

-
چرا در قرن 20 نمیتوانیم با عقلای جهان همراه شویم و عرف جهانی را رعایت کنیم؟ بعضیها میگویند: آنها با ما همراه شوند، یعنی آنها هم شلاق بزنند و شتر را ملاک و مبنا قرار دهند و بین حقوق زن و مرد فرق گذارند، در ماههای خاصی احکامشان فرق کند! برای حضانت اطفال که والدینشان جدا شدهاند راهی مشخص پیدا نشده است.
- با رشد عقل و اندیشه بشریت که دربارۀ آدمها کلمۀ «خلیفه اللهی» جانشینی خدا به کار برده شده و انسان بالاترین و والاترین مخلوق خداوند است، آیا باید او را به پشت بخوابانند و با تازیانه بر پشت او بزنند؟ آیا این اهانت به انسانیت و وهن اسلام نیست؟
- آیا وقت آن نرسیده است که ماههای حرام و غیرحرام را ملاک قرار ندهیم، آیا وقت آن نشده که برای دیه دست از سر شترها برداریم و راهی هماهنگ با جهان و مورد قبول عقل و عرف انتخاب کنیم؟ مگر مراجع عظام و دیگر علما با شتر به مکۀ معظمه مشرف میشوند؟ دوران شتر را باید تمام شده فرض کرد.
- در همه جا همۀ مسؤلان ما وقتی درمیمانند، پای اسلام را به میان میکشند!
« شتر آهسته می رود شب و روز »

مدتی قبل از رسانه ها شنیدم که در عربستان مجازات شلاق را برای مجرمین ممنوع و از مجازات قوۀ قضائیه این کشور حذف شده است تعجب کردم، این اقدام باید از ایران و از حوزۀ علمیه و از عالمان قوۀ قضائیه آگاه به زمان و مکان ایران حذف میشد که همه صاحب نظر و مجتهد و دارای استنباط صحیح از احکام اسلام هستند.
با رشد عقل و اندیشه بشریت که دربارۀ آدمها کلمۀ «خلیفه اللهی» جانشینی خدا به کار برده شده و انسان بالاترین و والاترین مخلوق خداوند است، آیا باید او را به پشت بخوابانند و با تازیانه بر پشت او بزنند؟ آیا این اهانت به انسانیت و وهن اسلام نیست؟
حتی عقلای جهان میگویند به حیوانات و چهارپایان نیز نباید، چوب و شلاق زد، چه رسد به آدمها، در زمان شاه برای گرفتن اقرار از متهمان، وحشیانهترین روش را به کار میبردند که آن شلاق زدن بر متهمان بود، چه باگناه و چه بیگناه، آنها با کابلهای برقی به قطر5/1سانتیمتر بر بدن زندانیان سیاسی میزدند تا اعترافی بگیرند و در اثر بسیاری زدن، لاستیک روی سیمها تکه تکه میشد و ادامه کارشان با سیمهای قرمز کابلها بود و سرو ته کابل یک و نیم متری را گره میزدند که در اثر عرق کردن از دستشان خارج نشود و در اثر تکرار بسیار، لاستیک از سیمها جدا نگردد!
آنها با این زدن و شکنجههاشان به کجا رسیدند؟ و ما به کجا میرسیم؟
هیچ تغییری در هیچ چیزی حاصل نمیشد. اگر در جاهلیّت با تازیانه بر غلامان و بردگان که طالب آزادی خود بودند میزدند و بزرگترین ستم را بر بردگان روا میداشتند، امروز چرا در دادگاهها حکم شلاق میدهند؟
نتیجه این همه درس و بحث در حوزههای علمیه و در قانون مجازاتها آن است که بر انسانی که معلوم نیست چرا و چگونه و در چه شرایطی مرتکب خطا شده آیا اضطرار، اجبار، غفلت، جنون، عصبانیت، شوکهای ناشی از حوادث ناگوار دوران کودکی و... بر او عارض شده که مرتکب کاری زشت شده و مجازاتش کاری زشت تر است.
