تصاویری از زنده یاد عبدالعلی مصحف
تنظیم: وحید صلواتی

پرتره



استانداری مازندران

دامادهای علامه جعفری دهه
60


روانشاد
مهندس عبدالعلی مُصَحِّف فرزند مرحوم میرزاعلی، مطابق نگارش پدربزرگشان
مرحوم علیرضا مصحف در حاشیه قرآن مجید، در روز چهارم بهمنماه ۱۳۱۷، برابر
با سوم ذیالحجه ۱۳۵۷ هجری قمری در ناحیه سه اصفهان، واقع در خیابان مدرس،
کوچه باغ سهیل به دنیا آمد. برادرشان، حاج آقا عباسعلی و دامادهایشان،
مرحوم رضا طالبان (فرهنگی) و مرحوم استاد علیاکبر پرورش (وزیر اسبق آموزش و
پرورش) منشأ اثرات نیک بودند.
پنج ساله بود که او را به مکتبخانه عمه پدر بردند تا نماز و قرآن خواندن بیاموزد. در سنین ٦ تا ٩ سالگی در محضر پدربزرگش که صحاف بود، به یادگیری قرآن پرداخت و به آن اشتیاق نشان داد. در هفت سالگی به کلاس اول رفت، ولی بعد از یک ماه به علت عدم انس با روش جدید آموزشی مدرسه در آن زمان که با روش تدریس پدربزرگش بسیار متفاوت بود، تحصیل را رها کرد و باز در خدمت پدربزرگ مشغول به کار شد. هر روز به مغازه ایشان در بازار اصفهان میرفت، تا اینکه در سن ۱۰ سالگی بر خواندن و نوشتن کاملاً مسلط شد و در همان سن در ایستگاه رادیو، برای اولین بار، قرآن تلاوت کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت.
با توجه به شرایط سخت اقتصادی خانواده، از سن ١٠ تا ١٣ سالگی در کارخانه ریسندگی نور(محل کار پدر)، مشغول کار شد. اشتغال باعث نشد که دست از مطالعه و تحصیل بردارد و روزانه حدود یک ساعت در آموزشگاه کارخانه درس میخواند. در سن ١٢ سالگی با آموزشگاه شهاب آشنا شد. روزها در کارخانه کار میکرد و شبها درس میخواند و در همان آموزشگاه بهعنوان بهترین قاری قرآن شناخته شد. در نهایت، با تصمیم پدربزرگ کار را رها کرد و در اواخر کلاس پنجم ابتدایی به مدرسه رفت و در همان کلاس، شاگرد دوم و سال بعد یعنی در سال ششم ابتدایی در حوزه امتحانی منطقه شاگرد اول شد. سه سال اول متوسطه را در دبیرستان هاتف گذراند. در سال اول، معلم ادبیات و عربی او مرحوم دکتر محمدباقر کتابی بود که در سالهای دوم و سوم متوسطه درس فقه میداد. ایشان از معلم خود به نیکی یاد میکرد و شعر زیر را از نذیری نیشابوری در وصف او میخواند: «درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی/ جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را»، از کلاس سوم متوسطه نیز برای کمک خرج تحصیل و زندگی، تدریس خصوصی داشت.
عبدالعلی همواره شاگردی ممتاز و ساعی بود و از سال چهارم چون میخواست به رشته ریاضی برود، در دبیرستان سعدی به تحصیل رشته ریاضی همت گمارد. در دوران کودکی به فلج خفیف اطفال مبتلا شد. همچنین، یک چشمش کاملاً سالم و چشم دیگرش نمره شش نزدیکبین بود، این ضعف تا سال چهارم ریاضی نمایان نشد، تا آنکه بهدلیل سردردهای شدید در بیمارستان بستری و همانجا علت این سردردها که ضعف بیناییاش بود، کشف شد. در سن ١٧ سالگی نیز بنا به توصیه پزشک، عمل جراحی بر روی پای راستش انجام شد و با توجه به اینکه سال چهارم ریاضی حدوداً سه ماه در مدرسه حضور نداشت، شاگرد دوم شد. در سال ششم دبیرستان نیز رتبه شاگرد سومی را کسب کرد.
با توجه به استعداد، سختکوشی و مطالعات، در سنین ۱۹ و ۲۰ سالگی، سخنوری مسلط به مباحث دینی و اجتماعی شده بود. عبدالعلی جوان در ابتدای دهه ۴۰ شمسی، پیش از سخنان مرحوم علامه امینی (صاحب الغدیر) در مسجد جامع اصفهان، سخنان دینی حماسی داشت و از همان ایام زیر نظر سازمان اطلاعات و امنیت رژیم وقت قرار گرفت و شبهای بعد توانست با زیرکی مباحثی را مطرح کند که از مظان اتهام خارج شود.
مرحوم مصحف در سال 1337 در کنکور دانشکده فنی تهران از میان ٢٢٨ نفر، رتبه ٩٠ را به دست آورد. در سالهای دانشجویی نیز همزمان تدریس میکرد و حتی کمک خرج خانواده بود. در این دوران، با دوستانی چون مهندس سیدحسین علوی و مهندس حسن عبودیت آشنا شد و با آنان در محله عباسی در جنوب تهران هماتاق بود. در سال سوم دانشکده با مرحوم علامه محمدتقی جعفری آشنا شد و در کلاسهای فلسفه و منطق ایشان حضوری فعال داشت. سرانجام در سال 1342 با مدرک کارشناسی ارشد مهندسی عمران، از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. وی پدر، مادر و مادربزرگ را در کنار زندگی خود سکنی داده و به آنها بسیار رسیدگی میکرد، همچنین برای بزرگترها و سادات احترام خاصی قائل بود.
