زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

جماران -تهران استقلال و عدم وابستگی سیاسی دستاورد انقلاب اسلامی بوده است

استقلال و عدم وابستگی سیاسی دستاورد انقلاب اسلامی بوده است

نبود وابستگی سیاسی دستاورد مهم انقلاب اسلامی است

اصفهان- ایرنا - زندانی سیاسی رژیم پهلوی گفت: یکی از اهداف انقلاب اسلامی، استقلال کشور و نبود وابستگی سیاسی بود که خوشبختانه به این هدف مهم دست یافته ایم.

فضل الله صلواتی روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا افزود : در آستانه 40 سالگی انقلاب اسلامی هستیم که برخی شعارهای انقلاب اسلامی به عمل نزدیک شده است.
وی با اعتقاد به اینکه بانوان ایرانی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برای حضور در عرصه اجتماعی و سیاسی کشور در محدودیت قرار داشتند، اظهارداشت : اما اکنون فضا برای حضور آنان در فعالیت های اجتماعی و سیاسی کشور فراهم شده است.
این استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان بیان کرد: احکام اسلامی در رژیم گذشته مورد غفلت و بی توجهی قرار می گرفت که پس از انقلاب، احکام اسلامی مورد توجه قرار گرفت و مبنای شکل گیری نظام بر این اساس پایه ریزی شده است.
وی با بیان اینکه عوامل مختلفی در شکل گیری انقلاب اسلامی دخیل بود و باعث شد تا حکومت پهلوی سقوط کند و من در کتابی با عنوان ' علل سقوط شاه ' جزییات آن را بیان کرده ام، افزود: نشنیده شدن صدای ملت، دیکتاتوری و شکنجه های شدید نیروهای آزادی خواه که توسط ساواک انجام می شد، موجب نارضایتی مردم از رژیم پهلوی شد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی ادامه داد: در آن دوران هرکس سروکارش به ساواک می افتاد و در زندان های رژیم پهلوی حبس می شد سرنوشتش با خدا بود.
وی با بیان اینکه حبس های ناعادلانه هرجایی باشد باعث رنج و مصیبت و ناراحتی و انحطاط رژیم ها می شود، گفت: برخی از زندانیانی که در زندان های شاه مورد شکنجه قرار گرفته بودند پس از آزادی خاطرات خود را برای مردم بیان می کردند.
صلواتی اضافه کرد: این شکنجه ها باعث شد تا نظام شاهنشاهی زیر سوال برود و مردم نسبت به حکومت بدبین شوند.
وی سخت گیری نسبت به روحانیون را از دیگر علل نارضایتی مردم از رژیم پهلوی بیان کرد و افزود: مردم ایران به روحانیون احترام قائل هستند و در آن دوران، نارضایتی خود نسبت به حکومت پهلوی را به روحانیون در میان می گذاشتند تا اعتراض خود را از طریق تریبون هایی که در دست داشتند به گوش حکومت برسانند.
نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی اظهارداشت: شخص شاه اهانت هایی را نسبت به مردم روا می داشت و همین اهانت ها موجب شد تا مردم نسبت به وی خشمگین شوند.
وی اظهارداشت: امام خمینی (ره) برای احیای فریضه های اسلامی که در آن زمان رو به فراموشی بود قیام کرد و از بی توجهی رژیم شاه نسبت اعتقادات مذهبی و اسلامی مردم اعتراض داشت.
صلواتی هدف خود از مبارزه با رژیم پهلوی را برقراری عدالت در جامعه، برچیده شدن دادگاه های فرمایشی، ایجاد مردم سالاری، مشارکت مردم در اداره کشور و تقسیم عادلانه ثروت ملی در بین شهروندان بیان کرد و گفت: ما با این هدف در خط مبارزه با رژیم پهلوی قرار گرفتیم.
وی تصریح کرد: هدف ما از اعتراض نسبت به این رژیم شنیده شدن صدای ملت توسط حکومت بود.
استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان افزود: اما پس مدتی در سال 1353 رژیم شاه کمیته ضد خرابکاری تشکیل داد و پایگاه های شکنجه و عذاب برای ما ایجاد کرد اما نتوانست مانع حرکت انقلابی مردم ایران شود.
فضل‌الله صلواتی متولد 1317 در اصفهان، نویسنده، پژوهشگر و از نیروهای ملی- مذهبی و زندانی سیاسی دوران پهلوی، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی است.
وی دکترای ادبیات عرب و استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان است.