خود من که در زندانهای ساواک شاه، به خاطر مبارزه با ستمکاران و دادن شعار عدالت، بیشترین شلاق را تحمل کردم، آیا کوچکترین تغییری در رفتار و گفتارم پیدا شد؟ اصلا نفهمیدم چرا این همه مورد آزار و شکنجه هستم؟ میگفتند «اقدام علیه کشور، تشویش اذهان عمومی، براندازی نظام»! کدام کشور؟ کدام تشویش؟ کدام نظام؟ با گذر زمان بیشتر جری شدم و در راه خود جدی تر و قاطعتر حرکت کردم، آیا آن اعمال ناشایسته و نادرست باعث اهانت و سرنگونی نظام شاهی نشد؟
و اعمال ما در دادگاهها با احکام شلاق و حبسهای سنگین و زندانهای وحشتناک و برخوردهای نامناسب، آیا امور را اصلاح میکند؟
اسلام و قرآن در شرایطی که عربها در جو جاهلیت زندگی میکردند، باید برخی مجازاتهای شدید دوران جاهلیّت را اعمال میکرد و آیا نباید امروز بر همۀ مجازاتهای دوران جاهلیت خط بطلان کشید؟
حضرت امام خمینی مصلحت نظام را بر برخی احکام اولیه ترجیح دادند و حتی شورای مصلحت نظام را ترتیب دادند که افرادی با تخصصهای متفاوت اقتصادی و سیاسی و حقوقی بتوانند آنچه مصلحت جامعه و مردم است عملی سازند، خود ناظر بودم که مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی هنگامی که رئیس قوۀ قضائیه بودند در اصفهان در پاسخ حقیر که دربارۀ آشفتگی زندانها و اینکه زندان اصفهان برای 700 نفر ساخته شده نه هفت هزار نفر، ایشان فرمودند، اکثر احکام و مجازاتهائی که اعمال میشود، در اسلام نیست و وهن اسلام است، حتی زندانها و تعزیرها، که معروض داشتم: چرا رها نمیکنید. که فرمودند: در شرایط فعلی قانون است و راهی دیگر در پیش نیست و مجلس باید راهی بگشاید.
حضرت آیت الله عظمی منتظری میفرمودند: حتی قصاص قتل که در قرآن به صراحت آورده شده، اگر وهن اسلام شد باید تعطیل گردد و باز اگر درس خواندن با حجاب یا دست دادن با زنان (بدون ریبه)در موارد دیپلماتیک و یا برنامه های اداری و کاری وهن اسلام شد، بلااشکال است باید رها گردد.
من نمیدانم آیا حوزۀ مترقی قم، انجمن محققان و مدرسان، جوامع علمی و اسلامی نمیتوانند راهی پیدا کنند که معضلات فقهی و مسائلی که ما را از تمام جهان دور میکند و ما را خشونتطلب و عقبمانده به حساب میآورند، حل و فصل نمایند؟ و ما را با «اعلامیه حقوق بشر» هماهنگ کنند.
پیش از پیروزی انقلاب چون نام انجمن مدرسین قم و روحانیت مبارز را میشنیدیم به خود مژده میدادیم که نوآوریهای بسیاری در روند احکام و اندیشههای شیعه به وجود میآورند، ولی دیدیم که جزء اولین انتشاراتشان: «مصدق السلطنه» و «شریعتمداری در تاریخ» و امثال آنها، اختلاف اندازی و چند دستگی بیشتر بود!
در صورتی که در قرآن نفس هر انسانی در برابر نفس است و قصاص برای همه هست، هنوز راضی نمی شویم که دیه زن و مرد را یکسان کنیم، در آن صورت ارث هم مساوی میشود و قبالههای سنگین ورمیافتد و هر زوجی قصد جدائی داشتند، فقط یک مبلغ ثابت تعیین شده از طرف دادگاه خانواده برای مهریه مشخص میشود.
