زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

تبریک انتصاب استاندار اصفهان

جناب آقای دکتر مهرعلیزاده

استاندار محترم اصفهان


      انتصاب آن برادرگرامی را برای استانداری استان پهناور اصفهان تبریک گفته و پیروزی و موفقیت ایشان را برای خدمت به مردم قدرشناس و وفادار اصفهان آرزو می کند، امید است که با حضور آن شخصیت گرامی، با تجربیاتی که در خدمت به انقلاب دارند، خواسته های به حق مردم اصفهان برآورده گردد.


با احترام فضل الله صلواتی

مکتب عاشورا

مکتب عاشورا

فضل الله صلواتی



انتشار در مجله پیام ابراهیم

(جامعه زنان انقلاب اسلامی)

شماره 23 - 1396

مدیر مسئول: خانم اعظم طالقانی



 

     عاشورا زندگی است، حرکت است، یک جریان تاریخی است که چگونه می‌توان با ظلم مبارزه کرد؟ وظیفه هر مسلمان، بلکه هر انسانی است که ریشه ستم را از جهان برکند، تا خلق خدا آسوده باشند، انسانیّت حکم می‌کند که موری به ستم پامال نشود، به اندازۀ شاخ حجامتی خونی به ناحق ریخته نگردد.

حضرت علی(ع) فرماید: «من حاضر نیستم که دانۀ جوی را از دهن مورچه‌ای به زور بگیرم»، آنهائی که بی‌مهابا خون مردم را می‌ریزند و اموال آنان را به یغما می‌برند، هتک ناموس می‌کنند، آیا بوئی از آزادگی و انسانیبت برده‌اند؟ گرگ‌های خونخواری هستند که از هر فرصتی استفاده می‌کنند و خوی ددمنشانۀ خود را بروز می‌دهند.

حسین‌های تاریخ، به هر قیمتی که شده باید جلوی این گرگ‌ها را بگیرند، گرگ که قانون و ایمان و انسانیت را نمی‌فهمند، رحم و مروّت را درک نمی‌کنند، امروز در میانمار، صدها انسان بی‌گناه را می‌کشند، خانه‌هاشان را آتش می‌زنند، هزاران تن از مردم را آواره بیابان‌ها می‌کنند، حیران و سرگردان، گرسنه و تشنه رهایشان می‌نمایند، هر چه جوامع به اصطلاح متمدن امروز، پیش می‌روند، بر قساوت، جهالت و ددمنشی آنها افزوده می‌گردد.

در این زمان در میانمار، در غزه، در یمن چه می‌گذرد؟ ظلم و ستم و کشتار تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ لیاقت و شعور اجتماعی و ایمان به کجا رفته است؟ آیا اینها که تفنگ به دست دارند و انسانها را قتل‌عام می‌کنند، به خدائی، به قیامتی، به انسانیتی ایمان دارند؟ حتی مانع رساندن دارو و غذا به مظلومان و به رنج‌دیدگان می‌شوند! این راه خطا به کجا ختم می‌شود؟ مگر جهنم غیر از این است؟

حسین(ع) معلم بشریّت، فرزند رسول خدا(ص)، با خون خود می‌خواهد به همگان درس آزادگی بدهد.

«گر نداری دین به عالم، لااقل آزاده باش»، ولی گوش شنوا و چشم بیدار کجاست؟

حسین(ع) با جان‌فشانی خود و یارانش نشان داد، که قدرت‌های مسلط زمان در مسیر اسلام نیستند، اینها جانشین محمد(ص) نمی‌باشند، اینها بوئی از اسلام و مسلمانی نبرده‌اند، بنی‌امیّه معاند با اسلام و مسلمانی و اهل بیت محمد(ص) هستند.

قرآن کریم، انبیای الهی را هدایتگر مردم به امر الهی در پرتو صبر و یقین و عبادت معرفی می کند: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَینا إِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ ایتاءَ الزَّکاةِ وَ کانُوا لَنا عابِدینَ»، (أنبیاء/73)

وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِایاتِنا یوقِنُونَ (سجده/24).

