صحبت از موازنه قوای تسلیحاتی نیست
وحشت از استراتژیهای جنگی است
منتشر شده در نشریه صبح بیداری، هفته اول اسفند 1398
نفیسه آقاجان- حمله موشکی ایران به نیروهای آمریکایی در عراق با عنوان رسمی عملیات شهید سلیمانی یک عملیات نظامی در 18 دی 1398 بود که طی آن، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با پرتاب شماری موشکهای بالستیک از کرمانشاه، پایگاه عینالاسد در استان الانبار عراق و پایگاهی در نزدیکی فرودگاه اربیل در منطقه کردستان عراق را که محل استقرار نیروهای آمریکایی بودند، هدف قرار داد. جمهوری اسلامی ایران این حمله موشکی را پاسخ به حمله آمریکا به فرودگاه بغداد دانست که منجر به کشته شدن قاسم سلیمانی و همراهانش شد. این عملیات در ساعت 1:20 بامداد یعنی همان ساعت هدف قرار گرفتن خودروی قاسم سلیمانی و چند ساعت قبل از دفن پیکر او انجام شد.
پس از این اقدام جسورانه و به موقع سپاه پاسداران و انتقام سخت از این ترور ناجوانمردانه تحلیلگران در سراسر دنیا به تحلیل و نقد و بررسی این موضوع پرداختند.
دیوید اشمرلر کارشناس مؤسسه جیمز مارتین سنتر در مصاحبه با رادیو فردا، میگوید که موشکهای ایران دقیقتر از آنچه تصور میشود بودهاست. بنیاد بررسیهای جهانی میدلبری نیز تصاویر ماهوارهای از آشیانههای هواپیما که توسط موشکهای ایران تخریب شده منتشر میکند. به دنبال آن روزنامه وال استریت ژورنال نیز مینویسد که حمله ایران به پایگاههای آمریکا در عراق در کنار حمله به تأسیسات آرامکو عربستان در سپتامبر قبل با مشارکت ایران، یک زرادخانه موشکی را معرفی کرد که با کمالِ بلوغ، همراه با دقت و دارای قابلیت تهدید و بازدارندگی در برابر دشمنان منطقه ای ایران است و روزنامه واشینگتن پست با استناد به مقامات عالیرتبه دولت آمریکا اعلام میکند که ایران با سنجیدگی و دقت هدفگیری کردهاست تا از خسارت شدید و آغاز جنگ گسترده خودداری شود.
فردریک پلیتجن خبرنگار شبکه سیانان در تحلیل سیاسی و امنیتی حمله ایران به پایگاه عینالسد در تهران پس از سخنرانی ترامپ پیرامون این حمله میگوید: «ایرانیها با این حمله موشکی نشان دادند که توان پاسخ دادن به آمریکا را دارند… ایرانیها همچنین نشان دادند که تسلیحات بسیار پیشرفتهای ساختهاند که میتوانند با آن اهدافی در خارج از کشور را هدف قرار دهند.»
سخنرانی ترامپ پس از حمله موشکی ایران که ایران را به همکاری در مقابله با داعش فراخوانده بود، از سوی رسانههای داخلی ایران عقبنشینی و ضعف وی از تهدید نظامی ایران تحلیل شد. برخی نیز این پاسخ جمهوری اسلامی را با توجه به اینکه از قبل به نیروهای خارجی اطلاع داده شده، صرفاً یک حرکت نمایشی همراه با بزرگنمایی و دروغ های بسیار برای راضی کردن افرادی میدانند که به آنها وعده انتقام سخت داده بودند.
در این میان در کشور خودمان نیز تحلیلگران و سیاستمدارانی بودند که این واقعه را بخوبی مورد تحلیل و بررسی قرار دادند. بر همین اساس ما نیز گفتگویی داشتهایم با دکتر فضلا... صلواتی نویسنده، پژوهشگر و از نیروهای ملی-مذهبی ، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی، که در ادامه ماحصل این گفتگو را با یکدیگر میخوانیم.
