زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات، دکتر فضل الله صلواتی

تصاویر، دست نوشته ها، زندگی نامه، مصاحبه ها، مقالات و...

تسلیت درگذشت سید علی اکبر محتشمی پور

« إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ »

درگذشت مرحوم مغفور حجت الاسلام والمسلمین حاج سیدعلی اکبر محتشمی پور

جانباز انقلاب و از یاران صدیق امام امت که عمری را در راه اعتلای اسلام و حمایت از انقلاب اسلامی ایران صرف کرد و چه بسیار سختی ها که تحمل نمود.

فقدان این مجاهد نستوه را به جامعه روحانیون مبارز و خاندان شریف آن عزیز از دست رفته تسلیت می گوید.

خدایش غریق رحمت بی منتهای خود بگرداند.

اصفهان فضل الله صلواتی

17خردادماه 1400

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْــهِ رَاجِعُـونَ

هر روز خبری ناخوشایند به گوش می رسد و گلی پرپر می شود و عزیزی از دست می رود و گلچین روزگار و طوفان حوادث گلهای گلستان را در خاک گور پراکنده می سازد.
درگذشت جانکاه  مرحوم دکتر فریدون الهیاری  مدیر کل فقید میراث فرهنگی استان اصفهان
و پدر مرحومش نجفقلی خان الهیاری را به دانشگاهیان، به خدمتگذران میراث فرهنگی و خانوادۀ عزیز و محترم آن دانشمند فرهیخته و با اخلاق تسلیت گفته و برای آن زنده یادان مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر آرزوی دارم.

فضل الله صلواتی

 ۱۱ خردادماه ۱۴۰۰

ماجرای شریف - (شهید مجید شریف واقفی)

شاگرد باهوش، مبارز جسور

- لینک مطلب ویژه نامه شهید مجید شریف واقفی در روزنامه اصفهان زیبا

- لینک صفحات PDF روزنامه

- لینک نوشته دکتر صلواتی


ما در اصفهان از سال‌های 1342 به بعد که حضرت امام فرموده بودند اجتماعات، تشکیلات و سازندگی‌هایی به‌خصوص با جوان‌ها داشته باشید این کار را با چند تن از دوستان شروع کردیم و از هر دبیرستان و دانشگاه افراد شاخص و باهوش را که روحیه انقلابی داشتند جمع کردیم. در محل فعلی باغ ابریشم یا در جاهای دیگر که فضاهای باز داشت جمع می‌شدیم و آموزش‌هایی داده می‌شد. از بین آن‌ها جوانان مستعد را انتخاب و به جلسات خصوصی‌تر دعوت می‌کردیم. مبنای آموزش توسط مرحوم شهید بهشتی، مرحوم آیت‌الله طالقانی، مرحوم هاشمی رفسنجانی، مرحوم مهندس بازرگان و دیگر صاحب‌نظرها مشخص شده بود. از طرف دیگر انجمن‌های اسلامی را در مدارس تشکیل داده بودیم و گوینده‌هایی که برای روشنگری لازم بودند دعوت می‌شدند تا در مدارس کار کنند؛ همچنین عکس‌العمل بچه‌ها را بررسی کرده و بعد به جلسات دعوت می‌کردیم.

پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

در مساجد با اجازه امام جماعت مسجد، جلسه بعد از نماز به‌عنوان درس‌هایی از قرآن تشکیل می‌دادیم. درس‌هایی که من می‌دادم در مسجد ستاری در خیابان فردوسی بود. تقریبا بسیاری از مساجد اصفهان را تحت عنوان درس‌هایی از قرآن مدیریت می‌کردیم و گویندگان شایسته‌ای در آن جلسات تدریس می‌کردند.
 اعلامیه‌هایی که از طرف دوستداران امام و دیگران می‌رسید گاهی در اصفهان تکثیر می‌شد و غیرمستقیم به دست افراد می‌رساندیم. از گوینده‌های آن زمان آقای سید محمد خاتمی، حجت‌الاسلام حجت قاسمی، سید عباس روحانی، استاد خالقی، زهتاب و... بودند که به خوبی آموزش می‌گرفتند و آموزش می‌دادند. یکی از نخبگانی که در مدارس و مساجد آموزش دادیم، مرحوم شریف‌واقفی بود که در دبیرستان صائب درس می‌خواند. او پسر با استعداد و علاقه‌مندی بود و در مجامع ما سخنرانی می‌کرد و مقاله می‌نوشت. شریف‌واقفی کم‌کم رشد پیدا کرد. او را برای گویندگی میان جمع‌های کارگری می‌فرستادیم که تحت تأثیر صحبت‌های ایشان بودند. او برای ادامه تحصیل به دانشگاه صنعتی «آریا مهر» سابق رفت که بعدها به پیشنهاد من اسم دانشگاه را به احترام شریف‌واقفی، صنعتی شریف گذاشتند. در جریان انقلاب، عده‌ای از دانشجویان در یزد به دیدن من آمدند و من پیشنهاد کردم حالا که انقلاب در جریان است در دانشگاه آریامهر یک تابلو یا نوشته‌ای به یاد شریف‌واقفی بگذارید و اسم دانشگاه را دانشگاه صنعتی شریف بگذارید. آن زمان آقای محمد عطریانفر این پیشنهاد را داد و این کار بعد از انقلاب هم ادامه پیدا کرد؛ چون شهید شاخص این دانشگاه شریف‌واقفی بود. آن ایام من دوره کارشناسی ارشد را می‌گذراندم. شب‌های دوشنبه شریف‌واقفی جلساتی برگزار می‌کرد که من در آن جلسات نهج‌البلاغه تدریس می‌کردم. کسانی که از آن جلسات خاطرم هست آقای روشنروان، مهندس نیلی، بدیع زادگان، تدین، جنتی، جهانبخش و.. در آنجا می‌آمدند و در بعضی از جلسات که مرحوم علامه جعفری هم درس‌های فلسفی و عرفانی داشتند این بچه‌ها شرکت می‌کردند. اما چون برخی از آن‌ها از نظر عقیدتی کامل نشده بودند در دانشگاه تهران جذب مجاهدین شدند. اول هم من مانعی نمی‌دیدم و آن زمان هم کتابی از من به نام سخن عاشورا چاپ شده بود که این کتاب را مجاهدین به نیروهایشان برای آموزش می‌دادند. تا سال 52 نیز ما خیلی به مجاهدین خوش‌بین بودیم و افراد مستعد را به آن‌ها معرفی می‌کردیم که متأسفانه این آگاهی را نداشتیم که این‌ها در عقایدشان عمیق نیستند و ممکن است تحت تأثیر سازمان قرار گیرند و سازمان برای آن‌ها بت و هدف شود که شد و خیلی از آن‌ها تغییر موضع دادند؛ اما عده‌ای هم مقاومت کردند مثل مرتضی صمدیه لباف، سعید شاهسوندی و مجید شریف‌واقفی. رابطه ما با شریف‌واقفی ادامه داشت و ایشان وقتی از تهران به اصفهان می‌آمد مجموعه‌ای از آثار دکتر شریعتی را می‌آورد و ما نیز در انتشارات خرد آن را توزیع می‌کردیم. وقتی من در زندان بودم خبر تغییر مواضع سازمان مجاهدین را شنیدم. بعد از مدتی که از زندان آزاد شدم دوباره شریف‌واقفی را به‌صورت پنهانی دیدم و او گفت که برخی از مجاهدین مارکسیست شده‌اند و با مسلمانان سخت مخالف‌اند.
ایشان درباره خودش و مرحوم صمدیه لباف توضیحاتی می‌داد. گاهی هم از خود من درباره افراد سؤال می‌پرسید. یک روز در سال 53 در تهران به سمت خانه‌ای برای سخنرانی می‌رفتم که دیدم یک نفر از پشت سرم با یک موتور بزرگ آمد و گفت آقا کجا می‌روید؟ نگاه کردم دیدم مجید است. با من به آن خانه آمد و جریان تغییر موضع تقی شهرام و وحید افراخته را برایم توضیح داد. اسلحه‌ای هم همراهش داشت که می‌خواست به من تحویل بدهد، گفتم تو دشمن داری و بهتر است پیش خودت باشد، گفت این‌ها در هر حال من را از بین خواهند برد، گفتم امیدت به خدا باشد بیا اصفهان یا نطنز تا فضا آرام شود، قبول نکرد. این آخرین ملاقاتی بود که با هم داشتیم. من افتخار می‌کنم که یکی از تربیت‌شده‌های من ایشان بود که برای اسلام ایستادگی کرد و در برابر دشمن کوتاه نیامد. خاطرم هست یک روز در تلویزیون خانواده‌اش را آورده بودند و افراخته نحوه کشتن مجید را می‌گفت و من خیلی متأثر بودم و تا چند روز نتوانستم آرامش خودم را حفظ کنم و شاید همان وقت بود که یک شعری در رسای ایشان گفتم و همیشه به یاد ایشان هستم.

