روزنامه کارگزاران سازندگی ایران

متن خبر در پایگاه اطلاع سانی جماران
مراسم نکوداشت و رونمایی از آثار استاد فضل الله صلواتی عصر چهارشنبه(20 مرداد ماه 1400) با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در کتابخانه ملی برگزار شد.
مراسم نکوداشت و رونمایی از آثار استاد فضل الله صلواتی، از مبارزین پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی، عصر چهارشنبه(20 مرداد ماه 1400) با حضور یادگار امام و جمعی از شخصیت های فرهنگی، سیاسی و علمی در سالن همایش های کتابخانه ملی برگزار شد.
به گزارش خبرنگار جماران، دکتر اشرف بروجردی در ابتدای این مراسم گفت: استاد فضل الله صلواتی اسوه و الگویی است برای نسلی که حقیقت را طالبند و در جست و جوی معرفت برای رسیدن به حقیقت، پروانه وار در طلب جامعه ای هستند که در آن «کرامت انسانی» نه به کسب آموزه ها که به ذات انسانی توصیف می شود و به اعتقاد من این استاد فرزانه اسطوره مقاومت و نماد فرهنگ است.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران افزود: برای استاد صلواتی می نگارم که عطر شمیم وجودش جان جوانان را صیقل داده و راهش را پر رهرو ساخته است. او که خود پرورده آموزه های پیامبرش محمد بن عبدالله(ص) است که خدایش او را سر مشقی نیکو برای باورمندان به روز بازپسین قرار داده است. اینک خود اسوه و الگویی است برای نسلی که حقیقت را طالبند و در جست و جوی معرفت برای رسیدن به حقیقت پروانه وار در طلب جامعه ای هستند که در آن «کرامت انسانی» نه به کسب آموزهه ا که به ذات انسانی توصیف شود.
وی اظهار داشت: صلواتی دریافته بود که معلمی شغل انبیاء است و علی رغم اثرگذاری و اثر بخشی اش در مدیریت شهر و نقش آفرینی اش در تدوین قوانین به این نتیجه رسید که انسان سازی و پرورش انسان های فکور و فهیم بر همه مسندهای قدرت ترجیح دارد لذا به تربیت انسان ها همت گمارد؛ همان انسان هایی که امروز هر یک شعاع وجودی شان منشاء تحول و توسعه است. آنها از محضرش آموختند که حرمت و کرامت انسانی و خدمت به مردم و رفع نگرانی آنها در بهره مندی از زندگی توأم با آسایش و آرامش باید سرلوحه همه تلاش های انسان برای زیستن باشد.
بروجردی افزود: نگاه ژرف او به جهان هستی، معارف دینی و منزلت انسانی در این جهان بیکران را می توان از نگاشته هایش به دست آورد و من مانده ام که کدام را یادآور شوم؛ تحلیلی از زندگی امام محمد تقی(ع) یا زندگی امام رضا(ع) و یا بررسی دوران امام محمد باقر(ع) که هریک راهگشای چگونه زیستن و تحلیل شرایط سیاسی – اجتماعی آن زمان و ضرورت برخورداری از نگاهی ژرف به حاکمیت و حکومت داری دوران بنی امیه و بنی عباس است؛ تا میرسد به توصیف عملکرد و اقدامات بنی اُمیه با کتاب «سیاهکاری های بنی اُمیه» و نظام شاهنشاهی در ایران با عنوان کتاب «سقوط شاه» و ده ها عنوان کتاب دیگر که نشان از دغدغه ایشان به ضرورت شناخت ابعاد حاکمیت، دریافت صحیح از معنای زندگی و استواری در ایدئولوژی دین اسلام بر اساس باورهای اصیل و عمیق دینی و نه اسلام وارونه است.
وی اظهار داشت: اینک نیک می داند و یادآور می شود که شکوفائی اندیشه در جامعه ایران نیازمند برخورداری از آزادی در بیان و ابراز عقیده است و به این ترتیب او را وا می دارد تا کتاب های «نوای آزادی» و «بهار آزادی» را به رشته تحریر در آورد. تا به جامعه یادآور شود که بدون بهره مندی از آزادی در بیان و حفظ حریم خصوصی نمی توان به تولید اندیشه دست یافت، عدم دستیابی به اندیشه های نوین جهل و بی خبری که آفت جوامع بشری است را به همراه خواهد داشت.
رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تأکید کرد: نقش استاد صلواتی نجات جامعه از ندانستن است او این تلاش و راه رسیدن به آن را با مقاومت در برابر ظلم و روشنگری به منصه عمل در آورد. مقاومت در برابر کسانی که می گویند یک مرید نادان بیش از تملک شش دانگ یک روستا ارزش دارد و در تمام این مسیر از تعلقات دنیایی به دور است. امروز او اسوه و الگوی زنان و مردانی است که برای رسیدن به حقیقت و کسب معرفت او را برگزیده اند.
او هیچ گاه بانی و مبلغ خشونت در برابر خشونت نبود و همواره بر آزادی، رواداری و رشد فکری و معنوی مردم که آنان را صاحبان اصلی انقلاب و کشور می دانست، پافشرد
به گزارش خبرنگار جماران، در ادامه این مراسم پیام حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی به ذیل قرائت شد:
بسم الله الرحمن الرحیم
بزرگداشت شخصیت علمی، سیاسی، مبارزاتی و تربیتی بزرگی چون فضل الله صلواتی در خور تقدیر است؛ و ستایش از این اقدام مبارک بیشتر می شود هنگامی که در نظر داشته باشید آن گونه که شایسته و بایسته است از سرمایه وجودی شخصیت های ممتازی چون دکتر صلواتی بهره گیری نشده و حتی نسبت به آنان بی وفایی صورت گرفته است.
گفتن و نوشتن درباره دکتر صلواتی که عمر شریف خود را در راه علم و معرفت و نیز اعتلای میهن و نگاهداشت حق و حرمت مردم و آزادگی و آزادگی صرف کرده دشوار است. چرا که همواره بیم آن می رود حق ایشان در بیانی که می شود ادا نگردد.
صلواتی علاوه بر نقش مهمی که در مبارزات دوران اخیر ایران برای آزادی از استکبار و پیشرفت داشته است، دارای شخصیتی است که از راه پژوهش و تحلیل و ادب شعر نیز به جامعه خدمت کرده است. وی از پیشتازان نهضت اسلامی ضد استبدادی و ضد استعماری است و به خصوص این پیشتازی در اصفهان سرفراز بیشتر و بهتر نمایان است.
محوریت او برای تحول خواهان به خصوص جوانان از همه صنوف روحانی، دانشگاهی، کارگری، کارمندی و غیره در دوران حاکمیت استبداد وابسته و نقشی که در جهت هدایت جامعه به خصوص جوانان به سوی آرمان های اصیل نهضت ملی اسلامی داشته ممتاز است.