* ترور سردار سپهبد قاسم سلیمانی و شهادت ایشان چه تبعاتی را برای ترامپ در آستانه انتخابات پیش روی آمریکا خواهد داشت؟
ترور شهید سلیمانی نشاندهنده آن بود که رییس جمهور و حکومت آمریکا تروریست و تروریستپرور است . مشخص شد که بوجودآورنده داعش، القاعده و طالبان بوده است. عمل انجام شده یک اقدام تروریستی آنهم توسط یکی از قدرتمندترین ممالک است که از نظرسلاح بالطبع برتریهایی را دارد. ولی با این عمل، همانند دزدان دریایی که چون نمیتوانند رسماً رو در رو شوند مخالفان خود را ترور میکنند؛ خود را پست و بیارزش نشان دادند. تروریستی که خود را در حد اسرائیل اشغالگر پایین آورده، اسرائیل که هر روزی به اصطلاح بندال کشورهای دیگر باید باشد تا خود و امنیتش و سرزمین اشغالیش را حفظ کند. بعد از این ترور ناجوانمردانه حمایت از ترامپ پایین آمد و او در نظر مردم آمریکا حقیر شد و طبیعتاً عقلای کشور آمریکا از این عمل ترامپ شرمندهاند و هرگز به یک تروریست رأی نمیدهند.
*دقت حمله موشکی ایران به عینالاسد بسیار دقیق بود و موجب شد زیرساختهای آمریکا نابود شود. این توان دفاعی ایران چه پیامی را می تواند به دشمنان جمهوری اسلامی ایران برساند؟
البته زیرساختهای آمریکا در همان زیرساختهای پایگاه عینالاسد نابود شد. آمریکا انتظار این حمله را داشت و میدانست در عراق این اتفاق خواهد افتاد. آمریکا به توان موشکی ایران واقفست و میداند که موشکهای ایران نقطهزن است، لذا سربازان خود را در پناهگاه جا داده بود که آسیبی به آنها نرسد. پیام ایران برای دشمنان جمهوری اسلامی ایران این است که در هر شرایطی از مرز و بوم و ملت خود دفاع میکند و انتقام کشتههای خود را میگیرد ولی نخواسته که انسانی کشته شود.
*اعلام دولت عراق مبنی بر اطلاع از حمله ایران به پایگاه عین الاسد و در ادامه تصویب قانون اخراج سربازان آمریکایی در عراق چه پیامدهایی را برای آمریکا و سایر کشورهای بلوک غرب مستقر در عراق دارد؟
همه متحدان آمریکا باید بدانند که اگر ضربهای به ایران بزنند باید تحمل انتقام ایران را داشته باشند. در هر صورت امکان وقوع جنگ بین ایران و برخی آنها وجود دارد و بیش از همه اسرائیل و امارات از متحدان آمریکا هستند که در تیررس ایرانند و بیشترین آسیب را خواهند دید البته ایران هم بینصیب نخواهد ماند.
پیام برای آمریکا و متحدانش این است که ایران در هر شرایطی میتواند از خود دفاع نماید چه در خود عراق و چه در کشورهای خودشان.
*به نظر شما آیا این حمله تلفاتی داشته و اگر چنین بوده است چرا تلفات عین الاسد اعلام نمیشود؟
چون ایران قبل از عملیات انتقام سخت خبر حمله را به عراق داده بود، عراق هم بالطبع آمریکا را در جریان گذاشته بود لذا آمریکا هم به نیروهای خود آماده باش داده و انتظار حمله انتقامی را داشت. معلوم نیست تلفاتی داشته باشد اگر هم بوده از ترس یا موج انفجار بوده است و به نظر بنده اگرکسی کشته شده باشد با سر و صدا اعلام میکردند.
*خودداری طرف ها از تداوم تنش و رسیدن به جنگ تا چه حد پایدار خواهد بود و آیا خود ماهیت این حمله واکنش جدی از سوی واشنگتن در پی دارد؟
خودداری آنها بخاطر انتخابات آمریکا و اسراییل است. آنها تا انتخاباتشان مماشات میکنند و اقدامات خود را برای بعد از انتخابات گذاشتهاند. مگر آنکه ایران حرکتی جدید انجام دهد. ترامپ نمیخواهد قبل از انتخابات جنگطلب و طرفدار کشتار مردم معرفی شود ولی پس از انتخابات معلوم نیست چه خواهد شد.
