشد که مردم اصفهان و ایران بدانند که خوبیها و
پاکیها در هر لباس و هر موقعیتی جاودانهاند و همواره نظر خداوند با نیکوکاران و
شایستگان است. خدایش غریق رحمت بیمنتهای خود بفرماید.
«چشم انداز ایران»، ایده های نو و حرفهای تازه

کوشش و تلاش مداوم، تعهد و ایمان پایدار، مردم دوستی و حقباوری مهندس لطفالله میثمی باعث شده که بتواند از خود چهرهای ماندگار به جا بگذارد، نداشتن چشم و نبودن یک دست، از او مردی فعال و پرکار ساخته است، به طوری که او را در میان دیگر مردان خدا، حجّت قرار داده است، برخی افراد با نقص قسمتی از جسم، روحیه خود را میبازند، خود را ناتوان و گوشهنشین میپندارند، به دیگر عنایات الهی ناسپاسند، باید به مهندس میثمی بنگرند و کوششهای او را الگو قرار دهند و به این نتیجه برسند که با تفضلات الهی بهتر از چشمدارها و دستدارها میتوانند کار کنند و برای جامعه مفید باشند.
نوشتهها، تحلیلها، سخنرانیها، تفسیر و تأویل قرآن، بررسی مسائل اقتصادی، شناخت رویدادهای سیاسی، برداشتهای حوادث تاریخ صدر اسلام و تاریخ معاصر و بینشهای مترقی و کارآمد و آیندهنگری در گفتهها و نوشتهها، از او مردی فوقالعاده ساخته است، سوابق انقلابی، حبسها و زندانهای دوران طاغوت و نقش مبارزاتی میثمی در زمان شاه، از وی قهرمانی ملی، مذهبی، فداکار و انسانی جانباز برای اسلام و میهن و خدمتگزاری لایق و نویسندهای توانا و گویندهای صادق، نمایانده است.
ترجمههای میثمی در مقالات و رویدادها و کتابها با قلمی شیوا و تسلط بر زبان انگلیسی و نوشتن مقالاتی ارزنده در مطبوعات و انتشار مجله «چشمانداز ایران» و مصاحبهها و مکاتبهها، هر کدام در جای خود دارای امتیاز فوقالعاده است، با توجه به دشواریها و سختیهائی که در روزگار پیش از انقلاب و مشکلاتی که پس از انقلاب برای او پیش آمد او را محکمتر و پایدارتر ساخت.
پایداری و استقامت میخ سِزَد اَر عبرت بشر گردد
بر سرش هر چه بیشتر کوبند پایداریش بیشتر گردد
آیا در روزگار وانفسای ما میثمی نمیتواند، فردی قهرمان و الگو و حجت برای همگان باشد؟ خدایش موفق و مؤید دارد.
تا 99 شماره مجلۀ «چشم انداز ایران»، مهندس
میثمی و یارانش و همکاران باوفا و فداکارش که خداوند یارشان باد، سعی داشتهاند،
تا آنجا که در توان دارند، بهترین کار را ارائه دهند، کمتر در آن مجله نقطۀ ضعفی
به چشم میخورد، از آن زمانی که مجلۀ «راه مجاهد» را منتشر میکردند، تا امروز
که «چشمانداز» را ارائه میدهند، جز صداقت و راستی و حقپوئی چیزی نداشتهاند
که ارائه دهند، درد مردم را داشتهاند و از سوز درون فریاد میزنند، مینوشتند،
مصاحبه میکردند، آگاهی میدادند.
مهندس میخواند، مهندس مینویسد، ویراستاری میکند، هزینه و زیان دارد و در برابر اعتراضها، ژاژخواهیها، تهمتها و افتراها میایستد، مگر همه را میشود راضی نگاه داشت؟ بالاخره گفتن حق سخت است، تلخ است، و انسانهائی هستند که حقیقت را با همه تلخی پذیرایند، خطقرمزها چه بسیار است و با همه تنگ نظریها بازهم، انسانهای شجاع و با شهامت، حرف خود را میزنند، سخت دشوار است، مرد کهن میخواهد، یاران و همکاران مؤمن و جدی و پرشور نیاز دارد.