گفت‌وگو با اصفهان زیبا از زندگی و درگذشت مرحوم سیدعلی نکویی

مرحوم نکوئی در راه سیاست سختی‌های فراوانی متحمل شد


لینک مصاحبه با فضل الله صلواتی در روزنامه اصفهان زیبا

مصاحبه منتشر نشده روزنامه اصفهان زیبا از مرحوم نکویی ، من «سید علی نکویی زهرایی هستم»

درگذشت سید علی نکوئی زهرایی در هفته گذشته اهالی سیاست و فرهنگ اصفهان را به سوگ نشاند. رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اصفهان و استاندار اسبق چهارمحال و بختیاری و کرمانشاه که از سوی دولتمردان، سیاستمداران و فرهیختگان کشور خادمی پرتلاش، وفادار به مردم و آرمان‌های نظام، امام، رهبری و صلاح امور کشور شناخته می‌شد، در روز 16 فروردین دار فانی را وداع گفت و بسیاری از شخصیت‌ها، احزاب و مقامات سیاسی کشوری نیز هر یک در پیام‌هایی جداگانه یاد این مرحوم را گرامی داشتند. آن‌کس که به گفته سید حسن خمینی، مجاهدی خستگی‌ناپذیر و از زمره کسانی بود که همواره با انقلاب همراه بود و در همه مراحل زندگی نسبت به امام بزرگوار و آرمان‌های ایشان عشق می‌ورزید و به اعتقاد سید محمد خاتمی نیز از طایفه خوبان و پاکان و مؤمنان و خدمتگزار صدیق انقلاب و ایران و دردآشنای متعهد بود.

دوشنبه ۲۳ فروردین  ۱۴۰۰

              در این میان رفقای دیرین و همگام او در دوران مبارزات انقلابی و همکاران نزدیک سال‌های خدمتش از انقلاب تاکنون نیز در این روزهای فقدان بسیار در پاسداشت استاد سخن گفتند که ازجمله آن‌ها فضل‌الله صلواتی بود؛ شخصیت برجسته سیاسی پیش و پس از انقلاب و از دوستان نزدیک او. صلواتی که مرحوم نکوئی را یک فرهنگی پرتلاش، دوستدار ملت وخدمتگذار به میهن و مردم می‌داند، در گفت‌وگو با «اصفهان زیبا» و به مناسبت هفتمین روز از درگذشت ایشان از خاطرات، تلاش‌ها و مبارزات فرهنگی و سیاسی‌اش گفت.