*این اقدام ایران در حمله به اهداف آمریکا در عراق می تواند دارای چه ابعادی در حوزه نظامی و امنیتی برای عراق و کل منطقه باشد؟ آیا اکنون با انجام این حمله موشکی، موازنه قوا یا حداقل موازنه وحشت شکل گرفته است؟
نشان میدهد ایران قدرت بر هر اقدامی را دارد و میتواند پاسخگوی حملات باشد و هرگز کوتاه نمیآید. روی همین حساب است که عربستان و امارات به وحشت افتادهاند. آنها میدانند که مانند اسراییل مورد توجه آمریکا نیستند و چون تاسیسات آرامکو زده شد نتوانستند عکسالعملی نشان دهند. برای آمریکاییها امنیت اسراییل مهم است نه عربستان و امارات و بحرین، و آنها با آن همه هزینه کردن و گاو شیرده بودن بیش از همه نگرانند. آمریکا از لحاظ تجهیزات نظامی نیرومند است ولی عربستان و امارات و بحرین در معرض نابودی قرار میگیرند و وحشت آمریکا بیشتر از همین است، در اینجا صحبت از موازنة قوای تسلیحاتی نیست، وحشت از استراتژیهای جنگی است.
*اکنون صحنه تحولات عراق به کدام سمت و سو پیش خواهد رفت؛ بحران و جنگ نظامی یا کاهش تنش؟
هنوز عراق آشفته است بین مردم و دولت تفاهم نیست، آنها خواستهاند که نیروهای آمریکایی از کشورشان خارج شوند. در حال حاضر نیروهای آمریکایی در عراق مسلطند و با مردم عراق مثل کشورهای مستعمره برخورد میکنند و چون مخالفتها و کشتههایی در تظاهرات داخلی داشتهاند معلوم نیست به این زودیها وحدتی بین مردم عراق ایجاد شود و امکان خونریزی بیشتر هست؛ در عراق بهانة مردم برای این مخالفتها فقر و بیکاری و عدم امکانات است. تا کنون دولتشان نتوانستهاند اقدام مثبتی انجام دهند. با اینکه صدور نفت در آنجا بسیار است و تحریمی ندارند ولی نتوانستند اقتصاد و سیاست و حمایت مردم را مدیریت کنند حتی نتوانستهاند بدهیهایشان را به ایران و دیگر کشورها پرداخت کنند. به نظر بنده آمریکا همچنان تا مدتی با قدرت باقی خواهد ماند و نگرانیها تا حدی برای ایران و عراق و بعضی از کشورهای منطقه است.
و در نهایت گفتگو با دکتر صلواتی را با یادداشتی از ایشان به پایان میرسانیم.
«ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد»
از روز 25 آبان تا امروز، هر روزی خبری ناخوشایند و رنجآور به گوش میرسد، خبر از مرگ انسانهائی که از رنج نداری و فقر و بیکاری، فریاد بر آوردند، مشتها را گره کرده و از گرانی ارزاق و نیازهای همگانی نالیدند، به گران شدن بنزین اعتراض داشتند که عامل تورّم و گرانی وحشتناک در همه عرصه های زندگی میشود، (که تأثیرات آن زود نمایان شد)، آیا باید به خاطر اعتراضشان کشته شوند؟ آنها که عیششان مدام و زندگیشان به کام است، چگونه میتوانند درد فقر و نداری را لمس کنند و بدانند که هشتاد درصد مردم چه میکشند؟
چرا باید در تشییع جنازة شهیدی سرافراز سردار سپهبد سلیمانی، نزدیک به 100نفر از مردم پرشور و با ایمان کرمان، زیر دست و پا از بین بروند، آیا مسؤلان شهر، جمعیت اهواز، مشهد و تهران را ندیده بودند که نتوانستند برای خاکسپاری سردار شهید برنامهریزی، و هماهنگی کنند که آسیبی به کسی نرسد؟ چهل سال از انقلاب گذشته، هزاران شهید تشییع شدهاند ولی غفلت مسؤلان سرجای خود باقی مانده است، پاسخ عشق و ارادت، آیا مرگ است؟
جوانان هموطن که برای دیدار اقوام و ازدواج با دختران ایرانی آمده بودند و با شور و عشق و امید به طرف محل درس و یا زندگیشان میرفتند، آیا با خطائی و یا غفلت و بیتوجهی و عدم آگاهی، هواپیمایشان مورد اصابت موشک قرار گرفته و سرنگون شود و 176 انسان امیدوار و جوانان نخبه یکباره ذغال شوند؟ آیا ما خود را میبخشیم!؟ اینکه بگوئیم: کاش من هم با آنها بودم یا کشته میشدم، کافی است؟ من و شما باید وظیفهمان را انجام دهیم، با مردن ما که مسافران هواپیما زنده نمیشوند.