آیا وقت آن نشده که برای دیه دست از سر شترها برداریم و راهی هماهنگ با جهان و مورد قبول عقل و عرف انتخاب کنیم؟ مگر مراجع عظام و دیگر علما با شتر به مکۀ معظمه مشرف میشوند؟ دوران شتر را باید تمام شده فرض کرد.
آیا وقت آن نرسیده است که ماههای حرام و غیرحرام را ملاک قرار ندهیم، تاریخ حرمت این ماهها از شریعت حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) بود و عرب آن را به ارث برد و همواره حتی در زمان جاهلیت نیز حرمت آنها را حفظ می کرد به طوری که به جهت حرمت این ماهها اگر قاتل پدر خود را در این دوره زمانی مشاهده میکرد، متعرض او نمی شد، این سنت تا ظهور اسلام همچنان در میان عرب رایج بود، حال سؤال این است که از ابتدای اسلام تا امروز چه کسی رعایت ماههای حرام را کرده است؟
آیا یزید در ماه محرم به جنگ حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نیامد؟ وقایع: فتح خیبر، غزوه ذات الرقاع، کشته شدن علی بن حسین(ع)، قتل امین برادر مأمون، قتل جعفر برمکی و انقراض برمکیان، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس، غرق شدن فرعونیان، عذاب اصحاب فیل و.... همه در ماه محرم به وقوع نپیوسته است؟ در تاریخ پس از اسلام در دیگر ماههای حرام نیز هزاران واقعه دلخراش واقع شده است.
بنی امیه و بنی عباس در جنگهاشان کدام رعایت ماههای حرام را کردند؟ آیا سعودیها در حرم خدا و در ماه ذیحجه بیش از 500ایرانی بیگناه را نکشتند؟ افرادی که فقط اظهار تنفر از ستمهای آمریکا و اسرائیل میکردند! آیا در ماههای حرام از بمباران مردم بیچارۀ یمن دست کشیدند؟ آیا صدام در جنگ هشت ساله تحمیلی علیه ایران، ماههای حرام را در نظر گرفت؟ آنها همه خطاکار بودند ولی ما چرا برای دیه افراد برای هر واقعهای هنوز ماههای حرام را ملاک قرار میدهیم و در قانون چرا فرق میگذاریم؟ و برخی را از زندگی ساقط میکنیم، تبعیضها قائل میشویم و تقصیر آن را به گردن قانونگذر اسلامی میگذاریم، آیت الله لاریجانی در پاسخ هر اعتراضی که کم میآوردند در برابر «حقوق بشر» و «عفو بین المللی» شعار میدادند که قوانین ما اسلامی است و با دیگران فرق دارد و برتر است، در همه جا همۀ مسؤلان ما وقتی درمیمانند، پای اسلام را به میان میکشند!
چرا در قرن 20 نمیتوانیم با عقلای جهان همراه شویم و عرف جهانی را رعایت کنیم؟ بعضیها میگویند: آنها با ما همراه شوند، یعنی آنها هم شلاق بزنند و شتر را ملاک و مبنا قرار دهند و بین حقوق زن و مرد فرق گذارند، در ماههای خاصی احکامشان فرق کند! برای حضانت اطفال که والدینشان جدا شدهاند راهی مشخص پیدا نشده است.