آشنایی شما و مرحوم نکوئی از کجا شکل گرفت؟

آشنایی و همکاری فرهنگی بنده با مرحوم نکوئی از سال 1340 به بعد بود؛ او در اصفهان دبیر بود و بنده نیز در خمینی‌شهر مشغول بودم که در برخی فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی نیز با یکدیگر همکاری داشتیم. حاج‌آقا نکوئی مدتی نمایندگی مجله مکتب اسلام که یکی از بهترین مجله‌های مذهبی آن زمان بود را بر عهده داشت. آن دوران اکثر مجله‌ها عموما مذهبی نبودند و عکس‌های مستهجن و زنان عریان را منتشر می‌کردند. تنها دو نشریه مذهبی وجود داشت؛ مجله مکتب اسلام و مجله نور دانش که آقای نکوئی این دو را با نهایت شرح صدر در اصفهان توزیع می‌کرد. قبل از ایشان مرحوم آقای حسین گلبیدی این مجله را احیا کرده بود که خوشبختانه در اصفهان خوانندگان بسیاری هم داشت. پس از مدتی آقای نکوئی تصمیم به تشکیل پایگاهی برای انتشار و توزیع کتاب‌ها و مجلات گرفت و انتشارات قائم را در چهارباغ پایین تأسیس کرد. انتشاراتی که کتاب‌های خوب و ارزشمند اجتماعی و مذهبی را منتشر و توزیع می‌کرد و در حال حاضر نیز دایر است. در کنار انتشارات قائم انتشاراتی دیگری به نام انتشارات بدر توسط آقای نکوئی و برخی از دوستانشان اداره می‌شد که کتاب‌های سیاسی و اجتماعی را منتشر می‌کرد. در همان زمان (سال 57) بود که دو کتاب از بنده در این انتشاراتی‌ها منتشر شد؛ مجموعه شعرهای انقلابی نوای آزادی و بهار آزادی. متأسفانه این کتاب‌ها توسط ساواک و در منزل گرفته شدند. بنده به اداره ساواک در خیابان کمال اسماعیل مراجعه و در خصوص اینکه کتاب‌های من اصلا ممنوع نبوده و به‌صورت آزاد در همه کتاب‌فروشی‌ها به فروش می‌رسد، اعتراض کردم. در پی آن اعتراض کارتنی از کتاب‌های توبیخی را از یکی از مأموران ساواک به نام شهیدی تحویل گرفتم و به مغازه آقای نکوئی بردم. زمانی که آن کارتن کتاب را باز کردیم، دیدیم که همه کتاب‌ها از نوع ممنوع است.
کتاب‌های مرحوم شریعتی و کتاب‌های امام‌خمینی‌(ره) که به‌سرعت همه آن کتاب‌ها میان جوان‌هایی که به کتاب‌فروشی آقای نکوئی رفت‌وآمد داشتند، تقسیم شد. آقای نکوئی البته در مغازه‌اش از این مدل کتاب‌ها بسیار توزیع می‌کرد. خود ما نیز انتشاراتی داشتیم به نام «خرد» که بیشتر کتاب‌های ممنوعه و سیاسی روز در آنجا توزیع می‌شد. ما همچنین برخی از کتاب‌ها همچون کتاب‌های مرحوم بازرگان را چاپ و با تیراژ خیلی بالا منتشر می‌کردیم. حداقل تیراژهای آن زمان 5 تا 6هزار تا بود که در مقایسه با الان که جمعیت سه‌برابر شده و تیراژ کتاب‌ها به 500 تا رسیده است، بسیار زیاد بود. فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی از بزرگ‌ترین خدمت‌هایی بود که آقای نکوئی تا همین اواخر انجام داد.
همکاری‌های گروهی در اجتماعات نیز از دیگر اقدامات ایشان بود که از آن طریق اعلامیه‌های امام(ره) را تکثیر و توزیع می‌کردند. به یاد دارم که آقایان بزرگزاد ساعت‌ساز، آقای مهندس میرمحمدصادقی، آقای حاج تقی هسته‌ای، آقای قرآنی، آقای شیخ‌احمد اسماعیلی، آقای حسن حدادی و دیگر افراد به همراه مرحوم نکوئی و بنده در این حوزه فعال بودیم. در زمان شاه بنده و آقای هسته‌ای و بعضی از افراد این گروه دستگیر شدیم که مهم‌ترین و تنهاترین کاری که از دستمان برآمد این بود که نام و آدرس دیگر افراد جمعمان را باوجود همه سختی و تا حدامکان لو ندهیم؛ چراکه در غیر این صورت مابقی هم به زندان می‌افتادند. به همین خاطر بود که آقای نکوئی به زندان نیفتاد. البته مدتی تحت تعقیب بود و اخطارهایی نیز از سمت ساواک و دیگر مقامات داشت که خوشبــخــتانه به زندان ختم نشد.

اداره امور جنگ‌زده‌ها در اصفهان یکی از نقاط قوت فعالیت ایشان پس از انقلاب و در دوران جنگ است. از آن زمان خاطره‌ای در ذهن دارید؟