از بین بردن فقر و جهل از اهداف انقلاب است

از بین بردن فقر و جهل از اهداف انقلاب است

                 لینک در روزنامه اصفهان زیبا 

                فضل الله صلواتی، نخستین فرماندار اصفهان پس از انقلاب : از بین بردن فقر و جهل یکی از اهداف مهم انقلاب است که اگر در این راه شکست بخورد، دچار «نقض غرض» شده و به اهداف خود نرسیده است. با نهایت تلاش و زحمت به این جایگاه رسیده‌ایم، اما در این چهل سال دشمنان با ایجاد تحریم‌ها و برخی از برخورد‌ها قصد عقب نگه داشتن ایران اسلامی را داشته و دارند. پیشرفت با صلح و آرامش همیشه رابطه مستقیمی دارد. برای پیشرفت باید با دنیا سازگار شویم، چراکه نمی‌توانیم همیشه درگیر باشیم و برای خود دشمن به وجود آوریم. انقلاب ایران باعث شد کشورهایی مانند ترکیه، عربستان، عراق و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس با الگوبرداری از اهداف انقلاب، به آبادانی کشور‌های خود بپردازند. انقلاب ایران نقش قابل توجهی در پیشرفت و احیای کشورهای همسایه داشته است. باید آنقدر آزاد باشیم تا صادرات به نقطه اوج خود برسد و سرمایه گذاران احساس ترس نکنند و می‌توان گفت در کشور امنیت اقتصادی باید جریان داشته باشد تا مردم درآمد‌زایی داشته باشند.

 

در یادبود رونشاد حجت الاسلام و المسلمین دکتر خلیل رفاهی

چند دست نوشته به یاد روانشاد مرحوم دکتر خلیل رفاهی


رسول جعفریان

یادی از عالم تازه درگذشته،‌ خلیل رفاه


سیدعلی اصغر غروی

در سوگ مرحوم خلیل رفاهی


عطاءالله مهاجرانی

به یاد فرزانه عزیز، معلم و دوست دکتر خلیل رفاهی


در ادامه مطلب مطالعه فرمایید: 

ادامه مطلب ...

ماجرای زنده شدن فضل الله صلواتی بعد از شکنجه های ساواک!

شکنجه های بسیار طولانی و شدید او را از پای در آورد و ناراحتی قلبی پیدا کرد، پزشکان تشخیص دادند که او فوت کرده و به سردخانه منتقلش کردند تا اینکه...

نشانی سایت جماران

جی پلاس: در اصفهان هیچ فرد انقلابی نیست که نادری را نشناسد، او غول شکنجه ساواک اصفهان بود. در شکنجه کردن و ابداع ظلم استاد بود. کسانی که به هر نحو با او روبرو شده اند تا پایان عمر او را فراموش نخواهند کرد....

علی اسحاقی اعتقاد دارد این شکنجه گرها بیماران روانی بودند که سخن درستی است... آیا یک انسان سالم قادر است که تحمل کند با دست خود یک بچه را با میله های داغ بسوزاند و بکشد؟!

صلواتی در این باره خاطره ای دارد: چهره هایی مانند آیت الله طالقانی، آیت الله العظمی منتظری، محمد منتظری، سعید محسن و بسیاری از افراد دیگر در انقلاب و در راه عقیده و آرمان خودشان بسیار بسیار زحمت کشیدند و رنج و شکنجه تحمل کردند. مثلا یک نمونه شکنجه را که جلوی خود من انجام دادند این بود که میله آهنی را داغ می کردند به حدی که سرخ شود وقتی که این میله سرخ شد، آن را به بدن پسربچه 10 الی 14 ساله ای چسباندند. بعد هم داخل بدنش کردند و این پسربچه نوجوان نجف آبادی را به شهادت رساندند. و رنج های بسیار بسیار زیادی که هزاران هزار شهید گمنام و زحمتکشان ناپیدا انجام دادند و هدفشان از این همه رنج و زحمت رسیدن به عدالت و آزادی بود که تحمل کردند. زیربنای حکومت اسلامی باید عدالت باشد.