هر کدام از شمارههای «چشمانداز ایران» را ورق بزنید، ایدههای نو و حرفهای تازه و مطالب ایدهآل مشاهده میکنید که چشمها را روشن و دلها را قوت میبخشد، سعی دارند از گفتهها و نوشتههای نخبگان جامعه بهره گیرند، فقط به فهرست مطالب مجله نگاه کنید، نوشتهها و اندیشههای برترینها را مینگرید، در سیاست، در اقتصاد، در اندیشه، در توسعه، در هنجارهای اجتماعی، در تاریخ صدر اسلام، در حوادث امروز جهان، در تنشهای دیروز و امروز کشور، تغییر مواضع سازمانها، گروهها و آدمها، در اینکه در دنیا چه خبر است؟ فلسطین، ترکیه، سوریه، عراق، لیبی، عربستان، آمریکا، انگلیس و... ایران در این میان چه نقشی میتواند ایفا کند؟ نشریات جهان دربارۀ ایران چه مینویسند؟ اظهارنظر خوانندگان چیست؟ برای رفع مشکلات جامعه: دینگریزی، انحراف یا شناخت تاریخ، بیعدالتیها، گروه گرائی، رانتخواری، اعتیاد، طلاق و... چه باید کرد؟
با یکی از بزرگترین معضلات قرن، داعشیگری، طالبانی، القاعده و دیگر توطئههای صهیونیستها و امپریالیستها علیه اسلام و مسلمین چه باید کرد؟ سیاست وهابیها چیست؟ که یازده سپتامبر را در آمریکا به وجود میآورند، به تروریستها کمک میکنند، کشور کوچک و فقیر یمن را بمباران میکنند، زن و مرد و کودک را قتل عام مینمایند، به عنوان «خادم الحرمین» حاجیان را به خاک و خون میکشند و هر سال به نوعی عدم لیاقت و توان خود را ثابت میکنند.
«چشم انداز ایران» هر کدام از وقایع پشت پردۀ این حوادث را آشکار میکند و خوانندگان فرهیختۀ خود را در جریان همۀ امور خائنان و خادمان قرار میدهد و چه بسیار خدمتهای دیگر که همه شایسته تقدیر و سپاس است.
این خدمتها بر مهندس و همکارانش مبارک باشد و من آن افتخار را داشتهام که گاه و بیگاه مطالبی را در آن نشریه وزین، قلمی میکنم و خویشتن را جزو خریداران یوسف(ع) قرار میدهم.
از پیشگاه خداوند بزرگ توفیق بیش از پیش میثمی قهرمان و همکاران ارزشمند و والایش را خواستارم و آرزو میکنم که خداوند بر سلامت، سعادت و توفیقاتشان بیفزاید و عمرشان به بلندای آفتاب باشد و هر روز بتوانند خدمت برتری را ارائه دهند.
اصفهان – فضل الله صلواتی
مهرماه 1395

اساس سیاست مدن و تدبیر زندگی در کلمات دُرربار حضرت علی(ع) آشکار است، مولای متّقیان که خود رهبر جهان بشریّت و زیرکترین فرد «ادهیالعرب» و از همۀ بندگان خدا بر امور سیاست واقفتر است «وَساسَه العِباد» در عهدنامهای که برای مالکاشتر مرقوم میفرماید، رموز کشورداری و رهبری جامعه و برخورد با مردم را به نحو احسن، مینماید، قانونی وجود ندارد که کاملتر و با ارزشتر و جامعتر از نوشتۀ حضرت علی(ع) باشد، برخی آن را با اعلامیۀ حقوق بشر مقایسه کردهاند و با دلائل بسیاری ثابت کردهاند که عهدنامۀ امام علی(ع) از اعلامیه حقوق بشر بالاتر، جامعتر و مردمیتر است.
علی(ع) منادی عدل و آزادی بوده و پیامش تأمینکنندۀ آزادی انسانها و اجرای عدالت بین آنها است، وجدانهای پاک و بیدار بایستی از پیشگاه مبارک آن اسوۀ بشریت و آن امام اول و وصیّ پیامبر(ص)، درس عدالت و آزادگی و مردم دوستی را فرا گیرند.
حضرت علی(ع) بر اساس وحی سخن میگوید و مبنای اندیشههای او کتاب خدا و سنّت محمد رسول الله(ص) است، کلامش اعجاز در فصاحت و بلاغت و فوق کلام همۀ انسانها است، کجا کسی میتواند به مقام رفیع اندیشههای او دست یابد و به آسمان فضائل او ارتقاء پیدا کند؟
ز خدا طلب دل مقبلی، به علی ز جان متوسلی
که اگر رسد به علی دلی، به خدا قسم به خدا رسد
(صغیراصفهانی)
تمام اندیشههای علی(ع) خدائی است، او وصیّ لایق و با استعداد محمد(ص) بوده است، پیامبر(ص) فرماید: «اَنَا و علیٌ ابوا هذه الامّه» من و علی پدر این امت هستیم.
ما علی را خدا نمیدانیم
از خدا هم جدا نمیدانیم (صغیر اصفهانی)
ادامه مطلب را مطالعه فرمایید
یک تحلیلگر سیاسی:
اگر دلواپسان اجازه دهند
کشور پیشرفت می کند
اصفهان - ایرنا - یک تحلیلگر سیاسی معتقد است:
چنانچه مخالفان دولت روحانی دست از توهین و کارشکنی بردارند، با ادامه سیاست های فعلی، کشور به سمت پیشرفت و توسعه خواهد رفت.
به گزارش ایرنا، فضل الله صلواتی روز سه شنبه در نشستی با عنوان «استکبارستیزی و مذاکره با آمریکا از 13 آبان 58 تا 13 آبان 95» در دانشگاه اصفهان افزود: چنانچه مخالفان دولت تدبیر و امید دست از مخالفت بردارند و به دلواپسی خود ادامه ندهند، اوضاع کشور نیز روز به روز بهتر خواهد شد.
