زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

مراسم سوکواری - « چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را»

مراسم سوکواری بنیاد فرهنگی امام صادق(ع)

مطابق سالهای گذشته مراسم سوکورای بنیاد آموزشی فرهنگی امام صادق  امسال برگزار شد

شب تاسوعا - چهارشنبه 28 شهریورماه 1397 - سخنران: سوسن شریعتی، موضوع: رو به کدام قبله؟ - شاعر: سعید بیابانکی

شام عاشورا - پنجشبه 29 شهریورماه 1397

سخنران: حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی مهدوی راد

موضوع: نقش زن در عاشورا با نگاهی به خطبه حضرت زینب (س)

با حضور شاعر: نادر بختیاری

در مکان اصفهان - شسیخ صدوق شمالی - جنب پل هوایی میر - مجتمع فرهنگی آموزشی امام صادق(ع)


تصاویر همایش در خبرگزاری ایمنا

ویژه برنامه «شریعتی و روشنفکری دینی» در دانشگاه علوم پزشکی


شام تاسوعا با سخنرانی دکتر سوسن شریعتی در دبیرستان امام صادق(ع)


مغتنم است از جناب استاد فقیه مدیرعامل توانمند بنیاد فرهنگی - آموزشی امام صادق و گروه تلاشگرشان به واسطه برگزاری برنامه متفاوت امشب تشکر و سپاسگزاری می شود.

انصافا بنیاد طی سالها تلاش داشته از نگاه عامیانه و سنتی به واقعه کربلا فاصله گرفته و با نگاهی نوین این رویداد را مورد مداقه قرار دهد که به حمدالله موثر و مفید بوده

سرکار خانم دکتر سوسن شریعتی که گویش و لحن گفتارش یادآور بیانات مرحوم دکتر شریعتی بود، خوش درخشید و با نگاهی تاریخی (نه صرفا اسطوره ای و کارناوالسیم) سخن راند.

وی گفت قیام حسین از منظرحافظه، فراموش نکردن است و از منظر تاریخ، کشف حقیقت، اینکه چرا او قیام کرد و چرا سرکوب شد کارکردش بسته به این است که شما کدام "حسین" را گرامی بداری...

جمعیت زیادی در چند سالن که از طریق ویدئو پوشش داده می شد برنامه را مشاهده کردند، محتوای غنی  و متفاوت، نظم و انتظامات خوب، مجری توانمند، پذیرایی مرتب و نمایشگاه کتاب با ۳۵درصد تخفیف، حضور اندیشمندان و فرهیختگان از اقشار مختلف، از امتیازات این برنامه بود.

موسیقی سنتی زیبای هنرمند خوش صدا آقای رضا شریعت و همراهی نوازندگان، اجرای شعر توسط شاعر معاصر سعید بیابانکی و نواختن نی فضای متفاوتی فراهم کرد.

در پایان ساعتی نشست و گفتگو با خانم شریعتی پایان بخش شبی خوب و پر محتوا بوددستمریزاد و خداقوت

در این پایان بخشی از  سخنانی سرکارخانم دکتر شریعتی منتشر می شود:


سوسن شریعتی:

پرسش از دین و قیام حسین(ع) رویکردی تاریخی می خواهد


سوسن شریعتی

یک جامعه شناس گفت: شکل گرایی در دینداری ما اهمیت بیشتری نسبت به محتوا پیدا کرده و تنها نگاه تاریخی می تواند آن را نجات دهد.

به گزارش خبرنگار ایمنا، سوسن شریعتی، شامگاه چهارشنبه -۲۸ شهریور- در مجتمع فرهنگی و آموزشی امام صادق (ع) اظهار کرد: صحبت درباره امام حسین(ع) که نماد مقاومت است، جسارت دینی، اخلاقی و مدنی می‌خواهد.

وی صحبت در مورد دکتر علی شریعتی را نیز نیازمند به جسارت مدنی دانست و گفت: شریعتی کسی بود که تلاش کرد امام حسین (ع) را به پرسشی تاریخی تبدیل کند و امروز متهم به اسطوره سازی است و هنوز اجماعی درباره نگاه او وجود ندارد.

این جامعه شناس با اشاره به پرسش‌های تاریخی در مورد امام حسین (ع) خاطر نشان کرد: پرسش تاریخی چرا امام حسین (ع) قیام کرد؟ برای افشاکردن و یا نه گفتن به سه چهره زر و زور و تزویر، ما را به مراجعه به تاریخ وادار می‌کند.

وی افزود: علی شریعتی در سه برش در این باره صحبت کرده است، یکی قبل از شهادت امام حسین (ع) که چرا حج سنت اجدادی خود را نیمه تمام رها کردند، به تعبیر شریعتی کار مهم‌تر از شهادت برای امام حسین (ع) نیمه تمام رها کردن حج بود؛ پرسش دوم، این است که چرا امام شهید شد؟ سفر او به کربلا برای شهادت بود یا قدرت یا قصد داشت ظلم را افشا کند و به حکومت یزید که به نام دین حکومت می‌کرد نه بگوید و آن را سرنگون کند؟ سؤال سوم مربوط به پس از شهادت است و این سؤال را مطرح می‌کند که امام حسین (ع) بعد از آن چه مسیری را طی کرد.

وی تصریح کرد: صحبت در مورد امام حسین (ع) سخت است؛ بحث امروز تفاوت تاریخ و حافظه است و نه تاریخ و اسطوره،. حافظه بنابر تعریفی مراجعه به دیروز است تا از این طریق بتواند مشروعیتی برای خود به قصد ساخت و ساز هویتی ایجاد کند، به عبارتی به میراث و گذشته تکیه می‌کند تا فراموش نشود.