پس از فراغت از تحصیل، بلافاصله در شرکت تسا استخدام شد و ٩ ماه در بیمارستانی در مدخل جاده آرامگاه فعالیت کرد. در سال ١٣٤٣ برای مدت ١٤ ماه به قره چمن رفت و در پروژه راهسازی مشغول به کار بود و بهدلیل خدماتی که در این خطه ارائه کرد، نامش در میان مردم به نیکی برده میشود.
پس از آن به تهران آمد و در بیمارستان مهر، عملی سنگین، در حدود شش ساعت روی پایش انجام شد و هشت ماه در گچ بود تا بتواند بهتر راه رفته و امکان رانندگی پیدا کند، خوشبختانه عمل موفقیتآمیز بود و نتیجه مورد نظر به دست آمد. سپس در سازمان برق منطقهای اصفهان به مدت دو سال مشغول به کار و پس از آن با مهندس محمدعلی شهرستانی آشنا شد و حدود چهار سال با وی در تأسیس کارخانه قند اقلید، سیمان درود و سیمان آبیک همکاری داشت.
در سالهای ٤٥ و ٤٦ به همراه دوستانی چون مهندس سیدحسین علوی و حاج مهدی اقاربپرست، کانون علمی و تربیتی جهان اسلام را در اصفهان تأسیس کردند که تا پیش از تعطیلی آن توسط ساواک در سال ۱۳۵۲، این کانون بخش مهمی از کلاسها و سخنرانیهای دینی و سیاسی را بر عهده داشت. از جمله اساتید برجسته و فرهیختگان دینی، تربیتی و اخلاقی که از گوشه و کنار کشور به این کانون دعوت میشدند، استاد شهید مرتضی مطهری و علامه محمدتقی جعفری بودند.
عبدالعی مصحف از مؤسسان و همراهان «مؤسسه آموزشی ابابصیر»(جامعه نابینایان در سالهای ۴۸ تا ۸۰) بود که به همت و همراهی احمد بصیری، محمد بصیری، حسین گلبیدی، سیدحسین مرتضوی، سیدحسین علوی، مهدی اقاربپرست، مصطفی یراقی، مهدی ناجی، مهندس حسن عبودیت، باقر افضل، مرتضی و محمد سلامتیان، محمد فولادگر، احمد فاضل، محمد جواهری، جواد امین، مهدی شکرانی خوروش اخوان حرّ و حجج اسلام مهدی مظاهری، حسین منصورزاده و آیتاللّه سیدحسن فقیهامامی در خانه آیتاللّه سیدابوالحسن آلرسول مشهور به شمسآبادی تشکیل شد.
به علت رفتوآمد مرحوم مهندس مُصَحِّف با گروههای گوناگون مذهبی و اطلاعات عمومی، عقیدتی، منطقی و فلسفی ایشان و به اعتبار نزدیکی و قرابت با مرحوم علامه محمدتقی جعفری و ذوق و سلیقهای که در گفتوگو و مذاکره و مجادله داشتند، شخصیت ایشان بسیار قابل توجه بود، لذا بهعنوان مسئول و مدیر مرکز ابابصیر انتخاب شد و خدمات شایان توجهی انجام داد. وی مورد تأیید بزرگانی از جمله شهید دکتر بهشتی بود و در تأسیس ساختمان ابابصیر مشارکت جدی داشت.
قابل ذکر است که دو داماد علامه فقید محمدتقی جعفری، اهل اصفهان بودند؛ مرحوم عبدالعلی مصحف و فضلالله صلواتی. مرحوم مصحف در سال ۱۳۴۲ خورشیدی(۱۵رمضان) با دختر نخست ایشان، مرحومه زهرا جعفری یگانه ازدواج کرد. مراسم عقد در منزل استاد در تهران، واقع در خیابان خیام، محله پاچنار و مراسم عروسی در اصفهان، خیابان مدرس، کوی باغ سهیل، منزل خاله مرحوم مصحف برگزار شد، خانه بزرگ و باصفایی که عروسیهای فامیل نزدیک در آن برگزار میشد. به این ترتیب، داماد و عروس در یکی از اتاقهای آن خانه ساکن شدند. خانواده عروس نیز با یک دستگاه اتوبوس از تهران به اصفهان آمده و در مراسم شرکت کردند.
مرحوم مصحف و عدهای دیگر از علاقهمندان و شاگردان علامه جعفری به منزل ایشان رفتوآمد داشتند و در درسهای استاد شرکت میکردند. پیشنهاد ازدواج دکتر فضلالله صلواتی با صبیه دوم علامه را مرحوم مصحف مطرح کرد. دکتر صلواتی میگوید: «از سال ۴۲ که دبیر دبیرستانها بودم، مهندس مصحف به اتفاق برخی دوستانش در اصفهان، کانونی به نام کانون علمی و تربیتی جهان اسلام را تأسیس کرده بودند و استاد جعفری و برخی از علمای بزرگ را بهمنظور روشنگری علمی و دینی در اندیشههای مردمی، برای سخنرانی در این کانون دعوت میکردند. از آنجا من با مرحوم استاد آشنا شدم. در مقطع کارشناسی ارشد که در دانشگاه تهران درس میخواندم، به منزل ایشان و آیتالله طالقانی، آیتالله مطهری و مهندس بازرگان میرفتم، از درسهای مختلف آنها کسب فیض میکردم و در بسیاری از ایام با مرحوم مصحف بودم. اوقات بسیار مغتنمی بود، تا اینکه در سال ۱۳۴۸ به پیشنهاد برخی دوستان از جمله مرحوم مهندس مصحف که از دوستان دوران دانشآموزی من هم بود، افتخار دامادی استاد جعفری را پیدا کردم... .»