بعد از انقلاب ایشان به سمت فرمانداری نجف‌آباد منصوب شد و به‌خوبی توانست شرایط آن زمان را باوجود حملاتی که قبل و در جریان انقلاب به نجف‌آباد شده بود، کنترل، اداره و حتی جبران کند. او بین جناح‌های مخالف و موافق آشتی برقرار کرد که این اقدام در برقراری آرامش بسیار مؤثر بود. بنده نیز در آن زمان فرماندار اصفهان بودم و روابط دوستانه‌ای با آقای نکوئی داشتم. ما در برخی از فعالیت‌های انتخاباتی باهم در ارتباط بودیم. مرحوم نکوئی علاوه بر فعالیت‌های سیاسی در عرصه اجتماعی نیز نقش بسیاری داشت. برای مثال کارخانه‌های نجف‌آباد را در برابر تجاوز و دزدی حفاظت می‌کرد. چراکه بسیاری از افراد تازه‌کار و تندرو گاهی مزاحمت برای برخی از کارخانه‌ها ایجاد می‌کردند که آقای نکوئی به‌خوبی این موضوع را اداره و مدیریت کرد. پیش از آن نیز به‌عنوان بازرس آموزش‌وپرورش مشغول به کار بود و به مدارس سر می‌زد و راهنمایی‌های لازم برای حفظ و نگهداری مدارس می‌کرد. بعد از فرمانداری نجف‌آباد،‌ مدتی هم فرماندار اصفهان شد که هم‌زمان با آغاز جنگ بود. آوارگان و جنگ‌زدگان بسیاری از خوزستان به اصفهان و شیراز هجوم آوردند و محل سکونت، خوراک و درآمدی نداشتند. شرایط بسیار آشفته و درهم بود. در همان زمان آقای نکوئی برای این معضل برنامه‌ریزی کرد و بنیاد امور جنگ‌زدگان را در اصفهان تأسیس و محل‌هایی را برای جنگ‌زدگان پریشان، تشنه، گرسنه و بی‌مسکن در نظر گرفت.
بنیاد امور جنگ‌زدگان فعال‌ترین و لازم‌ترین نهادی بود که بعد از انقلاب تأسیس شد. البته شهرهایی همچون اصفهان و دیگر شهرهای کشور هم بمباران می‌شد که در این شرایط مردم اصفهان اکثرا به خارج از شهر و روستاها پناه می‌بردند. حتی یک نفر هم در همین چهارباغ از میدان شهدا تا میدان انقلاب قدم نمی‌زد.  بسیاری از محله‌های اصفهان بمباران می‌شد و هیچ حساب‌وکتابی وجود نداشت و امکان ایجاد امنیت ازنظر جانی فراهم نبود. به همین خاطر اصفهان نیز به یک مرکز جنگ تبدیل‌شده بود.

دوران استانداری مرحوم نکوئی در شهر بحران‌زده‌ای مانند کرمانشاه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

مرحوم نکوئی پس از فرمانداری اصفهان، استاندار کرمانشاه شد. آن شهر یکی از خط مقدم‌های جبهه بود و بعثی‌ها بسیار به آن حمله می‌کردند. بدتر از همه حضور گروه مرصاد یا همان منافقان در کرمانشاه بود که با حملات بسیار باعث کشته‌شدن تعداد زیادی از هم‌وطنانمان شدند. آقای نکوئی از این مسئله بسیار رنج می‌برد و تمام ناراحتی‌هایش بر سر این موضوع بود. او به افرادی که به کوه‌ها پناه می‌بردند آب، نان و غذا می‌رساند و در برخی از مواقع هم نان، پنیر و خرما از شهرهای دیگر به این مناطق جنگ‌زده فرستاده می‌شد.
بعد از خوزستان، شرایط جنگ در کرمانشاه از همه جای کشور آشفته‌تر بود. البته شهرهای دیگر نیز از بمباران بعثی‌ها بی‌نصیب نبودند. پس از استانداری کرمانشاه، آقای نکوئی استاندار چهارمحال و بختیاری شد که در آنجا با مشکلاتی شبیه به کرمانشاه مواجه نبود؛ اما در عوض با مسئله آب زاینده‌رود و اختلاف میان نمایندگان شهرکرد از چهارمحال و بختیاری و اصفهان روبه‌رو شد. مشکلی که در زمان آقای احمدی‌نژاد به وجود آمد و طبق دستور دولت آب باید در درجه اول در شهرکرد مصرف می‌شد. این موضوع مانند این است که بگوییم نفت باید تنها در خوزستان مصرف شود و به دیگر شهرهای ایران منتقل نشود. پس از استانداری چهارمحال و بختیاری او به سمت استاندار قزوین منصوب شد و چند سال هم در قزوین به سر برد.
نکوئی برای احیای صنایع قزوین بسیار تلاش کرد و کارخانه‌های یــخـــچــال‌ســـازی و هـــمـــچــنــین مرغداری‌ها را به‌خوبی کنترل می‌کرد. همچنین بر روی ارزاق فراوانی که در آنجا تولید می‌شد، مدیریت اجتماعی بسیار خوبی داشت.  
مرحوم نکوئی در دوران خدمتش در قزوین اقدامات بسیار شایسته‌ای انجام داد که احداث پله و ایجاد امکاناتی برای بازدیدکنندگان قلعه الموت که به دوران اسماعیلی‌ها و حسن صباغ قرن 6 و 7 برمی‌گردد، ازجمله آن‌ها بود.  او پس از استانداری قزوین تقریبا بازنشسته شد و به اصفهان بازگشت. در آن زمان علاوه بر ادامه فعالیت‌های بنیاد جنگ‌زدگان،‌ اقدام به نشر آثار حضرت امام‌(ره) کرد. چراکه بسیار به حضرت امام‌(ره) و خانواده محترمشان عنایت داشت و به همین خاطر نشر آثار امام را در اصفهان راه‌اندازی کرد. بسیاری از سخنرانی‌ها، گردهمایی‌ها و فعالیت‌های فرهنگی و نمایشگاهی در رابطه با امام خمینی‌(ره) توسط آقای نکوئی در نگارستانی در فلکه فیض انجام و مدیریت می‌شد. در راستای همین اقدامات مرحوم نکوئی شرایط نشر و توزیع آثار امام (ره) در اصفهان بسیار فعال و خوب پیش می‌رفت.