امام حسین(ع) مظهر صفات برجسته انبیای الهی است. از این رو، پیامبر اکرم او را مصباح و چراغ فروزان هدایت معرفی کرده است: «إنّ الحسین مِصباحُ الهدی و سَفینَةُ النّجاه»

رهبری مسلمان‌ها و بیان قرآن کریم بعد از پیامبر به دست اُمویان و عوامل آنها افتاد، مطابق میل و منافع خودشان تفسیر می‌کردند، امام حسین(ع) رسالت اِحیای قرآن را با پیام بلند عاشورا آغاز کرد. این بار قرآن از طنین صدای امام حسین(ع) تلاوت شد و رسوم جاهلیت را در هم شکست و خفقان جامعۀ آن روز مسلمانان را برملا و مردم را از خواب غفلت بیدار کرد امام(ع) فرماید: «شما را به زنده ساختن آیات قرآن و از میان بُردن بدعتها فرا می خوانم. اگر دعوت مرا بپذیرید، به راه راست و هدایت خواهید رسید.»

حسین و یارانش شهید می‌شوند تا حق بماند، اسلام پایدار گردد، قرآن اصالت خود را نگهدارد، واقعیت‌ها روشن و آشکار شود، افول و اضمحلال بنی‌امیه و قدرت ابوسفیانی از همان روز عاشورای سال61 آغاز گردید.

عاشورا چه بسیار مردمی را تا امروز به فکر انداخت که حق و باطل از هم جدا هستند، هرکس ادعای مسلمانی کند، مسلمان نیست، هر کس که به ناحق پیشوائی مسلمانها را در دست گرفته، نمی‌تواند جانشین پیامبر(ص) باشد.

اصلاح جامعۀ اسلامی آن است که مدعیان دروغین را به مردم معرفی کنند، فساد و انحراف آنها را آشکار نمایند، همانطور که مسلمان‌ها به امام باید معرفت داشته باشند، دشمنان را نیز باید بشناسند، جامعه را از آنها برحذر دارند.

گاهی به کشته گشتن و گاهی به کشتن است

             ترویج دین به هر چه زمان اقتضا کند

امام حسین(ع) خود و فرزندانش و یارانش به قربانگاه بنی‌امیه رفتند، تا وسیله‌ای باشند برای ریشه‌کن کردن ظالمان، کشته شدند برای رسیدن هدف عالی و غایی الهی، دیدیم که به اهداف خود رسیدند، نام بنی‌امیه را در جهان به بدی و بدکاری ثبت کردند و تا سال132 هجری دیگر اثری از آثار بنی‌امیه باقی نماند، علاوه بر کشته شدن همۀ مردان آنها به دست عباسیان، جنازۀ مردگان خلیفگانشان را از زیر خاک بیرون کشیدند و آتش زدند و خاکسترشان را بر باد دادند و این است سرنوشت شوم ظالمان که جز لعنت و نفرین چیزی برای آنها نماند.

«ظالم از دست شد و پایه مظلوم به جاست»

و این است حاکمیت حسین(ع) بر جهان هستی، و هر سال محرم را می‌بینیم که با چه شور و غوغای بیشتری جلوه‌گر می‌شود، هر کسی با هر تفکری و هر برداشت و بینشی، عرض ارادتی خاص به ساحت مقدس آن امام همام دارد، به عنوان عزاداری سیدالشهداء، برنامۀ سازندگی و معرفت‌شناسی امام حسین(ع) را دنبال می‌کند، پرچم امام حسین(ع)، مدیحه‌سرائی و مراثی او، تعزیه‌داری و ذکر مصائب او، همه و همه سازنده است، اگر هدف اندیشه‌های حسین(ع) باشد، و تنها هدف عزاداری، روضه‌خوانی و مداحی نباشد، حقایق نیز گفته شود، حسین(ع) و عاشورا و محرم، دانشگاهی شود برای تربیت انسان‌های آزاده، برای اجرای عدالت در جهان بشریّت، که این راه حسین(ع) بود.

«الا لعنه الله علی القوم الظالمین»

 

عیادت از آقای علیرضا رجایی

علیرضا رجایی


عیادت آقایان: دکتر صلواتی و مهندس محمود دردکشان از آقای علیرضا رجایی


 

علیرضا رجایی (تولد۲۸ مهر ۱۳۴۱) از فعالان سیاسی ملی - مذهبی  ایران، زندانی سیاسی و مدیر انتشارات گام نو  و مدیر گروه سیاسی هیأت تحریریه روزنامه‌های جامعه، توس و نشاط بود. وی در انتخابات مجلس ششم سال ۱۳۷۸ کاندیدای ائتلاف نیروهای ملی-مذهبی در تهران بود و بر اساس نتایج انتخابات در ردۀ بیست‌وهشتم قرار گرفته و به مجلس  راه یافت، اما پس از ابطال تعداد ۵۳۴ صندوق رای حاوی بیش از ۷۰۰ هزار رأی توسط شورای نگهبان  ،وی از فهرست نامزدهای منتخب خارج شده و جای خود را به غلامعلی حداد عادل  داد. او دارای تحصیلات دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران است.