ازدواج دیگر مرحوم مصحف در اردیبهشتماه ۱۳۵۴ با بانو فاطمه برهان در تهران انجام شد. ایشان با شهید محمدجواد تندگویان (دومین وزیر نفت ایران در دولت شهید رجایی) باجناق بود. شهید تندگویان که برای بازدید از پالایشگاه آبادان عازم جنوب بود، در جاده ماهشهر به آبادان، توسط نیروهای ارتش عراق اسیر و پس از سالها در اسارت به شهادت رسید.
مرحوم مصحف با تمام مشغله فکری و کاری، به تربیت فرزندان بسیار حساس بود، همیشه به فراگیری علم و یادگیری مسائل دینی توصیه میکرد و هفتهای یکبار در منزل برای بچهها کلاس تدریس نهجالبلاغه تشکیل میداد. به لطف خداوند، مرحوم عبدالعلی مصحف، دختران و پسران موفقی را به جامعه تقدیم کرد و خانوادهاش از او بهعنوان استاد دین و اخلاق یاد میکنند.
علامه جعفری به دیدار برخی از زندانیهای مسلمان که قبل از انقلاب آزاد میشدند، میرفت که طبق کتاب «چراغ فروزان»(اسناد ساواک)، در پرونده ایشان نیز منعکس شده است. در این کتاب آمده: «شاگردان (علامه) جعفری همه ضد شاه هستند. مأموران ساواک حتی پیشنهاد میدهند که اتوبوسی را نزدیک خانه ایشان بگذارند و شب دوشنبهای که جلسه علمی در خانه ایشان برقرار است، همه را دستگیر کنند و به ساواک ببرند، ولی یکی از رؤسایشان، مخالفت میکند.» در جای دیگری از کتاب آمده است: «اگر آقای جعفری شخصی سیاسی نیست، چرا دخترانش را به عقد ازدواج فعالان سیاسی ضد شاه وابسته به نهضت آزادی درآورده است.» (منظور فضلالله صلواتی و عبدالعلی مصحف است که وابسته به هیچ گروه و حزبی نبودند و تنها دوستدار آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان بودند.|)
در پی حوادث اول بهمن ۱۳۴۰ در پردیس دانشگاه تهران، کماندوهای ارتش شاه با فرماندهی سرلشکر منوچهر خسروداد و سپهبد مهدی رحیمی، مرتکب جنایات بسیاری شدند. دانشجویان کتکخورده دانشکده، از جمله مهندس حسن عبودیت، علی شمس اردکانی، مهندس لطفالله میثمی و مهندس عبدالعلی مصحف که از اصفهان با یکدیگر آشنا بودند، برخورد شد.
تاریخ سند: ۱ مهر ۱۳۴۸
موضوع: کانون علمی و تربیتی جهان اسلام
متن سند:
شماره ۴۷۶۸ /۱۰ ـ هـ در ساعت ۱۷:۴۵ مورخ ۲۵/ ۶/ ۴۸، مهندس مصحف در جلسه سخنرانی کانون مزبور شرکت و درباره بررسی اعتقادات یک مسلمان صحبت کرد. نامبرده اظهار کرده: «مسلمان از نظر ما کسی است که واقعاً به اصول اسلام و احکام آن معتقد باشد و در عین حال به آنچه ایمان دارد، عمل کند. مبنای کار یک فرد مسلمان، اندیشه و تفکر است. قرآن بهترین پیشبرنده اندیشهها در سطح جوامع بشری است. عالیترین درس تفکر را قرآن میدهد. مسلمان باید عمل او بر پایه اندیشههای قرآنی باشد.
اسلام دین حق و حقیقت است. در حقانیت این دین، همین بس که در عرض هزار و چهارصد سال پیوسته در دست ما مسلمانان بوده است و با همه تلاشها و مبارزاتی که از ناحیه خود مسلمین برای از بین بردن آن به خرج دادهایم، باز پابرجاست و... .»
ناطق سپس درباره عبادات و رابطه آن با امور دنیوی و معنوی صحبت کرد و پس از حدود یک ساعت به سخنرانی خود خاتمه داد. جلسه در ساعت ۱۸:۴۵ پایان پذیرفت.
ملاحظات منبع: آقای مصحف دنباله سخنرانی خود را به جلسه آینده که در تاریخ ۲۷/ ۶/ ۴۸ تشکیل خواهد شد، موکول کرد. نامبرده در سخنرانی خود مطلب سیاسی مضری بیان نکرد.
نظریه رهبر عملیات: جلسات سخنرانی کانون مورد بحث، با توجه به تعطیلات مدارس و شرکت نویسندگان و گویندگان برجسته نظیر ناصر مکارم شیرازی، مرتضی مطهری و شیخ محمدتقی جعفری رونق خاصی داشت. جلسات سخنرانیهای تابستانه کانون مزبور تقریباً خاتمه یافته است.