او در دوران گذشته همواره تحت مراقبت و پیگرد بود و در برهه هایی آزاد شد و تحت شکنجه قرار گرفت و در بند زندان و تبعید گرفتار آمد و علی رغم فشارها، شخصیت مقاوم و پر تحمل او مانع شد که جریان های فعال مبارز در اصفهان بپاشد و راهی که او آغاز کرد یا هموار کننده آن بود ادامه یافت تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید.
صلواتی که وفاداری و پایداری خود را به آرمان های اصیل انقلاب و روح تحول خواهی ملت ایران و حرکت مردم به سوی آزادی و استقلال و پیشرفت توأم با اخلاق و عدالت نشان داده بود، با هوشیاری هیچ گاه در دام تحجر و التقاط نیفتاد و با اینکه خشونت ها و آزارهای فراوان را تحمل کرده بود هیچ گاه بانی و مبلغ خشونت در برابر خشونت نبود و همواره بر آزادی، رواداری و رشد فکری و معنوی مردم که آنان را صاحبان اصلی انقلاب و کشور می دانست، پافشرد. همچنان که پس از انقلاب نیز بر این روش اصرار کرد و می کند.
امروز نیز با وجود نامهربانی ها و بی وفایی هایی که در حق او شده و می شود، گرچه از اصول و ارزش های مورد نظر ملت تحول خواه و آنچه در انقلاب اصلی بوده است روی برنگردانده، وی دمی از نقد ناروایی ها و کاستی هایی که متأسفانه احیانا به نام نظام صورت می گیرد غافل نیست.
وجود عزیزانی چون حضرت دکتر فضل الله صلواتی غنیمتی است برای جامعه رو به آینده ما و اگر جامعه رو به آینده و نظام و همگان آن را درک کنند و زمینه بهره گیری بیشتر و بهتر از سرمایه گرانقدر دانش، تجربه، ظرفیت وجودی و صداقت او و امثال او را فراهم آورد بدون تردید آینده ای بهتر در انتظار ما و جامعه ما خواهد بود.
برای جناب دکتر صلواتی گرانقدر در همه حال و همه جا سلامتی، بهروزی، طول عمر باعزت و پرثمر و برای جامعه توفیق بهره گیری بیشتر و بهتر از او و امثال او را از خداوند مهربان مسألت می نمایم.
سیدمحمد خاتمی
مرداد ماه 1400

به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمود دعایی نیز در این مراسم با بیان اینکه «من آرزوی چنین روزی را داشته ام»، گفت: من نوجوانی بودم که دبیرستان را رها کردم و طلبه شدم. دنبال الگوهایی می گشتم که از آنها اقتباس کنم. آن ایام سازمان ها و گروه های اسلامی زیادی بودند و پیشاپیش همه آنها در آن زمان نهضت آزادی بود. یاران مرحوم طالقانی و مرحوم بازرگان فعالیت هایی داشتند و حرکات زیبایی را دنبال می کردند. عشق ما این بود که در دادگاه محاکمه آنها شرکت کنیم و از دفاعیات و پایبندی آنها نسبت به آرمانهایشان درس یاد بگیریم.
مدیرمسئول روزنامه اطلاعات افزود: گاهی که برای سخنرانی به اصفهان می رفتیم دنبال چهره های مبارز و الگو می گشتیم. آنجا بود که با آقای صلواتی و برخی دوستانشان آشنا شدم. تقدیر این بود که در ایران نمانم و به خارج از کشور بروم. در دوران هجرت توفیق داشتم از یک موج رادیویی در عراق استفاده می کردیم و فعالیت های تبلیغاتی داشتیم و دنبال مطالبی می گشتیم که قابل پخش باشد و از متن آن استفاده کنیم و ندا و پیام مردم را برسانیم. وقتی سروده آقای دکتر صلواتی با عنوان «مسلمانی که باید بود» دست ما رسید به خود بالیدیم. من بارها آن شعر را با شور و هیجان خاصی قرائت کردم و از آن الهام گرفتم.
وی ادامه داد: پس از پیروزی انقلاب دنبال امثال آقای صلواتی می گشتم و خوشبختانه در مجلس شورای اسلامی شش ماه من با ایشان هم صندلی بودیم. مجلس گذشته صندلی هایی داشت که دوقلو بودند و در یکی از قرعه کشی ها من زیر سایه آقای صلواتی قرار گرفتم. آن شش ماه من ساخته و تربیت شدم و خیلی از فضائل انسانی را از نزدیک شاهد بودم و الهام گرفتم.
دعایی با تأکید بر اینکه آقای صلواتی خیلی خوش مشرب هستند، اظهار داشت: بسیاری از ظرایف تربیتی و اخلاقی و یک سری از طنزها و زیبایی های در کلام چنان تأثیرگذار است که انسان نمی تواند فراموش کند.
وی تأکید کرد: آقای صلواتی حجت دینداری و انقلابی گری نسل وسیعی هستند. یکی از آنها خود من بودم که در دوران انقلاب از امثال ایشان الهام گرفتم و راه را درست انتخاب کردم و با موفقیت به انجام رساندم. در دوران بعد از هفتم تیر در مجلس اول شرایط خاصی بر مجلس حاکم بود و گاهی تندروی هایی در مجلس صورت می گرفت و گاهی نسبت به بعضی از پیشکسوتان امر مبارزه بی حرمتی هایی می شد و تحمل آن شرایط برای دردمندان و آشنایان با پدیده های سالیان گذشته خیلی دردناک بود. من گاهی می دیدم که در مقابل بعضی از تندروی ها و نطق های نسنجیده و حتی هتاکانه قطرات اشکی از چشم آقای صلواتی جاری می شد و افسردگی و نگرانی خودش از آنچه دارد می گذرد را با آن حالت نشان می داد.
مدیرمسئول روزنامه اطلاعات ادامه داد: فراموش نمی کنم در یکی از همان مناسبت ها ایشان پشت تریبون رفت و خطاب به جوانانی که ممکن بود به خاطر این تندروی ها از انقلاب سرخورده شوند، فریاد زد اگر نقصی می بینید از ما است و از اسلام و نسل انقلاب نیست؛ به خاطر تندروی های ما و هتاکی های برخی افراد ما از انقلاب نرنجید و از اسلام فاصله نگیرید. اسلام به ذات خود عیبی ندارد و هر عیبی هست از ما است.