شگفتآور است، مأموریت همه علما و فقها ترویج اسلام محمدی(ص) است، اسلام تکفیرکنندگان القاعده و طالبانی و داعشی را که به نظر خودشان میخواهند بر اساس «شریعت» عمل کنند و از سوی آمریکا حمایت میشوند و میشدند، تا اختلاف بیندازند، مسلمانها را به قتل برسانند و اختلافات را نهادینه کنند، همۀ ما آنها را محکوم میکنیم و هرگز نمیخواهیم به راه آنها برویم، آنها را متعصّبان عهد جاهلیّت میدانیم، ولی جمعی از ما، دستههای صوفی و عارف و دراویش را خوش ندارند، جمعی از اهل حق بیزارند و گروهی با ولایتیها و ملیگراها و دستهای با آزادی خواهان و طایفهای هم با ملی مذهبیها و... همراه نیستند و مخالفت میکنند
اوایل انقلاب نامهای محرمانه در خصوص همین مطالب، به حضور فقیه عالیقدر نوشتم که با شروع انقلاب اسلامی، فکری هم برای نوآوریها و استنباطهای عقلی و عرفی از احکام اسلامی بشود، که دستور فرمودند: آن اندوه دلها و آن نامه به صورت علنی و در روزنامهها درج گردد، که در آن زمان دو شماره روزنامه کیهان را در بر گرفت.
نظر حضرت ایشان آن بود که حوزه علمیه را به تفکر و حرکت وادارند که خبری نشد و کاسه همان کاسه و آش همان آش و تحوّلی در حوزهای، در دادگاهی، در قوه قضائیه و در جامعه پدید نیامد و با همان شتر راه خود را دنبال کردیم، زیرا «شتر آهسته می رود شب و روز» و ما هم صورت مسئله را پاک کردیم.
به امید اصلاح همۀ امور و احکام جامعۀ اسلام پیش از آنکه ما نیز به اجبار به دنبال سیل تغییر و تحول جهانی، حرکت کنیم، خود پیشرو مشخص کردن احکام پویای همگام با زمان و مکان باشیم. «من الله توفیق»
اصفهان – فضل الله صلواتی
خرداد 1399
« اذا مات العالم .... »
درگذشت دکتر رضا بابابی محقق، پژوهشگر، نویسنده آگاه و توانا را به حوزویان و دانشگاهیان و بازماندگان آن مرحوم تسلیت گفته و امید است که در مسیر بصیرت اسلامی و برداشت های نو از متون دینی بتوانیم جانشینان شایسته ای برای او باشیم. خدایش غریق رحمت بی منتهای خود بفرماید.
اصفهان –/ فضل الله صلواتی /– اردیبهشت 1399
« انالله و انا الیه راجعون »
جناب حجت الاسلام محمدتقی فاضل میبدی (سلمه الله تعالی) درگذشت مادر گرامیتان را به شما و دیگر بازماندگان تسلیت می گوید.
خداوند آن بانوی صالحه را مورد لطف و عنایت بی منتهای خود قرار دهد و بر توفیقات و سلامت و اجر و پاداش بازماندگان بیفزاید.
« إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ »
درگذشت عالم ربانی و فقیه صمدانی آیت الله حاج شیخ ابراهیم امینی نجف آبادی از علمای مبارز و مجاهد و از نویسندگان مبرز حوزه ی علمیه قم و یار دیرینه فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری (رحمت الله علیهما) را به پیشگاه مبارک امام زمان (عج) و حوزه ی مقدسه قم و فرزندان و بازماندگان آن فقید سعید تسلیت گفته و از خداوند متعال برای آنان توفیق و اجر جزیل و صبر جمیل و حسن عاقبت درخواست می کنیم.