رونوشت برابر اصل و اصل در ۱۲۳۰۲۴ میباشد.
ـ فیش به نام مرتضی مطهری بررسی و بایگانی شود. ۱۵/ ۸/ ۱۳۴۸

عبدالعلی مصحف در تأسیس و حمایت از صنایع مختلف، مثل کارخانه حصیر و گلبافت اصفهان، خدمات شایان و نقش ارزندهای داشت. در سال ١٣٥٣، پس از حدود ۱۰ سال تجربه فنی، شرکت عمرانی و ساختمانی ساوران را پایهگذاری کرد که ابتدا با مهندس شهرستانی شریک بود و بعداً عبودیت و دیگران جایگزین شدند.
پس از پیروزی انقلاب، ابتدا مدتی معاون سیاسی امنیتی استاندار اصفهان، مرحوم دکتر محمدعلی واعظی بود و از ۱۹ آذرماه ۱۳۵۸ تا ۱۳مهرماه ۱۳۵۹ (۹ ماه و ۱۴روز) در دوره شورای انقلاب، به سمت استاندار مازندران منصوب شد.
قابل ذکر است، در تاریخ ۱۱ اسفندماه ۱۳۵۸، سازمان رادیو تلویزیون ایران میهمانان سرشناسی داشت و در حال آماده شدن برای پخش یک مناظره چالشی چهار ساعته در جریان اشغال گنبدکاووس توسط مخالفان انقلاب بود. در این برنامه، ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهور؛ مهندس مصحف، استاندار مازندران؛ محسن رضایی از سپاه پاسداران و عضو شورای فرماندهی؛ درویش، مسئول سپاه گنبد؛ سرلشکر فلاحی، فرمانده نیروی زمینی ارتش؛ سرگرد افشار، معاون فرمانده یگان گنبد و درازگیسو، فرماندار گنبد؛ همچنین از کادر مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق نیز فرخ نگهدار، علیمحمد فرخی (علی کشتگر) و جمشید طاهریپور، در این مناظره حضور داشتند. این مناظره تلویزیونی، توفانی و تا حدودی چالشبرانگیز بود و جزو پربینندهترین برنامههای صداوسیما در آن مقطع زمانی به حساب آمد.
پس از آن دوران، مهندس مصحف حوزه سیاست را رها کرد و در اصفهان و تهران به عرصه مدیریت و تبلیغات مذهبی و کار آزاد رو آورد و در استان تهران مسکن گزید. وی در سال ۱۳۶۵، نماینده شرکت گلبافت اصفهان و از مجریان اصلی طرح احداث ساختمان جدید دانشکده مهندسی نساجی بود. همچنین، از مدیران مؤثر شرکت عمران صفه بهشمار میرفت. در اوایل دهه ٧٠ شمسی بهعنوان قائممقام ریاست منطقه آزاد قشم منصوب شد که در همان دوران، انجمن مددکاری کمک به کودکان یتیم را در جزیره قشم پایهگذاری کرد. مهندس مصحف همچنین سالها از مدیران و کارشناسان سازمان تأمین اجتماعی کشور بود.
وی در کنار فعالیتهای اقتصادی، به همکاری و همراهی با امور مراکز و انجمنهای خیریه اهتمام جدی داشت، به همه خدمت میکرد، بدون اینکه توقع جبران و پاداش داشته باشد، از عطوفت و مهربانی سرشار و از خشونت بیزار بود. در امر ازدواج جوانان، کوشا و فعال بود و توان بینظیری در حل اختلافات خانوادگی، معرفی زوجین به یکدیگر و حمایتهای مادی و معنوی در امر ازدواج و اشتغال جوانان داشت. رسیدگی و برطرف کردن مشکلات مردم، بخشی از زندگی او بود و در این کار تبحر و استعداد خاصی داشت.
مجموعه و حجم زیادی از کلاسها و سخنرانیهای ایشان در مقاطع مختلف در قالب نوار، ویدئو و دستنوشته موجود بوده که امید است به همت دوستداران و خانواده ایشان جمعآوری، پیادهسازی و منتشر شود. همچنین بعضی از آثار و سخنرانیهای ایشان در حسینیه حاجیان تهران نیز موجود است.
عبدالعلی مصحف سرانجام در بامداد روز ۱۳ دیماه ۱۳۷۶(چهارم ماه مبارک رمضان) در پی عارضه سکته قلبی، در منزل مسکونی خود در کرج، دار فانی را وداع گفت.
خدایش غریق بحار رحمتش فرماید که تمام عمر، لحظهای از آموزش و آموختن غافل نبود و همواره به فعالیتهای دینی و سخنرانیهای مذهبی در مدارس، دانشگاهها و هیئتها ادامه داد. همیشه کتاب خدا را همراه داشت و در هر فرصتی آن را میگشود و از آن بهرهمند میشد و بهره میرساند. علاقهمند به اهل بیت(ع) و ارادتمند به ولی عصر امام زمان(عج) بود و در ترویج و اجرای دستورات آن بزرگواران اهتمام داشت، برای سادات احترام خاصی قائل بود، در راه خدمت به مردم، از حامیان مؤسسات خیریهای نظیر انجمن مددکاری امام زمان(عج)، ابابصیر اصفهان و کانون علمی و تربیتی جهان اسلام بود و تا اواخر عمر کوتاه ولی پربرکتش، در خدمات عمومی و پیگیری امور و دستگیری از نیازمندان به سر برد و این سیره تا پایان عمر، لحظهای از او جدا نشد.