وی اظهار داشت: آقای صلواتی منشأ آگاهی، تحول و پرورش خیلی از نسلی هستند که دارد تمام می شود. مدتی آقای صلواتی در یزد تبعید بودند و من شاهد بودم نسل انقلابی و آگاه یزدی کسانی بودند که از شمع وجود آقای صلواتی در این دوران الهام گرفتند دو همه آنها مدیون این استاد بزرگ و اسوه پاکی، معرفت و تقوا بودند. البته ویژگی آقای صلواتی این بود که همیشه خوش تیپ و خوش لباس بود و کسی نبود که به خاطر یک سری اداها بخواهد ظاهر متفاوتی از خودش نشان بدهد. خود این شادی بیشتری را به دوستان و علاقه مندان ایشان می بخشید.

فضل الله صلواتی نیز در این مراسم طی سخنانی گفت: آخرین دفعه که خدمت امام بودیم، خانمی جلوی ما بود و النگویش را درآورد و به امام داد و امام دستی به النگو کشید و آن را پس داد. خانم ناراحت شد که چرا امام هدیه من را نپذیرفته و (آیت الله شیخ) حسن آقای صانعی توضیح دادند که امام قبول کرده اند ولی آن را به خودتان هدیه دادند.
وی افزود: بعد از ایشان نوبت من شد و امام از من پرسیدند چه کار می کنی؟ گفتم معلم بوده ام و هستم؛ طلبکار نیستم. یک وقت خدمت علامه طباطبایی بودیم و گفتم خوش به حالتان، «المیزان» را تمام کرده اید و گفت می ترسم نسبت به استعدادی که خدا داده کم کاری کرده باشم.
صلواتی تأکید کرد: همه حرف هایم را مثل سال 42 می زنم و تا وقتی نفس می آید و می رود حرفم را می زنم و هیچ وقت کوتاه نیامده ام. حاج حسن آقای خمینی و برادران و آقازاده هایشان امید آینده اسلام هستند. مهندس (لطف الله) میثمی حجت زمان ما است که علی رغم نداشتن چشم و دست این همه مقاله پر بار می نویسد و همه هستی خود را برای اسلام و انقلاب گذاشته است.
مشروح سخنان حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در این مراسم را نیز «اینجا» بخوانید.
به گزارش جماران، در این مراسم همچنین با حضور حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی از دو عنوان کتاب اخیر دکتر فضل الله صلواتی به نام های «تحلیلی از زندگانی و دوران امام علی بن موسی الرضا(ع)» و «تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع)» رونمایی شد.
یادگار امام با تأکید بر اینکه جامعه ای که از شجاعت خالی شود از همه فضائل انسانی خالی است، گفت: باید به همگان گفت انقلابیون مسلمانی که قبل از انقلاب مبارزه کردند جریان «متحجر مذهبی» نبودند. انقلاب رویه دیگر جریان «روشنفکر مذهبی» بوده است.
به گزارش خبرنگار جماران، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در مراسم نکوداشت و رونمایی از آثار فضل الله صلواتی در کتابخانه ملی، گفت: نام آقای صلواتی قرین با مبارزات مسلمانان قبل از انقلاب است و مبارزینی که پیش از انقلاب در خطه اصفهان و یزد با مبارزات مردم ایران همراه و همدوش بودند. یاد می کنیم از همه آن بزرگواران مرحوم آیت الله منتظری، آیت الله طاهری اصفهانی، مرحوم نکویی که در سال های اخیر عزادار ایشان شدیم، شهید بزرگوار محمد منتظری و آیت الله صدوقی و از خداوند متعال علوّ درجات همه آن بزرگواران را خواستاریم.
قبل از انقلاب، گروهی بوده اند که نه تنها مبارزه نمی کردند بلکه مبارزان را مورد طعن قرار می دادند
وی تصریح کرد: کسانی که در روزگار مبارزه وارد مبارزات نمی شدند چندین گروه بودند. یک دسته کسانی بودند که اگر نوش نبودند، نیش هم نبودند؛ کسانی که «حبّ» ارزش را داشته اند و توانش را نداشته اند. اما وقتی تاریخ مبارزات قبل از انقلاب را مرور می کنیم، گروهی بوده اند که نه تنها مبارزه نمی کردند بلکه مبارزان را مورد طعن قرار می دادند. متأسفانه دسته ای از آنها پشت توجیه دیندارانه و خیرخواهانه پنهان می شدند در حالی که علت اصلی «ترس» بوده است.
سیدحسن خمینی ادامه داد: ما خودمان بهتر از هر کسی می دانیم سخنی که می گوییم از کدام میل نفسانی بر می خیزد؛ اینکه آیا ترسیده ایم یا خیری در آن سخن هست. بسیاری از کسانی که در دوران مبارزه تن نمی دهند کسانی هستند که می ترسند یا طمع دارند. روزی در سمیناری صحبت می کردم. مطلبی در خصوص «شرطیت قدرت» تنظیم کرده بودم و گفتم امام قائل هستند که باید آنقدر مبارزه کرد تا ببینیم دیگر نمی توانیم مبارزه کنیم اما افراد دیگری نظرشان این است که از ابتدا نباید مبارزه کنیم. مرحوم آیت الله توسلی بعد از آن سخنرانی به من گفت، همه اینها درست اما در واقع کسانی که مبارزه نمی کردند، می ترسیدند و اینها توجیهاتی برای خروج از مسئولیت است.
وی اظهار داشت: امثال آقای صلواتی یک ویژگی بزرگ داشتند و آن اینکه نمی ترسیدند و ایمان داشتند و طمع و خوف هم نداشتند؛ این جوهر کم ارزشی نیست. همیشه در جوامع این گونه جوهرها هم کمیاب و هم باارزش هستند. کسانی که حاضر شوند تبر بردارند و ابراهیم وار به دل آتش بروند و زندان و شکنجه و تبعید را تحمل کنند جوهرهای کمیابی هستند که میراث یک ملت در تاریخ خودش است. شجاعت کسانی از این دست بزرگترین سرمایه ملت ها برای عبور از پیچ های تاریخ است.
یادگار امام تأکید کرد: شجاعت قابل سرایت، تعلیم و تعلّم است. جامعه ای که از شجاعت خالی شود از همه فضائل انسانی خالی می شود. البته وارد بحث های اخلاقی نمی شوم که «تحمل» یک طرف و «جور» یک طرف است اما اصل این است که انسان وقتی به آرمان و هدفی می رسد نترسد؛ این گوهر نایابی است. امروز تجلیل از آقای صلواتی تجلیل از شجاعت نسلی است که در مرحله اول همدل و همراه شوند و در مرحله دوم این شجاعت را در دل خودشان نهادینه کنند، به غیر خودشان یاد بدهند و پیروز شوند. جامعه ما محتاج این فضیلت است. امام بزرگوار در کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» شجاعت را یکی از جنود رحمان عنوان می کند.