بازداشت در سال ۱۳۷۹ - علیرضا رجایی در اسفند سال ۱۳۷۹ همراه با جمعی دیگر از فعالان ملی_مذهبی نظیر:

عزت الله سحابی، حبیب الله پیمان، رضا رئیس طوسی، محمد ملکی، محمد بسته نگار، محمدحسین رفیعی، محمد محمدی اردهالی، تقی رحمانی، هدی صابر، مسعود پدرام، سعید مدنی، رضا علیجانی، مرتضی کاظمیان و محمود عمرانی، بازداشت و سپس در زمستان ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شد.

زندان پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم - وی در سال ۱۳۸۸ برای مدتی و در اردیبهشت ۱۳۹۰ به اتهام ارتکاب جرایم امنیتی از سوی مأمورین امنیتی بازداشت شد.

طبق حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی، به اتهام عضویت در ائتلاف نیروهای ملی مذهبی و اقدام علیه امنیت ملی نظام جمهوری اسلامی و نیز  فعالیت تبلیغی علیه نظام، به ۴ سال حبس و ۵ سال محرومیت از تمامی حقوق اجتماعی و حق عضویت در تشکل‌های سیاسی و نهادهای مدنی، محکوم شد. علیرضا رجایی در مورخه ۴ آبان ۹۴ پس از تحمل شش سال حبس از زندان آزاد شد.

آغاز بیماری، برادر علیرضا رجایی در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد عنوان کرد که روند شیوع و ابتلای وی تقریباً از اسفند ماه سال ۹۳ آغاز شد. در خرداد ماه سال ۹۴ توده ای از سینوس وی بیرون آمد. او روند درمانی خود را با ۴ دوره شیمی درمانی سنگین و بدنبال آن ۳۵ جلسه رادیو تراپی سپری کرد و در نهایت پزشکان مجبور شدند روز یک‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶ طی یک عمل سنگین ۱۴ساعته مورد جراحی قرار دهند که در اثر این عمل جراحی یک چشم وی تخلیه و بخشی از صورت و فک او برداشته شد.

 

رأفت اسلامی، در عاشورای حسینی!؟

« رأفت اسلامی در عاشورای حسینی!؟»


«عاشورا» پیام‌آور آزادگی و آزادمردی، انصاف و عدالت برای همۀ مردم جهان است. ایرانیان پس از 14قرن با برداشت از «تشیّع علوی» و «نهضت حسینی»، انقلاب اسلامی خود را به پیروزی رساندند و به دوران دیکتاتوری و استبداد پایان بخشیدند.

هدف انقلابیون و امید مبارزان در آن بود که پس از پیروزی نهضت، بیعدالتی، فقر، جهل و فساد، نباشد، انحراف و دروغ و خیانت ورافتد، بساط دزدی و رشوه‌خواری و ریا و خودخواهی و خودپرستی از جامعۀ ایران برچیده شود، آرزو داشتیم که مدینۀ فاضله تشکیل دهیم، گرگ‌ها را عادت دهیم که با بره‌ها از یک آبشخور، آب بیاشامند، کسی آب را گِل نکند.

به پیروی از امام علی(ع) و فرزندانش، در سایه حاکمیّت اسلامی، در همه جا عدالت و آزادی و دموکراسی و رفاه، برادری و برابری ایجاد نمائیم، به کسی بد نگوئیم، اهانت و لعن و تقاضای مرگ برای کسی نداشته باشیم، درهای زندان‌های سیاسی و عقیدتی را ببندیم، محدودیت و حصر و حَبس و اختناق را تعطیل کنیم، تفتیش عقاید و تجسس و بررسی از زندگی شخصی افراد را رها سازیم، ترس از ساواک و مأموران خُفیه را به اعتماد و اطمینان تبدیل نماییم، به مردم مژده میدادیم که زندانهای مخوف شاهی و شکنجه گاههای ساواک جهنمی شاه را به موزه های عبرت و مکانهای سازندگی و مدرسه و دانشگاه تبدیل نمائیم.