خدایش بیامرزد.
«چون زین قفس برستی، در گلشن است مسکن/ چون این صدف شکستی، چون گوهر است مردن/ چون حق تو را بخواند، سوی خودت کشاند/ چون جنت است رفتن، چون کوثر است مردن» (مولانا).
منابع:
ـ گفتوگوهای انجام شده با دوستان و خانوادههای مصحف، برهان، جعفری و صلواتی.
ـ «ابابصیر، مؤسسه آموزشی نابینایان»، نشر توانمندان، قم، ۱۳۹۷.
ـ «چراغ فروزان»، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تهران، ۱۳۷۷.
ـ اسناد ساواک، شماره ۴۷۶۸ /۱۰ ـ هـ در ساعت ۱۷:۴۵، مورخ ۲۵ /۶ /۴۸، مربوط به سخنرانی مهندس مصحف در جلسه سخنرانی کانون علمی و تربیتی جهان اسلام.



♦️گفتگوی سیاسی - روزنامه مستقل

فائزه هاشمی رفسنجانی فرزند پرحاشیه آیتالله هاشمی با گفتگوی جنجالی به سرخط خبرها بازگشته و بحثهای داغی را در فضای سرد سیاسی این روزهای ایران کلید زده است.
او به انصافنیوز گفت: از آنجا که راه تغییر و اصلاح از داخل سیستم بسته است برای ایران بهتر بود ترامپ میماند تا با فشار بر ایران اصلاحاتی انجام میشد.
اغلب پلتفرمهای فضای مجازی بخش ۴/۳۰ دقیقهای از گفتگو را منتشر کردند.
برخی با تحسین فائزه، صراحت و پیشگامی او را الگویی برای سیاستمداران خواندند. برخی نیز با شماتت، اتهام تندروی، بیخبری از جامعه و بیاعتنایی به میراث پدر را به او زدند.
اما آیا همهی کسانی که خواهان تحول در ساختار سیاست ایران هستند و منتقد وضع موجود خوانده میشوند و بعضا پس از انقلاب و در شرایط مختلف سیاسی، بازداشتهای متعدد هم داشتهاند، با فائزه موافقند؟ بر اساس گفتگوهای ما، برخی علیرغم اینکه برای ایجاد اصلاحات و تغییر رویهها در سیاستهای کشور، هزینه هم دادهاند اما با نگاه و نظر فائزه مخالفند، و برخی با تعدیل سخنان او از آغاز چنین گفتگویی استقبال میکنند.
ما دو سوال را از این چهرههای سیاسی پرسیدیم:
۱ . فائزه هاشمی در گفتگویی تاکید کرده: از آنجا که راه تغییر و اصلاح از داخل سیستم بسته است ناچار نگاه به خارج دارم و بر این اساس برای ایران بهتر بود ترامپ میماند تا با فشار بر ایران اصلاحاتی انجام میشد. نظر شما درباره این سخنان چیست؟
۲. آیا شما راه کمهزینهای برای ایجاد تحول و اصلاحات در ایران میشناسید؟
پاسخها را بخوانید:
فضل الله صلواتی نویسنده، پژوهشگر و ازنیروهای ملی مذهبی و زندانی سیاسی دوران پهلوی دوم، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی است. او در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی به جرم فعالیت های سیاسی توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. او داماد محمدتقی جعفری و استاد دانشگاه اصفهان است. پاسخ دکتر صلواتی را بخوانید:
۱. ترامپ اسیر دست اسرائیلیها بود، آنها میخواستند ترامپ را به جنگ با ایران بکشانند و عدم موفقیت ترامپ اسرائیل را مایوس کرد.
اگر حکومت ایران از فرصتها استفاده کند و در برابر رئیس جمهور جدید جبههگیری نکند امکان موفقیتهایی در پیش است،
ترامپ با نامردی و نادرستی از برجام خارج شد و از اول با ایرانیان مخالفت ورزید.
ایران میتواند مرگ کسی را نخواهد و منافع ملت را در نظر بگیرد. ما لبهی پرتگاه جنگ رفتیم ولی عنایتهای الهی باعث طرد ترامپ شد.
گرچه موشک اندازان دنبال شعلهور کردن جنگ بودند. وجود ترامپ خشونت بود و جنگ و خونریزی و آدمکشی و نابود کردن زیرساختهای ایران.
بعضیها ترامپ را میخواستند تا تکلیف ایران در جنگ روشن شود و تغییراتی پدید آید. در هر صورت عنایات الهی شامل حال ملت ایران و آمریکا شد. امید که عاقبت کار خیر باشد.
۲. الان دیگر در ایران فکر نمیکنم با وجود سختگیریهای شورای نگهبان و ردصلاحیت تمام افرادی که مدعی اصلاحات هستند، هیچ راهی وجود داشته باشد.
چون تا قانون اساسی اصلاح و ترمیم نشود و معلوم نمیشود که اصلا رئیس جمهور و دولت اصلا کارهای هستند یا دولتهای در سایه هستند که تصمیم گیرنده و برنامه ریزی کننده هستند. تا آنها وجود دارند اصلاحاتی شکل نخواهد گرفت.
در هر صورت به نظر من با این وضعیت دیگر اصلاحات نمیتواند قد علم کند و توان داشته باشد. آمدن ترامپ هم کاری به اصلاحطلبی و اصولگرایی نداشت، قدرتی بود که بر سر کار آمد و برخوردهای خشنی داشت و غرور و خودخواهی ترامپ را گرفته بود که این دلیل سقوط او بود و امروز هم با اهانت در حال ترک و خروج از قدرت است.