وی یادآور شد: یکی از ویژگی های مبارزین «مناعت طبع» است. بعضی ها رفیق روز بزم هستند و اتفاقا خصلت اولیه مبارزین یعنی شجاعت، با مناعت و بزرگ طبعی همراه است و این ضمن اینکه بسیار خوب است، بعضا ضعف است. من آقای هاشمی رفسنجانی را در یک صفت خیلی می ستودم که آرمان را به گونه ای تعریف نمی کرد که وقتی دست نیافتنی شدند بتوان رهایشان کرد و آنها را تشکیکی می دید. فردای پیروزی که خیلی ها پیدا شدند، او رها نکرد و برود و درگیر یک مناعت طبع مذموم نشد.
سید حسن خمینی افزود: امثال آقای صلواتی با آن گوهر نایاب یک کمیابی که دارند باید بعد از فتح مادرانه از این فرزند دفاع کنند و آن فرزند را در بر بگیرند و رها نکنند. اولا بپذیرند که دنیا دار تشکیک است و همه چیز با هم به خوبی اتفاق نمی افتد و فراز و فرود و شکست و پیروزی دارد و نباید مأیوس بود. امام در همان کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می گوید «یأس» از سرآمدان جنود شیطان است. راهزنی هم وجود دارد. در دهه ای هستیم که نماد بزرگترین دزدی تاریخ است. از دید ما بزرگترین اتفاق تاریخ بعثت پیامبر(ص) و بزرگترین انحراف در عاشورا واقع شده است؛ ولی نباید رها کرد.
وی تأکید کرد: هیچ کسی هیچ وقت کارش به پایان نمی رسد. البته دیگران باید همراه شوند ولی رها کردن گوهر نایاب شجاعت و توان تزریق آن به دیگران و عزم راسخی که انسان را از راحتی به دشواری زندان و تبعید می برد، صحیح نیست. امثال آقای صلواتی یک شخصیت استانی نیست و شخصیت ملی است و نقشی که برای خودش تعریف می کند و نقشی که ما از او توقعی داریم نباید یک نقش استانی باشد.
نباید به سبب چند راهزن یا چند لغزش خودمان را به گونه ای زبان بسته قرار بدهیم که نتوانیم از چیزهایی که واقعیات ما است دفاع کنیم
یادگار امام گفت: یکی دیگر از ابعاد این است که زبان گویای این بزرگواران که در صداقتشان به خاطر کارهایی که کرده اند تردید نیست، باید نسبت به آرمان هایی که برای آن زحمت کشیدند و به زندان رفتند برای نسل های بعدی بگویند. نباید به سبب چند راهزن یا چند لغزش خودمان را به گونه ای زبان بسته قرار بدهیم که نتوانیم از چیزهایی که واقعیات ما است دفاع کنیم. اولا اصلا انقلاب باید از زبان این نسل بیش از هرکس دیگری برای نسل های بعد تبیین شود. این بزرگداشت ها اگر از این زاویه باشد ارزش به شدت مضاعف دارد.
وی افزود: اینکه امثال آقایان صلواتی و لطف الله میثمی آن روزها تن به یک مبارزه طاقت فرسا دادند، اشکالات سنگینی بود که این نسل پاک، صادق و شجاع همه چیز را به جان خریدند و وارد مبارزه شدند. وظیفه امثال ایشان و دیگران بازگو کردن این است و از بیان این موارد نهراسید.
انقلاب رویه دیگر جریان «روشنفکر مذهبی» بوده است
سیدحسن خمینی اظهار داشت: باید به همگان گفت انقلابیون مسلمانی که قبل از انقلاب مبارزه کردند جریان «متحجر مذهبی» نبودند. انقلاب رویه دیگر جریان «روشنفکر مذهبی» بوده است. آنچه که در ادامه واقع شد اگر بعدها لبه تحجر را با خودش همراه داشت، انقلابیون مبارز قبل نبودند. جریان متحجر دزدانه بر سر سفره پیروزی نشست و در بخش هایی پیروز شد. هیچ یک از مبارزین ریشه در یک جریان تحجر نداشته اند و به خاطر همین می بینید که یکی از بزرگترین هجمه ها بحث «انجمن حجتیه» بوده که امام تا آخر هم به آن توجه می دادند. یکی از مشکلات انقلابیون قبل از انقلاب هم با همین جریانات بود.
وی در پایان گفت: ما قبل از انقلاب مبارزینی داشتیم که با قاعدینی مواجه می شدند که شماتت می کردند و این گروه شماتت کننده پشت سنگر تحجر و تقدس سنگر گرفته، باید برای نسل های بعد و کسانی که بعدها منشأ اثر می شوند توجه داده شود که قرائت آنها چیزی نبود که در انقلاب توسط امام، شاگردان امام و نسلی که انقلاب کردند ترویج و بیان شد.

محمد آزاد:
استاد فضلالله صلواتی، گرچه در سطح ملی شناخته شده است، اما در زادگاهش
که جز در دوره نمایندگی مجلس اول آن را ترک نکرد، به قول فرنگیها
«سیتیآیکون» است. یعنی همان چهره شناختهشده خودمان، از نمادهای شهر و یک
روز اگر در شهر قدم بزند ملت به احترامش کلاه از سر برمیدارند. سابقه
فعالیت سیاسی صلواتی به اوایل مبارزه با رژیم پهلوی برمیگردد. نزدیک به
نهضت آزادی و جریان ملی بود، اما جامعیت کار و روابطش و نیز نوشتههای
پرحجمش او را به قول خودش «فوق جناحی» کرده است. اتفاقی که از دهه 40 آغاز
شد و پس از انقلاب هم ادامه پیدا کرد، بحرانی بود که برای لهجه اصفهانی به
وجود آمد؛ کمدینهای کلاسیکی که در این دوران محبوب قلوب مردم شدند کاری با
لهجه اصفهانی کردند که امروز شما در حال ایراد سخنرانی غرایی درباره «هگل»
و «ملاصدرا» هم باشید مردم میخندند و فکر میکنند شوخی میکنید. دکتر
صلواتی با تلفیق این دو، مشکل را حل کرده است. حرفهای جدیاش را چه درباره
سیاست چه در شرح نهجالبلاغه باشد، همراه با شوخیهایی میکند که کم از
طنزنویسی حرفهای ندارد. گنجینهای از ضربالمثلها در آستین دارد و کار
سختی که میکند بهکاربردن آن در متن حرفهایش و در جای مناسب است که
سخنوران میدانند آمادگی ذهنی بالایی میخواهد و با ورود به 83 سالگی
ذرهای از آمادگی ذهنیاش کم نشده. عمدتا تاریخ اسلام مینویسد و چیزهای
دیگر هم. روزنامهنگاری هم در سابقهاش هست که با توقیف مجلهاش، «نوید»
امکان آن از بین رفت. مجله «نوید» که خوانندگان خودش را داشت و در سال 77
به طریقی نامتعارف یعنی با حکم دادگاه ویژه روحانیت توقیف شد.