در سیلهای مداوم، زلزلهها، سقوط اتوبوس به دره، تصادفات بسیار در سطح کشور و... و بحرانهای دیگر، که از پیش برای آن فکری نشده، در اثر بیکفایتی و بیلیاقتی امثال ما نیست!؟
آب بسیار و فوقالعاده خوزستان که تا کرمان و فارس و یزد را میتواند سیراب کند، بازهم باید قربانی بگیرد و ویرانی به بار آورد؟ و بعضیها برای رأی آوردن، علیه مردم شعار دهند که آب خوزستان نبایستی در هیچ استانی جاری شود و عمدة آن به خلیج فارس سرازیر شود، سادهاندیشان هم این شعارها را باور میکنند.
آیا این عدم مدیریت بحرانهای طبیعی و غیرطبیعی از عدم تخصص و نبودن آگاهی و بیبرنامگی ما و گوشههائی از عذاب الهی نیست؟ آیا اینها هم خطاها و توطئههای آمریکایی، صهیونیستی و تروریستی و آدمکشی است؟
آیا نمیتوانیم با نرمش در برخی موارد بین دولت و ملت تفاهم برقرار کنیم؟ مردم که صداقت خود را در تشییع جنازة سردار با اخلاص وطن، نشان دادند، آیا حکومت هم میتوانست با تأیید صلاحیتهای وسیع برای مجلس قدمی به سود این ملت بردارد؟
چگونه بیشتر شایستگان را، حتی آنها که سالها در مجلس بودهاند، ردّصلاحیت میکنند، صلاحیت خود آنها را چه کسی تأیید میکند؟ سؤال اینجاست که با این رد صلاحیتهای گسترده که در هر دوره اتفاق میافتد آیا کسی انتظار مدیریت صحیح در امور کشور و بحرانها را دارد؟ لااقل آنها که دور و اطراف افراد مسن و ریش سفید شورای نگهبان هستند، بهتر نبود در این شرایط زمانی دستی پیشرو میگرفتند و به خاطر این همه مصیبت و کشتههایی که ملت در ماه اخیر داده، به خاطر خطای دستاندرکاران، اعلام میکردند که افراد را به خاطر موضعگیریهای سیاسی و فکری، ردّصلاحیت نکردهاند، برای آنها جناح و گروه و راست و چپ و میانهرو فرقی نمیکند.
در شرایطی که انتخابات دو مرحلهای شده، کاش نمکی بر زخم دل بازماندگانِ درگذشتگان نمیپاشیدند، و لااقل پاداشی به تشییعکنندگان شهدا داده و در انسجام و اتحاد ملی میکوشیدند!
نظارت استصوابی سنگی است که جلوی پای آزادی و دموکراسی و مردمسالاری انداخته شده است، آقایان افرادی را تعیین میکنند که مردم به آنها رأی بدهند و آیا این اهانت به ملت بزرگ و باشخصیت ایران نیست؟ و هر دوره کرسیهای مردم سالاری را از شایستگان تهی میکنند و آیا این اعمال مردم را برای شرکت در انتخابات تشویق میکند؟ و همگان را برای تعیین سرنوشت جامعه به پای صندوقهای رأی میکشاند؟ آیا شور و نشاط به فضای انتخابات میبخشد!؟
«... وَاعْتَبِرُوا بِما قَدْ رَأَیتُمْ مِنْ مَصارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَکُمْ قَدْ تَزایلَتْ اَوْصالُهُمْ وَ زالَتْ اَبْصارُهُمْ وَ اَسْماعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزَّهُمْ وَانْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعیمُهُمْ فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ لأَوْلادِ فَقْدَها وَ بِصُحْبَةِ الاَْزْواجِ مُفارَقَتَها لا یتَفاخَرُونَ وَ لا یتَناسَلُونَ؛
(خطبه161نهج البلاغه)
[ای بندگان خدا!]... از آنچه بر گذشتگان شما رفت، عبرت بگیرید که چگونه بندهای بدن ایشان از هم جدا و چشمها و گوشهایشان زایل شد، و شرافت و شکوهشان از بین رفت و شادیها و خوشگذرانیهایشان از آنها جدا شد، نزدیکی فرزندان به دوری، و همنشینی با همسران به جدایی بدل شد. دیگر نه به هم می نازند و نه فرزندانی می آورند.»
برای درگذشتگان از هر گروه و هر طایفه، آرزوی رحمت و مغفرت دارد و برای خانوادههای داغدار آن شهیدان مظلوم، آرزوی صبر و اجر و سلامت دارد؟ و به همه تسلیت میگوید و سرسلامتی میدهد.
رحمت ا... علیهم اجمعین
اصفهان- فضل ا... صلواتی - 23 دیماه 1398