حتی اگر در این ۱۰ روز هم استیضاح شود برای او زشت و سخیف خواهد بود.
اما من به این صورت که سوال پرسیدید در حال حاضر و با شرایط فعلی امیدی دیگر به اصلاحات ندارم مگر اینکه رهبر انقلاب تا در قید حیات هستند اقدامی بفرمایند (که انشاالله عمر ایشان طولانی باشد) این قانون اساسی را اصلاح بفرمایند و خبرگانی از جمیع مردم؛ از دانشگاهیان و متخصصین امور مختلف و نه فقط فقها مانند جامعهشناسان و سیاستمداران و مورخین و افراد مختلف در این خبرگان جمع شوند و انشاالله قانون اساسی را اصلاح کنند. در این شرایط میتوان گفت که اصلاحاتی به وجود خواهد آمد و اصولگرایان اصالتی پیدا خواهند کرد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب ...«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»
دانشمند معظم جناب آقای سیدمحمدخاتمی سلم الله تعالی
درگذشت مرحومه مغفوره حاجیه خانم صدر صادقی همشیره بزرگوار شادروان امام موسی صدر را به آن جناب و سرکار خانم صدر صادقی همسر گرامی جنابعالی و خانواده های محترم صدر صادقی ، صدر عاملی و صدر مستجابی تسلیت عرض نموده ، بقای عمر و موفقیت همگان را از درگاه خداوندی خواستار است .
فضل الله صلواتی
۱۰ دیماه ماه ۱۳۹۹ - اصفهان
مصاحبه با روزنامه صدا - 6 دیماه 1399
از صبح قیام ملی
تا عصر نظام اسلامی
نگاهی به خاطرات دکتر فضلالله صلواتی
مصطفی ایزدی
(پژوهشگر سیاسی و فرهنگی)
سوم دی ماه مصادف با سالگرد تولد دکتر فضلالله صلواتی، چهره باسابقه و مؤثر سیاسی قبل و بعداز انقلاب در استان اصفهان است. نه تنها مردم استان اصفهان، که بسیاری از شخصیتهای فرهنگی و سیاسی کشور، دکتر فضلالله صلواتی را میشناسند. او از جوانی تا هماکنون که بیش از 80 سال از عمر سودمندش میگذرد، یکسره فعال و پرتلاش بوده است. از جوانی فعالیت فرهنگی را آغاز کرده، برای نوجوانان دبیرستانی و جوانان دانشگاهی کلاسهای فوقبرنامه تشکیل داده، آنان را تربیت سیاسی کرده، خودش فعالیتهای انقلابی و سیاسی داشته، بارها به زندان رفته و شکنجه دیده، چندین سال در تبعید به سر برده، آموزگار مدرسه در شهر و روستا بوده، جامه استادی دانشگاه پوشیده، در حوزه علمیه و دانشگاه درس خوانده، نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی بوده، سکان فرمانداری اصفهان را در دست داشته، پژوهشگر ژرفاندیشی است، در موضوعات تاریخی صدر اسلام کتابها نوشته، کتابفروشی و انتشاراتی داشته، نشریه منتشر نموده و روزنامهنگاری کرده، شعرهای انقلابی و بیدارگرانه سروده، با ستمگریها و انحرافات و تحجرها مبارزه کرده، از نیروهای ارزشمند و مظلوم دفاع نموده و همیشه برای این فعالیتها در گذشته و حال هزینه داده است. این رادمرد که هر کاری از دستش برمیآمده آن را وانگذاشته و همچنان محور فعالیتهای سیاسی و فرهنگی بخشی از نیروهای جوان اصفهان است. اگر این انقلابی پرکار و اصلاحطلب مردمدوست و همیشه درصحنه بخواهد قلم به دست گیرد و با استفاده از حافظه قوی خود و اسناد و مدارک موجود، خاطرات خود را به رشته تحریر درآورد، میدانید چه گنجینهای را به یادگار خواهد گذاشت؟ او چنین کرده است.
کتاب «خاطرات و سرگذشتها»
دکتر صلواتی برای نوشتن خاطرات خویش علاوه بر بهرهگیری از حافظه خوب خود و یادداشتهایی که به مرورزمان نوشته، از رسانههای مکتوب و کتابهای متعدد هم استفاده نموده تا در میان خاطرات، تاریخ چند دهه اخیر ایران را هم بنویسد. برحسب آنچه نگارنده به دست آورده، استاد صلواتی مجموعه «خاطرات و سرگذشتها» را در 6 جلد گردآورده است که آنها را برای چاپ آماده میکند. ایشان در حال حاضر دو جلد از این کتاب را به دست ناشر سپرده تا راهی بازار کتاب نماید. در این یادداشت، همین دو جلد که در اختیار ناشر است معرفی میشود و منتظر میمانیم تا از بقیه مجلدات آنهم حسن استفاده کنیم.