صلواتی در سخنگفتن بسیار بیپرواست و سخنان انتقادی امروزش را نیز که در
مصاحبه با مطبوعات و مقالههایش میآید، برای همهکس شهامت نقلقولش نیست و
میتوانید آن را در گوگل جستوجو کنید. همیشه پیگیر کار گرفتاران سیاسی و
در بند است و برای این کار از استفاده از روابط دوستانه قدیمش که برخی
امروز به سردی کشیده هم دریغ نمیکند. مراسم نکوداشتی، روز چهارشنبه در
مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران برای او برگزار شد تا هم از ایشان به خاطر
فعالیتهایش تقدیر شود و هم کتابهای جدیدش رونمایی شود. کتابخانه ملی جای
باصفایی است که آدمی به آن که وارد میشود برای مدتی فراموش میکند که در
تهران و در این شرایط زندگی میکند. اما شرح مراسم.
بخش اول: قرائت پیام سید محمد خاتمی: پیشتازان نهضت اسلامی
برخلاف عمده مراسمهای اینچنینی این مراسم تقریبا رأس ساعت آغاز شد. ابتدا
مجری حرف زد که در این برنامهها بیشتر وقت را خودش میگیرد و در آخر از
کمبود وقت سخن میگوید و اینبار هم استثنا نبود. سپس سرکار خانم دکتر
بروجردی متن خیرمقدمی برای حضار قرائت کرد و ذکر خیر استاد کرد. سپس خانمی
از جانب سیدمحمد خاتمی پیام ایشان برای مراسم را قرائت کرد. در این پیام
ضمن اعلام تقدیر از دکتر و بزرگداشت استاد صلواتی از «بیمهری و بیوفایی»
که به ایشان شده سخن گفته شد. به نقش مبارزاتی ایشان اشاره کردند و از او
به عنوان «پیشتازان نهضتاسلامی» گفته شد، همچنین از محوریت شخصیت ایشان
برای اقشار مختلف مردم، روحانیت، دانشگاهیان، کارگران و کارمندان و هدایت
جامعه با صفت «پیشتاز» ذکر شد. آقای خاتمی با ذکر «خشونتها و آزارهایی» که
پس از انقلاب بود، مینویسد که ایشان هیچگاه بازتولید خشونت نکرد و
همواره بر آزادی و رواداری و حق مردم تأکید کرد. پس از انقلاب نیز به گفته
رئیسجمهور پیشین ایران با آقای صلواتی «نامهربانی و بیوفایی» کردند اما
او بدون رویگردانی از اصل انقلاب «دمی از انتقاد» فارغ نشد و ایشان را
غنیمتی برای جامعه ایران خواند و در نهایت برای ایشان طول عمر و سلامت آرزو
کرد.
بخش دوم: سخنرانی حجتالاسلام دعایی: دکتر همیشه خوشتیپ بود!
آقای دعایی که روی جایگاه رفت و آغاز به سخنگفتن کرد معلوم بود حال جسمانی
خوشی ندارد و خود نیز به آن اشاره کرد. با لحنی که نشان میداد از دل
برمیآید، گفت: «آقای صلواتی! شما خیلی حق به گردن ما دارید». دعایی با
اشاره به پیشروبودن «نهضت آزادی» در میان نیروهای مسلمان پیش از انقلاب
گفت: «عشق ما این بود که برویم و در جلسات دادگاهی که اعضای نهضت را محاکمه
میکردند بنشینیم و از دفاعیات آنها بیاموزیم» و در این زمان با چهرههایی
مانند صلواتی در اصفهان آشنا شدیم. دعایی گفت در زمان مهاجرت اجباری به
عراق شعر دکتر صلواتی درباره فلسطین به دستش رسید و با شور و حرارت بارها
آن را خواند و برای نشر آن کوشید. پس از انقلاب با دکتر صلواتی در مجلس
«همصندلی» شدند. به گفته دعایی صندلیهای مجلس در آن زمان دوقلو بودند و
ششماه در کنار هم مینشستند: «در آن ششماه من تربیت شدم، ساخته شدم».
خوشبختانه آقای دعایی ادعای طنازبودن آقای صلواتی را تأیید کرد که لطایف
اخلاقی را با طنزهای همراه میکردند که فراموشنشدنی است. دعایی با ذکر
شرایط خاص هفتتیر پس از انقلاب گفت خود شاهد بود که با وجود شرایط خاص آن
زمان و بیحرمتیهایی که میشد نسبت به پیشکسوتهای مبارزه. تندرویهایی
میشد و حرفهایی از تریبون به انقلابیون اصیل میگفتند که «اشک از چشمان
آقای صلواتی جاری میشد» و نگرانی خود را اینگونه نشان میداد. سپس
خاطرهای شنیدنی از دکتر صلواتی نقل کرد. ظاهرا یکی از شاگردان جوان ایشان
در گذشته که اکنون در کسوت مأمور دستگاه امنیتی بود، به سراغ ایشان میآید و
میگوید تندروی نکنید که بازداشت میشوید و این برای ما سخت است. دکتر
صلواتی پاسخ میدهد: «جوان! تو پیرزن تازه همسر ازدستداده را از عروسی
جدید مطلوبش میترسانی!» که همه را به خنده انداخت. دعایی آقای صلواتی را
الگو و سرمشق اعلام کرد و پرورشدهنده نسلی که دورانش دارد به سر میرسد.
دعایی همچنین به «خوشتیپی و خوشلباسی» استاد اشاره کرد و گفت کسی نبود که
برای «اداها و اصولها» لباس خاصی به تن کند و به سخنرانی کوتاه خود پایان
داد. سپس کلیپی از یکی از مصاحبههای ایشان برای حضار پخش شد که در آن
خاطراتی از دوران پیش و پس از انقلاب نقل شد و مخالفت خود را با نظام
«تکحزبی» آیتالله بهشتی یادآور شد که اما به اصرار او به حزب پیوست و
بهعنوان نماینده اصفهان در دور اول به مجلس رفت. خاطراتی از دوران
استانداری در اصفهان هم نقل کرد و گفت هر روز جلوی استانداری تظاهرات بود و
شرایط سخت مالی را یادآور شد که با وجود این پل «فردوسی» اصفهان در این
دوران درست شد. همچنین گفت در جلسهای که به همراه عدهای خدمت امام (ره)
رفتیم و به ایشان گفتیم میخواهیم حزب تشکیل بدهیم و خط سوم را راه
بیندازیم - با اصفهانی سلیس و آمیخته به طنزی که حرف میزند - گفت امام
بعدا در سخنرانی گفت: «همونها که هستند دیگه بسه جدید نمیخواهیم».