خود صلواتی از کسانی است که شکنجه شده است، رضا میرمحمد صادقی که از درون ساواک آگاهی داشته اعتقاد دارد که صلواتی بیش از همه شکنجه شده است:

ما با آقای صلواتی و آقای حداد جلساتی داشتیم و تفسیر سیاسی می گفتیم و آقای صلواتی روزهای جمعه جوان ها را به کوه می بردند. آقای صلواتی را گرفتند و خیلی شکنجه دادند به نظر من آقای صلواتی در ایران بیش از هر کسی شکنجه شدند، چون مامور ایشان برای شکنجه آقای جعفری که حتی برده بودندنش در کمیته ضد خرابکاری تهران و در آن زیر زمین گفته بود: این خون ها را می بینی؟ خون های کی و کجاهاست؟ آقای صلواتی گفت: من اول فکر می کردم که خون نیست و رنگ پاشیده اند به طاق ولی وقتی که خودم را خواباندند و شلاق برقی آوردند، دیدم که خون به طاق می چسبد و رژیم دنبال این بود که آقای صلواتی را اعدام کند.

از نیروهای خیلی فعال که پس از دستگیری بسیار شکنجه شد مرتضی نیلی احمدآبادی است. مسعود خوانساری درباره او گفته است: 

از بچه های فعال انجمن اسلامی می توانم آقای نیلی را اسم ببرم. مرتضی نیلی بود که از فعالین انجمن مذهبی آن موقع بود. ایشان هم ارتباطات خیلی فعالی داشت و هم اینکه خودش هم خیلی پرجوش و خروش بود و با آقای صلواتی هم ارتباط خوبی داشت.

ابوالحسن سپه کار از دستگیری مرتضی نیلی و اینکه او را چنان شکنجه دادند که روانی شد و نیز خبر مرگ صلواتی در زیر شکنجه نقل کرده است:

دستگیری آقای مرتضی نیلی به این صورت بود، همان روز دستگیری تا شاید یک ساعت قبل از دستگیری ما با هم بودیم. ایشان به من گفتند که من تصمیم دارم که کتاب های حکومت اسلامی حضرت امام را به مقدار زیادی بخرم و از شما پول می خواهم. من مبلغی که داشتم به ایشان دادم و ایشان گویا قبلا کتاب ها را خریده بودند، رفته بودند پول کتاب ها را داده بودند ولی خوب ایشان زیر نظر بودند و در کانون خرد که در پاساژ تخت جمشید است و این کانون خود وابسته به آقای دکتر صلواتی بود ایشان رفت و آمد داشتند که همین که آمده بودند در کانون دیده بودند یک تعدادی در همان مغازه نشستند و تا ایشان وارد می شوند می گویند که آقای نیلی شما هستید؟ می گویند: بله. می گویند: پایین با شما کار داریم. ایشان می آید پایین می گویند: چه کار دارید؟ می گویند: شما باید بیایید با ما. ایشان می گویند: خیلی خب پس شما اجازه بدهید من بروم بالا و به آن آقایی که بالاست بگویم که من دیگر نمی آیم. من اینجا کار می کنم، می رود بالا و آن دفترچه ای که همیشه با خودش بود و داشت آدرس و خلاصه آن حساب هایی که با افراد داشت، آدرس و اسامی افراد را داشت، این دفترچه را می گذارد و می آید پایین که همین دفترچه بود که ما را خیلی نگران کرده بود. ایشان می آید پایین و دستگیر می شود و در اصفهان و بعد هم در تهران که از یکی از شدیدترین شکنجه ها را برای آقای نیلی قائل شده بودند به طوری که سوراخ کردن کف پا، پاشنه، شکستن استخوان پا، شکستن سر و تمام شکنجه های ممکن را برای ایشان قائل شده بودند که می خواستند ایشان اولا همکاران و دوستانش را معرفی بکند و ثانیا اعتراف کند که من رهبر مجاهدین خلق هستم که البته ایشان هر دو را ابا کرده بود و گفته بود که من کسی را نمی شناسم. علی رغم اینکه مثلا اینها می دانستند ایشان با آقای دکتر صلواتی ارتباط دارد، ولی گفته بود من کسی را نمی شناسم، حتی دکتر صلواتی را من نمی شناسم. و بعد مثلا سوال کرده بودند خب شما 120 کتاب حکومت اسلامی که ما گرفته ایم از شما، 120 کتاب را از کجا آوردید؟ گفته بود: از مادرم گرفتم که البته حرف هایی که می زدند، دیده بودند این حرف ها سر و ته ندارد و ایشان را اینقدر شکنجه می دهند که در زیر شکنجه ایشان به بیماری روانی دچار می شود و بعد به بیمارستان روانی ساواک او را می برند و بعد دیدند که بیماری ایشان ظاهرا خوب نمی شود. ایشان را ظاهرا آزاد می کنند ولی تحت نظر بود و هم ایشان تبعید شد به مشهد تا پیروزی انقلاب هم ایشان در مشهد، در حال تبعید به سر می برد.