فضل الله صلواتی - رحمت الله خالقی
6فروردین ماه 1399
« ابر قدرتها و کرونا »
اگر در مدت ویروس کرونا که مردم اروپا و به خصوص آمریکا را هم درگیر و جان بسیاری را گرفته است، به چهرۀ آقای ترامپ نگاه کرده باشید، مشوش و آشفته است، خانم جوانش را هم دیگر همراه نمی آورد که مبادا به این ویروس مبتلا شود و از دست برود! گرچه خودش به مبتلا شدن نزدیک تر است، چرا بیچارگی و استیصال در چهرۀ آقای ترامپ نمایان است؟
کسی که خود را صاحب دنیا می دانست و حالا هم می داند، فکر می کرد همه جهان به فرمان او است، «امروز همه ملک جهان زیر پر ما» است، قیافۀ آن روز که الغای پیمان برجام را امضاء کرد، با ماژیک درشت، امضای افتخارآمیز خود را که تعهد رئیسجمهور پیشین را شکسته و زیر پا گذاشته بود، مثلا با سربلندی جلوی دوربین ها بلند کرد و نشان داد که مائیم، قدر قدرت و قوی شوکت که توانستیم اعتبار رؤسای جمهوری ایالات متحدۀ آمریکا را ابطال و زیر سؤال ببریم، مائیم که قهرمان عهدشکنی هستیم، مائیم که تحریمهای لغو شده ایران و بعضی دیگر از کشورها را دوباره برقرار کنیم، مائیم که به عربستان تسلیحات جنگی رساندیم تا مردم بیگناه یمن را قتل عام کند، مائیم که با مذاکراتی پی در پی گروه طالبان را تقویت می کنیم تا با انفجارهای مداوم، مردم مظلوم افغانستان را تکه تکه کنند، مائیم مابین آمریکا و مکزیک به اندازۀ سدّ سکندر دیوار بالا بردیم، مائیم که پولها و طلبهای دیگر کشورها را بلوکه می کنیم و میخوریم و به آنها بر نمیگردانیم، مائیم که اموال بنیاد علوی را به نفع خودمان مصادره می کنیم، مائیم که مانع می شویم اتباع چند کشور برای دیدار فرزندانشان به ایالات متحده بیایند، مائیم که پولهای ذخیره شده ایران را که بهای نفت و یا کالای دیگر بوده، خرج کشته هامان که روز یازدهم سپتامبر توسط گروهک القاعدۀ وابسته به عربستان کشته شده اند می کنیم، برای ما فرق نمی کند که دلارها مال کیست، ما یغما کردنش را بلدیم! با قلدری به کشورها حمله می کنیم، افرادی را که در حال جنگ نیستند و برای صلح تلاش می کنند ترور می کنیم.
رئیس جمهورهای پیشین به عمد هواپیمای مسافربری در راه دوبی در تاریخ 12 تیرماه 1367 را سرنگون کردند و تمام سرنشینان آن را به کام مرگ کشاندند، آنها به عراق حمله کردند و مردمان بسیاری را کشتند و زیربناهائی را از بین بردند، به سوریه حمله کردند و چه بسیار ویرانی که به بار آوردند و در لیبی و در کجای این دنیای آشوب زده و فقر زده است که از اقدامات تهاجمی آمریکا آسودگی دارند؟ و آقای ترامپ نیز باید کاری انجام دهد . «طاعت از دست نباید گنهی باید کرد»
می گوید مذاکره کنید، بر سر چه چیزی و چه کاری؟ یک مرتبه با اعتماد و اطمینان مذاکره کردیم، نتیجهاش چه شد؟ نامردی پیدا شد و ضوابط و قواعد بازی را برهم زد، فرض کنید دوباره و سه باره مذاکره کنیم، از آن چه چیز بیرون می آید؟ آیا در دنیا سیاستمداری هست که بگوید مذاکره با آمریکا فایده ای دارد؟ کسی که آرزو دارد هرگز مذاکره ای نشود و همیشه استخوان لای زخم بماند، اسرائیل است، عربستان، گاه شیرده آمریکا هم میباشد، همین آشفتگی را می خواهد، در دنیا آمریکا مورد اعتماد نیست، به امضاها و گفتار رؤسای جمهور و دیگر مقاماتش نمی توان اعتماد کرد، کسی نباید به پرچمی اهانت کند و یا مرگی بگوید، اما نسلهای آینده آمریکا، آنها که می خواهند رأی دهند، بدانند که مردمشان با چه موجوداتی سرو کار دارند، ما تکلیفمان را با آمریکا نمی دانیم، اهل صلح است یا جنگ؟ گرچه بعضی فرصتها را از دست دادیم، ولی نمی توانیم روی نامردیها و نادرستی های دولتمردان آمریکا حساب کنیم.