جلد اول: جلد اول «خاطرات و سرگذشتها» که مروری بر حوادث نیمقرن اخیر ایران و اصفهان است، با پیشگفتاری از نویسنده آن شروع میشود که در سال 1390 نوشتهشده است. دکتر صلواتی در این مقدمه یادآوری میکند که: «از سالهای پایانی دوره طاغوت، حوادث و اتفاقات روزگار را یادداشت میکردم، از سختیها، رنجها، زندانها، تبعیدها و نکبت ایام، مطالبی را مینوشتم. بعضیها را با رمز و گاهی با سرودن اشعار یا با کنایه و تلویح گفتنیها را میگفتم یا مینوشتم. نه فقط من که در گوشهوکنار ایران چه بسیار نویسندگان و پژوهشگرانی بودند که حوادث روزگار را در دفتر خاطرات خود یادداشت میکردند و بدون آنکه به فکر انتشار آن باشند عقدههای درون را میگشودند. با گذشت روزگار، شاید بسیاری از آن یادداشتها آشکار و حقایق گذشته بازگو شود. «یوم تبلی السرائر» (سوره 86/9) روزی که همه اسرار بر ملأ گردد. مگر غیرازاین است؟ «حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد زمانه را سند و دفتری و دیوانی است.»
نویسنده کتاب بعد از پیشگفتار، از تولد و کودکی خود شروع کرده و زندگی و روزگار نوجوانی و جوانی خویش و رویدادهای 22 سال بعد از به دنیا آمدن خود را برحسب آن چه شنیده و دیده و خوانده، با تحلیلهای مربوطه، بخش به بخش بازگو کرده است. دکتر صلواتی، خاطرات رویدادهای اصفهان و ایران در فاصله زمانی بین 1317 تا 1339 را ذیل 108 عنوان بررسی و به نگارش در آورده است. ذکر این عناوین کافی است که تصویری از مطالب مطرح شده در کتاب ارائه شود.
شرایط و شأن خانوادهای که فضلالله صلواتی در آن به دنیا آمده، به اضافه مروری بر زندگی پدر روحانی و مادر خود و خاطراتی که از دوران کودکی دارد. از محلهای که در آن زاده شده که نزدیک میدان نقش جهان بوده و شرحی که برای معرفی این میدان زیبا و تاریخی داده است. آقای صلواتی برای نشان دادن تصویری از آن روزگاران، گریزی هم به زادگاه پدرش زده که «سده» نام داشته، بعداً همایونشهر نام گرفته و امروزه به خمینیشهر مشهور است. بعدازآن از مکتب رفتن و حوزه علمیه رفتن و مدرسه دولتی رفتن خود سخن به میان آورده تا رسیده به قیام ملی 30 تیرماه 1331 و ماجراهای آن روزها در اصفهان را بازگو نموده و مجدداً به دوران گذشته برگشته و تاریخ ایران زمان رضاشاه و سقوط دیکتاتور و مسائل جنگ جهانی دوم و مسائل سیاسی و اجتماعی بعد سال 1320 و روی کار آمدن محمد رضاشاه را شرح داده است. علیالظاهر بخشی از کتاب خاطرات و سرگذشتها به تاریخ دوره کوتاهی از روزگار نوجوانی و جوانی دکتر صلواتی اختصاص یافته است، مثلاً مرگ رضاشاه، درگذشت بعضی از مراجع دینی(از جمله آیت الله عظمی سیدابوالحسن اصفهانی)، تیراندازی به شاه(15بهمن 1327)، نخستوزیری رزم آراء، ملی شدن صنعت نفت، دکتر مصدق و دوران نخستوزیری او، کودتای سال32 و انتخابات دوره هفدهم تا پایان کار دکتر مصدق را مطرح کرده است. پسازآن به زندگی دکتر سید حسین فاطمی، آیتالله کاشانی دکتر علی امینی، فراماسونرها و کمونیستها در ایران، تشکیلات جبهه ملی ایران، جبهه ملی دوم، جبهه ملی سوم و تجدید فعالیت این جبهه تا پیروزی انقلاب اسلامی، حزب توده در اصفهان و غائله آذربایجان پرداخته است. فضلالله صلواتی به سن 15 سالگی رسیده که با بسیاری از مسائل آن روز درگیر بوده است، مسائلی چون: فدائیان اسلام، قتل کسروی، ترور هژیر و رزم آراء، سفر نیکسون به ایران، کنسرسیوم نفت، بهائیان و بابیان و مبارزه مرحوم محمدتقی فلسفی با آنان، انجمنهای ضدبهایی و سایر مسائل مربوطه که با جزئیات فراوان نگارش یافته است. ساواک و رؤسای آن و فعالیتهای ضد انسانی این سازمان جهنمی در ایران و خارج از ایران، کمیته مشترک ضدخرابکاری و اسارت دکتر صلواتی به دست ساواک و یادداشتهای ایشان در سالهای 1336 تا 1339 و حوادث این دو سه سال موضوعاتی است که با طرح آنها، جلد اول کتاب به پایان میرسد. از دیدنیهای پایان جلد اول کتاب «خاطرات و سرگذشتها»، چاپ حدود 170 قطعه عکس از افراد و حوادث طرح شده در این خاطرات است که 50 صفحه از کتاب 654 صفحهای را زینت داده است.