وی اضافه کرد: به یمن این یادآوری مرگ امام حسین (ع) یک «ما» تشکیل دهیم و یکی از عناصر هویت ساز جامعه است. این در حالی است که ادعای تاریخ، حقیقت است و بازسازی یک دیروز بدون موضع گیری است؛ اینکه ما چگونه دیروز را به یادمی آوریم، طبیعت امروز ما را می‌سازد؛ ما از حسین (ع) به مثابه قهرمان به یاد می آوریم و یا یک قربانی؟

وی تصریح می‌کند: چاره‌ای جز این نداریم که نگاه تاریخی را جایگزین حافظه‌ای  کنیم که فقط به وجه عاطفی توجه دارد و به شناخت تکیه کنیم.

شریعتی با بیان اینکه می‌توانیم از هویت جدیدی صحبت کنیم که بر اساس مرگ و نیستی تعریف نمی‌شود، گفت: به تعبیر علی شریعتی مؤمنین مشروعیت خود را از حسرت و اشک و با نسبت دادن به دیروز نمی‌گیرند؛ رویکرد تاریخی به مومن این امکان را می دهد که ایمان خود را به پرسش بگیرد و از چند و چون زیست آن آگاه شود.

وی گفت: آیینی کردن و شکل گرایی در دین داری ما اهمیت بیشتری نسبت به محتوا پیدا کرده و فقط نگاه تاریخی می‌تواند آن را نجات دهد.

مراسم سوکواری منزل سردار آقایی

شرکت در مراسم سوکواری منزل سردار آقایی با حضور رزمندان و سرداران دفاع مقدس همزمان با شب عاشورای 1440 قمری - 28 شهریور ماه

ر

از سمت چپ آقایان: سیدمعلمی، سردار حسن آقایی،  دکتر فضل الله صلواتی، دکتر مهرعلیزاده (استاندار اصفهان)، حاج مهدی منصوری (مداح)، - دکتر ساسان،‌ مرتضی تهرانی

مصاحبه ویژه نامه سپیدار - با موضوع قیام امام حسین(ع)

ر

 مصاحبه با ویژه نام سپیدار شماره سوم/ویژه نامه داخلی/ محرم1397 هجری شمسی

صاحب امتیاز: بنیاد فرهنگی- آموزشی امام صادق(ع)

مدیرمسئول: دکتر علی فقیه

سردبیر: سیدستار میراحمدی


رد پای ایام بر اندیشه های یک انقلابی

فضل الله صلواتی

سوال : آیا دلیل قیام امام حسین (ع) یک وظیفه سیاسی بود یا تکلیف دینی؟

پاسخ : بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمه الله و برکاته.

امام حسین(ع) در شرایطی قرار گرفت که باید نقش امامت خود را انجام دهد و در جهان آن اندیشه را ثابت کند. بعد از پیامبر(ص) مسیر خلافت تغییر پیدا کرد، رهبری سیاسی و اجتماعی جامعه دگرگون شد، ولی امامت همچنان پایدار و ثابت بود. به طور کلی هیچ گونه ظلم و ستمی مورد تائید مردان خدا و امامان جانشین پیغمبر نیست. چه به عنوان اجتماعی و چه به عنوان سیاسی باشد و چه به عنوان عقیدتی، ظلم نباید باشد. اساس ظلم در جامعه اسلامی باید برچیده شود. وظیفه هر مسلمانی آن است که: هیچگاه به ستمکاران نزدیک نشود. تا می تواند باید با قدرت و سلطه، ظلم را از بین ببرد، اگر نمی تواند مانند امام حسین(ع)، با مظلومیت، با تبلیغ و یا اینکه خودش و خانواده اش را در راه مبارزه با ظلم و ایجاد عدالت، در این راه فدا کند. فرهیختگان جامعه همگی منافع ظاهری را می دیدند. به امام حسین می گویند اگر می‌خواهی بروی، خانواده ات را چرا به همراه می بری؟ شاید امام فرموده باشد: خدا خواسته که من را شهید ببیند و یا جدم از من خواسته که شهید باشم. چون امام(ع) می داندکه با این اسارت پیام ضد ظلم در همه جا، عالم گیر خواهد شد و همیشه خواهد ماند و پیام رسانی حضرت زینب(س) و دیگر خواهران و دختران امام حسین(ع)، پیام شهادت را به همه جا می رساندند. تا در مبارزه با ظلم پیروزی بدست بیاید، این که بعضی از محققین گفته‌اند امام به پشتوانه شیعیان و حامیان کوفه که شهر پرجمعیت و بزرگی بوده است، می خواسته که بر بنی امیه پیروز شود. ولی در هر شرایطی وظیفه امام ایجاد عدالت و مبارزه با ظلم است که چه به وسیله مبارزه باشد و چه به وسیله وظیفه امامت و چه وظیفه اجتماعی.


سوال: شما فرمودید حکومت یا ولایت  تغییر کرد ولی امامت وجود داشت. یعنی امامت پایدار بود ولی خلافت تغییر کرد. آیا شما قائل به دوگانگی خلافت و امامت هستید.