اکنون ویروس کرونا آمده، مردم آمریکا را هم می کشد، حتی به نسبت بیشتر از سایر کشورها، آقای ترامپ می خواهد چکار کند؟ کرونا، ابر قُلدرِ قرن را به چه استیصال و درماندگی انداخته است؟ دیگر از انتخابات و از ریاست جمهوری و حتی از جان خود سیر شده، این هم پایان کارش، که مردم کشورش دسته دسته بمیرند و از او کاری ساخته نباشد!
"دونالد ترامپ"، رئیس جمهور این کشور از همان ابتدا کرونا را جدی نگرفت و این بیماری را بیخطر میدانست، او ابتدا در سخنرانیهای خود بارها این بیماری را به سخره گرفت و به مردم آمریکا اطمینان میداد که هیچ خطری آمریکا را تهدید نمیکند. برخی از سخنان او عبارت بودند از: «کرونا یک حقه جدید است...؛ فکر میکنم کرونا بهزودی تحت کنترل قرار بگیرد، ببینیم چطور میشود...؛ در کشور ما تنها یک مبتلا که از چین آمده است، وجود دارد...؛ من فکر میکنم همه چیز درست میشود...؛ ما بهترین سیستم درمانی را داریم و هیچ مشکلی نیست...» عجیب است! همه چیز خراب است!
اما با گذشت زمان و افزایش چشمگیر تعداد مبتلایان و کشتههای آمریکا، بسیاری از منتقدین صحبتهای ترامپ را احمقانه خواندند که فقط اوضاع را وخیمتر خواهد کرد.
این ویروس در همه جای دنیا قربانی می گیرد، ولی رؤسای آنجا ادعای توانمندی و سرکوبی بیماری و هر دشمنی را ندارند، این بار نتوانست ادعا کند که ویروس را ایران به آمریکا وارد کرده و همه کاسه کوزهها را بر سر ایران بشکند، گرچه افراد بی منطق هر اتهامی را به هر کسی وارد می کنند.
امروز خدا به او و دیگر قلدران جهان نشان داد که عذاب الهی همه گیر است و از خودکامگیها، تحریمهای اقتصادی و سیاسی آمریکا به خودش بر می گردد، ویروس کرونا بدون پاسپورت و گرفتن اجازه و با سرعتی اعجابآور، وارد همه جا میشود و هر که را می خواهد نفله می کند، آیا وقت آن نرسیده که همه دیکتاتورهای جهان به ضعف خود پی ببرند و متوجه شوند که در برابر خدا، در برابر طبیعت، در برابر سیل و زلزله هیچند و هیچ و باز هم هیچ و هیچ، بهتر نیست باز هم به قیافۀ ترامپ نگاه کنید و امضای لغو برجام را ببینید، باشد که افتخار کنند بیشترین تلفات ویروس را در دنیا داشته ایم. دست انتقام طبیعت خدا همه جا هست و قدرتمندان را سرکوب می کند، ناتوانیها، عجزها و نمرودهائی را دیدیم که اسیر و مقهور یک پشه شدند.