بخش سوم: ورود ناگهانی سیدحسن خمینی
آدمهای صاحبنام رفتارهای مشخصی پیدا میکنند که تبدیل به ناخودآگاهشان
میشود و عمدی در آن ندارند. نمونه کوچک آن را در افراد سرشناس یک خانواده
هم میشود دید. مثلا این افراد عموما دیر به میهمانیها میروند و حضورشان
وقتی همه حاضر شدهاند، رنگ دیگری به مجلس میدهد و همهمهای به پا میکند.
سیدحسن خمینی ناگهان در اواسط جلسه وارد شد. ورود او بهگونهای بود که
شاید یکی از حضار اگر ایشان را نمیشناخت، ممکن بود فکر کند به جلسه حمله
شده. با همراهان بسیار و مانند نیروهای سیاسی نامی که راهرفتنشان با سرعتی
بیش از معمول انسانهای عادی است. ایشان هنوز روی صندلی ننشسته بود که
مجری ایشان را روی جایگاه دعوت کرد. خود ایشان به مسئله اشاره کرد و گفت
کاش بیشتر در فضای جلسه قرار میگرفت و بعد به سخنرانی مشغول شود.
چنددقیقهای مشخص بود که هنوز تسلط به سخن ندارد اما سخنوری که او باشد،
در کمتر از پنج دقیقه عنان کلام را به دست گرفت. یادی از آیتالله طاهری،
مرحوم نکویی و دیگران کرد که کاش در جلسه حضور داشتند و از ترفند ذکر فاتحه
برای جمعوجورکردن ذهنش استفاده کرد. سپس به ذکر آیهای پرداخت (آیه 95
سوره نساء) که ذکری از مجاهدان و قاعدان است و برتری آنها به کسانی که سکوت
پیشه کردند. سپس به آیهای اشاره کرد که قرآن کریم در آن به برتری مجاهدان
پیش از فتح بر پس از فتح نیز اشاره کرد که قاعدتا اشارهای بود به استاد
صلواتی.
با دستهبندی مبارزان قبل از انقلاب گفت: «عدهای نوش نبودند اما نیش هم
نبودند» کسانی که مشارکت نمیکردند اما بغض به ناهنجاری در دل را داشتند
اما توان حرکت نداشتند. دیگرانی که شماتت میکردند و مبارزان را طعن هم
میکردند. اینها هم هیچ، بالاخره عقیدهشان بود. اما دستهای از اینها پشت
حجاب دین و خیرخواهی پنهان میشدند درحالیکه ترس یا بدبینی یا طمع سبب آن
بود. اما دکتر صلواتی یک ویژگی بزرگ داشتند و اینکه نمیترسیدند و این
«کمجوهری» نیست. سپس با اشاره به پایان رمان محمود دولتآبادی، «جای خالی
سلوچ»، از قول پرسوناژ داستان گفت: «من تبر برمیدارم» و این دسته قاعدان
مذکور ابراهیموار تبر برداشته بودند: «شجاعت این دست از انسانها جامعه را
از پیچهای خطرناک نجات میدهد. جامعه بیشجاعت از فضائل انسانی تهی
میشود» و به تعریف شجاعت در نظر ارسطو که حد میانه جبن و تهور است، نشان
داد که نهتنها با ادبیات روشنفکری بلکه با فلسفه غرب نیز دمخور است.
در قسمت دیگر سخنان خود، آقای سیدحسن خمینی، گفت عدهای رفقای روز بزم
هستند و شاهد این امر را قطعهای از شعر معروف «دیدی چه خبر بود» گرفت و
ذکری از خاطرات دوران مشروطه هم کرد. «عدهای رفیق روز رزم هستند و این
انسانها مناعت هم جزء طبعشان است». در توضیح این مسئله گفت هاشمی فردای
پیروزی به سبب مناعت طبع رها نکرد ماجرا را و خطاب به آقای صلواتی گفت
امثال ایشان فردای پیروزی نباید رها کنند و مادرانه باید از آن حفاظت کنند.
همیشه اینگونه نیست که اوضاع بر وفق مراد باشد و نباید مأیوس شد و رها
کرد: «با عرض ارادت خدمت صلواتی میگویم کار هیچگاه به پایان نمیرسد.
گوهر نایاب شجاعت را باید استفاده کرد و به جامعه منتقل کرد». بالاخره
نوبتها به همه میرسد، همیشه نوبت دیگری نیست و از آقای صلواتی خواست که
نقش خود را به استان محدود نکنند و ملی ورود کنند. اشکالات وجود دارد؛ اما
نباید صحنه را ترک کرد.
آخرین نکته صحبتهای ایشان این بود: «باید به همگان گفت انقلابیون مسلمان
جریان متحجر مذهبی نبودند؛ بلکه روی دیگر روشنفکری مذهبی بودند. چیزی که
بعدا واقع شد، اگر لبه تحجر را با خود همراه داشت، آن انقلابیون مبارز قبل
نبودند. هیچیک از مبارزان ریشه تحجر نداشتند و به همین سبب بحث انجمن
حجتیه همیشه مطرح بود که امام (ره) همیشه به آن توجه میدادند». آن گروه
شماتتکننده پشت سنگر تحجر سنگرگرفته، باید برای نسل آینده به آن توجه و
آگاهیبخشی شود. در نهایت آقای سیدحسن گفت میخواست به بعد شعر استاد هم
اشاره کند که فرصتی نیست و سخن را تمام کرد.
بخش چهارم: رونمایی از کتابها و سخنان کوتاه دکتر معین
برای رونمایی از آثار سیدحسن خمینی، دکتر معین، علی جنتی و حجتالاسلام
دعایی روی جایگاه رفتند و از دو جلد از آثار ایشان رونمایی شد که زمان
زیادی نگرفت. سپس دکتر معین روی جایگاه رفت و خیلی کوتاه به خاطراتی از
دوران پیش از انقلاب از استاد اشاره کرد. به دوران دبیرستان در اصفهان که
با آثار ایشان آشنا شدند و الهامبخش ایشان بود و بعد از انقلاب نیز مستقیم
با شخصیت فروتن ایشان آشنا شدیم و به حمایت همیشگی ایشان از خود آقای معین
و هم محذوفان و آسیبدیدگان و برای غلبه بر یأس جامعه از استاد خواستند که
در همه عرصهها حضور یابند.