ما پیروان حسین (ع)، شعار حسینی: «لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّه جَدّى» برای اصلاح جامعه از هر انحرافی، سر میدادیم و حرکت میکردیم، باشد که همۀ خطاها را اصلاح کنیم، فقر و فساد و اعتیاد را، به دوستی و سلامت جامعه برگردانیم.

تا کجا موفق بوده ایم؟ اهداف عالی خود را تا چه اندازه عملی کردیم؟ آیا دوست داریم آیندگان در کتابهاشان، ضمن بیان عدم موفقیتهای ما بنویسند: آنها زندانی سیاسی و عقیدتی داشتند، پایه گذاران و یاران امام خمینی را بدون دادگاه و تفهیم هر گونه اتهامی، سالها در حصر و زندان قرار دادند؟ زندانیان سیاسی را به جرم دگراندیشی از همۀ مزایای زندگی محروم کردند، خانواده ها را پریشان و جامعه ی ایرانی را سرافکنده نمودند، بهانه به دست خارجیان دادند که مدعیان حکومت اسلامی، رعایت حقوق بشر را نکردند.

مکتب ما، سنت ما، مبنا و اصل حقوق بشر است، قرآن ما، کتاب زندگی و عدالت و آزادی است، چرا ما باید مورد طعن و ایراد حقوق بشریهای سازمان ملل قرار گیریم؟ فطرت بشریت از ما سؤال میکند که: آن ایمان و عدالت و آزادگی که وعده میدادید در کجا است؟ رأفت اسلامی «یوْمُ الْمَلْحَمَهِ» بود یا «یوْمُ الْمَرْحَمَه»؟ لطف و مرحمتی را که شامل حال مردم کردید باید بنمایانید، مصداقهای آن را نشان دهید......

آیا زندانهایمان خالی شد؟ آیا مردم ایران از عملکردها راضی هستند؟ آیا فشارهای مالیاتی را برداشتیم؟ آیا سود وامها را تقلیل دادیم؟ آیا در بیمه و طلبهای دولتی، تسهیلاتی ایجاد نمودیم؟ آیا فساد و فحشا را برانداختیم؟ آیا از اختلاسها و دزدیها کاستیم؟ آیا فقر و گرانی و بیکاری را کنترل کردیم؟ و آیا سیستم اداری و قضائی ما سالم شد؟ و...

و آیا نمیشود در ایام عاشورای حسینی، به خاطر آن امام هُمام که همه چیز خود را در راه خدا فدا کرد، با نهایت صمیمیت از پیشگاه مقام معظم رهبری، مقام منیع ریاست جمهوری، نمایندگان معزز مجلس شورای اسلامی، قوۀ محترم قضائیه، شوراهای تأمین، گروههای اطلاعاتی، و... درخواست کنیم که دیگر پس از نزدیک چهل سال که از انقلاب میگذرد، درهای زندانها را باز کنند و زندانیان سیاسی، امنیتی و عقیدتی را رها سازند، حصرها را بشکنند، مرغان پربسته را از قفس آزاد نمایند، باشد که تنفسی شود. رحمت و عطوفت محمد رسول الله(ص) را شامل حال همه گردانند، پرچم سپید صلح را برای تاریخ برافرازند، نقطۀ روشن دیگری در لوح ایران بنمایانند که همه مردم آزادند و «انتم الطلقاء»


زندان و بازجوئی و چشم بسته رو به دیوار، تمام شود، اهانت به امثال من که تمام عمر و جوانی و زندگی را روی انقلاب گذاشتم، پسر جوانی که از فرزندان من کوچکتر و بی اطلاع بود، به خود اجازۀ بازجویی دهد، که چرا در گذشته های دور با آیت‌الله‌طالقانی و مهندس‌بازرگان دوست بوده‌ای!؟ «الله اکبر»

بدانسان که گروهبان‌های ساواکی دوران شاه، بازجویی می‌کردند که: چرا امام خمینی و آیت‌الله منتظری را دوست میداری؟ و آنها را در مسیر مبارزه همراهی می‌کنی!؟

اکنون که گَرد پیری بر سر و رویم نشسته و نیروهای جسمانی به ضعف تبدیل شده، جز از پیشگاه حق اجری نخواسته و از کسی پاداشی نگرفته ام و برای کسانم رانتی نپذیرفته ام، درخواست من، آزادی همۀ زندانیان سیاسی و امنیتی و حصریان در بند است.