پاسخ : بله، دوگانگی مانعی ندارد. وقتی مردم نخواستند که کسی خلیفه باشد، مهم خواست مردم است. اگر مردم کسی را نخواستند یا دنبال نکردند. رهبری را نخواستند که شایسته و لایق و یا نالایق است . خوب آن رهبر کنار می رود. وقتی رهبری حضرت علی(ع) مورد قبول اکثریت مردم قرار نگرفت و جامعه با افراد دیگری بیعت کردند. حضرت علی(ع) که نمی‌خواهد اختلاف راه بیندازد،‌ جنگ و جدال داخلی ایجاد کند، نمی خواهد دشمنی برپا کند و نمی خواهد بین مسلمان های موجود تفرقه ایجاد کند، کنار می کشد و همین طور به عنوان مشورت گاهی با خلیفهها همکاری می کند و الّا حضرت می روند دنبال کشاورزی و دنبال آباد کردن زمین ها تا وقتی که دوباره مردم آمدند به سراغ حضرت و خواستند که به وسیلة امام(ع) اجرای عدالت شود.


سوال: آیا درست است که نتیجه بگیریم امامت یک امر الهی بوده ولی خلافت نه، آیا درست است؟

پاسخ: بله امامت یک امر الهی است، ایجاد عدالت از یک فرد کوچک جامعه تا بالاترین فرد، یک امر الهی است، ولی اگر مردم نخواستند عدالت داشته باشند و دنبال ظالم بروند به کسی مربوط نمی شود. همینطور که یک عده ای نماز خدا را نمی‌خوانند و از قلدران و دیکتاتورها حمایت می‌کنند،‌ در این صورت از مصلحان چه کاری ساخته است؟


سوال: پس، آن خوانش شهادت طلبانه که دکتر شریعتی در زمان معاصر داشتند را قبول ندارید؟

پاسخ: چرا قبول داریم. راه مبارزه ، راه شهادت است. در زمان شاه آنان که مبارزه می کردند یقین داشتند که بالاخره آخر و عاقبت اینها شهادت است. می‌دانستند قدرت ساکت نمی نشیند، قدرت مخالفان خود را به زندان می اندازد. امام حسین(ع) که بیشتر از امثال ما جامعه و مردم کوفه را می شناسد. امام حسین(ع) نیز می‌داندکه در این راه شهادت هم هست، اسیری خاندان هم هست،‌ امام(ع) هدف و نتیجه را در نظر دارد.


سوال: این نوع از شهادت طلبی و شیفته شهادت بودن، یک بحث است و اینکه مثلا من بروم فردی مثل انورسادات را ترور کنم و بدانم که بلافاصله پس از آن مرگ هست و یا حسن علی منصور را ترور کنم، بحثی دیگر، شما اینها را یکی می دانید؟

پاسخ : بستگی به نیت و انجام وظیفه هر کسی دارد، بعضی هم می دانند که اگر دستگیر شوند، باعث می شوند که یک عده‌ای دستگیر شوند و شکنجه شوند پس خود را می‌کشند. این دیگر خودکشی مخلد در آتش نیست، بلکه این برای حفظ جامعه، و دور کردن مبارزان از خطر، خودش را کشته است یا کسی به خاطر اینکه یک ظالم را از میان بردارد، ظالمی که احتمالا خیلی افراد را هم کشته است. آن فرد می‌گوید: من هم فدا شوم تا این عنصر ظالم و آلوده هم از میان برداشته شود. آن فرد به استقبال شهادت می رود برای اصلاح جامعه. حتی در امورات اجتماعی هم برخی اعلامیه‌های تند سیاسی منتشر می‌کنند. مشخص است که این کار موجب گرفتاری‌های سیاسی از جمله زندان و... خواهد شد. حال یک وقتی خیلی شدیدتر است، طوری که برود انورسادات را بکشد و یک وقت هم کمتر است مثلا در حد یک اعلامیة آگاهی بخش.


سوال: شاید اگر خبرنگارانی از بیرون بیایند و یک گروه فکری-مذهبی به نام شیعه را ببینند، آنها را به عنوان یک گروه مبارز، یک گروه انقلابی و یا هر اسم دیگری که روی آن بگذارند، می‌بینندکه همواره مخالف حکومت زمان بوده است.ما می خواهیم ببینیم، قیام امام حسین(ع) در به وجود آمدن این تصویر از شیعه چه جایگاهی داشته است؟

پاسخ : عرض کردم که، وظیفه امام ایجاد عدالت و مبارزه با ظلم است، با هر وسیله ای که می خواهد باشد. گاه می بینیم که به کشتن و گاهی به کشته شدن ترویج دین است. باید ببینیم اقتضای هر زمانی چیست؟ گاندی بیان میکند که من چیز تازه‌ای نیاوردم،‌ اندیشه حسین را به ملت هند هدیه و آن ها را مستقل کردم، درسی بود که از مکتب امام حسین(ع) گرفتم. گاندی امام حسین(ع) را الگو و سمبل خود می‌داند در حالی که اصلا شمشیری نکشید . بلکه حوله ای به کمر بست و حوله ای هم روی شانه‌اش انداخت، مثل احرام حج می‌شود در بین مسلمانان، و با مبارزات منفی توانست ملت هند را آزاد کند. امام حسین(ع) که خودشان شمشیر را به خودشان نزدند بلکه دفاع کردند. لشکری آمده بود و امام را محاصره کرد، نمی‌توانست به آنها بگوید: بیایید سر من را ببرید. بلکه باید در مقابل آنها بایستد. این گروه‌هایی که به اسم اسلام مردم را می کشند، اهل هر دینی که باشند ، چه طالبان، چه داعش و چه القاعده و چه بوکوهرام ، هیچ کدام اسلامی نیستند و تحت تاثیر امام حسین(ع) نیستند. امام حسین(ع) از خودشان دفاع کردند و در مقابل ظلم ایستادند و ما امام حسین(ع) را الگوی مبارزه با ظلم می‌دانیم. آن وقت ممکن است مبارزه با ظلم هر زمانی به یک صورتی باشد. همة امامان سمبل مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی بودند، از پیامبر(ص) تا امام زمان(عج) همگی به دنبال عدالت بودند و در آینده ایجاد عدالت خواهند کرد.