فعالیت‌های سیاسی و حضوری که در عرصه سیاست و انتخابات مختلف کشور داشتند از نقاط قابل‌بحث درباره ایشان است.

بله. او بی‌نهایت درزمینه انتخابات فعالیت داشت و در سال 88 نیز رئیس ستاد مهندس میرحسین موسوی بود که به‌خوبی هم اداره شد. بنده نیز مسئول ستاد مردمی و سخنرانی‌های آن انتخابات بودم. به یاد دارم زمانی که نتایج انتخابات اعلام شد و آقای موسوی پیروز انتخابات نشد، آشو‌ب‌ها و اعتراض‌های فراوانی شکل گرفت که آقای نکوئی بلافاصله ستاد انتخاباتی را تعطیل کرد تا محل تجمعی برای اعتراضات در اصفهان وجود نداشته باشد. ما تمام تلاش خود را برای کنترل شرایط به‌کار بستیم تا شهر را آرام نگاه‌داریم. البته تعدادی نیز دستگیر شدند که پس از ثابت‌شدن بی‌گناهی همه آن‌ها آزاد شدند. مرحوم نکوئی تا همین اواخر نیز فعالیت‌های سیاسی خود را ادامه داد و با ریاست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اصفهان، محوری برای جناح‌های اصــلاح‌طــلب به‌حــساب می‌آمــد. ایشان همیشه خواستار انتخاباتی پرشور‌و‌هیجان و البته با سربلندی مردم بود.
به یاد دارم در انتخابات 1359، کاندیداهای نمایندگی برای اصفهان بالغ‌بر 330هزار رأی به دست آورده بودند که مرحوم نکوئی نیز در آن انتخابات و مشارکت مردم نقش بسیاری داشت. این درحالی‌که جمعیت اصفهان کمتر از نصف زمان حال بود. در انتخابات اخیر مجلس در اسفند 98 نیز ملاحظه کردیم که مشارکت مردم به دلیل سختگیری شورای نگهبان در تأیید صلاحیت‌ها بسیار پایین بود.
مرحوم نکوئی حتی با شورای نگهبان در خصوص رد صلاحیت‌ها صحبت‌هایی داشت و در خصوص انتخاب افراد برای شورای شهر و مجلس بسیار ناراحتی کشیدند. حتی بنده در بزرگداشت ایشان گفتم اگر من به‌جای حاج‌آقا نکوئی بودم، توانی برای انجام فعالیت‌های سیاسی آن‌هم در این شرایط بد را نداشتم. انسان چگونه می‌تواند این‌همه مشکلات را در خصوص انتخابات و دیگر فعالیت‌های سیاسی تحمل کرده باشد؛ من یکی که قدرت تحملش را نداشتم. درنهایت هم با فشارهایی که به او به‌خصوص در این سال‌های اخیر وارد شد، به بیماری سرطان مبتلا شد. او مرد بزرگوار، متدین، متواضع، مهربان و فعال بود و تا جایی که می‌توانست به مردم خدمت می‌کرد. بنده در صحبت‌های خود این موضوع را بارها عنوان کرده‌ام که آقای نکوئی زندگی سالم و خوبی داشت و مرگش نیز با خوبی، پاکی و عزت انجام شد.
همان‌طور که مشاهده کردیم در تشییع‌جنازه او نیز بسیاری از رجال، شخصیت‌ها، استاندارهای سابق و مقامات شهری، معاون‌های استاندار، فرماندار اصفهان و شهردار اصفهان حضور داشتند و تجلیل فوق‌العاده‌ای از او به عمل آمد. از طرفی بسیاری از شخصیت‌های برجسته و سیاسی کشور همچون حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن خــمینی،‌ ســـیدمحـــمد خـــاتــمی، محمدرضا عارف و... برای ایشان پیام تسلیت فرستادند. این‌ها همگی نشان از این دارد که به معنای واقعی این دعا در حق مرحوم نکوئی مستجاب است که اللهم لا نعلم منه الی خیرا، خدایا ما غیر از خوبی از این مرد چیز دیگری ندیدیم.