بخش پنجم: سخنان صریح مهندس ملکمدنی
اگر حتی یک بار با آقای ملکمدنی دمخور شده باشید، محال است جذب صراحت و
ملاحت گفتار او نشوید. با ذکر آشنایی دیرین خود با استاد با همان صراحت
گفت: «من به اندازه فهم خودم حرف میزنم. حسن آقا از شجاعت حرف زد و زبان
من را باز کرد» و گفت: «آقای صلواتی شما وعدههای خلاف به ما دادید!». خطاب
به آقای دعایی هم کرد و گفت توقع دارم چیزهایی را که میدانید بگویید! چرا
تحریف میکنید! خطاب به استاد صلواتی کرد و گفت: «کتاب برای کتابخانه خوب
است؛ اما چرا حقایق را نمیگویید؟ چرا نمیگویید در اصفهان چه بلایی بر سر
شما آوردند؟». سخنان آقای نوروزی و شیخ محمود صلواتی به دلیل کمبود وقت
بسیار کوتاه بود و فرصتی به ایشان نرسید که کلامشان منعقد شود.
بخش نهایی: خود استاد صلواتی
ساعت از 9 گذشته بود که آقای دکتر روی جایگاه رفتند و به ایشان هم فرصت
مناسبی نرسید و تنها چند دقیقه حرف زدند. حقیقتا سخنان آقای دکتر بدون لهجه
زیبای ایشان چیزی کم دارد: «ما کاری نکردیم، یک خودکاری بود و کاغذی ما هم
نوشتیم». با یاد جلسهای با امام (ره) گفتند که شما معلم بودید الان هم
معلمید. چرا؟ گفتم طلبکار نیستم، معلمی را دوست میداریم! الان هم
همینطور. طلبکار نیستم. سپس به آقای ملکمدنی گفتند: «من هنوز هم همه
حرفهایم را مثل دهه 40 میزنم. به رهبری، به مقامات، فکر کنم باید یک
رونوشتی هم به شما میدادیم». که نهایت کنایههای معروف اصفهانی است. سپس
به آقای سیدحسن گفتند که شما امید اسلام و ایران هستید. و سپس از همه تشکر
کردند مخصوصا آقای میثمی که با مشکلات جسمی مقالات به این پرمحتوایی
مینویسد. گفتند باید برای ایشان مراسم بگیرید. بدون شوخی که نمیشد: «الان
که آفتاب لب بام است. البته یک وقت هم خدا خواست عمر ما مثل آقای بهجت و
آقای صافی بِشِد. (خنده حضار). البته به شرط توانایی نوشتن» و تمام.
| خبرگزاری کتاب ایران لینک خبر در خبرگزاری پانا لینک خبر در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران لینک خبر در خبرگزاری شبستان -پیام سید محمد محمد خاتمی - آفتاب نیوز روزنامه اصفهان زیبا مراسم نکوداشت و رونمایی از آثار فضل الله صلواتی نویسنده، پژوهشگر و تحلیل گر مسائل سیاسی با حضور جمعی از پژوهشگران، اساتید دانشگاه و فرهیختگان علمی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد. |
به گزارش خبرگزاری شبستان و به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مراسم نکوداشت و رونمایی از آثار فضل الله صلواتی نویسنده، پژوهشگر و تحلیل گر مسائل سیاسی با حضور جمعی از پژوهشگران، اساتید دانشگاه و فرهیختگان علمی، در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
«حجت الاسلام سید حسن خمینی» با ابراز خرسندی از حضور در مراسم نکوداشت فضل الله صلواتی گفت: مایه مباهات که در جلسه بزرگداشت برادر بزرگوارم فضل الله صلواتی حاضر شده ام. موضوعات بسیاری را می توان در چنین جلسه ای مطرح کرد اما قبل از بیانی این آیه شریفه را بیان می کنم، « لَا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً ۚ وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا». مطابق این آیه شریفه کسانی که در راه خداوند جهاد می کنند بر آنهایی که نشسته بودند حتی با بهانه اولویت دارند. قرآن می فرمایید مونین قبل از فتح با مومنین بعد از فتح با یکدیگر مساوی نیستند، کسانی که بعد از فتح به جریان مبارزه پیوستند حتی کمک حال مبارزات شدند در مقابل آنهایی که قبل از فتح در روزگار سختی پرچم آزادی خواهی، استقلال، عزت، دینداری،شکوه و نام بلند پیامبر را بر زبان داشتند درجات بسیار بالا دارند و ارزش گذاری شدند.
وی ادامه داد: وقتی تاریخ قبل از انقلاب را ورق می زنیم با گروهی از افراد
مواجه می شویم که نه تنها مبارزه نمی کردند، بلکه مبارزان را مورد طعنه
قرار می دادند و متاسفانه این دسته از افراد با توجیه دیندارانه یا
خیرخواهانه این کار را می کردند. در حالی که علت آنها ترس بوده و خود را در
پس توجیهات و علل پنهان می کردند.
حجت الاسلام سید حسن خمینی ادامه داد: بسیاری از کسانی که در دوران مبارزه
تن به همراهی نمی دهند ، یا می ترسند، یا طمع دارند. اما امثال استاد
صلواتی یک ویژگی بزرگ داشت. او نمی ترسید، ایمان داشت و طمع و خوف هم نداشت
و این مهم جوهره ارزنده ای است که و این چنین جوهروجودی در جوامع اندک و
با ارزش هستند. به اعتقاد من افرادی چون صلواتی حاضر شدند ابراهیم وار به
دل آتش بروند. زندان، تبعید، آزار و شکنجه را تحمل کنند. مبارزانی از این
دست افراد کمیابی هستند و این افراد میراث یک ملت در تاریخ خودشان هستند.
شجاعت افرادی از این دست که بزرگترین سرمایه ملت ها برای عبور از پیچ های
تاریخی است که بسیار ستودنی و قابل تحسین است. زیرا شجاعت قابل سرایت و
قابل تعلیم است و جامعه ای که از شجاعت تهی شود از همه فضایل انسانی تهی می
شود.
وی اظهار داشت: تجلیل از استاد بزرگوار صلواتی تجلیل از شجاعت نسلی است که
توانستند در مرحله اول همدل و همراه شوند و در مرحله دوم این شجاعت را در
خودشان نهادینه کنند و به غیر خودشان نیز بیاموزند. جامعه ما محتاج این
فضیلت است. یکی از ویژگی های مبارزان مناعت طبع است و امثال مبارزانی چون
استاد صلواتی با گوهره نایاب و کمیابی که دارد، باید بعد از فتح مادرانه از
این فرزند دفاع کند و آن را در بر بگیرد و رها نکند، باید بپذیرد دنیا،
دار تشکیک است، همه چیز با هم و به خوبی اتفاق نمی افتد و معتقدم فعالیت
مبارزاتی مبارزانی چون صلواتی هرگز به پایان نمی رسد.