دوران خدمتم تمام شد، دوران محکومیت آقای دکتر صلواتی هم تمام شد و وقتی که آمدم، در ملاقاتی که با ایشان داشتم، قضیه را از ایشان پرسیدم که جریان فوت شما چه بوده است؟ چه شد که رادیو عراق اعلام کرد که شما فوت شدید؟ ایشان حادثه را اینطور تعریف کردند، گفتند: من زیر شکنجه شدیدی قرار گرفتم و دیگر به قدری مرا شکنجه دادند و دوران شکنجه ما طولانی شد که حالت اغما به من دست داد بعد دیگر بیماری قلبی پیدا کردم و دکترها تشخیص دادند که من فوت شدم و مرا بردند در سردخانه. در سردخانه من شاید حدود 24 ساعت در حالت اغما بودم و به هر حال پزشکان ساواک آمده بودند برای اینکه جواز دفن صادر کنند. بعد همین وقتی که آمده بودند جواز دفن را صادر کنند، مامور ساواک گفته بود، یک معاینه دیگر به عنوان آخرین معاینه بکنید از ایشان که بنویسیم تاریخ آخرین معاینه فلان بوده و جواز دفن صادر شود. بعد من در همین موقع مثل اینکه به هوش آمده بودم و صدای اینها را می شنیدم. من خودم را تکان دادم و همین تکان خوردن من دیدم که می گویند مثل اینکه زنده است و یک بار دیگر قلب را معاینه کردند و گفتند که نه این زنده است و ایشان باید برود بیمارستان و من را منتقل کردند به بیمارستان و بعد از مدتی که در بیمارستان بودم ظاهرا بهبود پیدا کردم.

 

برشی از کتاب اصفهان در انقلاب؛ ج 2، ص 292-297؛ چاپ اول (1396)؛ ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س).

1084879

تسلیت درگذشت روانشاد دکتر خلیل رفاهی - (دکتر خلیل رفاهی)

«قال رسول الله (ص):  اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء»

«چون عالم دینی رخت از جهان بربندد،‌ در دیواره اسلام رخنه ای پدید آید که چیزی جز عالمی دیگر آن را پر نمی‌سازد.»


درگذشت دانشمندی فرهیخته،‌ استادی شایسته و نویسنده ای ارزنده
حضرت حجت الاسلام و المسلمین مرحوم مغفور دکتر عبدالخلیل رفاهی


را به پیشگاه مولایمان امام زمان (عج)،‌ به دانشگاهیان و حوزیان و خانواده آن فقید سعید تسلیت گفته و غفران و آمرزش او را که خدمتگذاری لایق برای جامعه علمی کشور بود و یک عمر طولانی زبانش به قرآن و حدیث و ادب و نصحیت و اندرز گویا بود از درگاه خداوند بزرگ خواستار است.
از شمار دو چشم یک تن کم                                 وز شمار خرد هزاران بیش
خدایش غریق رحمت بی منتهای خود بفرماید

  • اصفهان - فضل الله صلواتی
  • 19 دیماه 1397


منزل آقای دکتر صلواتی جلسه دوستان و فرهنگیان سال 1339
نشسته از راست، آقایان: اشرافی،‌ باطنی، دادگر، ذرّه، فضل اله صلواتی، روانشاد رفاهی، دکترفشارکی، رفیعیان
ایستاده از راست: فرید صلواتی، منصوری، استاد شاهزیدی،‌ زجاجی، وحید صلواتی،  نعیم صلواتی، توریست میهمان




روانشاد دکتر خلیل رفاهی (رحمت الله علیه)