نکویی مرد اخلاق

۵۰ سال مجاهدت/

صلواتی: مرحوم نکویی با همه جریان‌های سیاسی تعامل داشت

           یک فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: مرحوم نکویی در حالی که محور جریان اصلاحات اصفهان بود اما با تمامی جناح‌های سیاسی در اصفهان تعامل داشت.

فضل الله صلواتی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا پیرامون فضائل مرحوم سید علی نکویی، رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اصفهان اظهار کرد: آن مرحوم از سال ۱۳۴۲ با شروع نهضت امام خمینی (ره) فعالیت انقلابی خود را آغاز کرد و بر همین اساس از پیشکسوتان مبارزه با رژیم شاهنشاهی تلقی می‌شود.

وی افزود: مرحوم نکویی پیش از انقلاب اسلامی با راه اندازی "انتشارات قائم" کتاب‌های سیاسی، مذهبی و آنچه که از امام (ره) منتشر می‌شد را توزیع می‌کرد، برای همین نیروهای ساواک اصفهان به او اخطار دادند و مزاحمت‌هایی را برایش ایجاد کردند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: رئیس فقید شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اصفهان خدمات ارزنده‌ای را در راه تحقق انقلاب اسلامی از خود به جای گذاشت و نقش پر رنگی در مجامع سیاسی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی داشت.

صلواتی ادامه داد: مرحوم نکویی بعد از انقلاب، فرمانداری شهرهای نجف‌آباد و اصفهان و استانداری استان‌های کرمانشاه، چهار محال و بختیاری و قزوین را بر عهده داشت؛ همچنین وی در اوج جنگ و بمباران‌ها، کرمانشاه را به‌خوبی اداره کرد و به مردمی که در کوهستان‌ها پناه گرفته بودند، غذا و آذوقه می‌رساند. هر مسئولیتی که به‌عهده ایشان گذاشته می‌شد، با مدیریت صحیح و ایمان و تقوا، به خوبی انجام می‌داد.

وی تصریح کرد: یکی از مهمترین خدمات مرحوم نکویی، تأسیس بنیاد مهاجرین جنگی بود، زیرا با آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹ بسیاری از مردم مناطق جنگ زده به اصفهان مهاجرت کردند در حالی که بی‌پناه و سرگردان بودند؛ لذا مرحوم نکویی به همراه عده‌ای دیگر و بدون اینکه چشم‌داشتی داشته باشند، با تلاش شبانه روزی بنیادی برای تأمین نیازها و مایحتاج این افراد، از دولت و مردم کمک جمع می‌کردند. در واقع، ارزش این کار ایشان از مسئولیت‌های دیگرشان مثل فرمانداری و استانداری بالاتر بود و فداکاری فوق‌العاده‌ای محسوب می‌شد.

این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه داد: یکی از مهمترین خدمات مرحوم نکویی حضور فعال ایشان در عرصه انتخابات‌های کشور بود که با ایجاد شور و شوق در شهر، مردم را به حضور در انتخابات تشویق می‌کرد.

صلواتی خاطرنشان کرد: آن مرحوم در حالی که محور جریان اصلاحات اصفهان بود، با تمامی جناح‌های سیاسی اصفهان تعامل داشت.

وی ادامه داد: مرحوم نکویی علی رغم ناملایمات و فشارها، ایمان و اعتقادات خود را حفظ کرد؛ بنده بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رابطه‌ نزدیکی با وی داشتم و در این سال‌ها هیچ نقطه ضعفی از او ندیدم و امروز می‌توانم در مورد آن مرحوم صراحتاً اعلام کنم اللهم انّا لانعلم منه الا خیر (خدایا من به جز خوبی از ایشان چیزی نمی‌دانم).