حجت الاسلام سید حسن خمینی تصریح کرد: استاد صلواتی یک شخصیت ملی است و نقش و چهره ای ملی برای مردم ایران دارد است.
وی تاکید کرد: باید به همگان گفت که انقلابیون مسلمانی که قبل از انقلاب
مبارزه کردند جریان متحجر مذهبی نبودند و انقلاب روی دیگر جریان روشنفکر
مذهبی بود. اساتیدی نظیر صلواتی باید برای نسل های بعد منشا اثر باشد.
حجت الاسلام سید محمود دعایی: استاد صلواتی منشا تحول و آگاهی بود
«حجت الاسلام سید محمود دعایی»، سرپرست موسسه اطلاعات و
نماینده مجلس شورای اسلامی در ادوار گذشته، در آیین نکوداشت فضل الله
صلواتی نویسنده، پژوهشگر و تحلیل گرمسائل سیاسی گفت: من در نوجوانی
دبیرستان را رها کردم و طلبه شدم و در اوج نهضت امام وارد حوزه اجرایی
کرمان و قم شدم. در آن زمان به دنبال الگوهایی می گشتم که از آنها پند
بگیرم و راه بیابم.
وی اظهار داشت: گاهی به اصفهان برای حضور در سخنرانی می شدم. در آنجا نیز
در پی یافتن چهره های مبارز و الگو می گشتیم. با استاد صلواتی در محافلی از
این دست آشنا شدم.
دعایی خاطرنشان کرد: بعد از انقلاب و در مجلس شورای اسلامی به مدت 6 ماه در
کنار استاد صلواتی بودم و در این مدت از فضایل انسانی ایشان بسیار آموختم.
استاد صلواتی بسیار خوش مجلس است او بسیاری از فضایل تربیتی و اخلاقی را
با یک طنزهایی تاثیرگذار بیان می کرد. بنده در دوران انقلاب از او بسیار
الهام گرفتم و راه درست را انتخاب کردم و با موفقیت به انجام رساندم. استاد
صلواتی برای ما سرمشق، الگو، منشا تحول، آگاهی و پرورش بوده است.
مصطفی معین: سرمایه های اجتماعی را باید به جامعه معرفی کرد
در ادامه این مراسم «مصطفی معین»، وزیر اسبق علوم تحقیقات و فناوری با اشاره به آشنایی با فضل الله صلواتی گفت: شناخت من از استاد صلواتی به کانون های علمی و تربیتی جهان اسلام در روزگار گذشته بر می گردد. بنده با آثار و مبارزات او آشنا بودم و برای من الهام بخش بود.
وی ادامه داد: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مجلس با شخصیت پر فضیلت، متین و متدین او بیشتر آشنا شدم به اعتقاد من صلواتی از ارکان و ستون مهم خط امام بخصوص در اصفهان بوده است.
وزیر اسبق علوم تحقیقات و فناوری خاطرنشان کرد: چهره هایی چون صلواتی جزو سرمایه های ملی و اجتماعی ایران هستند و باید چهره های راستین و حقیقی از این سرمایه های اجتماعی را به جامعه معرفی کنیم.
در ادامه مراسم نکوداشت فضل الله صلواتی، محمد حسن ملک مدنی شهردار اسبق تهران گفت: چهل سال شاگردی استاد صلواتی را کردم، او چهره ای به معنای واقعی مبارز است. روحیه رواداری و مداراجویانه او توجه مرا به خود جلب کرد، صلواتی انسانی دلسوز، دلشکسته و نجیب است که باید قدر او را دانست.
قدرت الله نوروزی: فضل الله صلواتی یک سرمایه ملی است
همچنین قدرت الله نوروزی شهردار سابق اصفهان گفت: موفقیت در اداره شهرداری اصفهان مرهون مشاوره و دلسوزی های استاد صلواتی بوده است، او همواره در زندگی خود معلمی کرده است و شغل انبیا را برای خود برگزید و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکرد.
وی افزود:صلواتی هم در دوران مبارزه مانند یک معلم صحنه دار بود و هم در ارتباط مستمر و دائمی با دانشجویان خود وظیفه و مسئولیت آبادی رسانی را به انجام می رساند و این وظیفه تنها به کلاس های درس خلاصه نمی شد و هرجا که حرف از مردم بود او نیز حضور داشت و هیچگاه جانب مردم را رها نکرد، در فراز و نشیب های بسیار با آنها بود. به اعتقاد من او یک سرمایه ملی است و امید است بیش از همیشه در جامعه نقش آفرینی کند.
محمود صلواتی نویسنده و محقق، و عموزاده فضل الله صلواتی گفت: استاد صلواتی یک آزاده انقلابی است، او در طول زندگی خود تحول آفرین بوده و زندگی توام با مبارزه داشته است. او خود را فدای جامعه کرده است و در عین حال در عرصه اجتماع موقعیت شناس بوده و درست وارد عمل شده است. امید است شرایط حضور انسان های شجاع، مبارز و خدوم چون فضل الله صلواتی بیش از پیش در عرصه های مختلف جامعه فراهم شود.
فضل الله صلواتی: سعی کرده ام آنچه درست است انجام دهم
در ادامه این مراسم «فضل الله صلواتی» با قدردانی از حاضرین در مراسم گفت: به واقع معتقد نیستم کاری انجام داده ام، هرآنچه در تمام این سال ها فعالیت کرده ام اعتقاد و حدیث نفس من بوده و سعی کرده ام آنچه را که درست است انجام دهم.
وی خاطرنشان کرد: در تمام مسیر مبارزاتی خود همواره حرف خودم را مطرح کرده ام و از آنچه درست بوده است کوتاه نیامده ام و آن راه راست است.
در پایان این مراسم با حضور سیدحسن خمینی، دکتر معین، علی جنتی و حجتالاسلام دعایی از دو عنوان کتاب اخیر دکتر فضل الله صلواتی به نام های «تحلیلی از زندگانی و دوران امام علی بن موسی الرضا(ع)» و «تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد باقر(ع)» رونمایی شد. و همزمان نوه استاد خانم شمیم صلواتی یکی از اشعار معروفِ پیش از انقلاب پدربزرگ به نام «سوگند» را دکلمه کرد.
قابل ذکر است این مراسم به طور گسترده در شبکه های مجازی پوشش و مورد استقبال واقع شد.

در بخشی از پیام حجت الاسلام و المسلمین سید محمدخاتمی، رئیس دولت اصلاحات آمده است:
صلواتی علاوه بر نقش مهمی که در راه مبارزات داشته دارای شخصیت علمی است.
محوریت او برای تحول خواهان و به خصوص جوانان به سوی آرمان های انقلاب اسلامی مورد ستایش است.