سوال: در نهضت‌هایی که قبل از انقلاب بود و افرادی که فعالیت انقلابی داشتند،  بیش از هر چیز امام حسین(ع) و نهضت عاشورا الگو قرار داده بودند، چرا در آن زمان به سمت الگوگیری از امام حسن(ع) پیش نرفتند؟

پاسخ: امام حسن(ع) هم نه اینکه بخواهد فعال نباشد یا مبارزه نداشته باشد، بلکه امام حسن(ع) را هم دیدید که اول جنگ دفاعی را شروع کردند برای ریشه کردن معاویه که سمبل ظلم بود، تجهیز لشکر کردند و نیز سپاهی آماده نمودند و حرکت آغاز شد، ولی وقتی افرادی به ایشان خیانت کردند که از نزدیک‌ترین افراد و دوستان شان بودند و در وسط معرکه جاسوس‌های دشمن ، یکدفعه امام را محاصره کردند تا جایی که، عده ای اموال امام را و حتی خیمه امام را غارت کردند و عده ای هم سجاده از زیر پای امام کشیدند و این طور امام را وسط معرکه تنها گذاشتند، با آنها صلح کرد و برای این که مسلمانان بسیاری کشته نشوند ، و الّا امام حسن(ع) مبارزتر بودند. اینکه می‌گویند امام حسن(ع) صبر کردند و خودداری کردند، به خاطر اهانت‌ها و جسارتهایی بودکه خطیبان معاویه روی منبر نسبت به امام می‌دادند، ولی امام جواب نمی‌داد و بارها امام حسین(ع) معترض می شدند و امام حسن(ع) می فرمودند و در حال حاضر وظیفه ما تحمّل و صبر است و در آن شرایط صبوری و بردباری را انجام می دادند. کار امام حسن(ع) هم یک نوع مبارزه بود .


سوال: به عنوان سوال آخر، شما فرمودید که مبارزه با ظلم در هر زمان اقتضائاتی دارد و الگویی که از امام حسین(ع) گرفته می شود در هر زمان متفاوت است . در زمان امروز از قیام امام حسین(ع) چه الگویی باید گرفت؟

پاسخ : البته عرض کردم ، مبارزه چهره های مختلفی دارد. اول باید ظلم را بشناسد و بداند که ظلم چه می‌باشد؟ دوم باید ظالم را بشناسد که ظالم کیست؟ بعد از اینکه ظالم را شناختیم باید چکار کنیم؟ باید عدالت مردمی را ایجاد کنیم، باید دوستی و صمیمیت، برادری و مساوات را ایجاد کنیم. دنباله‌روی امام حسین(ع) امروز این است، وقتی ظلم را شناختی، باید آگاهی داد و ایستادگی کرد، حالا چه دوست دروغی است یا دشمن و چه دشمن داخلی است یا خارجی، هر کسی باشد، باید آن ظالم کاملا شناخته شود و این فکر هم در ذهن‌ها باشد که احترام به چه کسی گذاشته می‌شود؟ اگر ظالم است باید برداشته شود، آنگاه چه کسی را می خواهید جای آن بگذارید؟ و شما برای ایجاد عدالت چه کاری می‌خواهید انجام دهید؟ نه اینکه در جامعه سرگردان باشید و ندانید که چه کاری می خواهید انجام دهید.

روند شکل گیلی تحول خواهی در بیان


چهره‌های شاخص اصلاح طلب و اصولگرای اصفهان، از روند شکل‌گیری تحول‌خواهی می‌گویند

محمد حسین اعتزازیان

 پدران معمولا تمایلی به برملاشدن اختلافات درونی ندارند، پسران اما جسورانه جار می زنند و پدران را به مبارزه می طلبند. نسبت جریان های اصلی سیاسی با تحول‌خواهان هم خارج از این ماجرا نیست. در انتخابات شورای شهر 96 در اصفهان، تحول‌خواهان جریان اصلاحات به اسم «مجموعه تحول‌خواهان اصلاح طلب» و تحول‌خواهان جریان اصولگرا با عنوان «تشکل نجبا»، لیست‌های انتخاباتی جداگانه ای شکل دادند که چندان به روند شیخوخیت در این جناح ها اعتقاد نداشتند و هر دو با شکست مواجه شدند. هفته گذشته در مصاحبه با نمایندگان جریانات تحول‌خواه اصولگرا و اصلاح طلب اصفهان، به روند تحول خواهی در انتخابات شورای شهر 96 و ریشه های آن پرداختیم. این بار اما پای روایت دو تن از چهره های اصلی و موثر این دو جریان ،فضل الله صلواتی و عباس حاج رسولی ها نشسته و از آنان در خصوص گذشته، حال و آینده تحول خواهان پرسیدیم.