جلد دوم: جلد دوم کتاب «خاطرات و سرگذشتها» همانند جلد اول از زندگی و فعالیتهای نویسنده آن یعنی دکتر فضلالله صلواتی شروع میشود و به تاریخ رویدادهای ایران و اصفهان در همان زمانها خاتمه مییابد، با این تفاوت که زندگی و خاطرات نویسنده، در این جلد از سن نوجوانی و جوانی او آغاز میشود و تا سن سیسالگی ادامه پیدا میکند. از اردوهای پیشاهنگی و تربیتی و همکاری با انجمنهای اسلامی دانشجویان در اصفهان تا انجمنهای ادبی نصف جهان. انجمنهای ادبی به این دلیل که دکتر صلواتی اهل شعر و شاعری هم بوده و تاکنون از اشعار حماسی و انقلابی خود در دوران مبارزه با استبداد و استعمار و استثمار، دو جلد کتاب منتشر کرده است. پسازآن رفته به دانشسرا و جامۀ معلمی پوشیده و در روستاهای دور و نزدیک به تربیت شاگرد مشغول شده است، درعینحال دستی هم در فعالیتهای سیاسی و فرهنگی و مبارزاتی داشته که داستانش مفصل است. وقتی در روستاهای باغملک و اراضی و شهر همایونشهر معلم بوده، آیتاللهالعظمی سیدحسین طباطبائی بروجردی، بزرگترین مرجع دینی شیعیان در آن زمان فوت میکند که دکتر صلواتی حضور و مشاهداتش را در مراسم بزرگداشت آن بزرگمرد یادآوری میکند. جریانهای سیاسی سالهای 39 و 40 در کشور مثل اعتصاب معلمان و روی کار آمدن و نخستوزیری امیر اسدالله علم و اصلاحات آمریکائی، ازجمله رویدادهایی است که نویسنده از آنها به آسانی نگذشته است. از این موضوعات که بگذریم اندکاندک به نهضت امام خمینی و مبارزات اسلامی علیه رژیم پهلوی میرسیم که دکتر صلواتی یکی از چهرههای به نام این نهضت و مبارزات در اصفهان است و علیالقاعده خاطرات خواندنی خوبی درباره آن روزگار دارد که در مجلدات دیگر خاطراتش آنها را خواهیم خواند. فعلاً ادامه مطالب همین جلد دوم را مرور میکنیم. مطالبی در مورد نهضت آزادی و محاکمات اعضای این تشکل انقلابی اسلامی و خوشنام و فعالیتهای آن و جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر و اقدامات پایهگذاران نهضت آزادی در کنترل اعتصاب کارکنان شرکت نفت و پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت و جریانهای درگیر با آنها، در این بخش از کتاب بازگو شده است.
تسخیر و اشغال سفارت آمریکا در تهران، موضوع دیگری است که آقای صلواتی وارد آن شده و از آنجا باز به ادامه مباحث مربوط به مرحوم مهندس مهدی بازرگان و فعالیتهای نهضت آزادی پرداخته است، از جمله موضعگیریهای نهضت آزادی و پایداری اعضای آن چه در زمان امام خمینی و چه در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و مخالفتهایی که بعضی از جریانهای فکری با بازرگان و تشکیلات متبوعش داشتند. گزارشی هم از سفر مهندس بازرگان به اصفهان داشته و بقیه قضایا و مصائبی که برای نهضت آزادی پیش آمده است. در ادامه طرح مسائل نهضت آزادی به سراغ دیگر چهرههای سرشناس نهضت چون: آیتالله سیدمحمود طالقانی، دکتر یدالله سحابی رفته و درباره آنان سخنها گفته است. بعد از آن دوباره موضوعات تاریخ انقلاب اسلامی را پیش کشیده و به لغو مصوبه انجمنهای ایالتی ولایتی و رفراندوم شاه برای انقلاب سفید شاه و ملت و جلوههایی از آن و نیز حمله مأموران ساواک به فیضیه در قم و راهپیمایی مردم اصفهان در محرم سال 83 هجری قمری و عاشورای تهران بعد از دستگیری رهبر انقلاب و حاشیههای فراوان آن، مطالب خواندنی فراوانی دارد که بهخصوص برای نسل جوان بسیار مفید است.
دکتر صلواتی در این جلد از خاطرات خود، سلسله حوادث نیمه اول دهه 40 را ذیل عنوانهای گوناگون پیگیری کرده تا رسیده به خاطراتی از سالهای 45 و 46، اما در این میانه گریزی هم به بعضی از وقایع بعد از پیروزی انقلاب زده و زندگینامه بعضی از افراد را هم آورده است. مثل زندگی: دکتر عبدالخلیل رفاهی از روحانیون اصفهان که پیش از انقلاب استاد دانشگاه بوده، مرحوم حسین عبدالهی خوروش از دانشمندان و نویسندگان اصفهانی که دکتر صلواتی از او بهرههای زیادی برده است، آیتاللهالعظمی سید حسین طباطبائی بروجردی، مهندس مهدی بازرگان، آیتالله سید محمود طالقانی، دکتر یدالله سحابی، آیتاللهالعظمی سید روحالله موسوی خمینی، امیرعباس هویدا جهانپهلوان غلامرضا تختی و...
انتهای جلد دوم کتاب «خاطرات و سرگذشت»های دکتر فضلالله صلواتی هم مانند جلد اول آن خواندنی و درسآموز است. این کتاب 716 صفحهای که حدود 30 صفحه آخر آن مزین به عکسهای افراد و رویداد گوناگون است، در اختیار ناشر قرارگرفته تا چاپ و منتشر گردد. امید است این کتاب خوب با عبور از بحران کاغذ و چاپ، هرچه زودتر به دست پژوهشگران تاریخ معاصر ایران برسد و جناب دکتر صلواتی عزیز هم هرچه زودتر بقیه مجلدات آن را تکمیل و به دست ناشر بسپارد.