وی اضافه کرد: عده ای قصد دارند با انواع گفته های نابجا و تخریبی، دولت روحانی را بکوبند، اما باید به این نکته نیز بیش از پیش توجه کنند که موفقیت در مذاکرات هسته ای و برجام باعث شد تا ایران از انزوا خارج و راه تعامل و ارتباط مؤثر با جهان هموار شود.
این استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان، عملکرد دولت روحانی در
مذاکرات هسته ای، برجام و زدودن تحریم ها را به مثابه یک معجزه توصیف کرد و گفت:
اینکه تحریم ها بصورت یکجا برداشته شد، اقدامی بسیار ارزشمند و بی سابقه بود.
صلواتی
خاطرنشان کرد: کره شمالی و لیبی قصد داشتند با جهان ارتباط برقرار کنند و زمینه
تعامل را فراهم سازند، اما به دلیل نبود یک دولت توانمند و همچنین نبود تیم مذاکره
کننده، نتوانستد این هدف را به پیش ببرند و سرانجام نامطلوب آنان نیز بر کسی
پوشیده نیست.
این تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب، روند حضور هیات های سیاسی و اقتصادی کشورهای مختلف جهان در کشورمان را مطلوب ارزیابی کرد و گفت: اینگونه تعامل ها راه را برای دستیابی به آینده ای بهتر فراهم می کند و سبب رشد و توسعه خواهد شد.
صلواتی خطاب به مخالفان گسترش ارتباط ایران با جهان گفت: توسعه روابط اقتصادی و تجاری به نفع ماست، زیرا می توانیم ارتباطات خود را در این دو عرصه افزایش دهیم.
این نویسنده و پژوهشگر خاطرنشان کرد: توسعه سیاسی و اقتصادی ایران از دل صندوق های رای بیرون خواهد آمد و مردم همچون گذشته به بهترین شکل ممکن در عرصه انتخابات نقش آفرینی می کنند.
وی با بیان اینکه بصورت کلی پدیده «استکبار» وجود دارد و نمی توان آن را نادیده گرفت، تصریح کرد: علت سقوط شاه نیز اندیشه های استکبارستیز امام راحل و پیروان ایشان بود، اما استکبارستیزی باید به معنای زیر بار دشمن نرفتن باشد نه قطع ارتباط با همه.
این نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: معنای استکبار به زمان، فرد، گروه، حزب و یا دولتی اختصاص نمی یابد و ممکن است در هر زمان و مکان و از سوی هر فرد و گروهی بوجود آید.
وی با اشاره به آگاهی بالا و وسیع دانشجویان در اعصار مختلف بیان کرد: آگاهی هموطنان بویژه جوانان و دانشجویان سبب پیروزی انقلاب به رهبری امام راحل شد، زیرا دانشجویان هوشیار و بیدارند و با رصد مسائل گوناگون در راستای پیشرفت و بهبود اوضاع اظهارنظر می کنند و پیشنهاد می دهند.
وی با اشاره به عقیده عده ای از تحلیلگران سیاسی و بین
المللی که اشغال سفارت آمریکا، آغازگر جنگ تحمیلی بر ضد ایران و به تبع تحریم های
گسترده و بسیاری دیگر از مشکلات بود، گفت: در باره این موضوع می توان رساله ها
متعددی تهیه کرد و کتاب های زیادی نوشت، زیرا نظر یاد شده، پیچیده و در عین حال
قابل تامل است.
صلواتی تصریح
کرد: تاکنون در باره استکبار و استکبارستیزی کار علمی تحقیقاتی جامعی انجام نشده و
دیدگاه علمی روشنی نیز در این راستا وجود نداشته است.
وی ادامه داد: نظر مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت پس از پیروزی انقلاب مبنی بر نادرست بودن اشغال سفارت آمریکا، نظریه درستی بود ، زیرا سفارت هر کشور در کشور دیگر به منزله خاک کشور مبدا محسوب می شود.
به گفته صلواتی، مهندس بازرگان همواره بر تعامل و ارتباط با سایر کشورها تاکید می کرد.
به گفته این نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی، جنگ و نزاع با جهان و عدم تعامل با دیگران از اهداف مردم برای انقلاب نبود.
وی همچنین در باره دولت های سازندگی و اصلاحات گفت: در زمان آیت الله هاشمی رفسنجانی، کشور از لحاظ اقتصادی به خوبی اداره می شد و در دوران اصلاحات، جهانیان به ایران و ایرانی احترام می گذاشتند.
این نشست در روز 18 آبان ماه به همت انجمن اسلامی دانشجویان «راه امید» دانشگاه اصفهان در تالار پیامبر اعظم(ص) این دانشگاه برگزار شد.
**خبرنگار: علیرضا حکیمیان* انتشار: محمدرضا شکراللهی