 

حاج رسولی‌ها، رئیس اسبق شورای شهر اصفهان معتقد است ریشه شکل گیری تحول‌خواهان اصولگرا به بیش از دو سال قبل از انتخابات 96 می رسد. وی به تلاش جریانی در شورای سابق شهر جهت استیضاح مرتضی سقاییان نژاد اشاره می کند و می گوید: « اگر آن ماجرا رخ نمی‌داد و این جریان از جریان اصلی اصولگرا منشعب نمی شد، دوباره اصولگرایان اکثریت شورای شهر را در دست می گرفتند. ولی متاسفانه اختلافات را ایجاد کردند ، شهردار را تغییر دادند و نتیجه‌اش همین شد که دیدیم.» 

 

     اختلاف تحول خواهان  با ما سیاسی بود نه فکری
حاج رسولی ها با تاکید بر اختلافات اصولگرایان در شورای سابق شهر بر سیاسی بودن و فکری نبودن این اختلافات تاکید می کند و می‌گوید:« بالاخره تقسیم‌بندی اصلاح‌طلب و اصولگرا وجود دارد و باید آن را بپذیریم. در جامعه نمی‌تواند هرج و مرج باشد و هر جریانی باید یک منش سیاسی داشته باشد.» وی در ادامه به اتحاد بخشی از جریان تحول خواه اصولگرا با بعضی از اصلاح طلبان در شورای قبل اشاره کرده و آن را یک شیوه سیاسی دانست.رئیس اسبق شورای شهر اصفهان، ضمن رد «جوان‌گرایی» به عنوان نقطه تمایز تحول خواهان اصولگرا می افزاید:«اینکه ما(جبهه متحد اصولگرایان) اعتقاد به جوان‌گرایی نداشتیم حرف کاملا غلطی بود، در لیستی که ما ارائه کردیم، جوانان حضور داشتند و به جز چند نفر ( که سابقه حضور در شورای قبلی را داشتند) اکثریت لیست ما جوان بودند.»وی با تاکید بر این نکته که تمایلی به صحبت درباره انتخابات 96 ندارد، نقطه ضعف جریان سیاسی متبوع خود را «حضور کمرنگ  در رسانه‌ها» ارزیابی می کند.

 

     مردم، تحول خواهان اصلاح طلب را نمی شناختند
صلواتی ، عضو شورای اصلاحات اصفهان که یکی از بزرگان اصلاح طلب در اصفهان محسوب‌ می‌شود، اعتقاد دارد تحول‌خواهان اصلاح طلب «جوانان فعال و کارآمدی بودند که در تمامی مراحل انتخابات به بازی گرفته نشدند». وی به تلاش خود و بعضی از چهره های شاخص اصلاح‌طلب اصفهان برای رسیدن به لیست مشترک اشاره کرده و می‌گوید:« ما به آنها گفتیم بیایید یک لیست مشترک داشته باشیم و شما افرادی را معرفی کنید. آنها اعتقاد داشتند چون جوان و فعال هستند و برای تبلیغات انتخابات هزینه هم می‌کنند حتما برنده می شوند، ولی واقعیت این است که مردم شهر باید آنها را می شناختند، در حالی که چنین شناختی وجود نداشت. حتی نامزدهای لیست اصلی اصلاح طلبان هم به جز چند نفر برای مردم چندان شناخته شده نبودند، ولی مردم حامیانشان را می‌شناختند و به این لیست رأی دادند. اما تحول‌خواهان، حامی شناخته شده‌ای هم نداشتند و با تصویر رئیس دولت اصلاحات یا عنوان "اصلاحات" نیز نتوانستند موفق شوند.» وی با تاکید بر اینکه ریشه جدایی تحول خواهان از جریان اصلی اصلاحات، اختلاف سلیقه بود، می افزاید:«در شورای اصلاحات درباره برخورد با تحول خواه‌ها اختلاف نظر وجود داشت و این اختلاف نظر طبیعی است. من فکر می کنم با شکستی که تحول‌خواه‌ها در این انتخابات تجربه کردند، اختلاف ها ترمیم شود. امید من این است که در انتخابات بعدی همبستگی ایجاد شود، به شرط اینکه آنها هم بخواهند، چون شنیدم به آنها گفته شده بود که چند نفر را برای حضور در لیست معرفی کنید و آنها از موضع قدرت برخورد کرده بودند و گفته بودند نیمی از لیست باید در اختیار ما باشد.»

 

  شورای اصلاحات به جوان‌گرایی معتقد بود
صلواتی در پاسخ به این سوال که جوان‌گرایی را تا چه اندازه نقطه تمایز جریان اصلی اصلاحات و تحول‌خواهان می داند، می‌گوید:«جوان‌گرایی یک مسئله فکری نیست که به عنوان نقطه تمایز مطرح شود بلکه یک برنامه ریزی و یک تصمیم است. لیست اصلی اصلاحات هم معتقد به جوان‌گرایی بود و اکثریت شورای فعلی شهر را جوان ها تشکیل می دهند. البته در مدیریت های شهری به تجربه احتیاج است و حتی در منصوبان شهردار فعلی نیز می بینیم جوان‌ترها موفقیتی را که افراد مسن داشتند، ندارند. به نظرم جوان ها باید ابتدا در معاونت‌ها قرار بگیرند و پس از آن به سراغ پست های اصلی بروند. البته مشاورها می توانند مسن باشند چون مشاور راهنمایی و ارائه تجربیات می‌کند.»  وی با تاکید بر اینکه اکنون نیز در شهرداری از نیروهای بازنشسته استفاده نشده و بدنه جوان حضور دارند، می افزاید :« آقای شهردار هم بازنشسته نیست و از نیروهای توانمندی است که پیش از این در دانشگاه و فرمانداری حضور داشته است. فکر نمی کنم در زمینه جوان‌گرایی اگر تحول خواهان هم رأی می آوردند می توانستند کاری غیر از این انجام دهند.البته بنده اعتقاد دارم باید از وجود و مدیریت جوانان تحول‌خواه استفاده کرد.»