چه بسیار دلسوزان نظام مقدس اسلامی، برخی از مراجع و بزرگان خواستند که حصر برداشته شود؟ چه شعارهای انتخاباتی که در راستای رفع حصر داده شد، چرا از طرح آشتی ملی استاد سید محمد خاتمی، بی تفاوت گذشتیم؟

از همه‌ی مسئولان، از همه‌ی قاضیان، از همۀ کائنات، از خدای حاکم بر جهان هستی، می‌خواهم که در این شرایط بحرانی کشور که آمریکا و اذنابش و اسرائیل علیه ایران توطئه چینی می کنند ، دیگر زندان بس است، حصر در شأن نظام اسلامی نیست، هزینه حصر را از دوش نظام بردارند و آب به آسیای دشمن ریختن کافی است، مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر امین و مورد اعتماد زمان امام و همسرش سرکار خانم رهنورد و حجت‌الاسلام مهدی کروبی، مبارز و زندانی قبل از انقلاب، ریاست سابق بنیاد شهید کشور و ریاست مجلس شورای اسلامی از حصر و رنج و محدودیت و مرگ تدریجی رها شوند.


اگر تنبیه بود انجام شد، اگر تعزیر بود عملی گردید، اگر بازآموزی و ندامت بود، دیگر بس است.

آیا می‌شود در عاشورای امسال همانطور که امام حسین(ع) از رنج‌هایش آسوده شد و به ملکوت اعلی پیوست، یاران امام خمینی هم آزاد شوند و به اجتماع بازگردند. انشاالله

« إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُواْ...»

 

 

والسلام

اصفهان - فضل الله صلواتی
مهرماه 1396 (محرم 1439هجری)

دوران علافی

دوران علافی!

روز جمعه 29 اردیبهشت نود و شش ، انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی شهرها و روستاها با شکوه فراوانی برگزار شد .
دوران قبل از رای گیری انتخابات چه بحث و جدلهایی بین رقبا در رسانه ها انجام شد که همه ی مردم رفتارها را ناظر بودند.

هر کدام از نامزدها وعده هایی می دادند که فکر می کردیم ایران مدینه ی فاضله و برترین کشور دنیا خواهد شد .
در انتخابات وزیران با اینکه گفته شد فشاری در کار نبوده است، ولی دکتر روحانی نتواست اهدافی را که در این زمینه داشتند انجام دهند، شگفت آور است .
هنوز تکلیف استانداران معلوم نیست.
چند ماه است که می گذرد و متأسفانه استانداران و مدیران فعلی نمی دانند رفتنی هستند یا ماندنی ؟ کدام برنامه باید اجرا شود؟ و چه کسی باید اجرا کند؟
شهرداران منتخب شوراها ، تکلیفشان معلوم نیست؟
اگر شوراها کاره ایی هستند پس وزارت کشور و نیروهای امنیتی چه کاره اند؟
در کجای دنیا علافی و معطلی تا این حد است؟
نه مدیران امور شهری می دانند چه کاره اند؟ نه مردم می دانند برای مسائل شهریشان به کجا باید رجوع کنند؟
جناب آقای دکتر حسن روحانی چه کسی و چه نهادی باید به این آشفته بازار سر و سامانی دهد و جلوی هرج و مرج ها را بگیرد؟
انتظار مردم آن است که تغییرات لازم هر چه زودتر عملی شود و پس از ماهها نگرانی و بی برنامگی، تکلیف برخی شهرداران هر چه زودتر مشخص شود و  به دنبال آن تکلیف کارکنان و مدیران شهری و سایر ادارات معلوم گردد.
اکثر شهردارانی که جدیدا مد نظر و انتخاب شده اند ، کارگزارن پیشین این نظام بوده اند ، سوابق اجرای آنها برای همه مشخص است. چرا مجددا می خواهند از نظر امنیتی سوابق آنها بررسی و استعلام گردد؟
مگر چه کاری انجام داده اند؟
آیا این معطلی ها دهن کجی به ارای مردم نیست؟
با آرزوی توفیق 

فضل الله صلواتی  24شهریورماه