دانشمندان جهان داروی این بیماری را نیز پیدا می کنند، ولی آیا داروی بیماری خانمانسوز ظلم و تجاوز و قلدری و خودبزرگ بینی را هم می توانند پیدا کنند؟ و آیا جز مرگ و نابودی و جهنم دوائی دارد؟ خداوند همۀ مسؤلان جهان را بیدار و آگاه و متوجه و متنبّه سازد. آمین
اصفهان - فضل الله صلواتی- 28 فروردین ماه 1399
« تا تو را ناچار رو آن سو کنند »
فضل الله صلواتی
سالها به عقل و اندیشه و فرا گرفته های خود افتخار می کردیم، فکر می کردیم به مقام والای دانش رسیدهایم، دانشمندان و حکیمان و خردمندان را بالاترین و برترین انسانها دانستیم، ادعا کردیم که همۀ مشکلات عالم را حل کرده ایم، بالا رفتیم و به اوج رسیدیم، همه دردها را شناختیم، به خاصیت همۀ داروها پی بردیم، تصمیم داشتیم پیری و رنجهای تن را براندازیم، برای بشر عمر جاوادنه فکر می کردیم، با قدرت فکر و تجربه، خویشتن را به عرش اعلی رساندیم، چه بسیار مرضها را که درمان کردیم، میکروبها، ویروسها، باکتریها، بیماری های مسری را کنترل یا ریشه کن ساختیم، احساس می کردیم به معنویت، حقیقت و خدا دیگر احتیاج چندانی نداریم، خودمان همه کارۀ جهان هستی باشیم خوب است! دین برای چه؟ خدا برای چه؟ غیب برای چه...؟
ناگهان دیدیم که نیروئی بالاتر از همۀ موجودات هم هست، اراده ای، ویروسی ناپیدا نشانمان داده شد که همه از فقیر و غنی، عالم و جاهل، کشورهای توسعه یافته و عقب مانده، مدعیان عقل و اندیشه، که ما را در حال توسعه و در مواردی وحشی به حساب می آورند، همه مان مبتلا شدیم، همه سرافکنده شدیم، همه به جهل و ناتوانی خود اعتراف کردیم، باور نمی کردیم که چنین شود.
«وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» (اسرا-85) ما اندکی از دانش را در اختیار شما گذاشته بودیم، خیلی زود مغرور شدید، خود را باور کردید که کسی شده اید و باور کردید که در برابر عظمت الهی کاری از دستتان ساخته است!
حقارت، ضعف و کوچکی خود را فراموش کرده بودیم، ادعای خدائی می کردیم «اَنا رَبکم الاعلی» گفتیم که خدا، خودمانیم، روح ما و جسم ما و اندیشۀ ما خداست، ولی نشان داد که در برابر یک ویروس که صدها از آن در سر سوزنی جا می گیرد، ناتوانیم، داستان نمرود و منکوب و مغلوب شدن در برابر یک پشه را تصور نمی کردیم و باور نداشتیم، آن را مثالی برای آگاهی مردم می گفتیم، ولی امروز باسواد و بی سوادمان شاهدیم که در برابر یک ویروس تسلیم هستیم، مغلوب شده ایم! شکست خورده ایم!
ویروس کرونا که از پشه خیلی کوچکتر است به انسانها هشدار می دهد که: ای بشر، هنوز در قدم اول هستی، باید نهایت کوشش کنی تا به مداوای این بیماری هم دست یابی که حتما دست پیدا می کنی ولی دوباره ادعای فرعونی و خدائی نکنی که باز هم ناشناخته ها و این ویروسها در طبیعت نهفته است، این اولین نبود و آخرین هم نیست، این آزمایش انسانها است، که به هر جا برسی موجود ضعیفی در برابر خدائی، در برابر عظمت و کبریائی او باید سر فرود آوری از صمیم قلب بگوئی: «سبحان ربی الاعلی و بحمده» ای خدا تو از اندیشه های نارسای من منزّه تری، تو برترین هستی و فقط تو در خور ستایش هستی و اگر به پیامبر و امام احترام می گذارم به خاطر آن است که بندۀ تو هستند، با کمال خضوع و خشوع در برابر قدرت بی انتهای تو سر فرود می آورم و فریاد بر می آورم: «الله اکبر» تو از هر چه من می اندیشم بزرگتر هستی. «سبحان الله»
به عقل نازی حکیم تا کی به فکرت این ره نمی شود طی
به کنه ذاتش خرد برد پی اگر رسد خس، به قعر دریا (میرمشتاق اصفهانی)
«اصفهان- 25 فروردین ماه 1399»