پروژه تاریخ شفاهی ایرنا - مصاحبه با فضل الله صلواتی قسمت پنجم (5) -پایانی

پروژه تاریخ شفاهی ایرنا:

روایت صلواتی از برکناری خلخالی، لاجوردی و اعدام ها (5)

تهران – ایرنا- فضل الله صلواتی در بخش پنجم و پایانی مصاحبه خود با گروه پژوهش ایرنا از رابطه ساواک و انجمن حجتیه، ملاقات با شیخ صادق خلخالی، مقابله با پاکسازی ها در دستگاههای اجرایی، کنار گذاشته شدن اسدالله لاجوردی و خلخالی از دستگاه قضا صحبت به میان می آورد.

خبرگزاری ایمنا - لینک مصاحبه

او همچنین خاطراتی از گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس اول درباره برخی رفتارهای آقایان اسدالله لاجوردی و خلخالی خدمت امام خمینی(ره) و رییس جمهور وقت تعریف می کند.
بخش پایانی گفتگوی گروه پژوهش ایرنا با این فعال ملی مذهبی در پی می آید:

ایرنا: درباره فعالیت انجمن حجتیه چه می دانید؟
صلواتی:
آنها قبل از انقلاب برای مبارزه با بهاییت شروع به کار کردند. جوان های این فرقه تعهد می دادند که در سیاست دخالتی نکنند. فرقه این تعهدات را به اطلاع ساواک می رساند و می گفت اینها در سیاست دخالت نمی کنند شما هم مزاحمشان نشوید.
خب. با امثال ما و گروههای مبارز خیلی مخالف بودند. آنها قبل از انقلاب به ما می گفتند: مگر آقای خمینی چه کار کرده است؟ خمینی بچه های مردم را به زندان انداخته است؟ باعث کشته شدن مردم شده است؟
در اصفهان 50، 60 نفر از این انجمن حجتیه هایی وجود داشتند. من خودم تعهدی که این ها داده بودند را دیدم. «رضوی» نامی در ساواک بود که در جلسات بازجویی برخی شان را نشان می داد. ساواکی ها می گفتند «شما ما ساواکی ها را متهم به بی دینی می کنید ببینید ما این ها (انجمن حجتیه ها) را آزاد گذاشته ایم که آزادانه همه جا سخنرانی و دین( اسلام) را تبلیغ کنند. ما با توطئه و اقدام علیه امنیت ملی مخالفیم. ما با حرکت ضد نظام سلطنتی و شخص اعلیحضرت مخالفیم.»
قبل از انقلاب یکبار در یزد چند تن از انجمن حجتیه نزد من آمدند و تقاضای وقت ملاقاتی با آیت الله صدوقی داشتند. آنها پیش صدوقی رفتند و گفتند جلسه خصوصی است. بعد که از جلسه بیرون آمدند از یکی شان درباره محتوای جلسه پرسیدم پاسخ داد: درباره آینده کشور و حکومت اسلامی بود.
آنها قبلا به خود امام هم اهانت می کردند. ولی کم کم به اوایل انقلاب که رسیدیم و دیدند که انقلاب دارد پیروز می شود وارد گود شدند و زمزمه مرگ بر شاه و درود بر خمینی راه انداختند.
بعد از پیروزی انقلاب اطلاع پیدا کردم که این ها قصد نفوذ دارند و می خواهند در اصفهان تمام مدیریت کل و روسای بخش های دولتی از آنان باشد.
برای مثال کمیته خادمی که قبلا آن را نام بردم به خانه بهایی ها می ریختند و کتاب و اسنادشان را می بردند. آنها مجموعه عظیمی از کتب بهاییت را جمع کردند.
من می خواستم بعد از انقلاب در یزد بمانم اما صلاح دیده شد من به اصفهان بیایم. وقتی فرماندار اصفهان شدم این سرو صداها خوابید.

ایرنا: در رابطه با بحث مجلس اول، شما عضو کمیسیون اصل 90 بودید و آنطور که خودتان قبلا گفته اید جلوی برخی از پاکسازی ها و افراط گری ها، پاکسازی در دانشگاه ها را گرفته اید. روایت شما از این قضیه چیست؟
صلواتی:
من دیدم پاکسازی هایی که می کنند بی عدالتی است. مثلا آن در آموزش و پرورش و ادارات خانم های باحجاب و چادری بسیار نادر بودند. اگر هم کسی در آنجا چادر سر می کرد چادرش سفید و نازک بود.
با عنوان بدحجابی می خواستند بعضی ها را پاکسازی کنند. من در کمیسون اصل 90 مجلس بودم. کاری کردم که از این تاریخ اگر کسی را می خواهند از ادارات پاکسازی کنند اولا شخص زیر 30 سال نداشته باشد و در ثانی این اخراج مبتنی بر مدرک معتبر باشد.
اما این ها آمدند و تاریخ قبل از این قانون را پای احکام اخراج زدند و عده ای را پاکسازی کردند.
وقتی من با کارشان مخالفت کردم عده ای شان آمدند جلوی مجلس تحصن کردند که صلواتی با طاغوتی ها هماهنگ است و نمی گذارد ما ساواکی ها را از ادارات اخراج کنیم.
به آنها گفتم هر کس را که عضو ساواک یا شکنجه گر بوده است می توانید اخراج کنید اما نمی توان هر کس را به این بهانه که شاه دوست است و عضو حزب رستاخیز بوده از کار بیکار کرد.
زمان شاه، از طرف حکومت با یک دفتر به ادارات می آمدند و رییس هر اداره باید اسامی همه کارکنان خود را به عنوان عضو حزب رستاخیز در این دفتر می نوشت.
من همان روز اول که فرماندار شدم تمام این دفترهای حزب رستاخیز را برداشتم و با خود به خانه بردم. نگذاشتم دست هیچ کس به این دفاتر برسد نه کمیته انقلاب نه حراست. جلوی بازداشت رستاخیزی ها را هم گرفتم البته غیر از سخنرانان معروف این حزب که همه آنها را می شناختند.
در آموزش و پرورش هم همه شان را دوباره به کار برگرداندم.
بعد هم نامه ای تحت عنوان اخطار اصل 90 مجلس به نخست وزیر وقت مرحوم محمدعلی رجایی نوشتم و گفتم در برخی ادارات دارند افراد بی گناه را تحت عنوان پاکسازی اعضای حزب رستاخیز از ادارات بیرون می اندازند. خواهش می کنم جلوی این را بگیرید. زیر نامه هم نوشتیم آقای مهندس بهزاد نبوی لطفا اقدام شود.
متن این نامه را به امضای خودم نوشتم .
در هر صورت ما جلوی این تندروی ها را گرفتیم و پاکسازی ها با حساب و کتاب و منطقی شد. یعنی افرادی که شکنجه گر ساواک یا خبرچین این دستگاه بودند باید با مدرک و از طریق دادگاه با آنها برخورد کرد.

ایرنا: آن فهرستی که با خودتان بردید هنوز موجود است؟
صلواتی:
نه. نابودش کردم. نمی خواستم دست کسی بیفتد چون در اوایل انقلاب احتمال ترور خود را می دادم.

ایرنا: در سالهای ابتدایی انقلاب که در مجلس بودید چه شکایت هایی به کمیسیون اصل 90 می رسید؟
صلواتی:
مسایل مربوط به دادگاه ها بیشتر بود. اعدام هایی که خلخالی و لاجوردی انجام می دادند.
یک روز با پرونده این شکایات خدمت رییس جمهور وقت آقای خامنه ای رفتم. اتفاقا فرید پسر کوچکم هم همراهم بود. آقا ابتدا با فرید شوخی کردند و کمی سر به سر او گذاشتند.
من شروع به گفتن مسایل این پرونده ها کردم طوری که آقا دیگر خسته شدند و رو به پسرم کردند و با مهربانی گفتند: فرید جان برو بیرون بازی کن.
پرونده ها را دیدند و موارد حساس آنها را خواندند. در آخر گفتند این موارد باید با امام در میان گذاشته شود.
از ایشان خواستم برایم از امام وقت بگیرند. آقای خامنه ای هم همانجا به دفتر امام زنگ زدند و قرار شد چهارشنبه پیش امام بروم.
روز چهارشنبه به عنوان نماینده کمیسیون اصل 90 با این پرونده ها پیش امام رفتم.
چند تا از موارد را که گفتم امام فرمودند پیش آقای منتظری بروید و موارد را برای ایشان مطرح کنید هرچه ایشان بگوید من آن را قبول دارم.
من به کمیسیون اصل 90 رفتم و فرمایش امام را به اعضای آن گفتم. این بار کسان دیگری از کمیسیون این پرونده ها را نزد آقای منتظری بردند. یادم هست همان وقت لاجوردی را از کار برداشتند.
یادم هست بعدها مرحوم حبیب الله عسگراولادی رییس وقت کمیته امداد با گله به من گفت: منتظری با اینکه می دانست لاجوردی مال حزب ما است، او را برکنار کرد.
من پاسخ دادم: کار آقای منتظری نبود کمیسیون اصل 90 او را برداشت.
بعدها که آقای منتظری کنار رفت این ها با او بد شدند.
با تلاش کمیسیون اصل 90 خلخالی هم از دادگاه ها برداشته شد اما دوباره برای مبارزه با مواد مخدر او را آوردند. عده ای هم از او حمایت کردند.
مهمترین کارهای ما در اصل 90 این ها بود.

ایرنا: کار خلخالی در زمینه مبارزه با مواد مخدر چطور بود؟
صلواتی:
شکایت از ایشان خیلی بود. حتی یکبار ایشان مصاحبه ای کرد و گفت که من چهار تا دکتر را در اصفهان به خاطر قاچاق مواد مخدر گرفته بودم و می خواستم آنها را اعدام کنم اما صلواتی نگذاشت.
من هم پاسخ ایشان را در تریبون مجلس دادم که اولا اینها چهار تا دکتر نبودند بلکه چهار تا بازاری بودند. ثانیا از این ها نفری ششصد هزار تومان پول خواسته بودند تا آزاد شوند.( آن وقت ششصد هزار تومان خیلی پول بود) اما یکی شان نداده بود و آن فردی به نام حسن یزدی بود. او قبل از انقلاب که در زندان بودیم خیلی به ما انقلابیون محبت می کرد و خرج خیلی از روحانیون را می داد. آقای خلخالی! شما ابتدا پرونده ایشان را کامل بخوان بعد درباره اش تصمیم بگیر.
خلخالی همانجا گفت: باشد می خوانم.
فردای آن روز در مجلس بودیم که بلندگوی مجلس مرا صدا کرد و گفت آقای خلخالی با شما کار دارد. پیش خودم گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم؛ خلخالی با من چه کار دارد؟!
همدیگر را که دیدیم گفت: حسن یزدی را دیشب اعدام کردم.
من هم خیلی عصبانی شدم و گفتم: دست شما درد نکند!!

ایرنا: یعنی حسن یزدی از قاچاق مواد مخدر خرج انقلابی ها می کرد؟
صلواتی:
نه. او در اصل بازاری بود. مذهبی هم بود. قبل از انقلاب در زندان بود و نسبت به زندانیان سیاسی خیلی با محبت و مهربان بود. دو دفعه هم ساواک او را برد و کتک زد که چرا خرج زندان آخوندها را می دهی؟ خود خلخالی گفت در وصیتنامه اش که ضمیمه پرونده اش شد نوشته که برایم هر سال روضه اهل بیت بخوانید.
ولی از پول قاچاق خرج ما نمی کرد. چون پول های قاچاق را شاه مصادره کرده بود. کسب و کار خوبی در بازار داشت و از آن محل هوای زندانیان سیاسی را داشت.

ایرنا: چرا آن 600 هزار تومان را نداد؟
صلواتی:
نمی دانم. شاید آن را نداشت بدهد.

ایرنا: بعدها هم آقای خلخالی را دیدید؟
صلواتی:
بله. البته خلخالی همان موقع به من گفت من که بروم اینها بیشتر از من می کشند.
سالها بعد یکبار در قم به دیدنش رفتم. چون من با آقای منتظری دوست بودم و او هم ارادتی به ایشان داشت با اینکه حال نداشت و کسی را نمی پذیرفت تا گفتند صلواتی از اصفهان آمده با محبتی زیاد مرا به حضور پذیرفت. در حین همین ملاقات به من گفت: من در دل قاچاقچیان بیشتر رعب و وحشت ایجاد کردم و جلوی قاچاق مواد مخدر تا حدی گرفته شد ولی بعد از من این همه قاچاقچی را اعدام کردند و هیچ خبری نشد.

ایرنا: درباره حوادث بعد از انقلاب با او حرفی نزدید؟
صلواتی:
نه. کلا بعد از ایام نمایندگی دو بار وی را دیدم . البته گاهی نماز دفتر آقای منتظری می آمد.

ایرنا: مطلب خصوصی از اعدام های اول به شما چیزی نگفت؟
صلواتی:
نه. عمومی می گفت. از او پرسیدند از اعدام ها پشیمان نیستی؟ پاسخ داده بود پشیمانم که کم اعدام کردم.
او واقعا اعتقاد داشت که ساواکی ها و خائنین و فروشندگان مواد مخدر را اعدام کرده است.

ایرنا: شما نشریه ای به نام نوید اصفهان هم منتشر می کردید. که از سال 66 راه اندازی شد و سال 77 توقیف شد. . خط مشی اش چه بود و چرا توقیف شد؟
صلواتی:
وقتی در مجلس بودم فرماندار و استاندار وقت اصفهان آمدند و گفتند همه شهرهای بزرگ نشریه دارند ولی در اصفهان نشریه قابلی وجود ندارد. شما تقاضا نشریه بکنید ما مجوز بدهیم.
گفتم: نمی توانم اداره کنم، اما با اصرار آنها من هم قبول کردم.
آن موقع نکویی فرماندار و داوودی شمسی استاندار بود. وقتی مجوز صادر شد، آنها عوض شده بودند.
مردد بودم که منتشر کنم یا نه. پیش آقای محمود دعایی مدیرمسوول روزنامه اطلاعات رفتم و با او مشورت کردم. دعایی با اصل کار موافق بود ولی خیلی شوخی می کرد و مثلا می گفت باید خیلی مواظب باشی! کافی است حروف چینت یک « د» را «ذ» بزند بعد خواهی دید چه اتفاقی در مملکت می افتد!
خدا خیرش دهد. ما با کمک ایشان چاپ این نشریه را شروع کردیم. تندترین مقالات را هم در آن می نوشتیم. انتقاد از آقای هاشمی و میرحسین موسوی و تقریبا همه. اطلاعیه های آقای منتظری و آذری قمی را چاپ کردیم.
تا اینکه پایمان را در کفش گروه موسوم به انصار حزب الله کردیم که چرا این ها مزاحم مردم می شوند و به جلسات مردم حمله می کنند.
آنها هم در نماز جمعه توماری سی چهل متری علیه ما امضا کردند. تومار را به دادگاه انقلاب اصفهان فرستادند و سرانجام دادگاه انقلاب تهران این نشریه را موقتا توقیف کرد.
البته تعطیل موقت بود و من می توانستم بعدا این نشریه را دوباره منتشر کنم.
البته دادگاه انقلاب هم به من گفت در توقیف نشریه شما ما کاره ای نبوده ایم و از اطلاعات خواسته اند که نشریه را توقیف کند.
بعدها دیگر حوصله اش را پیدا نکردم که آنرا دوباره منتشر کنم.

ایرنا: تیراژش چقدر بود؟
صلواتی:
2 هزار تا. ولی وقتی مثلا پیام آقای منتظری را می زدیم یک دفعه یکی می آمد و می گفت من هزار تا می خواهم و ما هم می دادیم چاپخانه برایش چاپ می کرد.

پایان

انتهای پیام /* مصاحبه: ناصر غضنفری - پژوهش 3081

کد خبر: